دو نسل پشت درهای بسته مدرسه وقتی محرومیت آموزش از مادر به دختر می‌رسد

سیما هنوز به یاد دارد آن روزهایی را که درب مدرسه به روی دختران بسته شده بود. او در دوره اول سلطه طالبان در افغانستان دانش‌آموز کلاس چهارم بود که ادامه تحصیل برای دختران ممنوع شد. سیما مانند هزاران دختر دیگر از مدرسه بازماند و پنج سال را در خانه گذراند، سال‌هایی که به جای کتاب و درس، با خانه‌نشینی سپری شد. در آن زمان محرومیت دختران از آموزش تنها به بسته‌شدن درب‌های مدرسه‌ها خلاصه نمی‌شد؛ محدودیت بر رفت‌وآمد و حضور اجتماعی زنان و دختران، نبود فرصت‌های آموزشی و کاری و رواج ازدواج‌های زودهنگام، آینده بسیاری از دختران را با خطر جدی روبه‌رو کرده بود.

سیما هنوز به یاد دارد آن روزهایی را که درب مدرسه به روی دختران بسته شده بود. او در دوره اول سلطه طالبان در افغانستان دانش‌آموز کلاس چهارم بود که ادامه تحصیل برای دختران ممنوع شد. سیما مانند هزاران دختر دیگر از مدرسه بازماند و پنج سال را در خانه گذراند، سال‌هایی که به جای کتاب و درس، با خانه‌نشینی سپری شد. در آن زمان محرومیت دختران از آموزش تنها به بسته‌شدن درب‌های مدرسه‌ها خلاصه نمی‌شد؛ محدودیت بر رفت‌وآمد و حضور اجتماعی زنان و دختران، نبود فرصت‌های آموزشی و کاری و رواج ازدواج‌های زودهنگام، آینده بسیاری از دختران را با خطر جدی روبه‌رو کرده بود. برای دختری که در آن شرایط بزرگ می‌شد، فاصله میان مدرسه و ازدواج گاهی بسیار کوتاه بود. سیما نیز با وجود آن‌که در معرض چنین سرنوشتی قرار داشت، سرانجام از ازدواج در سن پایین در امان ماند، فرصتی که برای بسیاری از دختران هم‌نسل او فراهم نشد.

با سقوط حکومت اول طالبان و تغییر شرایط سیاسی افغانستان، درب‌های مدرسه‌ها دوباره به روی دختران باز شد. سیما نیز پس از پنج سال خانه‌نشینی، به مدرسه برگشت و درس‌هایش را از همان جایی که متوقف شده بود، ادامه داد. بازگشت به مدرسه برای او فرصتی بود تا رؤیای کودکی‌اش را دوباره دنبال کند. او می‌خواست دکتر شود و تحصیل را راهی برای ساختن یک زندگی مستقل می‌دانست اما بازگشت به مدرسه پایان همه موانع نبود. شرایط زندگی و مشکلاتی که در افغانستان وجود داشت، اجازه نداد سیما تحصیلاتش را تا رسیدن به هدفی که برای خود تعیین کرده بود ادامه دهد. او در نهایت ازدواج کرد و رؤیای دکترشدن و رسیدن به استقلال اقتصادی و اجتماعی برایش ناتمام ماند.

تکرار یک سرنوشت؛ دختر در ‌جای مادر

حدود دو دهه بعد، همان داستان با فاصله‌ای نزدیک به یک نسل، این‌بار برای دختر سیما تکرار شد. ستایش، دختر سیما، پس از تسلط دوباره طالبان در سال ۲۰۲۱، از رفتن به مدرسه بازماند با این تفاوت که این‌بار او فقط داستان محرومیت مادرش را نشنیده بود، بلکه خودش در همان شرایطی قرار گرفته که مادرش سال‌ها پیش در آن روزگار را به انتظار بازگشایی مدرسه گذرانده بود. ستایش نیز مانند مادرش خانه‌نشین شد؛ صبح‌هایی که باید با رفتن به مدرسه، دیدن دوستان، نشستن در کلاس و شنیدن صدای زنگ آغاز می‌شد، حالا با کارهای خانه شروع می‌شود. او می‌گوید برایش بسیار سخت است که صبح از خواب بیدار شود، برادرش را ببیند که به مدرسه می‌رود و خودش مجبور باشد کارهای خانه را انجام دهد. از تمیزکردن خانه گرفته تا دیگر مسئولیت‌هایی که جای درس و آموزش را برایش گرفته‌اند.

ستایش برای آن‌که به‌کلی از فضای آموزش دور نماند، با وجود محدودیت‌های موجود، به یکی از مدرسه‌های دینی می‌رود. اما خانواده‌اش می‌دانند که این آموزش نمی‌تواند جای مدرسه و تحصیلات رسمی را برای او بگیرد. به گفته خانواده، این مسیر در آینده امکان دسترسی ستایش به کنکور یا ورود به رشته دانشگاهی مورد علاقه‌اش را فراهم نمی‌کند. برای دختری که آرزوی نویسنده و شاعرشدن دارد، مدرسه دینی نیز نمی‌تواند جای آن فرصت‌هایی را بگیرد که با بسته‌شدن مدرسه از او گرفته شده است. ستایش با وجود این محدودیت‌ها هنوز می‌نویسد، نوشته‌ها و شعرهایی که بیش‌تر برای خودش می‌نویسد، بی‌آنکه راه مشخصی برای رشد استعدادش، آموزش ادبیات و رسیدن به دنیای نویسندگی پیش رویش باشد.

او می‌گوید دلش برای کلاس، دوستان و استادانش و حتی صدای زنگ مدرسه تنگ شده است. سال‌ها انتظار برای بازگشایی دوباره مدرسه‌ها نیز برایش خسته‌کننده شده، انتظاری که بارها با امید آغاز شده اما هنوز به نتیجه نرسیده است. ستایش می‌گوید این وضعیت چیزی نیست که دیگران به آسانی درک کنند و «باید دختر باشی تا بتوانی آن را درک و حس کنی.» نگرانی اصلی او فقط درباره امروز نیست، بلکه آینده‌ای است که می‌ترسد مانند زندگی مادرش شود؛ آینده‌ای که در آن فرصت تحصیل، استقلال و رسیدن به آرزوها از یک دختر گرفته شود. او می‌گوید: "مادرم از درس و تحصیل ماند و نتوانست مستقل شود. اگر این محدودیت‌ها ادامه پیدا کند، آینده من هم از بین می‌رود."

برای سیما، دیدن این وضعیت در زندگی دخترش دردناک‌تر از تجربه‌ای است که خودش در کودکی داشت. او زمانی در کلاس چهارم بود که درب‌های مدرسه بسته شد و سال‌ها بعد، زمانی که دوباره فرصت درس‌خواندن پیدا کرد، نتوانست آن را تا رسیدن به آرزوی دکترشدن ادامه دهد. حالا دخترش نیز در همان مسیر قرار گرفته است؛ دختری که در سن تحصیل است، آرزوی نویسنده و شاعرشدن دارد و به جای آنکه هر روز به مدرسه برود، در خانه کار می‌کند. به این ترتیب، آنچه برای سیما یک تجربه شخصی در کودکی بود، برای ستایش به واقعیتی تکرارشونده تبدیل شده است، محرومیتی که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می‌شود.

در سال‌های اخیر، تعدادی از دختران برای آنکه دست‌کم ارتباط خود را با آموزش حفظ کنند، به مدرسه‌های دینی و دیگر شکل‌های آموزش غیررسمی روی آورده‌اند. این مسیرها برای برخی دختران امکان ادامه یادگیری را فراهم می‌کند، اما نمی‌تواند جای آموزش رسمی و فرصت‌های تحصیلی از دست‌رفته را به‌طور کامل بگیرد.

پنج سال محدودیت در برابر زنان و دختران

در پنج سال گذشته، محدودیت‌ها علیه زنان و دختران افغانستان به آموزش متوسطه محدود نمانده است. دختران از ادامه تحصیل در مدارس متوسطه محروم شده‌اند و زنان نیز از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شده‌اند. در کنار این محدودیت‌ها، زنان با موانع گسترده در زمینه کار، حضور در عرصه عمومی، رفت‌وآمد و مشارکت اجتماعی روبه‌رو شده‌اند. مجموعه این محدودیت‌ها فرصت‌های زنان و دختران را برای ساختن یک زندگی مستقل محدود کرده است. برای بسیاری از دختران، بسته‌ماندن درب مدرسه تنها به معنای از دست‌دادن درس‌های یک سال یا چند سال نیست؛ بلکه می‌تواند مسیر تحصیل، کار، استقلال اقتصادی و حتی انتخاب‌های شخصی آنان را برای تمام زندگی تغییر دهد.

محرومیت بیش از دو میلیون دختر از آموزش

یونسکو در تازه‌ترین گزارش خود گفت افغانستان تنها کشور جهان است که دسترسی دختران و زنان به آموزش بالاتر از سطح ابتدایی در آن ممنوع شده است. این سازمان همچنین هشدار داده که محرومیت از آموزش و محدودیت بر کار زنان، خطر افزایش فقر، از دست رفتن ظرفیت‌های انسانی و آسیب‌های جبران‌ناپذیر را بیش‌تر می‌کند و حتی خطر ازدواج زودهنگام را افزایش می‌دهد. براساس تازه‌ترین آمار یونسکو، در سال ۲۰۰۱ دسترسی دختران افغانستان به آموزش به‌شدت محدود بود، اما پس از تغییر شرایط سیاسی، وضعیت به‌تدریج تغییر کرد و تا سال ۲۰۲۱ نزدیک به یک میلیون دختر مشغول تحصیل بودند. اکنون، در سال ۲۰۲۶، حدود ۲.۴ میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم مانده‌اند.

یونسکو می‌گوید این محدودیت‌ها دستاوردهای دو دهه گذشته در گسترش دسترسی دختران به آموزش را معکوس کرده است. به گفته این سازمان، ادامه محرومیت زنان و دختران از آموزش نقض جدی حق اساسی آنان برای یادگیری است و می‌تواند افغانستان را با دهه‌ها از دست رفتن ظرفیت انسانی، افزایش فقر و پیامدهای جبران‌ناپذیر روبه‌رو کند.

داستان سیما و ستایش، در واقع داستان دو دوره متفاوت اما با یک پایان مشابه است. مادر در کودکی از رفتن به مدرسه محروم شد و بعدها نیز نتوانست تحصیلاتش را تا رسیدن به استقلالی که می‌خواست ادامه دهد. دختر، با فاصله حدود بیست سال، دوباره در همان نقطه ایستاده است؛ با کتاب‌هایی که جای خود را به کار خانه داده‌اند و رؤیاهای که فعلاً راهی برای رسیدن به آن‌ها را ندارند.

منبع: روزنامه هشت صبح

لینک:

https://8am.media/fa/two-generations-barred-from-the-classroom-when-the-denial-of-education-passes-from-mother-to-daughter

کد مطلب 27079

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =