فضا خان نویسنده پاکستانی:
مهاجرت نخبگان، فرصت جمعیتی جوان و روحیه کارآفرینی در پاکستان
پاکستان با کمبود استعداد مواجه نیست؛ بلکه با کمبود مسیرهایی روبهرو است که بتواند این استعدادها را در داخل کشور به نیرویی مولد تبدیل کند. پاکستان بهعنوان پنجمین کشور پرجمعیت جهان، بیش از ۶۰ درصد جمعیتش را افراد زیر ۳۰ سال تشکیل میدهند. این جمعیت جوان اغلب بهعنوان یک فرصت جمعیتی توصیف میشود، اما فرصت بهتنهایی به معنای رشد و توسعه نیست. نیروی کار جوان پاکستان این ظرفیت را دارد که کالا تولید کند، ارزش افزوده ایجاد کند، خدمات صادراتی ارائه دهد، کسبوکارهای جدید بنا کند و خدمات ضروری دولتی و خصوصی را تأمین نماید. اما هنگامی که اقتصاد در ایجاد مشاغل باکیفیت ناکام میماند، بسیاری از جوانان متخصص ناچار میشوند برای یافتن فرصتهای بهتر راهی خارج از کشور شوند. این روند به مهاجرت مستمر نخبگان انجامیده که معمولاً از آن با عنوان فرار مغزها یاد میشود. فرار مغزها به معنای کاهش تعداد پزشکان و پرستاران در مناطق محروم، کمبود معلمان و پژوهشگران متخصص، و از دست رفتن کارشناسان سیاستگذاری، مهندسان، کارمندان دولتی و دیگر نیروهای ماهر است. بر اساس مطالعهای از مؤسسه توسعه اقتصادی پاکستان (PIDE)، نرخ مهاجرت در میان نیروهای ماهر و نیمهماهر ۷۱ درصد، در میان نیروهای بسیار ماهر ۲۴ درصد، و در میان متخصصان با صلاحیت بالا ۳۲ درصد برآورد شده است.
هزینه این خسارت تنها به سرمایهای که برای آموزش و تربیت این افراد صرف شده محدود نمیشود، بلکه به معنای از دست رفتن فرصت تبدیل سرمایه انسانی جوان به بهرهوری داخلی نیز هست. برآوردها نشان میدهد که زیان بهرهوری پاکستان ناشی از مهاجرت در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۰۳.۴ میلیارد دلار رسیده است؛ حتی با در نظر گرفتن حوالههای ارزی مهاجران. هرچند حوالههای ارزی نقش مهمی در حمایت از خانوادهها و کاهش فشارهای تراز پرداختها دارند، اما نمیتوان آنها را جایگزینی برای ایجاد اشتغال داخلی، توسعه مهارتها و رشد صنعتی دانست. به همین دلیل، پاکستان باید صنایع داخلی قدرتمندتری ایجاد کند و از کارآفرینان جوانی حمایت نماید که بتوانند فرصتهای شغلی خلق کنند، مشکلات محلی را حل کنند و در بازارهای گستردهتر رقابت نمایند. پاکستان هماکنون نمونههایی از این ظرفیت بالقوه را در اختیار دارد. استارتاپهایی وجود دارند که بر حل مشکل هزینههای بالای اولیه آموزش از طریق تأمین مالی دانشجویان تمرکز کردهاند؛ برخی با استفاده از فناوری، خدمات گفتاردرمانی به زبان اردو ارائه میدهند؛ برخی در توسعه بخش خودروهای برقی (EV) پاکستان نقش دارند؛ و برخی نیز با شناسایی استعدادهای محلی، ارتقای توانمندی آنها بر اساس استانداردهای جهانی و اتصالشان به بازارهای بینالمللی فعالیت میکنند. همچنین کارآفرینانی از گیلگیت-بلتستان نشان دادهاند که چگونه میتوان منابع بومی را از طریق زنجیرههای ارزش منظمتر و اخلاقمحور به خریداران بینالمللی متصل کرد.
دولت پاکستان نیز گامهایی در جهت توسعه اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی برداشته است. ایگنایت، نهاد حمایت از نوآوری و استارتاپهای پاکستان که زیر نظر وزارت فناوری اطلاعات و مخابرات فعالیت میکند، از طرحهایی مانند «صندوق استارتاپ پاکستان» و «صندوق نوآوری مبتنی بر چالش» حمایت کرده است. همچنین برنامه ابری نخستوزیر برای استارتاپها، اعتبارهای یارانهای خدمات ابری، مشاوره تخصصی و دسترسی به همکاریهای جهانی در حوزه خدمات ابری را در اختیار کسبوکارهای نوپا قرار میدهد. برنامه Jazz xlr8 که از طریق مرکز ملی انکوبیشن فعالیت میکند نیز به برخی استارتاپها کمک کرده تا از حمایت فنی، تخصص بازاریابی و فرصتهای بینالمللی بهرهمند شوند. این نمونهها نشان میدهد که مشکل پاکستان کمبود ایده نیست. چالش اصلی این است که این موفقیتها هنوز پراکنده و محدود باقی ماندهاند. گزارش برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) با عنوان «وضعیت اکوسیستم کارآفرینی جوانان در پاکستان» این مسئله را بهروشنی بیان میکند. این گزارش نشان میدهد که اگرچه اکوسیستم کارآفرینی پاکستان از سال ۲۰۱۲ گسترش یافته، اما جوانان مناطق روستایی، زنان، افراد دارای معلولیت و جوامع حاشیهنشین همچنان با موانع جدی روبهرو هستند. استارتاپها برای رشد به ثبت قانونی کسبوکار، دسترسی به اعتبار ارزان، شبکههای مشاورهای قوی، زیرساخت دیجیتال، ارتباط با بازارها، حمایت از تحقیق و توسعه و پیوند بهتر میان دانشگاهها، صنعت و سرمایهگذاران نیاز دارند.
دسترسی به منابع مالی و ابزارهای تجاری بهویژه برای شرکتهای کوچک، خرد و متوسط اهمیت زیادی دارد. برخی استارتاپها در زمینه کمک به کسبوکارهای کوچک برای دیجیتالیسازی حسابداری، مدیریت جریان نقدی و سوابق اعتباری از طریق ابزارهای دفاتر دیجیتال و یادآورهای خودکار پرداخت فعالیت میکنند. چنین راهکارهایی میتواند عملکرد بنگاههای کوچک را بهبود بخشند، اما برای اثربخشی بیشتر، باید در چارچوب سیاستهای گستردهتر شمول حمایت مالی شوند. سود جمعیتی پاکستان زمانی به ثمر خواهد نشست که جوانان به مهارتها، سرمایه، راهنمایی، فناوری و بازارهای لازم برای تبدیل شدن به بازیگران مؤثر اقتصادی در داخل کشور دسترسی داشته باشند. اگر نتوانیم این مسیرها را ایجاد کنیم، کشور همچنان همان سرمایه انسانیای را از دست خواهد داد که برای رشد و توسعه به آن نیاز دارد.
نظر شما