خدمت به خلق به معنای به کار مردم آمدن است؛ اما در اسلام، منظور از آن خدمت به بندگان خدا برای جلب رضایت و خشنودی خداوند متعال، بدون دریافت مزد و پاداش و با پایبندی به امانت است. هرچند بهطور معمول، خدمت به خلق به معنای خدمت به نوع بشر بدون مزد و چشمداشت است. شاهین فاطمهؔ از شخصیتهای نادری بود که همواره در شرایط دشوار، با اخلاص و دلسوزی در کنار مردم منطقه و خانواده خود ایستاد و نمونهای از خدمت به دیگران ارائه کرد. تمام ابعاد زندگی او سرشار از عطر خدمت به خلق و اخلاص بود. شاهین فاطمهؔ عملاً ثابت کرد که برای خدمت، نیازی به مقام یا منصب نیست؛ اگر نیت خالص باشد، درد انسانیت در دل وجود داشته باشد و روحیه ایثار زنده باشد، هر فردی میتواند چراغی را در حد توان خود روشن کند.
شاهین فاطمهؔ زنی راستگو، بااصالت و از نظر گفتار نیز بینظیر و از زنان تأثیرگذار عصر خود بود. او تمام زندگی خود را با قناعت و سادگی گذراند و در معاشرت با مردم هرگز تظاهر و تصنعی به خرج نداد. به دلیل طبیعت بیریا و اخلاق والایش، در میان خانواده و جامعه با احترام و عزت به او نگاه میشد. همدردی صادقانه و دلگرمی او به مردم، آرامش روحی میبخشید. تمام زنان منطقه نزد او میآمدند، مشکلات خود را با او در میان میگذاشتند و او تا جایی که امکان داشت برای حل آن مشکلات تلاش میکرد. او محرم اسرار و همراز واقعی زنان بود و راز همه زنان منطقه نزد او امانت بود.
شاهین فاطمهؔ همواره غم، درد و مشکلات دیگران را در دل خود جای میداد و بر چهرههای نگران، گل لبخند مینشاند. گویی خداوند در دستان او شفایی قرار داده بود. اگر دست یا استخوان بازوی هر زن یا کودکی در منطقه آسیب میدید یا هر قسمت دیگری از بدنش درد میکرد، او به شیوه خاص خود به درمان آن میپرداخت و بیمار بلافاصله احساس بهبودی میکرد. حتی افرادی از مناطق دوردست نیز نزد او میآمدند.
او در مهماننوازی نیز بینظیر بود. هرگاه اعضای جماعت تبلیغی به یکی از مساجد منطقه میآمدند، به دلیل قطع گاز در منطقه، او برای تهیه غذا و پذیرایی کامل از آنان تدارک میدید. پسران او به نام مادر و پدرشان مؤسسه آموزشی «شاهین اقبال» را تأسیس کردهاند که صدها کودک در آن از نور دانش بهرهمند میشوند.
در این رابطه، فاروق احمد بت میگوید:
«برادر بزرگتر ما مردی درویشمسلک است. کسانی که در جامعهای که او در آن زندگی میکند حضور دارند، چه میدانند که او چه صفاتی دارد؟ او همه چیز را نثار دیگران کرده است. اگر برادرم این ثروت را برای خود جمع میکرد و نگه میداشت، به نظر من در منطقه کسی به اندازه او ثروت نداشت. درویشمسلکی او تا جایی است که هرگز کسی را از آستانه خانهاش دست خالی برنگرداند. روحیه سخاوت و خدمت به خلق که از مادرم به او رسیده، در او کاملاً نمایان است.»
پسران شاهین فاطمهؔ عبارتاند از خواجه آفتاب عالم، محبوب عالم، سرفراز احمد و فاروق احمد بت. از نظر آنان، مادر موهبتی گرانبهاست که نام دیگر محبت و شفقت، صبر و بردباری، ایثار و فداکاری است؛ نعمتی که برای فرزندان، بزرگترین نعمت و مایه آرامش دنیاست. سایه پرمهر او فرزندان را از رنج و اندوه در امان نگه میدارد و او با فدا کردن آسایش و شادی خود، دامان فرزندان را از شادی و سرور سرشار میکند. پیامبر اکرم ﷺ فرموده است: «بهشت زیر پای مادران است.»
پسران شاهین اقبال، نیکسیرت و نمونهای از صداقت و درستکاری به نظر میرسند. او نیز مانند هر مادری، هرگاه برای فرزندانش دست به دعا به درگاه خداوند بلند میکرد، گلهای رحمت و لطف شکوفا میشدند. چنانکه در شعر منور رانا آمده است:
متن اصلی شعر
ابھی زندہ ہے ماں میری مجھے کچھ بھی نہیں ہو گا
میں گھر سے جب نکلتا ہوں دُعا بھی ساتھ چلتی ہے
ترجمه فارسی
تا وقتی مادرم زنده است، هیچ اتفاقی برای من نخواهد افتاد؛
هرگاه از خانه بیرون میروم، دعای مادرم نیز همراه من است.
او با خانوادهای زمیندار در روستای تاریخی کوٹلی نواب در گوجرانواله ازدواج کرد. همسرش، محمد اقبال کشمیری، مردی سعادتمند، بسیار شریف و صریحگو است. پدرشوهرش، غلام محمد کشمیری، از ثروتمندان بزرگ عصر خود بود و شخصیتی داشت که بر حدود هشت زبان تسلط داشت.
خواجه آفتاب عالم از افراد شایسته افتخار و تحسین خانواده خود به شمار میرود. او در سایه برکت دعاهای مادر و محبتهای پدر، خود به شخصیتی تبدیل شده است که محبت هر دو، مادر و پدر، در وجودش دیده میشود؛ چنانکه میتوان آن را از این اشعار اعتبار ساجد دریافت:
متن اصلی شعر
رہا، پا برہنہ وہ خود مگر، نیا بوٹ مجھ کو دلا دیا
مرے باپ کے اسی روپ نے مجھے باپ جیسا بنا دیا
میں تماشہ دیکھنا چاہتا تھا سروں کی اونچی قطار سے
مرے پیر کاندھے پہ رکھ لئے، مجھے دوسروں سے بڑھا دیا
ترجمه فارسی
خودش پابرهنه ماند، اما برای من کفش نو خرید؛
همین جلوه از پدرم بود که مرا نیز شبیه پدرم کرد.
میخواستم از میان صف بلند سرها، تماشا کنم؛
او پای مرا بر شانهاش گذاشت و مرا از دیگران بالاتر برد.
شاهین فاطمهؔ در روزهای پایانی زندگی خود بهشدت بیمار بود. نماز جنازه او روز جمعه ۱۹ ژوئن، ساعت ده صبح، به امامت جناب مفتی دکتر پروفسور علامه ثاقب علوی، شخصیتی که برای نعت و سیرهنویسی جایزه ریاستجمهوری دریافت کرده است، اقامه شد.
حدود یک ساعت پیش از اقامه نماز جنازه او، با دیدن وزش بادهای خنک و بارش ابرهای رحمت از آسمان، شگفتزده شدم و گفتم: سبحانالله، پروردگارا، قدرت تو را ببین که چگونه ناگهان هوا تغییر کرد؛ هوایی چنان آرام و دلنشین که شاید بهندرت در زندگی دیده بودم.
پس از درگذشت او، خویشاوندان و نزدیکان و افراد در هر سنی، بهویژه مادران، خواهران و دختران منطقه، اشک میریختند. هزاران نفر از اقشار مختلف جامعه در مراسم تشییع جنازه او شرکت کردند.
در پایان، جز این اشعاری که فاروق احمد فاروقؔ در یاد مادرش سروده است، چه میتوان گفت:
متن اصلی شعر
میں دشتِ بلا سے ہوں محفوظ رہتا
مجھے اس طرح سے سنبھالا ہے ماں نے
کُھلے مجھ پہ خوشیوں کے ابواب سارے
غموں کو لگایا جو تالا ہے ماں نے
ترجمه فارسی
من از بیابان بلا در امان میمانم؛
مادرم اینگونه از من مراقبت کرده است.
تمام درهای شادی به روی من گشوده شد؛
این مادرم بود که بر غمها قفل زد.
نظر شما