ویژگی‌های جینگ شیو (آموزش دینی ) اسلام در چین

دکتر مو وی‌بین، دانشیار دانشکدۀ علوم اسلامی چین، پس از سال‌ها تلاش مستمر، کتاب مطالعات جینگ شیو (اموزش دینی ) اسلام چین را تألیف کرده که در انتشارات فرهنگ دینی منتشر شده ­است. این کتاب، اثری علمی است که نویسنده بر اساس پایان‌نامۀ دکتری خود، آن را با دقت و گسترش بیشتری تدوین کرده و ارزش و اهمیت عملی قابل توجهی در درک عمیق روند تاریخی چینی­ سازی اسلام دارد. پیش از انتشار رسمی کتاب، نگارنده به اختصار متن را مطالعه کرده بود و پس از انتشار رسمی، با رویکردی پژوهشی و آموزشی، آن را با دقت بیشتری خواند و به این نتیجه رسید که این کتاب انتخاب موضوع مناسبی دارد، منابع آن غنی و مستند است، ساختار منطقی دارد و در متن آن، به صورت منظم و روشن بحث شده ­است. اگرچه نگارنده سال‌ها در زمینۀ مطالعات اسلامی فعالیت داشته، اما تنها آشنایی پایه‌ای با اسلام چین دارد و مطالعه و بحث عمیق و سیستماتیکی در این زمینه انجام نداده ­است، پس این نوشته‌ها را نمی ­توان نقد کتاب دانست، بلکه صرفاً برداشت‌های یک خوانندۀ حرفه ‌ای پس از مطالعه است و ممکن است نواقصی داشته باشد.

نقد کتاب مطالعات جینگ شیو (آموزش دینی) اسلام در چین نوشتۀ وو یون‌گوی

در سال‌های اخیر، با پیشرفت مداوم پژوهش‌ها دربارۀ موضوع» چینی ­سازی اسلام»، بسیاری از افراد در حوزه‌های علمی و دینی، توجه ویژه‌ای به مسئلۀ تعریف مفهومی تعلیمات  اسلام در بستر چینی­سازی نشان داده‌اند. اینکه کتاب مقدس چیست، «جینگ شیو: آموزش دینی» چیست، و اندیشه­ های جینگ شیو (آموزش دینی) اسلام در چین، چه محتوایی دارند، نظرها و بحث‌های مختلفی وجود دارد، اما تقریباً همۀ این مسائل (چینگ شیو و اندیشۀ جینگ شیو) را در ارتباط تنگاتنگ با موضوع چینی ­سازی اسلام می­‌دانند. بنابراین، برای پاسخ دادن به این مسائل به شکلی روشن و قانع ‌کننده، نمی­توان تنها به بحث‌های انتزاعی دربارۀ واژگان پرداخت، بلکه نیاز است که بر اساس منابع مکتوب و واقعیت‌های تاریخی، روند پیدایش، توسعه و تحول جینگ شیو (آموزش دینی) اسلام در چین به شکلی جامع، عمیق و سیستماتیک مطالعه شود.

شایان ذکر است که دکتر مو وی‌بین، دانشیار دانشکدۀ علوم اسلامی چین، پس از سال‌ها تلاش مستمر، کتاب مطالعات جینگ شیو (اموزش دینی ) اسلام چین را تألیف کرده که در انتشارات فرهنگ دینی منتشر شده ­است. این کتاب، اثری علمی است که نویسنده بر اساس پایان‌نامۀ دکتری خود، آن را با دقت و گسترش بیشتری تدوین کرده و ارزش و اهمیت عملی قابل توجهی در درک عمیق روند تاریخی چینی­ سازی اسلام دارد. پیش از انتشار رسمی کتاب، نگارنده به اختصار متن را مطالعه کرده بود و پس از انتشار رسمی، با رویکردی پژوهشی و آموزشی، آن را با دقت بیشتری خواند و به این نتیجه رسید که این کتاب انتخاب موضوع مناسبی دارد، منابع آن غنی و مستند است، ساختار منطقی دارد و در متن آن، به صورت منظم و روشن بحث شده ­است. اگرچه نگارنده سال‌ها در زمینۀ مطالعات اسلامی فعالیت داشته، اما تنها آشنایی پایه‌ای با اسلام چین دارد و مطالعه و بحث عمیق و سیستماتیکی در این زمینه انجام نداده ­است، پس این نوشته‌ها را نمی ­توان نقد کتاب دانست، بلکه صرفاً برداشت‌های یک خوانندۀ حرفه ‌ای پس از مطالعه است و ممکن است نواقصی داشته باشد.

یک. چگونه می‌توان علوم دینی اسلام در چین را تعریف کرد؟

نویسندۀ کتاب در «مقدمه» به اختصار به چهار مسئله، ازجمله منشاء انتخاب موضوع، تعریف مفاهیم، استناد به منابع و روش تحقیق پرداخته­است. مقدمه، چارچوب کلی کتاب است که در آن تعریف مفاهیم اهمیت ویژه­ای دارد. در اسلام اصطلاح «علوم دینی» به معنای خاص وجود ندارد، اگرچه تفسیر قرآن با مفهوم علوم دینی اسلامی که در زبان چینی  به کار می‌رود مشابهند، اما تفاوت‌های آشکاری نیز دارند. نویسنده معتقد است که اصطلاح علوم دینی در زبان چینی، از مفاهیم واژگان کنفوسیوسی گرفته شده­است. برای بررسی این موضوع، من به منابع مربوط، مراجعه کردم. در فرهنگ لغت زبان چینی مدرن، تعاریف مرتبط با سه واژۀ «经» (کتاب)، «经典» (کتاب مقدس) و «经学» (آموزش دینی) به شرح زیر آمده­است: یکی از معانی «经» اشاره به متون کلاسیک، کتاب‌های مقدس، آیات کتاب و مفاهیم دینی است؛ «经典» به آثار سنتی و معتبر اشاره دارد؛ «经学» در اصل به دانش مطالعۀ متون کنفوسیوسی و به طور کلی، به آموزه­های دینی هر مذهبی اطلاق می­شود. با توجه به توضیحات این منابع، به نظر من، تعاریف سه ‌گانه­‌ای که نویسنده در مقدمه دربارۀ علوم دینی اسلام ارائه کرده، مستدل و منطقی است. اول، منظور از کتاب مقدس، همان قرآن کریم است که به پیامبر وحی شده و آموزش دینی، به معنای دانش مطالعه و پژوهش دربارۀ قرآن است. دوم، تعریف گسترده‌تر که معتقد است آموزش دینی به معنای کلام اسلامی است و دانش مرتبط با آن، نه تنها شامل قرآن، بلکه آثار مرتبط با کلام و حدیث نیز می­‌شود. سوم، تعریف گسترده­تر که آموزش دینی به معنای رشته­‌ای است که آموزش علوم دین اسلام و تفسیر متون مقدس را شامل می‌شود و تمام دانش مرتبط با اسلام را در بر می‌گیرد که باید مطالعه و پژوهش شود و انتقال یابد. نویسندۀ کتاب، تعریف وسیع را پذیرفته و پیدایش علوم دین اسلام در چین و محتوای آن را با تعلیمات مسجدی در دوره­ های مینگ و چینگ مرتبط دانسته­است. او معتقد است که کتاب‌های درسی و منابع آموزشی که برای انتقال علوم اسلامی به کار می‌روند، همه جزو حوزۀ پژوهش آموزش دینی هستند و کسانی که برای انتقال علوم اسلامی و ادارۀ امور دینی تربیت می­‌شوند، مانند معلمان دینی، آخوند و امام مسجد، همه از محصولات تعلیمات مسجدی سنتی هستند. ما دلایل کافی داریم که تعریف وسیع، با واقعیت تاریخی مطابقت دارد.

دو. چگونه می­توان رابطۀ تعلیمات مسجدی چین و چینگ شیو (اموزش دینی ) را درک کرد؟

   در تحقیقات گذشته، جامعۀ علمی کشور ما، بیشتر به پیشینۀ تاریخی ظهور تعلیمات مسجدی، متون درسی مورد استفاده و نقش مثبت تعلیمات مسجدی در انتقال دانش اسلامی، تربیت معلمان دینی، امامان و استادان دینی توجه کرده­اند؛ اما کمتر به رابطۀ نزدیک بین تعلیمات مسجدی اسلام و شکل‌گیری جینگ شیو ( آموزش دینی) پرداخته شده­ است. نویسندۀ این کتاب تأکید می­کند که شکل‌گیری تعلیمات مسجدی باعث شده­است که مساجد چین، تنها مکان‌های عبادت نباشد، بلکه همزمان به کلاس‌هایی برای آموزش، انتشار و ترویج دانش دینی تبدیل شوند. دلیل اینکه کتاب‌های درسی مورد استفاده در تعلیمات مسجدی اسلامی به عنوان «کتاب» یا «کتاب مقدس» شناخته می­‌شوند، اساساً این است که این کتاب‌ها، ارتباط نزدیکی با  قرآن کریم، یعنی متن اصلی اسلام دارند. حتی آثار زبانی به زبان‌های عربی و فارسی نیز برای یادگیری و درک صحیح آیات قرآن و معانی دینی اسلام نوشته شده­‌اند. بنابراین، تعلیمات مسجدی که در داخل چین آغاز شده، نه تنها شرایط لازم برای تأسیس مطالعات جینگ شیو  اسلام در داخل چین را فراهم کرده، بلکه هدف اصلی آن از طریق یادگیری و تسلط بر محتوای فکری آموزش دینی، انتقال دانش و فرهنگ فکری اسلام است. تعلیمات مسجدی با  جینگ شیو (آموزش دینی) رابطۀ علی و معلولی و مکمل یکدیگر دارند. نیاز تعلیمات مسجدی، باعث آغاز مطالعات جینک شیو شده، اما توسعۀ اندیشۀ جینگ شیو، به ارتقای سطح آن انجامیده و محتوای آموزشی را غنی­تر کرده­است.

متون مورد استفاده در تعلیمات مسجدی، غالباً به عنوان «سیزده کتاب» شناخته می­شوند. نویسندۀ این کتاب در فصل‌های مرتبط به بررسی نظام آموزشی، محتوای دقیق متون درسی و روش‌های یادگیری و نظام‌های مختلف تعلیمات مسجدی پرداخته و جزئیات فراوان و نقشۀ دانش نسبتاً کاملی را برای خوانندگان فراهم کرده ­است. به ­ویژه در زمینۀ متون درسی مورد استفاده در تعلیمات مسجدی، یعنی سیزده کتاب، این کتاب، متون را به دسته­‌های ابزارهای زبانی، تفسیر، احکام، اصول دین، و مکتب صوفیانه تقسیم کرده و به تفکیک، هر دسته را شرح داده­است. در بخش اصول دین، همچنین بین «کلام» که ریشه در الهیات فلسفی، و «توحید» که ریشه در تصوف دارد، تمایز قائل شده و بدین ترتیب، وحدت، تنوع و تفاوت‌های منطقه‌ای محتوای سنتی تعلیمات مسجدی را نشان داده­است.

نکتۀ شایان ذکر این است که برخی از آثار مرتبط با موضوع تعلیمات مسجدی است، هنگام معرفی سیزده کتاب، از واژگان چینی با تلفظ عربی و فارسی برای نام کتاب‌های درسی استفاده کرده‌اند، اما به­ندرت معنای آن‌ها را توضیح داده‌اند. نویسنده که به زبان عربی مسلط است، با مراجعه به حجم زیادی از اسناد تاریخی تعلیمات مسجدی، نام بسیاری از متون درسی و اصطلاحات تخصصی را به گونه‌ای پردازش کرده که با شیوۀ بیان زبان چینی سازگار باشد که این کار بسیار ارزشمند است.

سه. چگونه می­توان تأثیر تفسیر متون دینی به شیوۀ کنفسیوسی، بر جینگ شیو ( آموزش دینی) را درک و ارزیابی کرد؟

دانشمندان کشور ما در پژوهش و بحث دربارۀ موضوع چینی­ سازی اسلام، عمدتاً از عبارت «تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی» برای خلاصه­ سازی تأثیر مهم اندیشه‌های کنفسیوسی چین بر فرهنگ و اندیشۀ اسلامیِ وارد شده از خارج به داخل سرزمین چین استفاده می‌کنند. با این حال، به نظر می‌رسد در میان جامعۀ علمی در مورد معنای تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی، اجماع نظر وجود ندارد. به طور کلی، تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی، به معنای استفاده از واژگان و مفاهیم مکتب کنفسیوس برای تفسیر قرآن کریم است تا به هدف تبیین دین دست یابد و افراد غیرمسلمان و حتی کل جامعه را با اسلام آشنا سازد. اگر بخواهیم تعریفی گسترده‌تر ارائه کنیم، به نظر نویسنده، باید آن را به معنای استفاده از فرهنگ سنتی برجستۀ چینی، به نمایندگی از مکتب کنفسیوس برای تفسیر متون مقدس، آموزه‌ها، آداب و رسوم و فرهنگ فکری اسلام دانست تا به هدف همگرایی اسلام و کنفسیوس برسیم.

نویسنده درک خود از تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی را در قالب تعریفی گسترده ارائه کرده؛ اما تفاوت این است که وی برای تمرکز بر موضوع، به طور ویژه به بررسی تأثیر گستردۀ فعالیت تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی بر اندیشه‌های علوم قرآنی اسلام در چین پرداخته ­است.

اولین نکته، زمینۀ تاریخی و فرهنگی فعالیت تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی است. نویسنده معتقد است که تعلیمات مسجدی که در اواخر دورۀ مینگ و چینگ شکل گرفت، گرچه زبان آموزشی آن کاملاً چینی اصیل نبود و اغلب شامل واژگان عربی و فارسی به صورت تلفظی بود و به همین دلیل به آن »زبان ترکیبی» گفته می‌شد، اما آغاز تعلیمات مسجدی، همچنان نشانۀ مهمی از چینی ­سازی اسلام به شمار می‌رود؛ زیرا از دورۀ مینگ به بعد، صحبت به زبان چینی و خواندن خط چینی انتخاب مسلمانان داخلی بود. زبان، ابزار ارتباطی برای انتقال افکار است. مسلمانان کشور ما که در محیطی زندگی می­کنند که فرهنگ کنفسیوسی فرهنگ غالب آن است، تنها با انتخاب مسیر چینی‌سازی، می‌توانند به بقای خود ادامه دهند. این یک انتخاب هوشمندانه و مطابق با بقای افراد سازگار است. همین نیاز اجتماعی و فرهنگی فوری، باعث شکل‌گیری جنبش تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی شد.

نکتۀ دوم، تحول پارادایم آموزش دینی اسلام در چین است. منظور از این تحول، به طور مشخص این است که ظهور جنبش تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی، باعث تغییر تعلیمات مسجدی با زبان ترکیبی شد و به سوی استفاده از زبان چینی به عنوان ابزار آموزش، تفسیر و تبلیغ دین حرکت کرد. این تحول پارادایم در واقع فرایندی است که در آن جامعه، مسلمانان که در محیط تاریخی و فرهنگی جدید زندگی می‌کنند، نظام گفتمانی اسلام با ویژگی‌های چینی را می­سازند. عامل اصلی این تحول پارادایم، گروهی از دانشمندان مسلمان باتجربه است که هم به متون اسلامی تسلط دارند و هم دارای دانش عمیق فرهنگ سنتی چین هستند: «مسلمانان کنفسیوسی». آن­ها با ترجمه و تألیف آثار کلاسیک اسلامی، دیدگاه‌ها را گسترش دادند، دانش دینی مردم را غنی کردند و برخی از نگرش‌های محافظه‌کارانه در اندیشۀ دینی را پشت سر گذاشتند. همان‌طور که نویسندۀ کتاب گفته ­است، تحول پارادایم اندیشۀ علوم قرآنی که در جنبش تفسیر قرآن به روش کنفسیوسی تجلی یافته، رویدادی مهم و نقطۀ عطفی در تاریخ علوم قرآنی اسلام در چین به شمار می‌رود و شایستۀ پژوهش‌های عمیق‌تر است.

چهار. محتوای اصلی علوم دینی اسلامی در چین و واژگان مورد استفاده

نویسنده اشاره می­کند که در تاریخ چین، جنبش تفسیر قرآن با روش کنفوسیوسی، مدت­های مدید ادامه داشته که بدین‌سان، نظام علوم دینی اسلام به ‌زبان چینی در سرزمین اصلی چین پدید آمده و به‌شدت فرآیند بومی‌سازی اسلام را پیش برده­است. به ‌طور خلاصه، نظام علوم دینی بومی ‌شده در چین، عمدتاً شامل سه جنبه است: نخست، شریعت و قواعد دینی. اسلام از مؤمنان می‌خواهد نسبت به وحی الهی در دل، صادق و در عمل، پای‌بند باشند. محتوای فقه اسلامی که در خارج از چین (کشورهای اسلامی) رایج و گسترده است؛ علاوه بر عبادات پنج‌گانه که از جمله شریعت دینی است، شامل مقررات مربوط به ازدواج، روابط خانوادگی، تقسیم میراث و مقررات مرتبط با زندگی روزمره نیز می­شود. آثار فقهی که از طریق ترجمه به سرزمین اصلی چین وارد شده‌اند، با توجه به شرایط ملی، اجتماعی و مردمی چین، بیش‌تر بر ضوابط و شریعت دینی مربوط به عبادات پنج‌گانه تأکید کرده‌اند. در انتخاب نام‌ها نیز تفاوت‌هایی دیده می‌شود؛ برخی متون فقهی، آن­ها را «آیین و قانون» می­نامند تا دلالت‌های فرهنگی آیینی کهن چین را برجسته سازند. نویسنده معتقد است آثار فقهی و قواعد دینی را می­توان به سه دسته تقسیم کرد: ترجمۀ کامل، تدوین/ترکیب و آثار بازآفرینی ‌شده. ویژگی بارز آثار بازآفرینی ‌شده، بازپردازی به ‌صورتی است که با الگوهای آیین و نظام‌های کنفوسیوسی تطبیق داده می­شود؛ بدین­سان متون فقهی اصلی با اخلاق کنفوسیوسی، ترکیب و هم‌آهنگ می­شوند که بخشی از «هم‌آمیزی اسلام و کنفوسیوس» را تشکیل می­دهد.

دوم، کلام و فلسفۀ دینی. کلام به ‌عنوان یکی از شاخه­های مهم علوم اسلامی مطرح است؛ این واژه از نظامات اسلامی خارج از کشور نشأت گرفته ­است، در حالی که تصوف غیرنظام ‌یافته، معمولاً با عنوان «علم شناخت خدا» شناخته می‌شود. اگرچه این دو نام متفاوتند، در میان مسلمانان چین، به‌ندرت از هم تفکیک می­شوند. کلام به ‌عنوان یک شاخۀ علمی، عمدتاً به مباحثی چون ذات و صفات خدا، نسبت ایمان و عمل، ایمان و عقل، راه‌ها و روش‌های شناخت خدا و نگرش نسبت به یاران پیامبر می‌پردازد. از دوران مینگ و چینگ، علمای برجستۀ اسلامی چین مانند وانگ دای‌یوی، ما جو، لیو ژی، ما دِه شین و دیگران در عرصۀ کلام و فلسفۀ دینی، آثار قابل ‌توجهی پدید آوردند و مجموعه‌ای از آثار برجسته را به ‌جا گذاشتند. آثاری مانند جینگ جیو جین چوان، شی جین چینگ دا، چینگ جین دا شیو از وانگ دای‌یوی، چینگ جین جی نان از ما جو، تیان فانگ شین لی و تیان فانگ دیان لی از لیو ژی، و دا هوا زونگ گوی از ما دِه شین، از جمله کتاب‌های نامدار در حوزۀ کلام و فلسفه دینی­اند. نویسنده خاطرنشان می­سازد که ویژگی بارز این آثار در آن است که این مؤلفان، نه تنها آموزه‌های کلام اسلامی را با نظریۀ تفسیر قرآن با روش کنفوسیوسی توضیح داده‌اند، بلکه از منظر فلسفۀ دینی، مسئله منشأ جهان، معرفت‌شناسی، نیکی و بدی ذاتی انسان، تهذیب نفس، مرگ و زندگی انسان، اطاعت از خدا و وفاداری به حاکم و نیز آموزه‌ها و فضایل کنفوسیوسی چون اصلاح نفس، حکومت‌داری، انسان‌دوستی، عدالت، آداب، خرد و ایمان را به ‌نحو فلسفی و استدلالی بازنمایی کرده‌اند.

سوم، اخلاق و موازین اخلاقی است. اخلاق اسلامی تجسم عینی اخلاق دینی است. اگرچه در مورد اینکه آیا یک شاخۀ مستقل علمی محسوب می‌شود یا نه، بین محققان داخلی و خارجی توافقی وجود ندارد، اما اسلام بر اساس وحی کتاب مقدس، پنج نوع هنجار رفتاری را مطرح کرده ­است که در این مورد اختلافی نیست. در اواخر دورۀ مینگ و چینگ، دانشمندان مسلمان کنفوسیوس‌گرا در آثار خود، به اخلاق اسلامی توجه زیادی داشتند، هرچند به نظر می‌رسد کتاب مستقلی در این زمینه نداشته ­است. نویسنده معتقد است که اثر تیان فانگ دن لی نوشتۀ لیو ژی، اثری است که شناخت خدا، فلسفۀ دین، آداب و رسوم و اخلاق را در یک مجموعه گرد آورده و برخی فصل‌های آن با عناوینی مانند «راه شوهر، راه زن»، «راه پدر، راه فرزند»، «راه شاه، راه وزیر» و «راه برادران، راه دوستان»، به تفصیل اخلاق دینی «پنج اصل انسانی» را شرح داده‌اند. لیو ژی در این اثر، همچنین با روش مقایسۀ تطبیقی، پنج وظیفۀ آسمانی اسلام را با پنج اصل انسانی در اندیشۀ کنفوسیوس چین تطبیق داده ­است، به این معنا که محتوای این دو کاملاً یکسان نیست، اما می­توان آن­ها را مکمل یکدیگر و دو روی یک سکه دانست.

نویسندۀ کتاب همچنین به دو نکته دربارۀ واژگان مورد استفاده در متون کلاسیک چینی اشاره کرده ­است. یکی از منابع متون کلاسیک چینی، ترجمۀ متون خارجی به زبان چینی است. یکی از دشواری‌های ترجمه، یافتن معادل‌های مناسب چینی برای برخی واژگان و مفاهیم عربی یا فارسی است. بنابراین، مترجمان اغلب از واژگان تطبیقی استفاده می‌کنند، یعنی با روش تشبیه یا تطبیق، واژگانی را در زبان چینی می­یابند که معنای کاملاً یکسان ندارند، اما برای بیان مفهوم اصلی متن اصلی به کار می­روند. مشکل دیگر در ترجمه، دشواری ترجمۀ اصطلاحات تخصصی به صورت معنایی است، بنابراین اغلب از ترجمۀ تحت­ الفظی استفاده می‌شود. به دلیل تفاوت‌های لهجه ­های محلی، حروف به کار رفته در ترجمۀ تحت ­الفظی به زبان چینی بسیار متفاوت است که باعث سوء تفاهم می‌شود و این موضوع به ­ویژه در تعلیمات مسجدی که در آموزش متون کلاسیک به کار می­‌رود، آشکارا دیده می­‌شود.

پنجم. توسعۀ اندیشه‌های جینگ شیو (آموزش دینی ) اسلام در چین در دوران معاصر

دیدگاه ­های اصلی جامعه‌شناسی دین تأکید می‌کند که دین زیرسیستم جامعه است و شکل، روند و عملکرد آن، همزمان با جریان‌های اجتماعی مرتبط است. بنابراین، نباید اندیشه‌های دینی را بدون توجه به جامعه بررسی کرد. پس از جنگ تریاک در سال ۱۸۴۰، تاریخ اجتماعی چین، وارد دوران معاصر شد و جنبش‌های فکری و فرهنگی نوظهور در مبارزه علیه امپریالیسم و فئودالیسم، به یکی از نیروهای مهم در توسعۀ اندیشه­ های آموزش دینی اسلام و آموزش دینی در چین تبدیل شدند. تحت تأثیر جنبش فرهنگ نو، برخی از روشنفکران مسلمان چین، به تحلیل و جمع‌بندی کاستی‌های تعلیمات مسجدی سنتی پرداختند و پیشنهادهای مشخصی برای اجرای آموزش دینی نوین ارائه کردند. نویسنده بر اساس منابع مرتبط، اشاره می­کند که نظام تعلیمات مسجدی سنتی، پراکنده و فاقد برنامۀ آموزشی مشخص و استاندارد بود. علاوه بر این، برنامۀ درسی تعلیمات مسجدی سنتی، تک‌بعدی بود و به جز دانش دینی و زبان‌های خارجی، تقریباً هیچ رشتۀ علمی دیگری تدریس نمی­شد که باعث می‌شد دانشمندان دینی و آخوندها، پس از فارغ‌التحصیلی، دانش گسترده‌ای نداشته باشند.

تحت تأثیر جنبش فرهنگ نو، آموزش نوین مسلمانان در داخل چین آغاز شد و برخی از علمای روشنفکر و فعالان دینی، نقش مهمی در ترویج و پیشبرد آن ایفا کردند. مدارس تربیت معلم تأسیس شد تا نسل جدیدی از علمای دینی، با دانش اجتماعی مدرن و علوم طبیعی تربیت شوند. در محتوای آموزشی، این مدارس با تعلیمات مسجدی سنتی تفاوت داشتند؛ علاوه بر آموزش متون کلاسیک عربی یا فارسی، زبان چینی و علوم طبیعی نیز اضافه شد تا نسل جدیدی از دانشمندان دینی با دانش عمیق دینی و سطح فرهنگی بالا پرورش یابند. تغییر قابل توجه در محتوای آموزشی مدارس تربیت معلم نوین، وارد کردن دروس علوم انسانی وغیر دینی مانند زبان چینی، فرهنگ ملی و تاریخ به مدرسه بود که تأثیر تاریخی جنبش فرهنگ نو را نشان می‌دهد. این مدارس تربیت معلم، برخلاف تعلیمات مسجدی سنتی که به زبان چینی و دانش فرهنگی بی­توجه بود، اصلاح و کنار گذاشتن الگو و هدف تعلیمات مسجدی سنتی را نشان داد که این نیز تجلی تطابق دین با نیازهای توسعۀ اجتماعی است.

تغییر قابل توجه دیگر در اندیشه­های آموزش دینی اسلام در چین معاصر، مطرح کردن و اجرای اندیشۀ «عشق به وطن و دین» بود. در واقع، اندیشۀ «اطاعت از خداوند و وفاداری به حاکم» که دانشمندان مسلمان مشهور چین در اواخر سلسلۀ مینگ و اوایل سلسلۀ چینگ مطرح کردند، نیز می­تواند به عنوان «عشق به وطن و دین» تفسیر شود. اما عشق به وطن و دین که در دوران معاصر مطرح و اثبات شد، بار سیاسی برجسته­ای داشت، زیرا چین نیمه فئودال و نیمه استعماری قدیم، پیوسته مورد تجاوز امپریالیسم قرار می‌گرفت، به ­ویژه در زمینۀ تاریخی خاص اتحاد ملت چین برای مقاومت در برابر ژاپن، ارتقای میهن‌پرستی به سطح ایمان، اهمیت زیادی داشت. اما از دیدگاه غیردینی، عشق به وطن و ایمان دینی، دو مفهوم متفاوت هستند و لزوماً ارتباط ذاتی ندارند، زیرا کشور یا میهن، خانۀ مشترک همۀ مردم چین با هر دین یا بی‌دینی و هر قومیتی است و هر چینی، فارغ از باور دینی یا ویژگی قومی، باید این خانۀ مشترک را دوست داشته باشد و از آن دفاع کند.

شش. انتقال و نوآوری اندیشه ­های جینگ شیو (آموزش دینی ) اسلام معاصر چین

تأسیس جمهوری خلق چین، رویدادی تاریخی با اهمیت دوران‌ساز در تاریخ ملت چین است. از نظر انتقال و نوآوری آموزش دینی و اندیشه ­های جینگ شیو اسلام چین نیز دارای اهمیت نمادین در وداع با گذشته و استقبال از آینده است. پس از تأسیس جمهوری خلق چین، حزب و دولت مردم، به مسائل دینی و کارهای دینی توجه ویژه‌ای داشتند و به­تدریج مجموعه‌ای از سیاست‌ها و مقررات مرتبط را صادر کردند تا حقوق شهروندانِ باورمند به دین را طبق قانون حفظ کنند و دین را با نظام سوسیالیستی و نیازهای توسعۀ اجتماعی هماهنگ سازند. به­ویژه پس از آغاز اصلاحات و بازگشایی، بر اساس جمع‌بندی تجربیات تاریخی گذشته، حزب، نظریۀ دینی سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی را مطرح کرد و از دین‌های کشور خواست که جهت‌گیری درست چینی‌شدن را حفظ کنند و مردم پیروان ادیان را به مشارکت فعال در ساختن سوسیالیسم که شایستۀ عصر جدید باشد، هدایت کرد. انتقال و نوآوری اندیشۀ جینگ شیو و آموزش دین اسلام چین، نتیجۀ اجتناب‌ناپذیر تغییرات محیط اجتماعی و تاریخی یادشده است.

نویسنده به این موضوع که نسبتاً جامع و مشخص است و اهمیت بیشتری نیز دارد، در سه بخش پرداخت ه­است. در اینجا فقط نکته­ای شخصی دربارۀ محتوای مرتبط بیان می‌کنم. نخست، تأسیس نظام آموزشی دانشکدۀ علوم اسلامی، نشانۀ مهمی از نظام‌مند شدن آموزش دانشکدۀ دینی مدرن است. در دهۀ پنجاه سدۀ بیستم، ادیان بزرگ کشور ما، به ­تدریج دانشکدۀ دینی مدرن تأسیس کردند و دانشکدۀ علوم اسلام چین که در سال ۱۹۵۵ تأسیس شد، نخستین دانشکدۀ علوم دینی است. هدف تأسیس این دانشکده، تربیت نیروهای آموزشی و دینی سطح بالا بود که از رهبری حزب کمونیست چین حمایت کنند، به میهن سوسیالیستی عشق بورزند و نظام سوسیالیستی را تأیید نمایند. در زمینۀ پذیرش دانشجو، پذیرش از میان جوانان مسلمان سراسر کشور انجام می‌شد. در ده سال نخست تأسیس این دانشکده، علوم اسلامی مجموعاً ۱۰۰ دانش­آموخته داشت که پس از فارغ‌التحصیلی در مساجد، انجمن‌های اسلامی و دیگر واحدها و بخش‌ها در سراسر کشور مشغول به کار شدند. تأسیس این دانشکده، به­خوبی جهت‌گیری مدرن‌سازی آموزش دینی را نشان داد و سهم مهمی در تربیت نیروهای آموزشی و دینی سطح بالا و با کیفیت ایفا کرد.

دوم، در زمینۀ ساختار رشته‌ها و مفهوم آموزش، دانشکدۀ علوم اسلامی چین، پیوسته بر اساس نیازهای توسعۀ اجتماعی تنظیم می‌شود. از دهۀ ۱۹۹۰ به بعد، رشته‌های کاربردی مانند آموزش ترجمه، زبان انگلیسی، کامپیوتر، آموزش سخنرانی و آموزش نگارش، به ­تدریج اضافه شده­‌اند. بر اساس رشته‌های تخصصی دینی موجود، رشته ­هایی مانند تفسیر قرآن، فقه، اصول فقه و حدیث‌شناسی نیز افزوده شده­ اند. علاوه بر این، دانشکده بر اساس نیازهای زمان و توسعۀ اجتماعی، دوره­های نظریه­ های سیاسی و ایدئولوژیک و فرهنگ و اندیشه سنتی چین را اضافه کرده ­است که ترکیبی از سنت و مدرنیته و روش‌های تدریس انعطاف‌پذیر و متحول را نشان می‌دهد. در همین حال، سطح، کیفیت و توانایی استادان نیز همواره در حال ارتقاست. به عنوان مثال، نویسندۀ این کتاب، استاد مو وی بین، چندین سال برای اخذ درجۀ دکتری تلاش کرده و به طور مرتب، مقالاتی منتشر می‌کند که سطح علمی او را بهبود می‌بخشد. این تغییرات جدید را می‌توان در تعلیمات مسجدی سنتی به­ندرت مشاهده کرد.

سوم، دربارۀ ویژگی‌های اساسی اندیشه ­های جینگ شیو (آموزش دینی) اسلامی معاصر. اسلام یک دین جهانی با گستردگی فراوان است، اگرچه پنج فروع و شش اصول دین، مشترک است، اما در دوره ­ها، مناطق و شرایط مختلف سیاسی، اجتماعی و دینی، تفسیرهای متفاوتی از اندیشه ­های دینی وجود دارد. نویسنده، ویژگی‌های اندیشه­ های علوم دینی اسلامی چین را عمدتاً در پنج جنبه زیر خلاصه می­کند:

1. سنت عقاید معتدل و میانه­‌رو. در زمینۀ عقاید، مسلمانان چین تحت هدایت دانشمندان دینی، دو مکتب اشعری و ماتریدی را انتخاب کرده‌اند. این دو مکتب در تفسیر اصول عقاید اسلام، تفاوت چندانی ندارند و هر دو به میانه‌روی، بردباری و هماهنگی مشهورند. در تاریخ اسلام، به دلیل تأثیر اندیشۀ فلسفی یونان باستان، بحث‌های شدیدی دربارۀ چگونگی درک و نگرش نسبت به رابطۀ وحی الهی و عقل فلسفی صورت گرفته­ است. دامنۀ این بحث‌ها عمدتاً شامل رابطۀ وحی الهی و تفکر عقلی، ارادۀ خداوند و رفتار انسان و ذات و صفات خداوند است. مکتب عقل‌گرایان به عدالت خداوند ایمان دارد و نظریۀ تقدیر الهی را رد می­کند و معتقد است باید از دیدگاه فلسفی تفسیری برای اصول عقاید استفاده کرد. در مقابل، مکتب حدیث‌گرایان (کلاسیک) با نظریۀ «خلق قرآن» که عقل‌گرایان مطرح کرده بودند مخالفت، می­کند و معتقد است تنها باید بر اساس معنای ظاهری، آیات قرآن را تفسیر کند، عقل انسان را کاملاً رد می­‌کند و استفاده از تفکر برای تفسیر، تبلیغ و رفتار اخلاقی را ممنوع می­داند. مکتب اشعری و ماتریدی، نه دیدگاه عقل‌گرایی مطلق را می­پذیرند و نه نگرش افراطی رد عقل را، بلکه معتقدند که قرآن و حدیث بر عقل برتری دارند، اما می‌توان با روش تفکر عقلی، قرآن و حدیث را اثبات کرد. این گرایش فکری میانه‌رو و متعادل، همچنین با سنت فکری کنفوسیوس در چین همخوانی دارد.

2. قوانین و آداب دینی انعطاف‌پذیر و متحول. مسلمانان چین، از مکتب حنفی پیروی می‌کنند. این مکتب، قوانین قرآن و سنت پیامبر را به عنوان منابع اصلی قانون می‌پذیرد و در عین حال اجازه می‌دهد که با استفاده از قیاس، اجماع و روش‌های دیگر، قوانین دینی، به شکلی انعطاف‌پذیر و متحول، تفسیر شوند تا پویایی قوانین دینی حفظ شود. مسلمانان چین بیشتر به فروع دینی موسوم به پنج عبادات اهمیت می‌دهند که این امر، به کاهش برخورد میان قوانین دینی و قوانین ملی کمک می‌کند.

3. دوری از افکار افراطی. اندیشۀ میانه‌روی، یکی از ویژگی‌های مهم اندیشۀ جینگ شیو  اسلام چین است. در اوایل این قرن، جامعۀ اسلامی چین، به­ موقع کمیتۀ راهنمای امور دینی اسلام چین را با عضویت علمای برجسته و پژوهشگران باتجربه تأسیس، همایش ملی اندیشۀ میانه‌روی را برگزار و مقالاتی برای تبیین اندیشۀ میانه‌روی تدوین کرد، به نقد سخنان نادرست افراط‌گرایی دینی پرداخت و با ترویج رعایت میانه‌روی و دوری از افراط، به طور عملی، سنت میانه‌روی در اندیشۀ جینگ شیو اسلام چین را به اجرا گذاشت که نتایج خوبی به همراه داشت.

4.  عشق به وطن و دین با احساس مسئولیت ملی. اندیشۀ جینگ شیو اسلام چین، عشق به وطن و دین را به مرتبۀ ایمان ارتقا داده و عشق مسلمانان چین به کشور و اخلاصشان به ایمان را بیان می‌کند. به عنوان فردی غیرمسلمان، نگارنده معتقد است که وطن‌پرستی، ایدۀ سیاسی مشترک همۀ شهروندان کشور ماست و مسلمانان، این ایدۀ سیاسی را با ایمان دینی و سنت‌های مذهبی خود پیوند داده‌اند که کاملاً منطقی و درست است. اندیشۀ وطن‌پرستی، بیانگر هویت سیاسی؛ و احترام به کتاب مقدس و پیامبر و عشق به دین، بیانگر هویت فردی و فرهنگی مؤمنان است.

5. شناخت درست رابطۀ قانون ملی و مقررات دینی. مقررات دینی از نظر دانش و عمل، به­وضوح اخلاق و رفتارهای مورد انتظار از مؤمنان مسلمان را تعیین کرده ­است. کشور ما یک کشور سوسیالیستی با حاکمیت مردم است و حرمت قانون ملی نباید نقض شود. دولت، امور دینی را بر اساس قانون مدیریت می­کند. اندیشۀ جینگ شیو اسلام چین، بر تفسیر مقررات دینی در چارچوب قانون ملی تأکید دارد.

هفت. دربارۀ ساختار نظام فکری علوم دینی اسلام در چین

در بخش «نتیجه‌گیری» این کتاب، نویسنده به برخی مشکلات و کمبودهای موجود در آموزش علوم اسلامی و پژوهش‌های مربوط به آن در چین اشاره، و پیشنهادهایی برای بهبود ارائه کرده­ و بر آن است که ساختن نظام فکری علوم  اسلامی در چین، اهمیت زیادی در پیشبرد چینی­سازی اسلام دارد. برای این منظور، باید در زمینه ­های زیر تلاش شود: 1. در آموزش و پژوهش، باید به اصول عقاید اساسی اسلام پای­بند بود؛ 2. در مسئلۀ رابطۀ ذات و صفات خداوند، باید به دیدگاه‌های اصلی مکتب اشعری پای­بند بود؛ 3. در مسئلۀ قضا و قدر الهی و آزادی ارادۀ انسان، باید دیدگاهی دیالکتیکی داشت که هم به قضا و قدر معتقد است و هم به آزادی نسبی انسان به عنوان فاعل عمل؛ 4. در مسئلۀ دو عنصر ایمان، باید به دیدگاه مکتب ماتریدی پای­بند بود که ایمان، شامل اعتراف زبانی و صداقت درونی است؛ 5. در رابطۀ ایمان و عمل، باید تلاش کرد که ایمان به صورت عملی تحقق یابد، اما عمل با ایمان برابر نیست و نباید صرفاً بر اساس رفتار ظاهری فرد، دربارۀ ایمان او قضاوت کرد.

علاوه بر این، در ساختار نظام اندیشه جینگ شیو اسلام در چین باید به مسئلۀ ارزش‌ها نیز توجه شود. فرهنگ سنتی چین، بر پایۀ اندیشۀ کنفوسیوس استوار است و فرهنگ آداب و رسوم چین، با فرهنگ اسلامی تفاوت دارد و باید به یکدیگر احترام گزاشت. اندیشۀ کنفوسیوسی چین، اصل مهم «هماهنگی در تفاوت» را دارد و فرهنگ چینی، چندگانه و در عین حال یکپارچه است. فرهنگ اسلامی چین، حداقل از دورۀ مینگ به عنوان بخشی ارگانیک از فرهنگ سنتی چین محسوب می­شود و به همین دلیل است که گفته می‌شود «تفسیر دین به روش کنفوسیوس».

مسئلۀ دیگری که شایستۀ توجه است و به نظر می­رسد در این کتاب به طور کامل در بارۀ آن بحث نشده، اهمیت دادن به تأثیرات احتمالی اندیشه­‌ها و جنبش‌های اسلامی خارج از کشور بر مسلمانان چین، از دوران مدرن تاکنون است. این اندیشه ­ها و جنبش‌ها عمدتاً شامل پان‌اسلامیسم، اسلام مدرن، جنبش وهابی با تفکرات اصلاح‌طلبانه و اصول‌گرایی است که خواهان بازگشت به سنت‌هاست. تحت تأثیر برخی افکار رادیکال، در برخی کشورها یا مناطق جهان اسلام، پدیده‌هایی مانند سیاسی شدن اندیشه­های دینی، حزبی شدن گروه‌های دینی و تبلیغ خشونت و تروریسم به نام دین ظهور یافته­است. این پدیدۀ تاریخی به ما هشدار می‌دهد که تنها با پای­بندی به ایدۀ چینی­ سازی اسلام و نقش هدایتگر نظریۀ دینی سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی، می‌توان از موفقیت پروژۀ نظام اندیشۀ جینگ شیو اسلام در چین اطمینان حاصل کرد.

کمال، بالاترین هدف و جهت‌گیری تلاش در پژوهش‌های علمی است. شروع هر کاری دشوار است. کتاب پژوهش جینگ شیو اسلام در چین احتمالاً اثری اکتشافی در این حوزۀ پژوهشی سیستماتیک است و طبیعی است که کاستی‌هایی داشته باشد. امیدواریم جامعۀ دینی و علمی، توجه بیشتری به این موضوعات داشته باشند و تلاش کنند نتایج با کیفیت‌تری ارائه کنند. دانشکدۀ علوم  اسلامی چین، به­زودی هفتادمین سالگرد تأسیس خود را جشن خواهد گرفت و باور داریم که استادان، دانشجویان و فارغ‌التحصیلان این دانشکده، تحقیقات خود را در زمینۀ نظام گفتمان علوم اسلامی چین، نظام فکری علمی و نظام رشته‌ای عمیق‌تر و گسترده‌تر خواهند کرد و در پیشبرد چینی­سازی اسلام، سهم بیشتری خواهند داشت.

  • نویسنده، پژوهشگر مؤسسۀ مطالعات ادیان جهان آکادمی علوم اجتماعی چین است.

منبع : شماره 2 مجله مسلمان چین 2025

کد خبر 26012

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 10 =