دکتر جاروپل روآنگسوان معاون رئیس دانشکده علوم سیاسی و مدیریت دولتی، مؤسسه پادشاه پراچادیپوک در خبرگرازی سیام رات تایلند با پرداختن به مراسم تشییع و بزرگداشت رهبر شهید نوشت : این مراسم را نمیتوان صرفاً یک آیین سوگواری مذهبی یا ملی دانست. این مراسم را میتوان صحنهای دانست که در آن ابعاد مختلف ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، از مشروعیت و انسجام داخلی گرفته تا بازدارندگی منطقهای و پیامهای ژئوپلیتیکی، به نمایش گذاشته شد. در چنین رویدادهایی، سوگواری تنها هدف نیست؛ بلکه آیین، خود به ابزاری برای تولید معنا، تقویت هویت سیاسی و انتقال پیام به افکار عمومی داخلی و بازیگران بینالمللی تبدیل میشود.
یکی از مهمترین ویژگیهای این مراسم، پیوند عمیق میان دین، انقلاب و دولت در نظام سیاسی ایران بود. در جمهوری اسلامی، رهبر تنها عالیترین مقام اجرایی یا سیاسی نیست، بلکه نماد تداوم انقلاب اسلامی، مرجع مشروعیت سیاسی و حلقه اتصال میان حاکمیت و اندیشه دینی نیز به شمار میآید. از این رو، درگذشت یا شهادت چنین شخصیتی، صرفاً پایان زندگی یک فرد تلقی نمیشود، بلکه رویدادی است که میتواند به بازتولید مشروعیت سیاسی نظام منجر شود.
حضور گسترده جمعیت در مراسم تشییع، صرفنظر از انگیزههای متنوع شرکتکنندگان، از سوی حکومت به عنوان نمادی از همبستگی ملی و استمرار حمایت از جمهوری اسلامی تفسیر شد. در این چارچوب، مراسم تشییع به نوعی «همهپرسی نمادین» درباره تداوم نظام تبدیل شد؛ روایتی که بر این تأکید داشت که فشارهای خارجی، جنگ و ترور نتوانستهاند انسجام ساختار سیاسی ایران را از میان ببرند.از منظر جامعهشناسی سیاسی، این مراسم همچنین نشان داد که در شرایط بحران خارجی، احساس هویت ملی میتواند بر بسیاری از اختلافات داخلی غلبه کند. هرچند جامعه ایران طی سالهای اخیر با مشکلات اقتصادی، تحریمها، اعتراضات اجتماعی و مطالبات نسل جوان روبهرو بوده است، اما در بسیاری از کشورها تجربه نشان داده که تهدید خارجی میتواند بهطور موقت موجب افزایش همبستگی ملی شود. در چنین شرایطی، مفهوم «ایران» برای بخشی از جامعه فراتر از اختلافات سیاسی روزمره قرار میگیرد.
در بعد بینالمللی، این مراسم حامل پیامهای روشنی برای بازیگران خارجی بود. حضور مقامات عالیرتبه داخلی، هیئتهای خارجی، پوشش گسترده رسانهای و تأکید بر ادامه مسیر جمهوری اسلامی، همگی نشان میداد که تهران تلاش دارد تصویری از ثبات، استمرار و توان بازیابی خود پس از یک بحران امنیتی ارائه دهد. در واقع، حکومت کوشید این پیام را منتقل کند که حذف رهبر، به معنای تضعیف ساختار قدرت نیست و جمهوری اسلامی همچنان توان اداره کشور و حفظ نفوذ منطقهای خود را دارد.همزمان، این مراسم بخشی از فرآیند مدیریت انتقال قدرت نیز محسوب میشد. در نظامی که جایگاه رهبر در رأس ساختار سیاسی، امنیتی و مذهبی قرار دارد، انتقال رهبری یکی از حساسترین مراحل تاریخ جمهوری اسلامی است. برگزاری مراسمی باشکوه، در کنار تأکید بر وحدت نهادهای حاکمیتی، میتواند تلاشی برای کاهش نگرانیها درباره ثبات سیاسی و اطمینانبخشی نسبت به تداوم نظم موجود تلقی شود.
از منظر ژئوپلیتیکی نیز این مراسم را میتوان در چارچوب رقابتهای منطقهای تحلیل کرد. همزمانی آن با تنشهای مربوط به پرونده هستهای، امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز و رقابت با آمریکا و اسرائیل، سبب شد که مراسم تشییع فراتر از یک رویداد داخلی، به بخشی از دیپلماسی نمادین ایران تبدیل شود. نمایش انسجام داخلی میتواند قدرت چانهزنی تهران را در مذاکرات آینده و در معادلات امنیت منطقه افزایش دهد، زیرا مشروعیت داخلی یکی از مؤلفههای مهم قدرت ملی در سیاست خارجی محسوب میشود.
با این حال، نمایش گسترده وحدت ملی به معنای از میان رفتن همه چالشهای داخلی نیست. مشکلات اقتصادی، فشار تحریمها، شکافهای اجتماعی، مطالبات نسل جوان و اختلاف دیدگاههای سیاسی همچنان از مهمترین مسائل پیش روی جمهوری اسلامی باقی خواهند ماند. از این رو، انسجامی که در زمان بحران شکل میگیرد، لزوماً تضمینکننده ثبات بلندمدت نخواهد بود و موفقیت حکومت در تبدیل سرمایه نمادین این مراسم به سرمایه سیاسی پایدار، به نحوه مدیریت این چالشها بستگی دارد.در نهایت، مراسم تشییع رهبر پیشین جمهوری اسلامی را میتوان هم «نمایش قدرت» و هم «قدرتِ نمایش» دانست؛ رویدادی که در آن آیین مذهبی، مشروعیت سیاسی، هویت ملی و محاسبات ژئوپلیتیکی در هم تنیده شدند. این مراسم بیش از آنکه پایان یک دوره باشد، میتواند آغاز مرحلهای تازه در سیاست داخلی و خارجی ایران تلقی شود؛ مرحلهای که در آن، رقابتهای منطقهای، تحولات بینالمللی و روند انتقال قدرت، آینده جمهوری اسلامی را بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر قرار خواهند داد.
منبع :
https://siamrath.co.th/article/mongloak-liawthai/159088
نظر شما