همزمان با 5 اکتبر و روز جهانی آموزگار، شماری از آموزگاران مدرسههای دولتی در کابل از پایینبودن حقوقشان شکایت دارند. آنان میگویند که کاهش حقوق و افزایش هزینههای زندگی، وضعیت معیشتی آنان را دشوار کرده و شماری از آموزگاران را به ترک شغل یا رویآوردن به کار دوم واداشته است. این آموزگاران میافزایند که پایینبودن حقوق، فشارهای اقتصادی و روانی آنان را افزایش داده و بر تمرکزشان هنگام تدریس نیز تاثیر گذاشته است.
این آموزگاران میگویند که ساعتهای طولانی کار، حجم سنگین مسئولیتها و تأخیر در پرداخت حقوق نیز از دیگر مشکلات آنان است. به گفته آنان، کمبود کتاب، لوازم کمکآموزشی و فرسودهبودن شماری از کتابهای درسی، روند آموزش را دشوار کرده است. آموزگاران تأکید میکنند که حضور ۶۰ تا ۷۰ دانشآموز در برخی کلاسها، فرصت رسیدگی به نیازهای درسی و ارزیابی همه دانشآموزان را محدود کرده است. آنان میگویند که بیانگیزگی و بیعلاقگی شماری از دانشآموزان نیز بر دشواریهای کار آنان افزوده است.
سهیلا، (مستعار) یکی از آموزگارانی که از شش سال به اینسو در یکی از مدرسههای دولتی تدریس میکند، میگوید که حقوق آموزگاران با هزینههای زندگی آنان همخوانی ندارد. او میافزاید که آموزگارانی که مسیر خانه تا مدرسهشان دور است، بخشی از حقوقشان را برای کرایه ماشین پرداخت میکنند و در کنار آن، هزینههای خانه، درمان، کرایه خانه، آب و برق و سایر نیازهای روزمره را نیز میپردازند. این آموزگار میگوید: «یکبار هم که شده، مسئولان حقوق آموزگاران را با مصارف زندگی مقایسه کنند و ببینند که یک آموزگار با این حقوق چگونه میتواند هزینههای روزمره خود را پرداخت کند. آموزگاری که هر روز برای رفتوآمد کرایه ماشین میدهد و در کنار آن هزینه خانه، مریضی، لباس، کرایه خانه، آب و برق و دیگر هزینهها را دارد، با حقوق فعلی با مشکلات زیادی روبهرو است.»
سهیلا خواهان بهبود وضعیت معیشتی آموزگاران است و میگوید که دستکم حقوقهایی که پیش از این کاهش یافته است، باید دوباره به حالت قبلی برگردد. او همچنین خواهان تعیین شمار دانشآموزان در هر کلاس بهصورت استاندارد و فراهمکردن کتابهای درسی و مواد آموزشی برای مدرسهها است.
اسرا، (مستعار) یکی دیگر از آموزگارانی که از هشت سال به اینسو مشغول آموزش است، میگوید پایینبودن حقوق، تمرکز آموزگاران در جریان تدریس را کاهش داده است. او میافزاید که فشار اقتصادی ناشی از حقوق پایین، در کنار کمبود امکانات آموزشی و افزایش مسئولیتهای کاری، روند تدریس را برای آموزگاران دشوارتر کرده است. به گفته او، این وضعیت میتواند بر کیفیت آموزش دانشآموزان نیز تأثیر بگذارد.
این آموزگار زن میگوید: «وقتی وضعیت اقتصادی خوب نباشد، فشار زندگی بیشتر میشود و آموزگار نمیتواند با تمرکز کامل به تدریس بپردازد. در کنار مشکلات اقتصادی، کمبود کتاب، لوازم کمکآموزشی و امکانات لازم نیز باعث میشود بسیاری از روشهای عملی تدریس را نتوانیم آنگونه که لازم است در کلاس تطبیق کنیم.»
از دید این آموزگار زن حضور شمار زیادی از دانشآموزان در یک کلاس، رسیدگی به نیازهای متفاوت آنان و مشارکتدادن همه در فعالیتهای درسی را دشوار میکند. به گفته اسرا، فرصتهایی برای آموزش آموزگاران وجود دارد، اما برای ارتقای ظرفیت منظم و آموزش عملی روشهای نوین تدریس، زمان و برنامههای بیشتری نیاز است.
اسرا میگوید: «اگر در روز آموزگار تنها یک خواسته داشته باشم، این است که شرایط کاری ما بهتر شود و امکانات آموزشی مدارس افزایش پیدا کند. برای آموزگاران برنامههای منظم و عملی ارتقای ظرفیت برگزار شود تا بتوانیم با روشهای جدیدتر کار کنیم. با وجود همه دشواریها، وقتی پیشرفت و موفقیت شاگردان خود را میبینم، همین موضوع باعث میشود که هنوز به کارم ادامه بدهم.»
سلیمه، (مستعار) یکی دیگر از آموزگاران، میگوید که با وجود فضای کاری آرام و همکاری میان همکاران، کاهش حقوق و تأخیرهای مکرر در پرداخت آن، مشکلات اقتصادی زیادی برای آموزگاران ایجاد کرده است. او میافزاید که این تأخیرها فشار مالی و روانی بر آموزگاران وارد کرده و تأمین هزینههای زندگی را برای آنان دشوار ساخته است.
این آموزگار میگوید: «گاهی تا ۷۰ روز حقوق خود را دریافت نمیکنیم و برای زمان پرداخت آن نیز برنامه مشخصی وجود ندارد. این وضعیت فشار مالی و روانی زیادی بر آموزگاران وارد کرده و زندگی روزمره ما را با مشکل روبهرو ساخته است.»
شمس، (مستعار) یکی از آموزگاران مرد در یکی از مدرسههای دولتی، میگوید که پس از رویکارآمدن طالبان، مشکلات آموزگاران افزایش یافته و شماری از آنان به دلایل مختلف از وظیفه برکنار شدهاند. او میافزاید که در برخی موارد، افراد دیگری به جای آموزگاران برکنارشده گماشته شدهاند و تأخیر در پرداخت حقوق نیز مشکلات معیشتی آنان را بیشتر کرده است. به گفته شمس، پایینبودن حقوق و تأخیر در پرداخت آن باعث شده است که آموزگاران حتی در تأمین هزینههای روزمره و خرید قرضی از مغازهها نیز با مشکل روبهرو شوند.
این آموزگار میگوید: «خواست ما این است که بدون تعصب به وضعیت آموزگاران رسیدگی شود و حقوق آنان بهموقع پرداخت شود. وقتی حقوق آموزگار ماهها به تأخیر میافتد، حتی مغازهدار هم دیگر به او نسیه نمیدهد و میگوید اول بدهی قبلیات را پرداخت کن. اگر به آموزگار رسیدگی نشود، پیامد آن تنها متوجه معلم نیست؛ وقتی آموزگار با مشکل روبهرو باشد، یک جامعه نیز از پیامدهای آن آسیب میبیند.»
شکایت آموزگاران از پایینبودن حقوق در حالی مطرح میشود که وزارت معارف طالبان[آموزش و پرورش] در سالهای اخیر ساختار حقوق آموزگاران را تغییر داده است. براساس گزارش منتشرشده از سوی روزنامه ۸صبح، حقوق شماری از آموزگاران بر اساس سابقه کاری و پست آنان کاهش یافته و در برخی موارد بین ۸۰۰ تا یکهزار و ۳۰۰ افغانی از حقوق آنان کاسته شده است.
در مقابل، گزارشهای منتشرشده درباره حقوق کارمندان مدرسههای جهادی طالبان از تعیین حقوقهای بالاتر برای برخی پستها در این مدارس خبر میدهد. براساس دستور هبتالله، حقوق حافظ قرآن در مدارس جهادی ۲۰ هزار افغانی و حقوق عالم دین در رتبه شیخالحدیث ۲۵ هزار افغانی تعیین شده بود.
این تفاوت در حالی مطرح میشود که آموزگاران مدرسههای دولتی از پایینبودن حقوق، تأخیر در پرداخت آن و افزایش هزینههای زندگی شکایت دارند و خواهان بهبود وضعیت معیشتی و شرایط کاری خود هستند.
منبع: روزنامه هشت صبح
تاریخ:13/7/1405
لینک:
https://8am.media/fa/world-teachers-day-reduced-salaries-and-economic-pressure-have-left-teachers-demotivated/
نظر شما