بحث این است که وقتی تاریخهای سه روزهٔ جشن بسنت در لاهور مشخص شد، چرا همان زمان، نمایشگاه بینالمللی کتاب لاهور برگزار گردید؟ نمایشگاه میتوانست بعد از هشتم فوریه نیز برگزار شود، اما این تصمیم اتخاذ نشد. کتابفروشان میخواستند همانطور که مردم برای خریدن بادبادکها به نقاط مختلف شهر هجوم میآورند، بازدیدکنندگان نیز برای خرید کتاب به مرکز نمایشگاه بیایند. اما واقعیت این است که شور و هیجان جشنواره بسنت، قدرت جذب مردم برای خرید کتاب را ندارد. برخی دوستان پستهایی گذاشتند که اگر مردم میتوانند هزاران روپیه برای خرید بادبادک هزینه کنند، چرا دو سه هزار روپیه هم برای کتاب خرج نمی کنند. این مقایسه نه عملی است و نه واقعبینانه. برای جشنواره بسنت، سقفهای هتلها و مراکز بزرگ به مبلغ میلیونها روپیه کرایه داده شد، در حالی که یک غرفه در نمایشگاه نهایتاً صد الی دویست هزار روپیه هزینه دارد. در چنین شرایطی، رقابت میان این دو تقریباً ممکن نیست.
کتابخوانها در جامعه مثل نمک در آرد هستند، اما تعداد افرادی که ۱۸ سال است در انتظار بسنت بودهاند، بیشک به میلیونها نفر میرسد. در چنین روزهایی که مردم صبح زود به این فکر میکنند که از کجا بادبادک بخرند. اگر تعداد کتابها کم فروخته شود، گفته خواهد شد که مردم لاهور به مطالعه علاقهای ندارند، در حالی که برای بسنت میلیاردها روپیه صرف میشود. پیشتر گفته میشد کتابها گران هستند، اما اکنون مردم بادبادکهای معمولی را دو و نیم تا سیصد روپیه خریداری میکنند و تازه قیمت کاغذ را نیز درک میکنند. یک روزنامه هشت صفحهای سی روپیه قیمت دارد، در حالی که یک بادبادک همارزش یک صفحه از آن، دویست روپیه فروخته میشود و برای خرید آن باید تلاش زیادی کرد. اهل لاهور در سراسر کشور بینظیر هستند؛ هر کاری میکنند رنگ و جلوه خاص خود را دارد. بسنت از دیرباز جشن مشهور لاهور بوده و اکنون که مجوز گرفته شده، مردم با شوق و شور خاصی به استقبال آن رفتهاند. حتی اگر پس از ۱۸ سال محبوبی پیدا شود، شور و شعف مردم در سطح اوج است، چرا که بسنت همچون محبوبی زیبا و دلربا در نظر گرفته میشود.
عبدالستار عاصم، سفیر کتاب و مدیر انتشاراتی خود از نگرانی بابت از دست رفتن میلیونها روپیه ناشران و کتابفروشان خبر داد، زیرا هیاهوی بسنت آنچنان شدید است که کمتر چیزی در شهر دیده میشود. سادگی و زیبایی نمایشگاه پیش از این با پنلهای تبلیغاتی تزئین میشد، اما اکنون شهر به رنگ و حال و هوای بسنت درآمده است. به همین دلیل، جلب توجه مردم به کتاب در چنین فضایی بسیار دشوار است. با این حال، مزیت نمایشگاه کتاب در همین روزها این است که مردم از سراسر کشور و حتی جهان به لاهور میآیند و در اوقات فراغت، به بازدید از نمایشگاه نیز خواهند پرداخت. در عین حال، پرسشی مطرح شد که آیا سازمان مالیاتی بر درآمد حاصل از فروش بادبادکها نیز مالیات وضع کرده است؟ پاسخ داده شد که چنین سیستمی وجود ندارد، با این حال گردش مالی ناشی از خرید و فروش بادبادک و ریسمانها تقریباً پنج میلیارد روپیه برآورد میشود که در شرایط عادی بیسابقه است.
ادارهٔ لاهور و پلیس در مدیریت این امور گرفتار چالشهای زیادی هستند؛ بادبادکها تحت شرایط و ضوابط مختلف کنترل شدهاند، استفاده از ریسمانهای فلزی ممنوع است همچنین چاپ تصاویر بر روی بادبادک ها ممنوع می باشد و موتور سیکلتهایی که میله محافظ نصب نکرده اند، حق حضور در مسیر را ندارند. همچنین فروش بادبادکها و ریسمانها توسط فروشندگان ثبتشده و مجاز محدود شده است. این اقدامات موجب شده تا دیگر شهرهای پنجاب از لحاظ امنیتی و مدیریت، تحت تأثیر بسنت قرار نگیرند و تمرکز اصلی بر لاهور باشد. چالش دیگری نیز وجود دارد: هشتم فوریه، حزب پاکستان تحریک انصاف اعتصاب اعلام کرده و عملیات پلیس برای کنترل بادبادکهای غیرمجاز و مدیریت مراسم و اعتصاب همزمان اجرا میشود. این بار بسنت با رنگ و جلوههای ویژهای برگزار میشود و حقیقتاً شور و نشاط آن با سالهای قبل بسیار متفاوت و پررنگ به نظر میرسد.[i]
نظر شما