چارمینار حیدرآباد هند پیوند معماری ایرانی با شهر تاریخی دکن

چارمینار، مشهورترین نماد تاریخی شهر حیدرآباد در ایالت تلانگانا، تنها یک بنای چهارمناره نیست، بلکه در حقیقت نقطه مرکزی شکل‌گیری شهر جدید حیدرآباد در پایان قرن شانزدهم میلادی است. این بنا در سال ۱۵۹۱ میلادی به فرمان سلطان محمدقلی قطب‌شاه، پنجمین فرمانروای سلسله قطب‌شاهی، ساخته شد؛ زمانی که او مرکز حکومت خود را از قلعه گلکنده به شهر تازه‌ای در کنار رود موسّی منتقل کرد. چارمینار در محل تلاقی دو محور اصلی شهر قرار گرفت و به تدریج نه تنها به مهم‌ترین نشانه بصری حیدرآباد، بلکه به محور سازمان‌دهنده بافت تاریخی شهر تبدیل شد. یونسکو نیز در پرونده مربوط به آثار قطب‌شاهی حیدرآباد، چارمینار را نقطه مرکزی و نمادین شهر می‌داند که چهار محور اصلی شهری از آن امتداد یافته‌اند.

پیوند معماری ایرانی، فرهنگ دکن و شهرسازی یک پایتخت تاریخی

چارمینار، مشهورترین نماد تاریخی شهر حیدرآباد در ایالت تلانگانا، تنها یک بنای چهارمناره نیست، بلکه در حقیقت نقطه مرکزی شکل‌گیری شهر جدید حیدرآباد در پایان قرن شانزدهم میلادی است. این بنا در سال ۱۵۹۱ میلادی به فرمان سلطان محمدقلی قطب‌شاه، پنجمین فرمانروای سلسله قطب‌شاهی، ساخته شد؛ زمانی که او مرکز حکومت خود را از قلعه گلکنده به شهر تازه‌ای در کنار رود موسّی منتقل کرد. چارمینار در محل تلاقی دو محور اصلی شهر قرار گرفت و به تدریج نه تنها به مهم‌ترین نشانه بصری حیدرآباد، بلکه به محور سازمان‌دهنده بافت تاریخی شهر تبدیل شد. یونسکو نیز در پرونده مربوط به آثار قطب‌شاهی حیدرآباد، چارمینار را نقطه مرکزی و نمادین شهر می‌داند که چهار محور اصلی شهری از آن امتداد یافته‌اند.

اهمیت چارمینار برای مطالعه تاریخ روابط فرهنگی ایران و هند نیز بسیار قابل توجه است و نکته‌ای که در پرسش شما درباره شباهت آن با اصفهان وجود دارد، از نظر تاریخی بی‌اساس نیست. حیدرآباد در دوره قطب‌شاهی یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگ ایرانی در دکن بود و دانشمندان، معماران، هنرمندان و دیوانیان ایرانی در دربار قطب‌شاهان حضور داشتند. دانشنامه ایرانیکا درباره شکل‌گیری حیدرآباد می‌نویسد که میر مؤمن استرآبادی، از بزرگان ایرانی مهاجر در دربار محمدقلی قطب‌شاه، شهر جدید را طراحی کرد و خودِ حیدرآباد در منابع تاریخی آن دوره به عنوان «اصفهان جدید» یا «اصفهان نو» توصیف شده است. بنابراین، پیوند میان حیدرآباد و اصفهان تنها یک شباهت ظاهری در معماری نیست، بلکه بخشی از زمینه فکری و فرهنگی شکل‌گیری شهر در دوره قطب‌شاهی بوده است.

بر اساس منابع رسمی دولت تلانگانا نیز طراحی چارمینار به میر مؤمن استرآبادی، معمار ایرانی مقیم حیدرآباد، نسبت داده شده است. همین نکته اهمیت موضوع را برای پژوهش‌های مربوط به نفوذ معماری و شهرسازی ایران در هند افزایش می‌دهد. در طراحی چارمینار، ویژگی‌هایی از معماری ایرانی با سنت‌های محلی دکن و عناصر معماری هندی درهم آمیخته و نتیجه آن سبکی کاملاً دکنی اما با زمینه فرهنگی آشکارا ایرانی و شیعی بوده است. یونسکو نیز در بررسی میراث قطب‌شاهی تأکید می‌کند که معماری این دوره حاصل تلفیق سنت‌های فرهنگی ایرانی و هندی و شکل‌گیری هویتی متمایز در دکن بوده است.

از این منظر، مقایسه حیدرآباد با اصفهان قابل توجه است، زیرا هر دو در مقاطعی از تاریخ خود با برنامه‌ریزی شهری منسجم، محورهای اصلی، فضاهای عمومی، بازارها، بناهای حکومتی و عناصر معماری نمادین شکل گرفته‌اند. البته نباید چارمینار را نسخه‌ای از میدان نقش‌جهان یا تقلیدی مستقیم از معماری اصفهان دانست؛ چنین ادعایی نیازمند شواهد دقیق‌تر است. آنچه منابع تاریخی با اطمینان بیشتری تأیید می‌کنند این است که شهر جدید حیدرآباد تحت تأثیر سنت‌های شهری و فرهنگی ایران شکل گرفت و میر مؤمن استرآبادی آن را با الگویی که در فضای فکری ایرانِ آن روز شناخته شده بود طراحی کرد. دانشنامه ایرانیکا به صراحت از تعبیر «اصفهان جدید» برای حیدرآباد یاد کرده است و این تعبیر نشان‌دهنده اهمیت الگوی شهر ایرانی در تصور حاکمان قطب‌شاهی از پایتخت جدید است.

چارمینار حیدرآباد هند پیوند معماری ایرانی، فرهنگ دکن و شهرسازی یک پایتخت تاریخی

خودِ واژه «چارمینار» از ترکیب «چار» به معنای چهار و «منار» به معنای مناره تشکیل شده است و مستقیماً به چهار برج مرتفعی اشاره دارد که در چهار گوشه بنا قرار گرفته‌اند. ساختمان اصلی تقریباً مربع‌شکل است و هر ضلع آن حدود ۲۰ متر طول دارد. در چهار سوی آن طاق‌های بزرگ و مرتفعی گشوده شده که به چهار مسیر اصلی شهر راه پیدا می‌کنند. مناره‌ها از بدنه اصلی بنا بالا رفته‌اند و هر یک دارای طبقات، بالکن‌های متعدد و تزئینات ظریف گچی هستند. ارتفاع کلی بنا حدود ۵۶ متر است و مناره‌ها تقریباً ۴۸٫۷ متر ارتفاع دارند. مصالح اصلی آن نیز شامل سنگ، گرانیت، آهک و ملات است.  اما شکل چهارگانه چارمینار تنها یک انتخاب زیبایی‌شناختی نبوده است. یونسکو در توضیح این بنا، آن را نمونه‌ای از الگوی «چهارخانه» یا chaubara معرفی می‌کند؛ یعنی بنایی که در نقطه تلاقی چهار محور اصلی قرار گرفته و چهار سوی آن با چهار مسیر شهری ارتباط مستقیم دارد. همین ساختار سبب شد چارمینار نه یک بنای منفرد درون شهر، بلکه به نوعی «مرکز هندسی و نمادین» شهر حیدرآباد تبدیل شود. حتی درباره فرم آن، یونسکو به پیوند آن با مفهوم ایرانی چهارطاق یا chahar taq اشاره کرده است؛ مفهومی معماری که در تاریخ معماری ایران ریشه‌ای بسیار قدیمی دارد و در اینجا با نیازهای شهری و مذهبی حیدرآباد تلفیق شده است.

در همین جاست که ارتباط چارمینار با سنت معماری ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. چارطاق در معماری ایرانی بر چهار پایه یا چهار طاق اصلی استوار است و در دوره‌های مختلف تاریخی، اشکال گوناگونی از آن در بناهای مذهبی و سلطنتی ایران دیده می‌شود. با این حال، چارمینار عیناً یک «چهارطاق ایرانی» نیست؛ بلکه این مفهوم در قالب یک بنای شهری بزرگ، با چهار مناره، چهار طاق و چهار محور شهری بازآفرینی شده است. از این رو، می‌توان آن را نمونه‌ای از انتقال و دگرگونی یک ایده معماری در محیط فرهنگی دیگری دانست، نه تقلید مستقیم از یک بنای خاص ایرانی. همین تلفیق، یکی از ویژگی‌های مهم معماری قطب‌شاهی است.

از نظر تاریخی نیز درباره علت ساخت چارمینار چند روایت وجود دارد. یکی از مشهورترین روایت‌ها آن است که بنا به یادبود پایان یافتن طاعون و به عنوان نشانه آغاز دوران جدید برای شهر ساخته شد. سازمان باستان‌شناسی هند نیز وجود نظریه‌های مختلف درباره هدف ساخت بنا را تأیید کرده و اشاره می‌کند که نظریه مربوط به پایان طاعون از روایت‌های پذیرفته‌شده درباره بناست. در کنار آن، منابع تاریخی فارسی و روایت‌های مرتبط با سفرنامه ژان دو تِوِنو، جهانگرد فرانسوی قرن هفدهم، چارمینار را با آغاز هزاره دوم اسلامی، یعنی سال ۱۰۰۰ هجری قمری برابر با ۱۵۹۱ میلادی، مرتبط کرده‌اند. از آنجا که چارمینار کتیبه بنیادین مشخصی ندارد، پژوهشگران برای تاریخ‌گذاری آن به متون تاریخی هم‌عصر و شواهد معماری تکیه می‌کنند. بنابراین، در یک متن پژوهشی بهتر است این دو روایت در کنار یکدیگر مطرح شوند و یکی را بدون اشاره به دیگری تنها روایت قطعی ندانیم.

 ساخت چارمینار بخشی از طرح وسیع‌تری برای تأسیس شهر حیدرآباد بود. شهر جدید بر اساس شبکه‌ای منظم از محورهای اصلی طراحی شد و چارمینار در نقطه مرکزی آن قرار گرفت. در اطراف این محورهای اصلی، بازارها، مساجد، مدارس، کاخ‌ها، باغ‌ها، کاروانسراها و فضاهای عمومی شکل گرفتند و شهر به تدریج به یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی، تجاری و فرهنگی دکن تبدیل شد. دانشنامه ایرانیکا اشاره می‌کند که در امتداد محورهای اصلی شهر تعداد بسیار زیادی مغازه، مسجد، مدرسه و کاروانسرا ایجاد شد؛ بنابراین چارمینار را باید بخشی از یک پروژه بزرگ شهرسازی دانست، نه ساختمانی منفرد که بعدها شهر در اطراف آن شکل گرفته باشد.

در معماری داخلی چارمینار نیز کارکردهای مختلفی با یکدیگر ترکیب شده‌اند. در طبقه بالایی بنا، مسجدی قرار دارد که بیش از چهار قرن قدمت دارد. قسمت دیگری از ساختمان در دوره قطب‌شاهی کاربردهای اداری و حکومتی داشته است و طبقات و فضاهای مختلف بنا برای استفاده‌های مذهبی و آموزشی نیز طراحی شده بودند. در طبقه مسجد، فضاهای متعددی برای نماز وجود دارد و یک فضای باز نیز برای حضور نمازگزاران در نظر گرفته شده است. در گذشته، این ترکیب مسجد، مدرسه، فضای حکومتی و بنای شهری سبب شده بود چارمینار چیزی بیش از یک مناره یا طاق یادمانی باشد؛ این بنا در واقع مجموعه‌ای چندمنظوره در قلب پایتخت بود.  در طراحی مناره‌ها، ظرافت و پیچیدگی قابل توجهی دیده می‌شود. هر چهار مناره به ساختمان اصلی متصل‌اند و در آن‌ها راه‌پله‌های مارپیچی برای دسترسی به طبقات بالاتر تعبیه شده است. بالکن‌های متعدد، طاقچه‌های کوچک، گچ‌بری‌ها و گنبدهای ظریف، ظاهر بنا را شکل می‌دهند. وجود حدود ۱۴۹ پله مارپیچ برای رسیدن به سطوح بالاتر نیز از ویژگی‌های شناخته‌شده بناست. ترکیب مناره‌های بلند با طاق‌های عظیم و ریتم منظم طاق‌ها و بالکن‌ها، یکی از دلایل اصلی شهرت بصری چارمینار است.

در دوره‌های بعدی تاریخ حیدرآباد نیز چارمینار جایگاه مرکزی خود را حفظ کرد. ساختمان در طول قرن‌های مختلف چندین بار تعمیر شد و در سال ۱۸۸۹ ساعت‌هایی بر چهار نمای آن نصب شد که هنوز یکی از عناصر شناخته‌شده بنا به شمار می‌روند. یک مناره نیز در اثر برخورد صاعقه آسیب دید و بعداً بازسازی شد. این تغییرات نشان می‌دهد که چارمینار برخلاف بسیاری از بناهای تاریخی، در طول تاریخ شهری همچنان مورد استفاده و نگهداری بوده و هر دوره بخشی از نشانه‌های خود را بر آن افزوده است.

اهمیت چارمینار تنها در خود بنا خلاصه نمی‌شود، زیرا محیط اطراف آن بخشی جدایی‌ناپذیر از معنای تاریخی آن است. در جنوب غربی چارمینار مسجد مکه قرار دارد؛ در غرب آن بازار مشهور لاد واقع شده و در بخش شمالی، مجموعه چارکمان و حوض گلزار قرار گرفته‌اند. بدین ترتیب، مجموعه‌ای از مسجد، بازار، دروازه‌های شهری، آب‌نما و محورهای تجاری در اطراف چارمینار شکل گرفته است و این منطقه تا امروز یکی از زنده‌ترین بخش‌های شهر قدیم حیدرآباد محسوب می‌شود.

بازار لاد، که در اطراف چارمینار قرار دارد، به‌ویژه به خاطر دستبندها و زیورآلات سنتی شهرت دارد و در کنار آن، خیابان پاتارگاتی نیز یکی از مراکز قدیمی تجارت مروارید و کالاهای سنتی است. این پیوند میان معماری تاریخی و زندگی روزمره، از ویژگی‌های مهم چارمینار است؛ زیرا بنا صرفاً در یک محوطه جداشده از شهر قرار ندارد، بلکه هنوز در میان بازار، تجارت، رفت‌وآمد مردم، آیین‌های مذهبی و فعالیت‌های شهری قرار گرفته است. در نتیجه، چارمینار را می‌توان نمونه‌ای از «میراث زنده شهری» دانست؛ میراثی که همزمان تاریخی و معاصر است.

چارمینار حیدرآباد هند پیوند معماری ایرانی، فرهنگ دکن و شهرسازی یک پایتخت تاریخی

چارمینار همچنین در مجاورت مسجد مکه و دیگر بناهای قطب‌شاهی، بخشی از یک چشم‌انداز بزرگ‌تر تاریخی را تشکیل می‌دهد. این مجموعه در فهرست آزمایشی میراث جهانی یونسکو قرار گرفته و در پرونده «بناهای قطب‌شاهی حیدرآباد؛ قلعه گلکنده، آرامگاه‌های قطب‌شاهی و چارمینار» معرفی شده است. یونسکو این مجموعه را شاهدی مهم بر شکل‌گیری یک هویت فرهنگی دکنی می‌داند که در آن سنت‌های ایرانی و هندی در چارچوب فرهنگ اسلامی دوره قطب‌شاهی با یکدیگر ترکیب شده‌اند.

از همین منظر، اگر بخواهیم چارمینار را در نسبت با ایران و به ویژه اصفهان بررسی کنیم، شاید دقیق‌ترین تعبیر این باشد که چارمینار محصول انتقال یک فرهنگ معماری و شهرسازی ایرانی به محیط دکن و سپس بازآفرینی آن در شرایط محلی هند است. شباهت آن با اصفهان را نباید صرفاً در شکل چهار مناره جست‌وجو کرد؛ بلکه باید در مفاهیمی مانند محورهای شهری، مرکزیت یک بنای نمادین، استفاده از هندسه و تقارن، حضور باغ و بازار در ساختار شهر، و اهمیت میدان‌ها و فضاهای عمومی بررسی کرد. منابع تاریخی حتی حیدرآباد را در دوره شکل‌گیری خود «اصفهان جدید» خوانده‌اند و این عبارت نشان می‌دهد که پیوند میان دو شهر در آن زمان تا چه اندازه در تصور فرهنگی نخبگان حیدرآباد اهمیت داشته است.

در عین حال، چارمینار را نباید یک بنای «ایرانی در هند» دانست، زیرا چنین تعبیری بخش مهمی از هویت محلی آن را نادیده می‌گیرد. این بنا در دکن ساخته شد، با مصالح و فنون ساختمانی محلی شکل گرفت و در تماس با سنت‌های معماری هندی و فرهنگ اجتماعی منطقه توسعه یافت. حتی تزئینات گچ‌بری و گل‌وبوته‌های بنا ترکیبی از عناصر اسلامی، ایرانی و هندی را نشان می‌دهد. دولت تلانگانا نیز در معرفی رسمی خود بر همین تلفیق تأکید می‌کند و چارمینار را نمونه‌ای از معماری هند و اسلامی با تأثیرات مشخص ایرانی معرفی می‌کند.

چارمینار در نتیجه چهار قرن و بیش از چهار دهه، از یک بنای مرکزی در پایتخت قطب‌شاهی به نماد عمومی حیدرآباد تبدیل شده است. تصویر آن بر نشان رسمی تلانگانا دیده می‌شود و در دوره‌های مختلف بر روی سکه‌ها و اسکناس‌های ایالت تاریخی حیدرآباد نیز نقش بسته بود. نام این بنا حتی به قطار «چارمینار اکسپرس» داده شده و نمونه‌های کوچک‌تر آن در خارج از هند نیز ساخته شده‌اند؛ همه این موارد نشان می‌دهند که چارمینار از یک اثر معماری تاریخی فراتر رفته و به نمادی از هویت شهری تبدیل شده است.

بنابراین، چارمینار را می‌توان یکی از گویاترین اسناد تاریخی برای مطالعه ارتباط میان ایران، دکن و حیدرآباد دانست. بنا از یک سو ریشه در سنت معماری و شهرسازی ایرانی دارد، از سوی دیگر در بستر فرهنگی هند و دکن شکل گرفته و در نهایت به یکی از برجسته‌ترین نمادهای هویت حیدرآبادی تبدیل شده است. حضور میر مؤمن استرآبادی، ارتباط فرهنگی قطب‌شاهان با جهان ایرانی، تعبیر تاریخی حیدرآباد به عنوان «اصفهان جدید»، استفاده از الگوهای چهارگانه در طراحی شهر و بنا، و ترکیب این عناصر با سنت‌های بومی دکن، چارمینار را به موضوعی بسیار ارزشمند برای پژوهش درباره انتقال معماری و فرهنگ فارسی به هند تبدیل می‌کند. به همین دلیل، چارمینار نه فقط یکی از مشهورترین بناهای حیدرآباد، بلکه سندی معماری از دوره‌ای است که در آن جهان فرهنگی ایران و هند در دکن به شکلی خلاقانه با یکدیگر پیوند خوردند.

منابع:

https://hyderabad.telangana.gov.in/tourist-place/charminar/

https://www.britannica.com/topic/Charminar

https://www.incredibleindia.gov.in/en/telangana/hyderabad/charminar

https://en.wikipedia.org/wiki/Charminar

کد مطلب 27399

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =