ضربه ای قاطع بر مخفیگاههای خوارج
حفظ تمامیت ارضی و اقتدار دولت پاکستان اقتضا میکند هرگاه فتنه از حد بگذرد، با ارادهای پولادین در هم کوبیده شود. حملات هوایی سه روز پیش پاکستان علیه مخفیگاههای امن خوارج در داخل افغانستان، صرفاً یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه اعلام این واقعیت بود که برای برهمزنندگان امنیت سرزمین پاک، دیگر هیچ پناهگاهی باقی نمانده است. این ضربه کاری، پیامی قاطع برای عناصر فتنهگر بود که از آن سوی مرزها نشسته و خون پاکستانیهای بیگناه را میریختند. پاکستان ثابت کرد کسانی که صلحطلبی ما را نشانه ضعف میپنداشتند، اکنون باید به فکر بقای خود باشند؛ زیرا دولت پاکستان با کنار گذاشتن ملاحظات دفاعی، تصمیم نهایی خود را برای وارد آوردن ضربه مستقیم به ریشههای فتنه الخوارج اتخاذ کرده است.
پاکستان بر پایه اطلاعات دقیق و تأییدشده اطلاعاتی، هفت نقطه مهم را در داخل افغانستان هدف قرار داد. این عملیاتها محدود به اهداف مشخصی بود که با هدف فلجسازی شبکههای تروریستی مستقر در آن سوی مرز انجام شد. در ولایت ننگرهار، چهار هدف مهم از جمله دو مرکز بزرگ خوارج منهدم گردید؛ همچنین در ولایت پکتیکا دو هدف و در ولایت خوست یک مرکز نظامی مورد اصابت قرار گرفت. گزارشها از کشته شدن بیش از ۸۰ تروریست حکایت دارد؛ امری که نشان میدهد اهداف پاکستان نه تنها دقیق بوده، بلکه با هدف وارد آوردن خسارتی جبرانناپذیر به ساختار تروریستیای صورت گرفته که در حملات اخیر انتحاری در پاکستان دست داشته است.
دلیل اساسی این اقدامات، رویکرد مبتنی بر عدم همکاری مستمر از سوی رهبری افغانستان است. پس از تغییر حکومت در کابل در اوت ۲۰۲۱، پاکستان در سطح بینالمللی از طالبان افغانستان حمایت کرد؛ اما در مقابل، با موجی تازه از تروریسم مواجه شد. طی چهار سال و نیم گذشته، پاکستان دهها بار شواهد مستند حضور تروریستها، موقعیت مراکز آموزشی آنان و جزئیات مربوط به سرکردگانشان را در اختیار طالبان افغانستان قرار داد؛ با این حال، مقامات افغان هر بار این واقعیتها را رد کرده و مدعی شدند که از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده نمیشود. هنگامی که کشوری بهطور مستمر شواهد را نادیده بگیرد و برای تروریستها پناهگاه فراهم آورد، کشور متضرر راهی جز دفاع از خود ندارد.
بزرگترین گواه موفقیت این حملات، بیانیه محکومیتآمیز گروه ممنوعه تحریک طالبان پاکستان (TTP) است که در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. این گروه ناخواسته اعتراف کرده که پاکستان مراکز آموزشی نظامی آن را هدف قرار داده است. همین اعتراف برای افشای دروغِ نبود پناهگاههای تروریستی در افغانستان کافی است. وقتی خود یک سازمان تروریستی اذعان میکند که مراکز آموزشیاش نابود شده، ادعای عدم حضور تروریستها در افغانستان چیزی جز موضعگیری سیاسی و تلاش برای فریب جامعه جهانی نیست. این بیانیه نشان داد موضع پاکستان کاملاً درست بوده و عناصر افراطی در افغانستان از حمایت ساختاری برخوردارند.
گروههای تروریستی طبق روال همیشگی، این بار نیز برای جلب همدردی افکار عمومی به حربههای احساسی متوسل شدهاند. تحریک طالبان پاکستان در بیانیه خود مدعی شده که در این حملات منازل مسکونی، زنان و کودکان هدف قرار گرفتهاند. در شبکههای اجتماعی نیز تصاویر جعلی و قدیمی منتشر میشود تا علیه پاکستان خشم عمومی برانگیخته شود. اما واقعیت این است که نیروهای مسلح پاکستان تنها اهداف نظامی مشخص را هدف قرار داده و حفاظت از غیرنظامیان را در اولویت قرار دادهاند. همین گروهها در پاکستان با انفجار در مساجد، امامبارهها، مدارس و بازارها، خون کودکان بیگناه را ریختهاند. زمانی که خود مرتکب قتلعام میشوند، از ارزشهای اسلامی سخنی به میان نمیآورند؛ اما وقتی دولت پاکستان به مخفیگاههای آنان ضربه میزند، مدعی دفاع از حقوق بشر میشوند. این تناقض برای شناخت نیتهای پلید آنان کافی است.
این گروهها حملات پاکستان را نقض ارزشهای اسلامی و حقوق بشر دانستهاند. حال آنکه پاکستان سالهاست همین نکات را به آنان گوشزد میکند: آیا کشتن نمازگزاران در مساجد مطابق ارزشهای اسلامی است؟ آیا ریختن خون کودکان بیگناه مدرسه پیشاور، رعایت حقوق بشر بود؟ آنان بر اساس کدام قوانین بینالمللی در یک کشور مستقل و اسلامی دست به تروریسم میزنند؟ حمله به نیروهای امنیتی و قتل شهروندان بیگناه بر پایه کدام قانون توجیهپذیر است؟
تحریک طالبان پاکستان در بیانیه خود این حملات را تهدیدی برای منطقه خوانده است؛ حال آنکه تهدید واقعی برای منطقه، عناصر تروریستیای هستند که با حمایت مالی و نظامی دشمنان پاکستان دست به خرابکاری میزنند. این گروهها با بیثباتسازی منطقه، در راستای اهداف حامیان خارجی خود عمل میکنند. حضور آنان در افغانستان، امنیت کل منطقه را به خطر انداخته است. اگر طالبان افغانستان و گروههای همسو با آنان بقای خود را میخواهند، باید دریابند که ادامه این مسیر آنان را به سوی نابودی خواهد کشاند.
پاکستان در داخل کشور از طریق عملیاتهایی چون ضربِ عضب و ردالفساد، دشمنان داخلی را سرکوب کرده و برای تأمین امنیت مرزها، حصاری به طول هزاران کیلومتر در امتداد مرز پاکستان-افغانستان احداث نموده است. با وجود این تلاشها، اگر همچنان حملاتی از آن سوی مرز صورت میگیرد، نشان میدهد که پناهگاههای تروریستی در آن سوی مرز فعالاند. عملیات هوایی اخیر پاکستان بخشی از همان مأموریت ناتمام برای ریشهکن کردن تروریسم است. نیروهای امنیتی پاکستان نشان دادهاند که برای حفاظت از شهروندان خود، توانایی تعقیب دشمن حتی در آن سوی مرز را دارند.
این اقدامات پیام روشنی برای رهبری افغانستان دارد: حمایت از تروریستها نهتنها به معنای دشمنی با پاکستان است، بلکه افغانستان را به سوی انزوای بینالمللی سوق میدهد. سیاست پاکستان اکنون روشن است: «Clear, Hold, and Strike»؛ یعنی هر جا تهدیدی شکل گیرد، در همانجا سرکوب خواهد شد. پاکستان دیگر به وعدههای لفظی و دیپلماسی بینتیجه بسنده نخواهد کرد و منتظر اقدامات عملی است. طالبان افغانستان باید بدانند که هرگونه ماجراجویی در حمایت از این عناصر افراطی، پیامدهای بسیار سنگینی برای آنان خواهد داشت و مسئولیت هرگونه بیثباتی در منطقه بر عهده رهبری آنان خواهد بود.
عنوان: ضربه ای قاطع بر مخفیگاههای خوارج
ترجمه:دکتر محمد عسکری
[2]منابع: https://dunya.com.pk/index.php/author/rasheed-24/51483/68369638
نظر شما