پیامدهای نزاع، دامنگیر همه است.
دخالت خارجی در امور داخلی کشورها و نتایج تکراری و مشابه آن، بهروشنیِ روز آشکار است. این دخالت هرچند میتواند با هر شعار آراستهای از «سالن زیباییِ سیاست» بزک شود، اما واقعیت را تغییر نمیدهد. خانم بینظیر بوتو آخرین کتاب خود را با عنوان «آشتی، اسلام، دموکراسی و غرب» نوشت. او در این کتاب به نظریه پروفسور فواد عجمی از دانشگاه جانز هاپکینز درباره مفاهیم «برخورد تمدنها» ـ که از سوی اندیشمند مشهور، هانتینگتون، در نشریه Foreign Affairs منتشر شده بود ـ اشاره میکند. پروفسور فواد عجمی در توضیح دیدگاههای خود میگوید که نظریه برخورد تمدنها تحت تأثیر برخی نشانههای خاص شکل گرفته که باید با تردید و شکاکیت بیشتری بررسی میشد. دولتها بر اساس منافع خود عمل میکنند، اما رهبران این دولتها غالباً توجیههایی متناقض ارائه میدهند. او جنگ خلیج فارس را مثال میزند و معتقد است که این جنگ نمونه مناسبی از یک منازعه مبتنی بر تمدنها نیست.بههرحال، پس از تأسیس سازمان ملل متحد، موارد بسیاری میتوان برشمرد که در آنها دیدگاه پروفسور فواد عجمی مو به مو درست از آب درآمده است؛ جایی که دولتها برای تأمین منافع خود، روایتهای جعلی میسازند و عرضه میکنند. اما آنچه در ونزوئلا رخ داد، گامی فراتر از اینها بود. سپس، با موج کنونی سخن از مداخله در ایران، هر «درسی» که درباره اخلاق بینالملل داده میشد نیز کنار گذاشته شد. اتفاقاً کنار رفتن این تعهد و اظهارات آشکار درباره قدردانی عوامل موساد، موجب بسیج گستردهتر حامیان دولت کنونی ایران شد. زیرا اگر تغییری در وضعیت موجود رخ دهد، پیامدهای آن پنهان نیست و ایرانیان بهخوبی با صهیونیسم و اهداف آن آشنایند.در چنین شرایطی، به دعوت من، مدیرکل خانه فرهنگ ایران در لاهور، آقای مسعودی، به منزل من آمد و همراه با چند دوست ایرانی دیگر و برخی دیپلماتهای ارشد کشورهای عربی ـ که یکی از آنان سفیر پیشین یک کشور عربی در پاکستان بود ـ درباره اوضاع گفتوگو کردیم. احساس کردم که ایران مدتی پیش، پس از جنگ ایران و اسرائیل، خود را تا حد زیادی برای شرایط پیشِ رو آماده کرده است. آنان بهخوبی به یاد دارند که نهچندان دور، رئیسجمهور ترامپ تهدید کرده بود تهران را از ساکنانش تخلیه خواهد کرد. ایران در این مدت آمادگیهای نظامی خود را در شطالعرب بهشدت افزایش داد و تجهیزات دفاعی، موشکها و غیره را تا حد امکان به داراییهای آمریکا نزدیک کرد تا فاصله حداقلی و زمان موردنیاز کوتاه باشد. اینکه اکنون چنین چیزی رخ میدهد یا نه، روشن نیست؛ اما ایرانیان بسیار مطمئناند که حتی اگر آمریکا مستقیماً به آنان حمله کند، قطعاً پاسخ خواهند داد.در میان افراد جدی آنان همچنین این بحث وجود دارد که چنین مداخله نظامیای نتیجهای جز ویرانی کشورِ مورد حمله و جنگ داخلی نخواهد داشت. زمانی که اتحاد جماهیر شوروی دولت ظاهرشاه را کنار زد و سردار داود را بر سر کار آورد، سپس نورمحمد ترهکی و آنگاه که حفیظالله امین نیز ناکام ماند، در ۲۷ دسامبر او را کشتند و همان روز وارد افغانستان شدند؛ و از آن روز تا امروز، ناامنی و بدبختی از مردم افغانستان جدا نشده است. نمونه عراق پیش روی همه است؛ سپس لیبی، سوریه و دیگران نیز پیش چشم همگاناند، جایی که آرامش به آشوب کشیده شده است. بنابراین حتی اگر دولت ایران سرنگون شود، دستاوردی جز جنگ داخلی نخواهد داشت.اگر دولتی طرفدار صهیونیسم در ایران مستقر شود، زنگ خطری جدی برای پاکستان و ترکیه نیز به صدا درخواهد آمد. زیرا در نقاطی که مرزهای این دو کشور با ایران تلاقی میکند، گسلهایی به نام فرقهگرایی وجود دارد که تحریک خواهند شد و میتواند وضعیتی بسیار خطرناک برای هر دو کشور، پاکستان و ترکیه، پدید آورد. کشورهای عربی نیز در حال درک این وضعیتاند و بهخوبی میدانند که اگر صهیونیسم ایران را سرنگون کند، در چنین شرایطی گزینههای کشورهای عربی بسیار محدود خواهد شد. از سوی دیگر، این اندیشه نیز رو به گسترش است که با بهرسمیت شناختن اسرائیل، در عمل به برتریطلبی آن میدان داده شده و اگر چنین تغییری رخ دهد، در منطقه تنها «اسرائیل» خواهد ماند. ادعاهایی مطرح است مبنی بر اینکه برخی کشورهای عربی نهتنها بهطور خاموش از دولت کنونی ایران حمایت میکنند، بلکه در این مقطع «گامهای عملی» نیز برمیدارند؛ چرا که در این زمان، تهدید کاملاً از سوی دشمنی مشترک است.
عنوان: پیامدهای نزاع، دامنگیر همه است
نویسنده: سید محمد مهدی لاهور[1]
ترجمه: دکتر محمد عسکری
[2]منابع:روزنامه جنگ: https://jang.com.pk/news/1546590
نظر شما