با طلوع ماه ربیعالاول، چنین احساس میشود که فاصلههای قرنها در هم فشرده شدهاند؛ گویی کوچههای مکه هنوز هم صدای گامهای نورانی را میشنوند و گویی بادهای مدینه هنوز هم عطر آن شخصیت بزرگواری را در دامان خود دارند؛ همان شخصیتی که به انسان، آگاهی و شعور انسانی بخشید، دلهای سنگی را نرم کرد، به بردگان عزت بخشید، به زنان مقام و وقار عطا کرد، دست نوازش بر سر یتیم کشید و به جهان آموخت که اوج قدرت در انتقام نیست، بلکه در عفو و گذشت است.
این ربیعالاول است؛ ماه یاد حبیب کبریا، رحمت دو عالم، سیدالمرسلین، خاتمالنبیین، امامالانبیا، محبوب پروردگار جهانیان و نیکوکار بزرگ بشریت.
بیندیشید! از یک سو سرزمین عرب بود؛ سرزمینی که تعصب قبیلهای، انتقام، جهل، بتپرستی و ستم اجتماعی بر آن غلبه داشت. از سوی دیگر، در درهای خاموش در مکه، یتیم عبدالله برمیخیزد و اعلام میکند:
لا إله إلا الله محمد رسولالله
این تنها چند واژه نبود؛ اعلام آزادی وجدان انسانی بود. این انقلابی بزرگتر از قیصر و کسری بود؛ زیرا پیش از هر چیز، بتهای درون انسان را در هم شکست.
او محمد ﷺ است؛ همان صادق که حتی دشمنان نیز به صداقت او اعتراف داشتند. همان امین که مخالفان نیز امانتهای خود را نزد او میسپردند. همان رحمتللعالمین که حتی برای آزاردهندگان خود نیز خیرخواهی در دل داشت. همان سراجاً منیراً که جهان تاریک را با نور هدایت روشن کرد.
هنگام مطالعه کتابهای سیره، حقیقتی بارها بر دل انسان آشکار میشود: محمد ﷺ تنها شخصیتی تاریخساز نیست، بلکه الگویی کامل است.
او در مسجد حضور داشت و در میدان عمل نیز؛ در خانه حضور داشت و در عین حال رئیس دولت بود؛ سرپرست یتیمان بود و فاتح مکه نیز. اما در روز فتح، هنگامی که کسانی در برابر او ایستاده بودند که او را از مکه بیرون رانده، در مسیرش خار ریخته، بر او ستم کرده و یارانش را آزار داده بودند، بر لبان فاتح مکه انتقام نبود، بلکه رحمت بود.
این همان جایگاهی است که انسان را حیران میکند! فاتحان جهان در کتابهای تاریخ، شمار اجساد دشمنان خود را ثبت میکنند، اما محمد ﷺ در روز فتح، دشمنان خود را بخشید و همین، عظمت اوست.
شخصیت حضرت رسول اکرم ﷺ تنها سرمایه دلهای مسلمانان نیست؛ دانشمندان و اندیشمندان غیرمسلمان و غربی نیز به آثار تاریخی، عظمت اخلاقی و شخصیت انسانی ایشان توجه کردهاند. مایکل هارت، فیزیکدان و نویسنده آمریکایی، در کتاب مشهور خود The 100، محمد ﷺ را در فهرست صد شخصیت تأثیرگذار جهان در رتبه نخست قرار داد. او معتقد بود که محمد تنها انسانی در تاریخ بود که در هر دو عرصه دینی و دنیوی، به شکلی استثنایی موفق شد.
کارن آرمسترانگ، که کتاب مستقلی درباره سیره رسولالله ﷺ نوشته است، بر این باور است که محمد ﷺ با وجود آنکه شخصیتی بزرگ در عرصه معنوی و سیاسی بود، هرگز انسانیت، شفقت و محبت خود را از دست نداد.
چه صحنه شگفتانگیزی است! ما میگوییم: محمد ﷺ رحمتللعالمین است. و قلمی از غرب برمیخیزد و میگوید برای فهم این شخصیت باید زندگی، مبارزه، محبت، صبر و انساندوستی او را درک کرد.
نویسنده بریتانیایی، مارتین لینگز، نیز در کتاب معروف خود درباره سیره نبوی، بر اساس منابع کهن عربی، زندگی مبارک حضرت را با تفصیل ارائه کرده است.
اما پرسش این است که ما محمد ﷺ را تا چه اندازه خواندهایم؟ ما به مناسبت ولادت او چراغانی کردهایم، اما آیا در خانههای ما چراغ سنت او نیز روشن است؟ ما نعت خواندهایم، اما آیا زبان ما از دروغ پاک شده است؟ ما درود فرستادهایم، اما آیا دست نیازمندی را گرفتهایم؟ ما ادعای محبت رسول کردهایم، اما آیا در معاملات ما امانتداریِ «الامین» پدید آمده است؟
این همان جایی است که ربیعالاول ما را تکان میدهد.
اقبال چه زیبا سروده است:
متن اصلی شعر
کی محمد سے وفا تو نے تو ہم تیرے ہیں
یہ جہاں چیز ہے کیا، لوح و قلم تیرے ہیں
ترجمه فارسی
اگر با محمد وفادار باشی، ما از آنِ تو هستیم؛
این جهان چیزی نیست، لوح و قلم نیز از آنِ تو هستند.
و عاشق رسول ﷺ، امام احمد رضا نیز چه زیبا سروده است:
متن اصلی شعر
وہ سوئے لالہ زار پھرتے ہیں
تیرے دن اے بہار پھرتے ہیں
ترجمه فارسی
او به سوی لالهزارها میگردد؛
ای بهار، روزهای تو در گردشاند.
ربیعالاول در حقیقت بیش از آنکه فصل گلها، چراغها و پرچمها باشد، فصل شخصیت و کردار است. این ماه به ما یادآوری میکند که پیامبری که حتی برای دشمن نیز رحمت میخواست، چرا ما باید از برادر خود نفرت داشته باشیم؟ پیامبری که بر سر یتیم دست نوازش میکشید، چرا ما باید انسان ضعیف جامعه خود را فراموش کنیم؟ پیامبری که عدالت را برقرار کرد، چرا باید پسند و ناپسند شخصی خود را بر عدالت غلبه دهیم؟
محبت محمد ﷺ تنها احساس نیست؛ محبت محمد ﷺ یک مسئولیت است. این مسئولیت آن است که در کسبوکار ما امانتداری، در خانههای ما مهربانی، در گفتوگوی ما ادب و در دل ما درد و دغدغه انسانیت وجود داشته باشد.
ای ربیعالاول!
پس بیا، اما فقط بر تقویم نیای.
با خود اخلاق محمد را به زبانهای ما بیاور.
رحمت محمد را به چشمان ما بیاور.
صداقت محمد را در کردار ما بیاور.
محبت محمد را به خانههای ما بیاور.
زیرا تنها این کافی نیست که بگوییم محمد ﷺ پیامبر ماست؛ زندگی ما نیز باید گواهی دهد که: آری! ما امتیان محمد مصطفی ﷺ هستیم.
و هرگاه جهان پرسید: پیامبر شما کیست؟ تنها با زبان پاسخ ندهید. بگذارید کردار شما سخن بگوید. بگذارید امانتداری شما سخن بگوید. بگذارید رحمت شما سخن بگوید. بگذارید راستی شما سخن بگوید.
آنگاه شاید جهان درک کند که محمد ﷺ تنها پیامبر ما نیست، بلکه آن بزرگترین شخصیتی است که برای بشریت بهعنوان رحمت آمد؛ شخصیتی عظیم که سیره او هنوز هم در تاریکی دلها چراغ روشن میکند.
نظر شما