" آکادمی هندوستانی" از آرمان هم‌زیستی زبانی تا پاسداری از میراث ادبی هند _ بخش نخست

تاریخ زبان‌ها در شبه‌قاره هند، بازتابی از تعاملات دیرپای فرهنگی، اجتماعی و ادبی میان جوامع گوناگون این سرزمین است. در این میان، زبان هندوستانی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زبانی که در بستر ارتباطات روزمره، دادوستدهای اجتماعی، شعر، ادبیات و زندگی شهری شمال هند شکل گرفت و به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباط میان گروه‌های مختلف زبانی و فرهنگی تبدیل شد. هندوستانی را می‌توان در مفهوم تاریخی و زبان‌شناختی آن، صورت گسترده‌ای از زبان رایج در بخش‌های وسیعی از شمال هند دانست که با سنت‌های زبانی هندی و اردو ارتباط نزدیک دارد. این زبان در طول قرن‌ها از تعامل زبان‌های محلی هند با عناصر فارسی، عربی و، در دوره‌هایی، ترکی تأثیر پذیرفت. بااین‌حال، هندوستانی را نباید صرفاً آمیزه‌ای تصادفی از چند زبان دانست؛ بلکه باید آن را محصول فرایندی تاریخی از تحول زبان، ارتباطات اجتماعی و تبادل فرهنگی در شبه‌قاره بررسی کرد.

آکادمی هندوستانی: از آرمان هم‌زیستی زبانی هندی و اردو تا پاسداری از میراث ادبی هند

تاریخ زبان‌ها در شبه‌قاره هند، بازتابی از تعاملات دیرپای فرهنگی، اجتماعی و ادبی میان جوامع گوناگون این سرزمین است. در این میان، زبان هندوستانی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زبانی که در بستر ارتباطات روزمره، دادوستدهای اجتماعی، شعر، ادبیات و زندگی شهری شمال هند شکل گرفت و به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباط میان گروه‌های مختلف زبانی و فرهنگی تبدیل شد. هندوستانی را می‌توان در مفهوم تاریخی و زبان‌شناختی آن، صورت گسترده‌ای از زبان رایج در بخش‌های وسیعی از شمال هند دانست که با سنت‌های زبانی هندی و اردو ارتباط نزدیک دارد. این زبان در طول قرن‌ها از تعامل زبان‌های محلی هند با عناصر فارسی، عربی و، در دوره‌هایی، ترکی تأثیر پذیرفت. بااین‌حال، هندوستانی را نباید صرفاً آمیزه‌ای تصادفی از چند زبان دانست؛ بلکه باید آن را محصول فرایندی تاریخی از تحول زبان، ارتباطات اجتماعی و تبادل فرهنگی در شبه‌قاره بررسی کرد.

یکی از ویژگی‌های مهم هندوستانی، توانایی آن در برقراری ارتباط میان گروه‌های مختلف اجتماعی و مذهبی بود. در بسیاری از محیط‌های شهری و روستایی شمال هند، صورت‌های گفتاری نزدیک به هندوستانی در روابط روزمره به کار می‌رفتند؛ درحالی‌که هندی و اردو به‌تدریج در سنت‌های نوشتاری، ادبی و آموزشی متمایزتری توسعه یافتند. تفاوت این دو زبان، به‌ویژه در انتخاب خط، واژگان رسمی و سنت‌های ادبی، در دوره جدید برجسته‌تر شد؛ اما اشتراکات گسترده دستوری و گفتاری آن‌ها همچنان از پیوند تاریخی‌شان حکایت می‌کند. در این چارچوب، مفهوم هندوستانی تنها یک موضوع زبان‌شناختی نبود، بلکه با بحث‌های مربوط به هویت فرهنگی، آموزش عمومی و وحدت اجتماعی هند نیز ارتباط پیدا کرد. تلاش برای حفظ و گسترش این میراث زبانی، در اوایل قرن بیستم زمینه شکل‌گیری نهادهایی را فراهم ساخت که یکی از مهم‌ترین آن‌ها آکادمی هندوستانی در لکهنو بود.

हिन्दुस्तानी एकेडेमी उत्तर प्रदेश, प्रयागराज (भाषा विभाग, उत्तर प्रदेश के  नियंत्रणाधीन संस्था)

پیشینه تاریخی زبان هندوستانی و شکل‌گیری یک هویت زبانی مشترک

شکل‌گیری هندوستانی را باید در بستر تحولات طولانی زبان‌های شمال هند بررسی کرد. زبان‌های هندوآریایی در طول تاریخ، در کنار یکدیگر تحول یافتند و در مراکز مهم سیاسی، تجاری و فرهنگی، گونه‌های تازه‌ای از گفتار پدید آمدند. گسترش شهرها، مهاجرت‌ها، فعالیت‌های اداری و تجاری و ارتباط میان گروه‌های گوناگون، در توسعه این گونه‌های زبانی نقش داشت. فارسی نیز در بخش مهمی از تاریخ شبه‌قاره، به‌ویژه در دوره‌های سلطنت‌های مسلمان و حکومت مغولان هند، زبان مهمی در دستگاه اداری، مکاتبات، تاریخ‌نگاری و ادبیات بود. حضور گسترده فارسی‌زبانان و ارتباط آنان با جامعه محلی، بر واژگان و سنت‌های ادبی زبان‌های منطقه تأثیر گذاشت. شماری از واژگان فارسی و عربی به زبان گفتاری و ادبی شمال هند راه یافتند و در شکل‌گیری ذخیره واژگانی اردو و صورت‌های مختلف هندوستانی نقش ایفا کردند. بااین‌حال، این تأثیرپذیری به معنای از میان رفتن ویژگی‌های بومی زبان‌های هند نبود. ساختار دستوری، بخش بزرگی از واژگان روزمره و شیوه‌های اصلی جمله‌سازی در گونه‌های گفتاری هندوستانی همچنان ریشه در زبان‌های هندوآریایی داشتند. همین ترکیب تاریخی از پیوندهای بومی و تأثیرات بیرونی، هندوستانی را به نمونه‌ای جالب از تحول زبان در محیطی چندفرهنگی تبدیل می‌کند. از نظر تاریخی، اصطلاح هندوستانی در دوره‌های مختلف معانی متفاوتی داشته است و نباید کاربرد امروزی آن را بدون بررسی به دوره‌های پیشین تعمیم داد. شواهد مربوط به نسخه‌های خطی، متون ادبی و کاربردهای محلی این اصطلاح می‌توانند به پژوهشگران در شناخت تحول مفهوم هندوستانی کمک کنند. در این زمینه، نسخه‌های خطی کتابخانه‌های هند، به‌ویژه مجموعه‌هایی که متون را به خط دواناگاری، فارسی یا خطوط دیگر حفظ کرده‌اند، اهمیت فراوانی دارند.

روایت مربوط به نسخه‌ای خطی در کتابخانه استانی امیرالدوله در قیصرباغ لکهنو، که بنا بر گزارش موجود به زبان هندوستانی و با خط دواناگاری نوشته شده و از واژگان فارسی و عربی بهره می‌برد، نمونه‌ای از موضوعاتی است که بررسی دقیق کتاب‌شناختی آن می‌تواند ارزشمند باشد. برای تعیین قدمت، زبان و اهمیت تاریخی چنین نسخه‌ای، لازم است تاریخ کتابت، نام کاتب، محتوای متن، ویژگی‌های خط و مشخصات ثبت‌شده در فهرست کتابخانه بررسی شود. صرف توصیف یک نسخه به‌عنوان اثری بسیار قدیمی، بدون اطلاعات مستند درباره تاریخ آن، برای تعیین قدمتش کافی نیست. در مجموع، هندوستانی را باید نه به‌عنوان زبانی متعلق به یک جامعه مذهبی خاص، بلکه در چارچوب تاریخ ارتباطات زبانی و فرهنگی شمال هند مطالعه کرد. همین نگاه فراگیر، یکی از زمینه‌های فکری مهم برای شکل‌گیری آکادمی هندوستانی در اوایل قرن بیستم بود.

زمینه‌های تأسیس آکادمی هندوستانی

در دهه‌های آغازین قرن بیستم، در هند تحت حکومت بریتانیا، توجه به توسعه زبان‌های بومی و گسترش آموزش به زبان‌های هندی افزایش یافته بود. بسیاری از اندیشمندان و سیاست‌گذاران بر این باور بودند که دسترسی عمومی به دانش، علوم جدید و آثار ادبی نباید صرفاً به دانستن زبان انگلیسی وابسته باشد. ترجمه کتاب‌های علمی، تألیف آثار مرجع و گسترش ادبیات به زبان‌های رایج هند، از جمله موضوعاتی بود که در محافل آموزشی و مجالس قانون‌گذاری مطرح می‌شد. در چنین فضایی، ایده تأسیس نهادی برای تقویت زبان‌ها و ادبیات هند شکل گرفت. هدف این بود که سازمانی تخصصی بتواند از نویسندگان حمایت کند، آثار ارزشمند را منتشر سازد، ترجمه کتاب‌های مفید را گسترش دهد و زمینه تولید منابع معتبر در حوزه‌های مختلف علوم و فرهنگ را فراهم آورد. یکی از پیشنهادهای اولیه در این زمینه، در دسامبر ۱۹۲۵، از سوی پاندیت یاگیانارایان اوپادهای، از اهالی بنارس، در شورای قانون‌گذاری استان‌های متحد مطرح شد. بر اساس روایت تاریخی موجود، او بر ضرورت فراهم کردن ترجمه کتاب‌های سودمند در زمینه علوم جدید و شاخه‌های گوناگون دانش به زبان‌های محلی تأکید داشت. این پیشنهاد از حمایت اعضای شورا برخوردار شد و بحث درباره ایجاد یک نهاد فرهنگی و ادبی را وارد مرحله‌ای جدی‌تر کرد. در آوریل ۱۹۲۶، حافظ هدایت حسین نیز پیشنهاد تأسیس مؤسسه‌ای با نام آکادمی هندوستانی را مطرح کرد. هدف این پیشنهاد، تقویت و گسترش ادبیات هندی و اردو بود. این طرح از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود؛ زیرا می‌کوشید برای دو سنت ادبی نزدیک به یکدیگر، فضایی نهادی فراهم کند و توسعه ادبیات را به فعالیتی منظم و سازمان‌یافته تبدیل سازد. رای راجشوار بالی، وزیر وقت آموزش استان‌های متحد، نیز از ایجاد چنین مؤسسه‌ای حمایت کرد. سرانجام، پیشنهاد رسمی دولت برای تأسیس آکادمی هندوستانی در ۲۲ ژانویه ۱۹۲۷ در روزنامه رسمی منتشر شد و در ۲۹ مارس همان سال، مراسم تأسیس و افتتاح آکادمی در لکهنو برگزار گردید. در این مراسم، سر ویلیام ماریس، فرماندار وقت استان‌های متحد، حضور داشت. این رویداد را می‌توان بخشی از تاریخ گسترش نهادهای علمی و ادبی در هند پیش از استقلال دانست؛ دوره‌ای که در آن، ایجاد انجمن‌ها، کتابخانه‌ها، مراکز پژوهشی و مؤسسات ادبی به ابزاری برای توسعه دانش و حفظ میراث فرهنگی تبدیل شده بود.

علاقمندان می توانند برای استفاده و بهره برداری به وب سایت رسمی این آکادمی که ذیل آمده است مراجعه فرمایند:

https://hindustaniacademyup.org.in

کد مطلب 27702

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =