مسی، یامال و جام جهانی فیفا ، فوتبال بر ژئوپلیتیک پیروز شد
روزنامه: ایندین اکسپرس مورخ: 20 ژوئیه 2026
روایتهای ورزشی زیادی در این تورنمنت گنجانده شد، اما این بازی همیشه توجهها را به خود جلب کرد.
فوتبال، در سادهترین تعریف خود، ورزشی است که در آن دو تیم یازدهنفره تلاش میکنند توپ را وارد دروازه حریف کنند. همین سادگی، راز محبوبیت جهانی آن است. اما هرچه فوتبال بیش از پیش به رویدادی جهانی تبدیل شده، بار سنگین سیاست، اختلافات بینالمللی، تنشهای اجتماعی و روایتهای ایدئولوژیک نیز بر دوش آن افزوده شده است. جام جهانی اخیر نمونهای روشن از این واقعیت بود؛ تورنمنتی که در فضایی آکنده از تنشهای سیاسی برگزار شد و بار دیگر نشان داد که فوتبال، برخلاف آرزوی بسیاری، نمیتواند کاملاً از دنیای بیرون خود جدا باشد.
در این دوره از مسابقات، کشوری میزبان بود که همزمان درگیر جنگ با یکی از کشورهای حاضر در جام جهانی بود. همین موضوع از همان ابتدا فضای مسابقات را تحت تأثیر قرار داد و سبب شد بسیاری از حاشیههای سیاسی، بیش از خود فوتبال مورد توجه قرار گیرند. با این حال، در میان همه این تنشها، فوتبال همچنان لحظاتی آفرید که زیبایی و انسانیت را به نمایش گذاشت.
نماد این دوگانگی را میشد تنها چند دقیقه پس از پایان دیدار اسپانیا و آرژانتین مشاهده کرد. هنوز سوت پایان مسابقه به صدا درآمده بود که فضای زمین به میدان درگیری تبدیل شد. لئاندرو پاردس با ضربهای به گلوی اریک گارسیا از زمین اخراج شد. ناهوئل مولینا نیز با رودری درگیر شد و حتی به او مشت زد. شدت تنش به حدی بود که لیونل اسکالونی، سرمربی آرژانتین، ناچار شد شخصاً اعضای کادر فنی خود را از میان بازیکنان جدا کند تا درگیری گستردهتر نشود.
این پایان، برای تیم آرژانتین پایان شایستهای نبود؛ تیمی که سالها به خاطر کیفیت فنی و روحیه رقابتی خود مورد تحسین قرار گرفته بود. اما درست در همان دقایق و روی همان زمین، صحنهای کاملاً متفاوت رقم خورد. لیونل مسی، که پس از حذف تیمش، تنها و غمگین روی چمن نشسته بود، ناگهان با لامین یامال، ستاره جوان اسپانیا، روبهرو شد. یامال به سمت مسی رفت، او را در آغوش گرفت و لحظهای از احترام و همدلی را رقم زد؛ تصویری که شاید از هزاران تحلیل سیاسی و اجتماعی گویاتر بود.
این دو صحنهـ خشونت و مهربانیـ در کنار یکدیگر رخ دادند. هیچیک دیگری را نفی نمیکرد. بلکه هر دو نشان میدادند که فوتبال، مانند خود زندگی، هم ظرفیت نمایش زشتیها را دارد و هم توان خلق لحظات فراموشنشدنی انسانیت را. از نظر فنی نیز اسپانیا یکی از بهترین نمایشهای تاکتیکی مسابقات را ارائه کرد. برنامهریزی دقیق این تیم باعث شد آرژانتین و لیونل مسی از رسیدن به دیدار نهایی باز بمانند. اخراج بازیکن آرژانتین انزو فرناندز بر اثر دریافت کارت زرد دوم، آرژانتین را در دقایق پایانی ده نفره کرد و آخرین امید این تیم برای بازگشت از بین رفت. مسابقه تا مدت زیادی کاملاً در اختیار اسپانیا بود، هرچند هر دو تیم با تمام توان جنگیدند و همین فشار، زمینهساز درگیریهای پس از پایان بازی شد.
با این حال، آنچه بیش از نتیجه مسابقه در ذهنها باقی ماند، همان تصویری بود که لامین یامال در کنار مسی خلق کرد؛ تصویری از احترام یک ستاره جوان به اسطورهای که سالها الهامبخش نسل او بوده است.
جام جهانی امسال تنها صحنه رقابتهای فوتبالی نبود. روایتهای سیاسی و اجتماعی متعددی نیز تلاش کردند خود را به این مسابقات پیوند بزنند.
در آستانه مسابقات، فیفا علیه فدراسیون فوتبال اسپانیا پرونده انضباطی تشکیل داد؛ زیرا در دیدار دوستانه این تیم برابر مصر، گروهی از تماشاگران شعارهایی با محتوای نژادپرستانه و اسلامستیزانه سر داده بودند. لامین یامال که خود مسلمان است، این رفتار را به شدت محکوم کرد و آن را نتیجه جهل و نژادپرستی دانست. اما درخشش فوقالعاده او در جریان مسابقات باعث شد این حاشیهها به تدریج رنگ ببازند و تمرکز دوباره به فوتبال بازگردد. در سوی دیگر، فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرد که مهدی طارمی، کاپیتان تیم ملی، هنگام ورود به آمریکا با مشکلات و رفتار نامناسب مأموران مرزی روبهرو شده است. در مقابل، گروه ویژه جام جهانی کاخ سفید این ادعا را رد کرد و اعلام داشت که تیم ایران زودتر از زمان تعیینشده وارد آمریکا شده بود و مسئله دیگری وجود نداشته است. هر دو روایت در رسانهها بازتاب یافت، اما در نهایت آنچه در زمین مسابقه اتفاق افتاد، بیش از این اختلافات در یادها باقی ماند.
چرا فوتبال تا این اندازه درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی میشود؟
پاسخ شاید در جهانی بودن این ورزش نهفته باشد. فوتبال یکی از معدود عرصههایی است که ملتهایی با تاریخهای پیچیده، اختلافات سیاسی و زخمهای کهنه را در یک زمین گرد هم میآورد و از آنها میخواهد تنها نود دقیقه فوتبال بازی کنند.
همین ویژگی باعث شده است که فوتبال دیگر فقط متعلق به بازیکنان و مربیان نباشد. مورخان، جامعهشناسان، سیاستمداران، نویسندگان و تحلیلگران نیز هر یک میکوشند روایت خود را بر آن تحمیل کنند. با این حال، شاید فوتبال بیش از هر چیز باید از زبان کسانی مانند یوهان کرایف، سر الکس فرگوسن و پپ گواردیولا روایت شود، نه از دریچه نظریههای پیچیده فلسفی و سیاسی. زیبایی واقعی فوتبال در همان سادگی آن نهفته است: یازده بازیکن در برابر یازده بازیکن و دو دروازه برای گل زدن. بهترین داستانهای این جام جهانی نیز دقیقاً همین حقیقت را یادآوری کردند.
یکی از الهامبخشترین روایتها مربوط به علیرضا بیرانوند، دروازهبان تیم ملی ایران بود. او در خانوادهای عشایری و دامدار در استان لرستان به دنیا آمد و نوجوانی خود را با سختی فراوان گذراند. بدون پول و بدون هیچ آشنایی به تهران آمد و برای رسیدن به رؤیای فوتبالیاش، شبها بیرون باشگاهها میخوابید و با کارهایی مانند کارواش، رفتگری و کار در پیتزافروشی هزینه زندگی خود را تأمین میکرد. در دیدار برابر بلژیک، بیرانوند با هفت مهار درخشان دروازه ایران را بسته نگه داشت و نقش تعیینکنندهای در کسب تساوی بدون گل ایفا کرد؛ نمایشی که او را به یکی از چهرههای برجسته مسابقات تبدیل کرد.
روایت دیگر، مربوط به عمر آرتان، داور سومالیایی مورد تأیید فیفا بود. او پس از ورود به آمریکا نزدیک به یازده ساعت در فرودگاه بازداشت شد و پیش از آنکه حتی یک مسابقه را قضاوت کند، از کشور اخراج شد. مقامات آمریکایی تنها به این توضیح بسنده کردند که نگرانیهایی درباره بررسی سوابق او وجود داشته است؛ توضیحی که بسیاری آن را ناکافی دانستند.
در مقابل، داستان آلفونسو دیویس، کاپیتان تیم ملی کانادا، نمونهای از موفقیت مهاجران بود. او در اردوگاه پناهندگان غنا و پس از فرار والدینش از جنگ داخلی لیبریا متولد شد و از کودکی در کانادا رشد کرد. دیویس در حالی بازوبند کاپیتانی را بر بازو بست که تیم ملی کانادا برای نخستین بار در تاریخ خود به مرحله حذفی جام جهانی راه یافت. هرچند گل صعود را همتیمیاش استفن اوستاکیو به ثمر رساند، اما این موفقیت نمادی از فرصتهایی بود که یک جامعه میتواند در اختیار پناهندگان قرار دهد.
یکی دیگر از حاشیههای مهم مسابقات، سیاستهای سختگیرانه صدور ویزای آمریکا بود. الزام برخی کشورها، از جمله کیپورد، به پرداخت وثیقه ۱۵ هزار دلاری باعث شد مادر یکی از بازیکنان نتواند نخستین مسابقه پسرش برابر اسپانیا را از نزدیک تماشا کند؛ مسابقهای که در آن دروازهبان چهلساله تیمش با هفت مهار فوقالعاده، یکی از بهترین نمایشهای عمر خود را ارائه داد.
پس از انتشار این ماجرا، هواداران با راهاندازی یک پویش مردمی و همچنین با پیگیری حکیم جفریز، رهبر دموکراتهای مجلس نمایندگان آمریکا، توانستند شرایط دریافت ویزای او را فراهم کنند. در نتیجه، این مادر سرانجام در مسابقه بعدی برابر اروگوئه در ورزشگاه حضور یافت و شاهد بازی فرزندش شد؛ لحظهای که شاید از هر گل و پیروزی ارزشمندتر بود.
در مجموع، هرچه جام جهانی بیشتر درگیر مسائل سیاسی، اختلافات دیپلماتیک، محدودیتهای مهاجرتی و درگیریهای خارج از زمین شد، خود فوتبالیستها بارها تلاش کردند روح واقعی فوتبال را زنده نگه دارند؛ خواه در آغوش کشیدن مسی توسط لامین یامال، خواه در کلینشیت ارزشمند علیرضا بیرانوند، و خواه در دیدار احساسی مادری با فرزند فوتبالیستش. این جام جهانی نتوانست تمام زشتیهای پیرامون خود را از میان ببرد. سیاست، اختلاف و تنش همچنان در کنار فوتبال حضور داشتند. اما در نهایت، فوتبال آنقدر زیبا، انسانی و تأثیرگذار باقی ماند که اجازه نداد این زشتیها آخرین تصویر بهیادماندنی مسابقات باشند.
شاید بزرگترین درس این جام جهانی همین باشد: فوتبال هرگز نمیتواند جهان را از سیاست جدا کند، اما همچنان میتواند در دل همین جهان پرآشوب، لحظاتی از احترام، همدلی و زیبایی بیافریند؛ لحظاتی که ارزش واقعی این ورزش را به یاد ما میآورند.
لینک:
نظر شما