آموزشی که بر تعصب استوار باشد، چیزی جز نگرشی محدود و تونلوار به ما نمیدهد. ممکن است فردی از تحصیلات عالی برخوردار باشد، اما همچنان گرفتار پیشداوریهایی بماند که مانع درک درست او از دیگران میشوند. تعصب هنگامی عمیقتر میشود که حتی افراد تحصیلکرده نیز انسانها را نه بر اساس تواناییها و شایستگیهایشان، بلکه بر پایهٔ هویت دینی و اجتماعیشان ارزیابی کنند.
این نگرش را میتوان در برخورد جامعه با اقلیتهای دینی پاکستان مشاهده کرد؛ بهویژه هنگامی که سخن از مشاغل خدماتی و نظافتی به میان میآید. چرا کارهایی که برای حفظ پاکیزگی محیط و سلامت عمومی ضروریاند، از نظر اجتماعی کمارزش تلقی میشوند؟ چرا افرادی که این وظایف دشوار را بر عهده دارند، بهجای برخورداری از احترام، با تحقیر و انگ اجتماعی مواجه میشوند؟
تمام تأکیدها بر احترام به اقلیتها، هنگامی معنای واقعی خود را از دست میدهند که کارگران متعلق به این جوامع را در حال پاکسازی مجاری فاضلاب، کانالها و آبراهههای آلوده میبینیم؛ آن هم در شرایطی که گاه از تجهیزات حفاظتی و امکانات کافی برای حفظ سلامت خود محروماند. مسئله فقط دشواری این کارها نیست؛ پرسش اصلی این است که چرا بار چنین مشاغلی بهگونهای نامتناسب بر دوش گروههایی قرار میگیرد که از پیش با تبعیض اجتماعی روبهرو هستند.
در بسیاری از آگهیهای استخدامی پاکستان، مشاغل نظافتی بهطور مشخص برای اقلیتهای دینی، بهویژه مسیحیان، در نظر گرفته میشوند. چنین رویهای این تصور نادرست را تقویت میکند که انجام این مشاغل به گروه دینی خاصی تعلق دارد. در نتیجه، محدودیت فرصتهای شغلی با پیشداوریهای اجتماعی درهم میآمیزد و افراد را به جایگاههایی سوق میدهد که ممکن است انتخاب آزادانهٔ خودشان نباشد.
این تبعیض تنها در فرایند استخدام دیده نمیشود؛ زبان روزمره نیز آن را بازتولید میکند. عناوین تحقیرآمیزی که برای کارگران خدمات نظافتی به کار میروند، نشان میدهند که تعصب چگونه به لایههای عمیق ذهن و فرهنگ عمومی نفوذ کرده است. هنگامی که یک شغل ضروری برای جامعه به بهانهای برای تحقیر شاغلان آن تبدیل میشود، مشکل دیگر صرفاً اقتصادی نیست؛ با مسئلهای فرهنگی و اخلاقی روبهرو هستیم.
در بخشهایی از جنوب آسیا، کارهای نظافتی تحت تأثیر برداشتهای فرهنگی از پاکیزگی و ناپاکی و نیز تبعیضهای دینی و اجتماعی، منزلتی پایینتر از آنچه شایستهٔ آنهاست پیدا کردهاند. در چنین فضایی، آنچه جامعه از انجامش بیزار است، بهگونهای نامتناسب به دوش گروههای بهحاشیهراندهشده گذاشته میشود؛ گروههایی که ممکن است به دلیل هویت دینی یا موقعیت اجتماعی خود، امکان انتخاب حرفههای دیگر را بهاندازهٔ دیگران نداشته باشند.
این وضعیت را نمیتوان تنها با تغییر عنوان مشاغل یا اصلاح نگرشهای ظاهری برطرف کرد. تا زمانی که کارگران خدمات نظافتی از فرصتهای برابر برخوردار نباشند و جامعه همچنان شغل آنان را با هویت دینیشان پیوند بزند، تبعیض در شکلهای گوناگون ادامه خواهد یافت.
خطرهای محیط کار نیز بر دشواری وضعیت این کارگران میافزاید. پاکسازی مجاری فاضلاب، چاهکها و مخازن، و جمعآوری پسماندهای آلوده، از جمله فعالیتهایی است که میتواند سلامت و جان افراد را به خطر اندازد. انجام این وظایف بدون تجهیزات حفاظتی مناسب، آموزش کافی و امکانات ایمن، کارگران را در معرض آسیبهای جدی قرار میدهد.
در چنین شرایطی، کارگران خدمات نظافتی برای تأمین پاکیزگی محیط و سلامت شهروندان، سلامت خود را به خطر میاندازند. این تناقض آشکار است: کسانی که به حفظ بهداشت عمومی کمک میکنند، خود ممکن است از ابتداییترین امکانات لازم برای حفاظت از جان و سلامتشان محروم باشند.
بر اساس آمار ارائهشده در مقالهٔ اصلی، طی هشت ماه، ۲۶ کارگر خدمات نظافتی در سراسر پاکستان جان خود را از دست دادهاند؛ هشت نفر در کراچی و ۱۸ نفر در پنجاب. همچنین، بنا بر همین گزارش، هیچیک از این افراد مسلمان نبودهاند. این آمار باید پیش از انتشار با منابع معتبر تطبیق داده شود؛ اما اگر چنین الگویی با شواهد مستقل تأیید شود، ضرورت بررسی رابطهٔ میان آسیبپذیری شغلی و بهحاشیهراندهشدن اجتماعی را برجسته میکند.
کارگران خدمات نظافتی از ستونهای اصلی بهداشت شهریاند. پاکیزگی خیابانها، نگهداری شبکههای فاضلاب و جمعآوری پسماندها بدون فعالیت آنان امکانپذیر نیست. بااینحال، اهمیت کارشان اغلب با جایگاهی که جامعه برای آنان قائل است، تناسب ندارد. آنان ممکن است در انجام وظایف خود با خطرهای فراوان روبهرو شوند، اما در زندگی اجتماعی از احترام و منزلتی که شایستهٔ هر انسان است، برخوردار نباشند.
هیچ شغلی نباید به دلیل ماهیت آن مایهٔ تحقیر باشد و هیچ انسانی نباید صرفاً به دلیل هویت دینی خود به حرفهای خاص محدود شود. کارهای نظافتی نیز مانند دیگر مشاغل، بخشی ضروری از زندگی جمعیاند و انجامدهندگان آنها شایستهٔ برخورداری از احترام، فرصتهای برابر و محیط کاری ایمن هستند.
برای تغییر این وضعیت، باید هم با تبعیض در فرصتهای شغلی مقابله کرد و هم نگرشهای فرهنگیای را که چنین تبعیضی را عادی جلوه میدهند، به پرسش کشید. زبان تحقیرآمیز، پیشداوریهای دینی و تصور نادرست دربارهٔ منزلت مشاغل، همگی در بازتولید این چرخه نقش دارند.
جامعهای که از خدمات کارگران نظافتی بهره میبرد، نمیتواند آنان را به حاشیه براند و در عین حال انتظار داشته باشد که سلامت و پاکیزگی محیط زندگیاش حفظ شود. احترام به این کارگران باید از زبان و رفتار روزمره آغاز شود و در فراهم کردن شرایط کاری ایمن، فرصتهای شغلی برابر و برخورداری از منزلت انسانی نمود پیدا کند.
آنچه جامعه از آن بیزار است، نباید به سرنوشت همیشگی گروهی از انسانها تبدیل شود. شکستن این چرخه مستلزم آن است که کار را بر اساس ضرورت و ارزش اجتماعی آن بسنجیم، نه بر پایهٔ هویت کسانی که آن را انجام میدهند.
لینک: https://tribune.com.pk/story/2632984/minorities-from-the-constitution-to-sanitation-work
نظر شما