جنبشهای زنان در پاکستان همواره در صف مقدم مطالبهی برابری، عدالت و نمایندگی در بافت اجتماعی و سیاسی کشور بودهاند. از نخستین سالهای استقلال تاکنون، این جنبشها نه تنها نابرابریهای ساختاری را به چالش کشیدهاند، بلکه گفتمان سیاسی پاکستان را نیز دگرگون ساختهاند. نقش آنان فراتر از دفاع از حقوق زنان است؛ چراکه تأثیر عمیقی بر حکمرانی، سیاستگذاری و روندهای دموکراتیک گذاشتهاند. درک مسیر تاریخی، نقاط عطف و تأثیرات معاصر کنشگری زنان، بینشی اساسی درباره تحول سیاسی پاکستان و آیندهی آن فراهم میسازد.
زمینهٔ تاریخی جنبشهای زنان
پایههای کنشگری زنان در پاکستان به دوران مبارزه برای استقلال بازمیگردد، زمانی که زنان دوشادوش مردان علیه استعمار به میدان آمدند. با این حال، پس از ۱۹۴۷ ساختارهای پدرسالارانه و سیاستهای محافظهکارانه حضور زنان در عرصهٔ عمومی را محدود ساخت. سالهای نخست دولت تازهتأسیس شاهد اصلاحات اندکی در زمینهٔ حقوق زنان بود، اما نقطهٔ عطف در دههٔ ۱۹۸۰ و با اجرای سیاستهای اسلامیزاسیون ژنرال ضیاءالحق، بهویژه قوانین حدود، رقم خورد. این قوانین تبعیضآمیز سبب بسیج گستردهٔ گروههای زنان شد و به تولد جنبشهای جمعی، بهویژه انجمن اقدام زنان (WAF) انجامید. این جنبش، حقوق زنان را از موضوعی حاشیهای به مسئلهای ملی و سیاسی بدل کرد.
نقاط عطف در کنشگری زنان
مسیر جنبشهای زنان در پاکستان با نقاط عطف متعددی مشخص میشود. مقاومت دههٔ ۱۹۸۰ علیه قوانین حدود نشاندهندهٔ عزم راسخ فعالان برای مقابله با ساختارهای سرکوبگر بود. دههٔ ۱۹۹۰ شاهد نهادینهسازی گروههای زنان، ارتباط با مجامع بینالمللی و افزایش تلاشها برای اصلاحات قانونی بود. یک پیشرفت بزرگ در دههٔ ۲۰۰۰ با تصویب قانون حمایت از حقوق زنان ۲۰۰۶ به دست آمد که برخی از بحثبرانگیزترین مواد قوانین حدود را لغو کرد. در سالهای اخیر نیز راهپیماییهای زنان (Aurat March) از ۲۰۱۸ به این سو، جنبش فمینیستی را جان تازهای بخشیده و موضوعاتی همچون آزار جنسی، تبعیض دستمزدی، حقوق باروری و خشونت جنسیتی را وارد جریان اصلی مباحث سیاسی کرده است.
تأثیر جنبشهای زنان بر سیاست
تأثیر کنشگری زنان در سیاست پاکستان در حوزههای گوناگون نمایان است. نخست، پافشاری بیوقفهٔ آنان منجر به اصلاحات قانونی مترقی مانند قوانین علیه قتل ناموسی، آزار در محیط کار و خشونت خانگی شده است. دوم، جنبشهای زنان باعث افزایش مشارکت مدنی و تشویق زنان برای ورود به سیاست و ساختارهای حکومتی شدهاند. سوم، آنان موجب آگاهی اجتماعی از طریق به چالش کشیدن تابوهای فرهنگی و عادیسازی گفتوگو پیرامون عدالت جنسیتی شدهاند. این دستاوردها تضمین کرده که حقوق زنان در مرکز گفتمان سیاسی باقی بماند و نه در حاشیه.
انجمن اقدام زنان (WAF): مطالعهٔ موردی
انجمن اقدام زنان که در سال ۱۹۸۱ بنیان نهاده شد، یکی از سازمانیافتهترین و مقاومترین جنبشهای زنان در پاکستان به شمار میرود. این انجمن هزاران زن را از طریق اعتراضها، سمینارها و کارزارهای عمومی بسیج کرده است، اغلب با خطرات شخصی برای اعضایش. مقاومت WAF در برابر استبداد و قوانین تبعیضآمیز الگویی برای کنشگریهای بعدی شد. نقش این انجمن در تأثیرگذاری بر قانون حقوق زنان ۲۰۰۶ و ابتکارات بعدی مانند طرح ملی مبارزه با خشونت علیه زنان (۲۰۱۲) نشانگر قدرت ماندگار بسیجهای مردمی است.
چالشها و مبارزات ادامهدار
با وجود پیشرفتهای چشمگیر، جنبشهای زنان در پاکستان همچنان با موانع جدی روبهرو هستند. مقاومت گروههای محافظهکار و مذهبی اغلب اصلاحات را کند یا متوقف میکند. زنان همچنان در مناصب سیاسی نمایندگی اندکی دارند و کرسیهای اختصاصی به آنان اغلب بیشتر نمادین دانسته میشود تا توانمندساز. هنجارهای اجتماعی آزادی حرکت، دیدهشدن سیاسی و فرصتهای رهبری را برای زنان محدود میکند. افزون بر این، فعالان و سیاستمداران زن با آزار، تهدید و خشونت مواجهاند که موجب کاهش مشارکت و خاموشی صداهای انتقادی میشود.
زنان در چشمانداز سیاسی پاکستان
در کنار کنشگری جمعی، مشارکت فردی زنان در سیاست پاکستان نیز دگرگونساز بوده است. زنان در سال ۱۹۵۶ حق رأی یافتند و هرچند در آغاز مشارکتشان محدود بود، اما معرفی کرسیهای رزرو شده در پارلمان و شوراهای محلی در دهههای بعد نمایندگی گستردهتری فراهم کرد. رهبران برجستهای مانند بینظیر بوتو، نخستین نخستوزیر زن در یک کشور با اکثریت مسلمان، تصویر جهانی از ظرفیت سیاسی زنان پاکستانی را تغییر دادند. شخصیتهایی همچون حنا ربانی کهر و شیرین مزاری نیز در سمتهای مهم حضور یافته و مسائل ملی و بینالمللی را در کنار دفاع از حقوق بشر و عدالت اجتماعی پیگیری کردهاند.
مزایای مشارکت سیاسی زنان
حضور زنان در سیاست، حکمرانی دموکراتیک را غنیتر و سیاستگذاری را کارآمدتر میکند. رهبران زن اغلب بر حوزههایی چون بهداشت، آموزش و رفاه اجتماعی تمرکز دارند که بهطور مستقیم به سود جوامع محروم است. حضور آنان همچنین به عنوان منبع الهام و توانمندسازی برای نسلهای جوانتر عمل میکند، کلیشهها را به چالش میکشد و زنان بیشتری را به سمت نقشهای رهبری سوق میدهد. حکمرانی فراگیر اطمینان میدهد که سیاستها بازتابدهندهٔ نیازهای همهٔ شهروندان باشد، نه صرفاً دیدگاهی مردسالارانه.
چشمانداز آینده و سازوکارهای حمایتی
آیندهٔ جنبشهای زنان و حضور زنان در سیاست پاکستان امیدوارکننده به نظر میرسد، اما نیازمند پشتیبانی پایدار است. تقویت برنامههای مربیگری، گسترش سهمیهها فراتر از نمایندگی نمادین و تضمین امنیت زنان سیاستمدار، گامهای حیاتی هستند. به همان اندازه، آموزش و آگاهی عمومی برای تغییر ذهنیتهای فرهنگی که آزادی زنان را محدود میکند، ضروری است. جنبشهای مردمی، پلتفرمهای دیجیتال و همکاریهای بینالمللی در سالهای آینده صداهای زنان را پررنگتر خواهند ساخت.
نتیجهگیری
جنبشهای زنان از ارکان تحول سیاسی پاکستان بودهاند؛ از مقاومت در برابر سیاستهای استبدادی گرفته تا پیشبرد قوانین مترقی و الهامبخشی به مشارکت سیاسی. با وجود چالشهای باقیمانده، پایداری فعالان و رهبران زن همچنان به شکلگیری چشماندازی فراگیرتر و دموکراتیکتر یاری میرساند. دستاوردهای آنان صرفاً به برابری جنسیتی محدود نمیشود، بلکه به تقویت حکمرانی، نظام عدالت و بافت اجتماعی پاکستان کمک میکند. در مسیر پیشرو، به رسمیت شناختن و حمایت از نقش زنان در سیاست برای ساختن جامعهای متوازن، عادلانه و شکوفا ضروری است.
https://articles.pakistanlawyer.com/2024/08/31/the-role-of-women-in-pakistans-political-landscape/
نظر شما