الزامات توسعه هوش مصنوعی در پاکستان

این مقاله به بررسی الزامات توسعه هوش مصنوعی در پاکستان از منظر علمی و فناورانه می‌پردازد. نویسنده تأکید می‌کند که پیشرفت در این حوزه تنها با توسعه نرم‌افزارها و ابزارهای هوشمند امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های محاسباتی، مراکز داده، آموزش نیروی انسانی، پژوهش دانشگاهی و تولید داده‌های بومی است. همچنین بر اهمیت همکاری میان دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و صنعت برای توسعه کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش، سلامت، کشاورزی و سایر بخش‌های اقتصادی تأکید شده و ایجاد اکوسیستم نوآوری، شرط اصلی بهره‌گیری مؤثر از این فناوری معرفی می‌شود.

اسد بیگ نویسنده پاکستانی:

چک‌لیست هوش مصنوعی پاکستان

علمی‌تخیلیِ قدیم یک ترفند ساده داشت: هرگاه قرار بود چیزی فوق‌العاده پیشرفته به نظر برسد، نویسندگان واژه کوانتومی را به آن اضافه می‌کردند؛ موتور کوانتومی، قفل کوانتومی، میدان کوانتومی. کسی دقیقاً نمی‌دانست این واژه چه معنایی دارد، اما همه درک می‌کردند که آینده از راه رسیده است. امروز، هوش مصنوعی در زبان سیاست‌گذاری تقریباً همین نقش را ایفا می‌کند. کافی است پیشوند هوش مصنوعی را به هر اصلاح معمول دولتی اضافه کنید تا ناگهان آن را آینده‌نگر و پیشرفته جلوه دهید. اما در واقعیت، هوش مصنوعی چیزی نیست که صرفاً برای زیباسازی بر روی سیستم‌ها پاشیده شود، و قطعاً فقط یک چت‌بات هم نیست. اگر پاکستان واقعاً در پی ساختن آینده‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی است، باید از دو پرسش بنیادی آغاز کند: دقیقاً می‌خواهیم هوش مصنوعی چه کاری انجام دهد؟ و چه چیزی قرار است آن را تغذیه و پشتیبانی کند؟ سیاست هوش مصنوعی پاکستان عملاً به پرسش نخست پاسخ داده است. این سیاست آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن هوش مصنوعی در حکمرانی، صنعت، خدمات عمومی، آموزش، سلامت و بهره‌وری ملی نقش‌آفرینی می‌کند، و این هدف‌گذاری مهم است. اما پاسخ به پرسش دوم همچنان مبهم باقی مانده، زیرا گفت‌وگوی پاکستان دربارهٔ هوش مصنوعی هنوز بیش از حد این فناوری را صرفاً در قالب یک اپلیکیشن، یک چت‌بات یا یک پروژهٔ آزمایشی می‌بیند، نه به‌عنوان مسئله‌ای مربوط به زیرساخت ملی.

اگر قرار است هوش مصنوعی در نظام حکمرانی ادغام شود، نمی‌توان کاملاً به مدل‌های خارجی متکی بود. وقتی می‌گوییم پاکستان باید اکوسیستم هوش مصنوعی خود را توسعه دهد، نباید این را صرفاً به ساخت یک چت‌بات پاکستانی که به زبان‌های محلی سخن بگوید محدود کنیم. یک اکوسیستم جدی هوش مصنوعی یعنی توانایی تأمین، میزبانی، تطبیق، ممیزی و حکمرانی بر سیستم‌های هوش مصنوعی در خدمات عمومی، پژوهش، صنعت و زندگی روزمره. همچنین به این معناست که بدانیم داده‌های ما کجا ذخیره می‌شوند، ماشین‌های چه کسانی آنها را پردازش می‌کنند، چه کسانی می‌توانند سیستم‌هایی را که بر تصمیم‌گیری عمومی اثر می‌گذارند بررسی کنند، و شهروندان چه حقوقی را حفظ خواهند کرد وقتی زندگی‌شان به مادهٔ خام سیستم‌های دیجیتال تبدیل می‌شود. دقیقاً به همین دلیل است که هوش مصنوعی را نمی‌توان به‌عنوان یک پروژهٔ عظیم متمرکز طراحی کرد. این فناوری از طریق نهادها و بخش‌های مختلف ظهور خواهد کرد: در بیمارستان‌ها، مدارس، دادگاه‌ها، ادارات مالیاتی، برنامه‌های کشاورزی و نهادهای مجری قانون. هر یک از این حوزه‌ها داده‌ها، ریسک‌ها و الزامات پاسخ‌گویی خاص خود را خواهند داشت. به همین دلیل، پاکستان به زیرساختی ملی و هماهنگ برای کاربردهای محلی نیاز دارد.

این مقاله تلاشی است برای ارائهٔ یک فهرست عملی از آنچه پاکستان برای تبدیل جاه‌طلبی خود در حوزهٔ هوش مصنوعی به ظرفیت واقعی نیاز دارد. مهم‌ترین مسئله، وابستگی است؛ یعنی اتکای بیش از حد به مدل‌های خارجی، تراشه‌ها، سیستم‌های ابری و مراکز داده به‌گونه‌ای که پاکستان نتواند هزینه، دسترسی یا پاسخ‌گویی را کنترل کند. پاکستان باید هر جا مفید است از بهترین ابزارهای جهانی هوش مصنوعی استفاده کند، اما نباید فرض کند که سیستم‌های خارجی همیشه در دسترس، مقرون‌به‌صرفه یا مناسب برای وظایف حساس عمومی خواهند بود؛ به‌ویژه اکنون که بخش بزرگی از شرکت‌های بزرگ فناوری با زیرساخت‌های نظامی و امنیتی خارجی پیوند خورده‌اند. پاسخ، یک مدل ترکیبی است: استفاده از ابزارهای جهانی هر جا که ممکن است، و ایجاد ظرفیت مستقل در جایی که وابستگی خطرناک می‌شود. منطقی نیست تصور کنیم پاکستان می‌تواند فوراً توانمندی شرکت‌های عظیم فناوری جهان را تکرار کند. اما اگر قرار است هوش مصنوعی در حکمرانی، ارائهٔ خدمات عمومی و دیگر سیستم‌های مرتبط با شهروندان نهادینه شود، نمی‌توان کاملاً بر مدل‌های خارجی، مراکز دادهٔ خارجی و قواعد خارجی تکیه کرد.

ظرفیت مستقل از برق آغاز می‌شود. هوش مصنوعی بر پایهٔ مراکز داده، تراشه‌ها، سیستم‌های خنک‌کننده و برق پایدار کار می‌کند. پاکستان با اختصاص ۲۰۰۰ مگاوات برای استخراج بیت‌کوین و مراکز دادهٔ هوش مصنوعی، این موضوع را به رسمیت شناخته است. این عدد از آن جهت مهم است که نشان می‌دهد هوش مصنوعی پیش از هر چیز یک مسئلهٔ تخصیص انرژی است؛ اما هم‌زمان سردرگمی موجود را نیز آشکار می‌کند، زیرا استخراج رمزارزهای سفته‌بازانه و زیرساخت محاسباتی هوش مصنوعی مستقل، دو اولویت کاملاً متفاوت ملی هستند. برای تأمین انرژی مورد نیاز هوش مصنوعی، بهترین فرصت پاکستان توسعهٔ زیرساخت محاسباتی مبتنی بر انرژی خورشیدی است که با ذخیره‌سازی انرژی و پایداری شبکه پشتیبانی شود. انرژی خورشیدی ارزان‌تر است، تأمین آن آسان‌تر است، سریع‌تر مقیاس‌پذیر می‌شود، برای مناطق پرآفتاب مناسب‌تر است و کمتر در معرض شوک‌های ناشی از سوخت وارداتی قرار دارد. با این حال، برق تنها زمانی مفید است که پاکستان به توان محاسباتی مورد نیاز خود نیز دسترسی داشته باشد. این به معنای مراکز داده، پردازنده‌های گرافیکی (GPU) و میزبانی محلی برای پردازش‌های حساس است، نه لزوماً آموزش مدل‌های پیشرفته از صفر. پاکستان تحت ممنوعیت کامل محصولات شرکت انویدیا (NVIDIA) نیست و پردازنده‌های گرافیکی مصرفی مشکل اصلی محسوب نمی‌شوند.

محدودیت اصلی، دسترسی به شتاب‌دهنده‌های پیشرفته هوش مصنوعی در مراکز داده است که ممکن است نیازمند مجوز صادرات از ایالات متحده باشند. این موضوع را نمی‌توان به فروشندگان یا وزارتخانه‌های منفرد واگذار کرد. اگر توان محاسباتی زیرساختی راهبردی است، دسترسی به تراشه نیز مسئله‌ای در حوزهٔ سیاست خارجی است؛ و وزارت خارجه پاکستان باید آن را به‌عنوان بخشی رسمی از دیپلماسی فناوری دنبال کند. سپس نوبت به خود مراکز داده می‌رسد. این مراکز به زمین، اتصال فیبر نوری، سیستم‌های خنک‌کننده، امنیت، تیم‌های نگهداری، برق پشتیبان و در بسیاری موارد برنامه‌ریزی دقیق برای مصرف آب نیاز دارند. ابتکار «داده‌های شرق، محاسبات غرب» در چین نمونهٔ مفیدی است، زیرا نشان می‌دهد مراکز داده صرفاً ساختمان‌هایی تصادفی نیستند، بلکه بخشی از جغرافیای ملیِ قدرت، زمین، ارتباطات و تقاضا هستند. پاکستان نیازی ندارد دقیقاً همان مدل را کپی کند، اما باید با همان میزان جدیت دربارهٔ محل استقرار زیرساخت‌های محاسباتی تصمیم بگیرد.

پس از آن، مسئله منابع انسانی و داده مطرح می‌شود. آموزش کاربران به‌تنهایی کافی نیست. دانشگاه‌ها به خوشه‌های پردازشی GPU مشترک، کمک‌هزینه‌های پژوهشی و مشوق‌هایی برای توسعهٔ مدل‌هایی نیاز دارند که پاسخ‌گوی نیازهای محلی باشند، نه اینکه فقط به دانشجویان استفاده از ابزارهای خارجی آموزش داده شود. هم‌زمان، دولت باید کار دشوارتر یعنی دیجیتالی‌سازی داده‌های محلی در حوزه‌های سلامت، آموزش، کشاورزی، دادگاه‌ها و خدمات عمومی را آغاز کند. بدون دادهٔ محلی، هوش مصنوعی بومی سطحی باقی خواهد ماند، و بدون سازوکارهای حفاظتی، به فناوری‌ای خطرناک تبدیل خواهد شد. در اینجا، نبود چارچوب جامع حفاظت از داده‌ها در پاکستان به مسئله‌ای محوری تبدیل می‌شود. این کشور در حالی دربارهٔ آموزش سیستم‌های هوش مصنوعی بر داده‌های محلی سخن می‌گوید که هنوز قانون جامعی برای حفاظت از داده‌های شخصی تصویب نکرده است. اگر قرار باشد سوابق شهروندان، زبان‌ها، رفت‌وآمدها، شکایت‌ها، پرونده‌ها یا اطلاعات سلامت آنان به خوراک سیستم‌های هوش مصنوعی تبدیل شود، پاکستان به نظامی مبتنی بر حقوق شهروندی نیاز دارد؛ نظامی که بر رضایت آگاهانه، محدودیت در هدف استفاده، ناشناس‌سازی داده‌ها، ممیزی، سازوکارهای جبران خسارت و خطوط قرمز روشن دربارهٔ داده‌هایی که هرگز نباید برای آموزش استفاده شوند، استوار باشد.

در نهایت، جاه‌طلبی پاکستان در حوزهٔ هوش مصنوعی با رونمایی از یک سیاست جدید اثبات نخواهد شد. این جاه‌طلبی در تصمیمات مالی سال ۲۰۲۶–۲۰۲۷ نمایان خواهد شد. اگر این بودجه‌ها صرف برق، توان محاسباتی، دانشگاه‌ها، دیجیتالی‌سازی و حفاظت از داده‌ها نشوند، هوش مصنوعی دقیقاً به همان چیزی تبدیل خواهد شد که کوانتوم زمانی در داستان‌های علمی‌تخیلی بود؛ واژه‌ای که آینده را نزدیک جلوه می‌داد، در حالی که آن را همچنان در حد خیال نگه می‌داشت. نویسنده، بنیان‌گذار Media Matters for Democracy است.

لینک: 

https://www.dawn.com/news/2007184/pakistans-ai-checklist

کد خبر 26805

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =