هویت یکی از بنیادیترین مفاهیم در شناخت انسان، حقوق او و جایگاهش در جامعه است. هویت هر کشور با پرچم آن، هویت هر شهروند با اسناد شناسایی و هویت هر نهاد با اصول، عملکرد و مسئولیتهای آن شکل میگیرد. بااینحال، در جامعه ما گاهی با تناقضی جدی روبهرو میشویم: هنگامی که قرار است فردی را رسوا کنیم، برای شناسایی او چندان درنگ نمیکنیم و حتی ممکن است تصاویر و جزئیات زندگی خصوصی افراد نیز منتشر شود؛ اما وقتی قرار است مسئولیت یک حادثه مشخص شود، ناگهان هویتها و مسئولیتها مبهم میشوند.
اگر در یک مؤسسه آموزشی دانشجویان دختر مورد آزار و اذیت قرار گیرند، پرسشهای روشنی مطرح است: فرد متهم چه کسی بوده است؟ چگونه وارد مؤسسه شده است؟ چه سازوکارهایی برای کنترل ورود افراد و حفاظت از دانشجویان وجود داشته است؟ چه کسی مسئول امنیت محیط آموزشی بوده است؟ و چرا پس از وقوع حادثه، پاسخ روشنی درباره مسئولیت افراد و نهادهای مربوط ارائه نمیشود؟
گاهی فرد موردنظر تنها با عناوینی مانند «کارگر»، «نیروی خدماتی» یا «فردی غیرمرتبط» معرفی میشود؛ در حالی که اصل اساسی این است که در چنین پروندههایی، هویت افراد و مسئولیت آنان باید از طریق تحقیقات قانونی و بیطرفانه مشخص شود.
دانشگاهها، مؤسسات فنی و دانشکدههای پزشکی تنها وظیفه آموزش ندارند؛ آنها مسئول فراهم کردن محیطی امن برای دانشجویان دختر و پسر نیز هستند. اگر امنیت دانشجویان در محیط آموزشی تضمین نشود، مسئله دیگر صرفاً یک حادثه فردی نیست، بلکه میتواند پرسشهایی جدی درباره نظام مدیریتی، نظارتی و امنیتی آن مؤسسه ایجاد کند.
در یک دانشگاه مهندسی، شکایتی درباره آزار و اذیت دانشجویان دختر از سوی افرادی که ظاهراً از نیروهای خدماتی بودهاند مطرح شد. در گزارشهای مربوط به این موضوع، حتی نحوه برخورد برخی مسئولان امنیتی با پوشش دانشجویان نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.
در یک دانشگاه پزشکی نیز موضوع فیلمبرداری از دانشجویان دختر در محیط خوابگاه و همچنین نحوه برخورد مسئولان با این مسئله، پرسشهای جدی درباره امنیت و حریم خصوصی دانشجویان ایجاد کرده است. در برخی مؤسسات دیگر نیز انتشار ویدئوهای مربوط به دانشجویان دختر و پسر، به موضوع بحث و نگرانی عمومی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که آیا همه این موارد نتیجه ضعف در سازوکارهای امنیتی و نظارتی هستند یا اینکه در برخی موارد احتمال دسترسی افراد داخل مؤسسات به اطلاعات و تصاویر خصوصی نیز باید بررسی شود؟
این پرسش البته تنها با تحقیقات مستقل و بیطرفانه قابل پاسخ است. بدون تحقیق دقیق، نمیتوان مسئولیت را به افراد یا گروههای مشخصی نسبت داد؛ اما نمیتوان از کنار پرسشهای مربوط به امنیت و حریم خصوصی دانشجویان نیز بهسادگی گذشت.
از سوی دیگر، هنگامی که درباره پوشش دانشجویان دختر حساسیت زیادی وجود دارد، این انتظار نیز طبیعی است که مسئولان همان میزان جدیت را در برابر فیلمبرداری غیرمجاز، انتشار تصاویر خصوصی، تهدید و آزار دانشجویان نشان دهند.
اولویت مؤسسات آموزشی باید روشن باشد: حفاظت از دانشجویان، حفظ کرامت آنان و فراهم کردن محیطی امن برای تحصیل.
دانشجویان برای کسب دانش، ساختن آینده و ارتقای تواناییهای خود وارد دانشگاه میشوند. آنان نباید بخش بزرگی از انرژی خود را صرف دفاع از حریم خصوصی یا مقابله با تهدید و آزار کنند.
دانشجویان دختر نباید مجبور شوند دائماً درباره پوشش خود پاسخگو باشند، در حالی که درباره امنیت آنان، مسئولیتپذیری و پاسخگویی روشنی وجود ندارد. همچنین دانشجویان پسر نیز حق دارند در محیط آموزشی از امنیت و حریم خصوصی برخوردار باشند.
در یک مؤسسه آموزشی، نظم و انضباط ضروری است؛ اما نظم نباید با کنترل افراطی یا رفتار تحقیرآمیز اشتباه گرفته شود. احترام به قوانین باید همراه با احترام به کرامت و حقوق دانشجویان باشد.
از سوی دیگر، مدیران دانشگاهها و مؤسسات آموزشی نباید نقش خود را به کنترل ظاهری دانشجویان محدود کنند. وظیفه اصلی آنان فراهم کردن محیطی است که در آن آموزش، پژوهش، رشد فکری و شخصیت دانشجویان در فضایی امن و محترمانه امکانپذیر باشد.
اگر سقف ساختمانهای آموزشی فرسوده است، باید برای ایمنی فیزیکی دانشجویان اقدام شود. اگر سازوکار امنیتی ضعیف است، باید اصلاح شود. اگر حریم خصوصی دانشجویان نقض شده است، باید تحقیق شود. و اگر فرد یا افرادی در این زمینه مسئول بودهاند، باید بر اساس قانون پاسخگو باشند.
نهاد آموزشی زمانی اعتبار خود را حفظ میکند که در برابر شکایتها، به جای انکار یا تهدید، سازوکار روشن و قابل اعتماد برای رسیدگی داشته باشد.
وظیفه رؤسای مؤسسات آموزشی این نیست که صرفاً درباره پوشش دانشجویان تصمیمگیری کنند؛ وظیفه آنان ایجاد محیطی است که در آن عزت، امنیت و حریم خصوصی همه دانشجویان حفظ شود.
اعتماد دانشجویان نیز زمانی شکل میگیرد که بدانند اگر با مشکلی روبهرو شدند، شکایت آنان شنیده خواهد شد، موضوع بهصورت بیطرفانه بررسی خواهد شد و در صورت اثبات تخلف، مسئولان مربوط پاسخگو خواهند بود.
این حوادث همچنین پرسش گستردهتری را مطرح میکنند: آیا چنین مشکلاتی فقط در چند مؤسسه خاص رخ میدهد یا در دیگر مراکز آموزشی نیز نیازمند بررسی جدی است؟
دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه حضور دارند تا تحصیل کنند، مهارت بیاموزند و برای آینده آماده شوند. آنها حق دارند بدانند محیطی که در آن چندین سال از زندگی خود را سپری میکنند، برایشان امن است.
حریم خصوصی نیز بخشی از همین امنیت است. تصویربرداری بدون اجازه، انتشار تصاویر خصوصی، تهدید یا استفاده از تصاویر برای فشار بر دانشجویان، مسائلی نیستند که بتوان از کنار آنها بهسادگی گذشت.
در چنین شرایطی، لازم است مؤسسات آموزشی سازوکارهای مشخصی برای پیشگیری و رسیدگی به آزار و اذیت داشته باشند؛ از جمله سیستمهای گزارشدهی محرمانه، بررسی مستقل شکایات، نظارت بر ورود افراد غیرمرتبط، آموزش کارکنان امنیتی و خدماتی و حمایت از دانشجویانی که شکایت خود را مطرح میکنند.
همچنین ضروری است که دانشجویان بدانند در صورت مواجهه با آزار یا تهدید، به کجا مراجعه کنند و چگونه میتوانند بدون ترس از پیامدهای منفی، موضوع را گزارش دهند.
دانشگاه باید محل یادگیری و رشد باشد، نه محیطی که دانشجو در آن دائماً نگران امنیت، آبرو یا حریم خصوصی خود باشد.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که «هویت چه کسی» در یک حادثه مشخص نشده است. پرسش عمیقتر این است که هویت و مسئولیت خودِ مؤسسات آموزشی در قبال امنیت دانشجویان چیست؟
اگر نهادی نمیتواند از حریم خصوصی و امنیت دانشجویان خود محافظت کند، باید در عملکرد و سازوکارهای مدیریتی آن بازنگری شود.
دانشگاه زمانی واقعاً دانشگاه است که دانشجو در آن احساس کند صدایش شنیده میشود، کرامتش محترم است، امنیتش جدی گرفته میشود و در صورت بروز مشکل، نهادی وجود دارد که از او حمایت کند.
آموزش بدون امنیت کامل نیست؛ و نهادی که از کرامت دانشجویان حفاظت نمیکند، باید پیش از هر چیز درباره مسئولیت و هویت خود پاسخگو باشد.
نظر شما