ربیعالاول؛ عطر مدینه و رحمتِ عالم
مقدمه
ربیعالاول در فرهنگ اسلامی، تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ بلکه ماهی است که خاطره یکی از بزرگترین تحولات معنوی و اخلاقی تاریخ بشریت را در خود جای داده است. میلاد پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص)، نقطهای در تاریخ است که در آن دعوت به توحید با دعوت به کرامت انسان، عدالت، صداقت، گذشت و مسئولیتپذیری اجتماعی پیوند خورد.
در روزگاری که جامعه عرب گرفتار تعصبات قبیلهای، خشونت، تبعیض و نابسامانیهای اخلاقی بود، پیامبر اسلام(ص) با دعوت به «لا إله إلا الله» تنها نظام اعتقادی جامعه را دگرگون نکرد، بلکه بنیانهای اخلاقی و انسانی آن را نیز بازسازی کرد. از همین رو، بازخوانی سیره نبوی نمیتواند صرفاً به بیان فضائل و برگزاری آیینهای مناسبتی محدود شود؛ بلکه باید به پرسشی جدی درباره نسبت میان محبت پیامبر(ص) و رفتار فردی و اجتماعی مسلمانان بینجامد.ربیعالاول از این منظر، فرصتی برای بازگشت از احساس صرف به عمل، از شعار به مسئولیت و از بزرگداشت ظاهری به الگوبرداری واقعی از اخلاق نبوی است.
وقتی هلال ماه ربیعالاول طلوع میکند، چنین احساس میشود که گویی فاصلههای قرنها در هم پیچیده و کوتاه شدهاند؛ گویی کوچههای مکه هنوز هم صدای گامهای نورانی را میشنوند؛ گویی نسیمهای مدینه هنوز هم عطر آن وجود مقدسی را در دامان خود حمل میکنند؛ همان وجودی که به انسان، آگاهی و شعورِ انسان بودن بخشید؛ دلهای سنگی را نرم کرد؛ به بردگان عزت و کرامت داد؛ به زن جایگاه و وقار بخشید؛ دست نوازش و محبت بر سر یتیم کشید و به جهانیان آموخت که کمال قدرت در انتقام نیست، بلکه در عفو، گذشت و بخشایش است.

اینک ربیعالاول است؛ ماه یادکرد از حبیب کبریا، رحمتِ دو جهان، سیدالمرسلین، خاتمالنبیین، امام انبیا، محبوب پروردگار جهانیان و نیکوکار و محسن بزرگ بشریت.
بیندیشید! از یک سو سرزمین عربستان قرار داشت؛ سرزمینی که تعصبهای قبیلهای، انتقامجویی، جهل، بتپرستی و ستم اجتماعی بر آن سایه افکنده بود. و از سوی دیگر، در دره خاموش مکه، یتیمِ عبدالله(ص) برمیخیزد و ندا سر میدهد:
«لا إلهَ إلا الله، محمدٌ رسولُ الله»
این تنها چند کلمه نبود؛ بلکه اعلام آزادی وجدان انسانی بود. این، انقلابی بزرگتر از قیصر و کسری بود؛ زیرا پیش از هر چیز، بتهای درون انسان را در هم شکست.
او محمد ﷺ است؛ همان «صادق» که حتی دشمنانش نیز به صداقت او اعتراف داشتند. همان «امین» که حتی مخالفانش نیز امانتهای خویش را نزد او میسپردند. همان رحمتٌ للعالمین که حتی برای کسانی که او را آزار میدادند، در دل خویش خیرخواهی و دلسوزی داشت. همان «سراجاً منیراً»، چراغ فروزانی که جهان تاریک را با نور هدایت روشن ساخت.
هنگامی که همه کتابهای سیره را میخوانیم، حقیقتی بارها و بارها بر دل انسان میکوبد و خود را به یاد او میآورد: محمد ﷺ تنها شخصیتی تاریخساز نیست؛ بلکه الگویی کامل برای زندگی است.
او در مسجد حضور داشت و در میدان عمل نیز حاضر بود؛ در خانه، همسر و پدر بود و در جامعه، رهبر و رئیس حکومت؛ سرپرست یتیمان بود و در عین حال فاتح مکه.
اما در روز فتح، هنگامی که کسانی در برابر او ایستاده بودند که او را از مکه بیرون رانده بودند، در مسیر زندگیاش خار افکنده بودند، بر او ستم کرده بودند و یارانش را شکنجه و آزار داده بودند، فاتح مکه بر لبانش سخن انتقام جاری نکرد؛ بلکه رحمت و بخشایش را برگزید.
اینجاست که انسان شگفتزده میشود!
فاتحان جهان در صفحات تاریخ، شمار کشتهشدگان دشمنان خود را به رخ میکشند؛ اما محمد ﷺ در روز فتح، دشمنان خود را بخشید و همین است یکی از بزرگترین جلوههای عظمت او.
شخصیت پیامبر اکرم ﷺ تنها سرمایهای در قلب مسلمانان نیست؛ بلکه اندیشمندان غیرمسلمان و پژوهشگران غربی نیز به تأثیر تاریخی، عظمت اخلاقی و شخصیت انسانی ایشان آشکارا اعتراف کردهاند.
مایکل هارت، فیزیکدان و نویسنده آمریکایی، در کتاب مشهور خود «The 100»، محمد ﷺ را در صدر فهرست یکصد شخصیت تأثیرگذار تاریخ جهان قرار داد. او بر این باور بود که محمد، تنها انسانی در تاریخ بود که در هر دو عرصه دینی و دنیوی، به موفقیتی فوقالعاده دست یافت.
کارن آرمسترانگ، که کتاب مستقلی درباره زندگی و سیره رسول خدا ﷺ نوشته است، معتقد است که محمد ﷺ با وجود برخورداری از جایگاه والای معنوی و سیاسی، هرگز از انسانیت، شفقت و محبت فاصله نگرفت.
چه صحنه شگفتانگیزی است!

ما میگوییم: محمد ﷺ رحمتٌ للعالمین است.
و در سوی دیگر، قلمی از غرب برمیخیزد و میگوید برای فهم این شخصیت باید زندگی او، مبارزه او، محبت او، شکیبایی او و انساندوستی او را شناخت.
مارتین لینگز، نویسنده بریتانیایی نیز در کتاب معروف خود درباره سیره پیامبر، بر پایه منابع کهن عربی، زندگی پربرکت و حیات پیامبر اکرم ﷺ را با تفصیل به تصویر کشیده است.
اما پرسش اینجاست:
ما محمد ﷺ را تا چه اندازه خواندهایم؟
ما در سالروز ولادت او چراغانی کردهایم؛ اما آیا در خانههای ما چراغ سنت او نیز روشن است؟
ما نعتهای فراوان خواندهایم؛ اما آیا زبان ما از دروغ پاک شده است؟
ما بر پیامبر درود فرستادهایم؛ اما آیا دست نیازمندی را گرفتهایم؟
ما از محبت رسول خدا سخن گفتهایم؛ اما آیا در معاملات و رفتارهای ما نیز امانتداریِ «امین» پدیدار شده است؟
اینجاست که ربیعالاول ما را از خواب غفلت بیدار میکند و به لرزه درمیآورد.
اقبال چه زیبا سروده است:
«اگر با محمد وفادار باشی، ما نیز از آنِ تو هستیم؛
این جهان که چیزی نیست، لوح و قلم نیز از آنِ تو خواهد بود.»
و عاشق رسول خدا ﷺ، امام احمد رضا خان بریلوی رحمهالله، چه زیبا سروده است:
«او به سوی گلزار میگردد؛
ای بهار، روزهای تو نیز در پیِ او میگردند.»
ربیعالاول، در حقیقت، بیش از آنکه فصل گلها، چراغها و پرچمها باشد، فصلِ شکوفایی کردار و اخلاق است.
این ماه به ما یادآوری میکند که پیامبری که حتی برای دشمن خویش نیز رحمت و خیر میخواست، پس چرا ما باید از برادر خود نفرت داشته باشیم؟
پیامبری که دست محبت بر سر یتیم میکشید، پس چرا ما باید انسانهای ضعیف و محروم جامعه خود را فراموش کنیم؟
پیامبری که عدالت را برپا داشت، پس چرا باید علاقهها و نفرتهای شخصی خود را بر عدالت غلبه دهیم؟
محبت محمد ﷺ تنها احساس و هیجان نیست؛ محبت محمد ﷺ یک مسئولیت است.
این مسئولیت آن است که در کسبوکار ما امانت و صداقت باشد؛ در خانههای ما مهربانی و شفقت باشد؛ در سیاست ما اخلاق باشد؛ در دادگاههای ما عدالت باشد؛ در گفتوگوی ما ادب و فرهنگ باشد؛ و در قلب ما درد و دغدغهای برای انسانیت وجود داشته باشد.
ای ربیعالاول!
پس بیا؛ اما تنها بر صفحه تقویم ظاهر نشو.
با خود، اخلاق محمد را به زبانهای ما بیاور.
رحمت محمد را به چشمان ما بیاور.
صداقت محمد را در کردار ما جاری کن.
محبت محمد را به خانههای ما بیاور.
زیرا نباید تنها این را بر زبان بیاوریم که محمد ﷺ پیامبر ماست؛ بلکه زندگی ما نیز باید گواهی دهد که:
آری! ما امت محمد مصطفی ﷺ هستیم.
و هرگاه روزی جهان از ما پرسید:
پیامبر شما کیست؟
تنها با زبان پاسخ ندهید.
بگذارید کردار شما سخن بگوید.
بگذارید امانتداری شما سخن بگوید.
بگذارید رحمت شما سخن بگوید.
بگذارید راستی و صداقت شما سخن بگوید.
آنگاه شاید جهان دریابد که محمد ﷺ تنها پیامبر ما نیست؛ بلکه آن وجود بزرگ و بیمانندی است که رحمت برای همه بشریت به ارمغان آورد؛ همان شخصیت عظیمی که سیره و زندگی او هنوز هم چراغی است که در تاریکی دلهای انسانها نور میافشاند.

نتیجهگیری
ربیعالاول میتواند فراتر از چراغانی، جشن و سرود، به فرصتی برای احیای اخلاق نبوی در زندگی فردی و اجتماعی تبدیل شود. محبت به پیامبر اکرم(ص) هنگامی حقیقت خود را نشان میدهد که در صداقت، امانتداری، عدالت، مهربانی با خانواده، حمایت از یتیم و نیازمند، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از ظلم و کینه در رفتار انسان جلوهگر شود.
سیره پیامبر(ص) نشان میدهد که عظمت حقیقی در غلبه بر دیگران نیست، بلکه در غلبه بر خشم، انتقام و خودخواهی است؛ همانگونه که فتح مکه به جای آنکه صحنه انتقام باشد، به نمادی از گذشت و رحمت تبدیل شد. از این منظر، پیام ربیعالاول برای انسان امروز روشن است: اگر محمد(ص) پیامبر رحمت برای جهانیان است، پیروان او نیز باید بازتابی از این رحمت در جهان باشند.
ازاینرو، شایسته است در این ماه، پیش از آنکه از پیامبر اکرم(ص) سخن بگوییم، از خود بپرسیم که چه اندازه از صداقت، امانت، عدالت، مهربانی و انساندوستی او در زندگی ما جاری است؛ زیرا بهترین گواه محبت به رسول خدا(ص)، نه تنها زبان، بلکه کرداری است که اخلاق محمدی را به تصویر بکشد.
منابع:
روزنامه جنگ (Jang)، پاکستان؛ مقاله حاضر با بهرهگیری از مطالب و محتوای منتشرشده در روزنامه اردوزبان «جنگ» و با رویکردی فرهنگی و تحلیلی، به بازخوانی جایگاه ماه ربیعالاول، میلاد پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) و ابعاد اخلاقی و انسانی سیره نبوی پرداخته است.
منبع اصلی: روزنامه جنگ، پاکستان، بخش مقالات و مطالب فرهنگی ـ دینی.
تنظیم و ترجمه فارسی: دکتر محمد عسکری
نظر شما