۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۹

میراث اسلامی در عصر هوش مصنوعی

حفظ ارزش‌ها و شکل‌دهی به آینده
میراث اسلامی در عصر هوش مصنوعی

تمدن اسلامی در طول تاریخ برای دانش، پرسشگری، پژوهش و مطالعه جهان طبیعی ارزش فراوانی قائل بوده است. چالش امروز این است که این سنت فکری را با فناوری‌هایی وارد گفت‌وگو کنیم که خود شیوه تولید، دسترسی و انتقال دانش را دگرگون می‌کنند. در این زمینه، فعالیت نهادهایی مانند Minhaj-ul-Quran International (MQI) و Minhaj University Lahore نمونه‌ای از تلاش برای پیوند دادن دانش اسلامی با آموزش معاصر و فناوری‌های نوظهور است.

پرسش پیش روی جهان اسلام دیگر این نیست که آیا هوش مصنوعی وارد آموزش دینی خواهد شد یا خیر. این اتفاق هم‌اکنون رخ داده است. پرسش مهم‌تر این است که چه کسی دانش، اخلاق و مرجعیتی را که هوش مصنوعی به نسل آینده مسلمانان منتقل می‌کند، شکل خواهد داد؟ هوش مصنوعی، خودکارسازی، ارتباطات دیجیتال، زیست‌فناوری و نظام‌های مبتنی بر داده، شیوه یادگیری، کار کردن، ارتباط برقرار کردن و تصمیم‌گیری مردم را دگرگون می‌کنند. هوش مصنوعی دیگر محدود به آزمایشگاه‌ها یا شرکت‌های فناوری نیست. این فناوری اکنون در کلاس‌های درس، دانشگاه‌ها، کسب‌وکارها، رسانه‌ها، حوزه سلامت و به‌طور فزاینده در آموزش دینی حضور دارد. برای مسلمانان، این تحول فناورانه چالشی عمیق‌تر از صرفاً پذیرش ابزارهای جدید ایجاد می‌کند. چگونه می‌توان میراث فکری اسلامی را در عصر الگوریتم‌ها همچنان مرتبط و اثرگذار نگه داشت، بدون آنکه اجازه دهیم فناوری جایگزین ارزش‌های انسانی‌ای شود که به دانش معنا می‌بخشند؟

تمدن اسلامی در طول تاریخ برای دانش، پرسشگری، پژوهش و مطالعه جهان طبیعی ارزش فراوانی قائل بوده است. چالش امروز این است که این سنت فکری را با فناوری‌هایی وارد گفت‌وگو کنیم که خود شیوه تولید، دسترسی و انتقال دانش را دگرگون می‌کنند. در این زمینه، فعالیت نهادهایی مانند Minhaj-ul-Quran International (MQI) و Minhaj University Lahore نمونه‌ای از تلاش برای پیوند دادن دانش اسلامی با آموزش معاصر و فناوری‌های نوظهور است. اما مسئله بزرگ‌تر بسیار فراتر از هر نهاد واحدی است: آیا جهان اسلام می‌تواند به‌جای آنکه صرفاً مصرف‌کننده فناوری‌های توسعه‌یافته در دیگر نقاط جهان باشد، به مشارکت‌کننده‌ای فعال در شکل‌دهی به عصر هوش مصنوعی تبدیل شود؟

دانشمندان مسلمان در ریاضیات، پزشکی، نجوم، جغرافیا، فلسفه و زبان‌شناسی سهم‌های مهمی داشته‌اند. جست‌وجوی دانش صرفاً به‌عنوان انباشتن اطلاعات درک نمی‌شد. دانش و پژوهش با پرسش‌هایی درباره هدف، مسئولیت و بهبود زندگی انسان ارتباط داشت. این تمایز در عصر هوش مصنوعی مولد اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. هوش مصنوعی می‌تواند در عرض چند ثانیه حجم عظیمی از اطلاعات را بازیابی کند، الگوها را شناسایی نماید و زبانی پیچیده و پیشرفته تولید کند. با این حال، توانایی تولید یک پاسخ با برخورداری از دانش، خرد یا قضاوت اخلاقی یکسان نیست. یک سامانه هوش مصنوعی می‌تواند پاسخی قانع‌کننده تولید کند، در حالی که از نظر عملی  نادرست باشد. این سامانه می‌تواند یک تفسیر را بازتولید کند، بدون آنکه زمینه تاریخی یا معنوی آن را درک کرده باشد. همچنین می‌تواند دیدگاه‌های رقیب را با میزان اطمینان یکسان ارائه کند، حتی زمانی که اعتبار و مرجعیت آن‌ها یکسان نیست. این مسئله چالشی اساسی برای آموزش دینی ایجاد می‌کند.

اگر یک دانش‌آموز از یک سامانه هوش مصنوعی درباره اسلام سؤالی بپرسد، پاسخ از کجا می‌آید؟ از چه منابعی استفاده شده است؟ این منابع چگونه انتخاب شده‌اند؟ چه تفسیری ارائه می‌شود؟ چه کسی آن را راستی‌آزمایی می‌کند؟ و هنگامی که پاسخ یک الگوریتم با دانش و پژوهش تثبیت‌شده علما تعارض پیدا کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ این‌ها صرفاً پرسش‌های فنی نیستند. این‌ها پرسش‌هایی درباره مرجعیت و اعتبار هستند. میراث فکری اسلامی می‌تواند اصل مهمی را در این بحث مطرح کند: دانش با مسئولیت همراه است. اطلاعات زمانی معنا پیدا می‌کند که با زمینه، قضاوت، شخصیت و آگاهی از پیامدهای آن همراه باشد. تعامل Minhaj University Lahore با فناوری‌های زبانی، یکی از راه‌های ممکن برای وارد کردن این سنت به عصر دیجیتال را نشان می‌دهد.

در نخستین کنفرانس بین‌المللی زبان‌شناسی کاربردی و فناوری‌های زبانی در سال ۲۰۲۵، پروفسور دکتر حسین محی الدین قادری درباره ارتباط میان شیوه‌های کلاسیک پژوهش و دانش اسلامی با فناوری‌های معاصر، از جمله حاشیه‌نویسی دیجیتال، نقشه‌برداری پیکره‌های زبانی، تحلیل محاسباتی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، بحث کرد. یکی از ارتباطات بسیار جالب در این زمینه، پیوند آن با سنت کلاسیک «حاشیه» است؛ سنتی از تفسیر علمی و حاشیه‌نویسی که به نسل‌های مختلف دانشمندان و پژوهشگران اجازه می‌داد متون موجود را تحلیل کنند، درباره آن‌ها به بحث بپردازند و بر پایه آن‌ها دانش جدیدی ایجاد کنند. فناوری دیجیتال امکانات تازه‌ای برای گسترش جنبه‌هایی از این شیوه فکری فراهم می‌کند. مجموعه‌های عظیمی از متون تاریخی عربی، اردو و دیگر زبان‌ها را می‌توان دیجیتالی، نمایه‌سازی و جست‌وجو کرد. پژوهشگران می‌توانند از ابزارهای محاسباتی برای شناسایی الگوهای زبانی، مقایسه نسخه‌های خطی و بررسی روابط میان متونی استفاده کنند که پیش از این انجام آن‌ها به سال‌ها کار دستی نیاز داشت. چنین فناوری‌هایی ضرورت پژوهش و دانش را از میان نمی‌برند. آن‌ها می‌توانند توانایی پژوهشگر را افزایش دهند. این تمایز اهمیت دارد.

هدف هوش مصنوعی نباید جایگزین کردن پژوهشگر باشد، بلکه باید افزایش ظرفیت و توانایی پژوهشگر باشد. پژوهشگری که نسخه‌های خطی چندصدساله را بررسی می‌کند، می‌تواند از هوش مصنوعی برای یافتن ارجاعات در میان هزاران صفحه استفاده کند. یک دانشجوی زبان می‌تواند از ابزارهای محاسباتی برای مطالعه عربی یا اردو کلاسیک بهره بگیرد. یک مدرس می‌تواند از سامانه‌های هوشمند برای شخصی‌سازی فرایند یادگیری استفاده کند، در حالی که همچنان نقش معلم به‌عنوان مربی، مفسر و راهنما حفظ می‌شود. بنابراین، فناوری در صورتی که مسئولانه طراحی شود، می‌تواند به پلی میان میراث فکری گذشته و نیازهای آموزشی آینده تبدیل شود. بزرگ‌ترین چالش ممکن است زمانی پدیدار شود که هوش مصنوعی از آموزش عمومی وارد حوزه مسائل اعتقادی و دینی شود.

هوش مصنوعی می‌تواند بالقوه در زمینه قرائت قرآن، حفظ، تلفظ، ترجمه و دسترسی به منابع علمی و دینی کمک‌رسان باشد. این فناوری می‌تواند کتابخانه‌های عظیم را در دسترس‌تر کند و به دانشجویان در پیمودن مسیر میان مجموعه‌های پیچیده دانش یاری رساند. اما دانش دینی صرفاً یک مسئله مربوط به پایگاه داده نیست. دقت اهمیت دارد، اما اصالت، تفسیر، زمینه و مرجعیت نیز به همان اندازه مهم هستند. اشتباه در توصیه درباره یک رستوران پیامد قابل‌توجهی ندارد. اما ساختن یک نقل‌قول دینی جعلی یا ارائه توضیح نادرست درباره یک اصل الهیاتی می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از یک خطای فنی داشته باشد. این امر راستی‌آزمایی را ضروری می‌سازد.

بنابراین، اطلاعات دینی تولیدشده توسط هوش مصنوعی باید متفاوت از نتایج جست‌وجوی معمولی مورد استفاده قرار گیرد. کاربران باید بدانند که یک سامانه هوش مصنوعی از چه منابعی استفاده می‌کند، این منابع چگونه ارزیابی شده‌اند و در چه شرایطی مشورت با علمای واجد صلاحیت ضروری است. خطر دیگری نیز وابستگی بیش از حد به این فناوری است. اگر دانشجویان هوش مصنوعی را به‌عنوان مرجعی غیرقابل پرسش تلقی کنند، این فناوری ممکن است دقیقاً همان تعامل فکری انسانی را تضعیف کند که آموزش قصد پرورش آن را دارد. بنابراین، الگوی مناسب، «هوش مصنوعی به جای معلم» نیست، بلکه «هوش مصنوعی در کنار معلم» است.

ورود هوش مصنوعی به این معنا نیست که بشر باید ارزش‌های خود را کنار بگذارد. همچنین حفظ سنت به معنای رد کردن هر تحول فناورانه نیست. مسیر سازنده‌تر در میان این دو افراط قرار دارد: تعامل با مدرنیته، بدون آنکه قضاوت و تشخیص خود را تسلیم آن کنیم. الگوی نبوی اعتدال می‌تواند چارچوب مفیدی برای اندیشیدن درباره این چالش فراهم کند. تحول اجتماعی با تأکید بر عدالت، کرامت، مشورت، مسئولیت و رفتار اخلاقی همراه بود. پیشرفت صرفاً به این دلیل که جدید است ارزشمند نبود؛ ارزش آن به این بستگی داشت که چگونه در خدمت انسان‌ها قرار می‌گرفت.

جهان اسلام این فرصت را دارد که با بلندپروازی بیشتری به هوش مصنوعی نزدیک شود. هوش مصنوعی می‌تواند به حفظ نسخه‌های خطی، سازمان‌دهی کتابخانه‌ها، تحلیل زبان‌ها، ترجمه متون و گسترش دسترسی به منابع آموزشی کمک کند. این فناوری می‌تواند به پژوهشگران در بررسی حجم عظیمی از مطالبی که پردازش دستی آن‌ها دشوار است، یاری رساند. همچنین می‌تواند شیوه‌های جدیدی برای یادگیری در اختیار دانشجویان و روش‌های تازه‌ای برای بررسی گذشته در اختیار پژوهشگران قرار دهد. اما مسلمانان نباید خود را صرفاً به کاربران فناوری‌هایی محدود کنند که در نقاط دیگر جهان طراحی و توسعه یافته‌اند.

ضروری است که علما، مربیان، زبان‌شناسان، متخصصان فناوری و کارآفرینان مسلمان با یکدیگر همکاری کنند. علمای دینی به سواد فناورانه بیشتری نیاز دارند، در حالی که متخصصان فناوری که بر روی کاربردهای اسلامی کار می‌کنند، باید درک عمیق‌تری از سنت‌های فکری و اخلاقی‌ای داشته باشند که تلاش می‌کنند آن‌ها را در قالب فناوری و الگوریتم پیاده‌سازی کنند. اینجاست که ابتکاراتی مانند آنچه از Minhaj University Lahore در حال ظهور است، می‌تواند اهمیت پیدا کند. اهمیت این اقدامات صرفاً در وارد کردن هوش مصنوعی به برنامه‌های آموزشی نیست، بلکه در گشودن گفت‌وگویی گسترده‌تر درباره چگونگی تعامل دانش کلاسیک با روش‌های محاسباتی است. هدف نباید تبدیل دانش دینی به یک الگوریتم باشد و نه قرار دادن فناوری خارج از مرزهای اندیشه دینی. هدف باید ایجاد رابطه‌ای باشد که در آن هر یک چیزی را ارائه کند که دیگری فاقد آن است. بنابراین، وظیفه دهه‌های آینده این نیست که میان خرد گذشته و فناوری‌های آینده یکی را انتخاب کنیم. وظیفه این است که این دو را وارد گفت‌وگویی معنادار کنیم.

نویسنده: محمد قاسم منیر

https://www.thefridaytimes.com/15-Sep-2026/islamic-heritage-age-artificial-intelligence-preserving-values-shaping-future

کد مطلب 27231

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =