در میان آفریدیها، عموماً شش قبیله موسوم به «قبیلههای خیبر» متمایز میشوند: کوکی خیل، قنبر خیل، کمرخیل (یا کامرایی یا کمرالدین خیل)، ملکدین خیل، سیپاه و زکا خیل ( یا زکّه خیل) که همگی در منطقه گردنه خیبر مستقر هستند. علاوه بر این، دو قبیله «جذبشده» وجود دارند که توسط آن شش قبیله اول به رسمیت شناخته نمیشوند؛ آکه خیل، که در جنوب رود بارا و در مجاورت اورکزیها ساکن هستند، و آدم خیل، که منطقه کوهستانی میان پیشاور و کوهات را در اختیار دارند.

آفْریدیها نخستین بار در تاریخ با بابر پدیدار میشوند که تصمیم داشت آنان را تحت کنترل خود درآورد (بابرنامه، ترجمه ای. اس. بِوِریج، لندن، ۱۹۲۲ (چاپ مجدد ۱۹۶۹)، ص ۴۱۲). موقعیت راهبردی آنان فوقالعاده است. منطقه پیشاور با کوهها احاطه شده که توسط چهار گردنه شکافته میشود. در شرق، جادهای از دشتها میگذرد و از طریق نوشهره (نو-سر) به پنجاب میرسد. در شمال، گردنه مَلکَند (ملکنده) دسترسی به کوهستان

(دیر، چترال، گلگیت و غیره از یک سو، و سوات از سوی دیگر) را فراهم میکند. اما دو خروجی دیگر، یعنی گردنه خیبر در غرب که دسترسی به جاده کابل داشته و گردنه کوهات در جنوب که بر جاده بنو، وزیرستان و بلوچستان تسلط دارد، در دست آفریدیها بوده است. بدین ترتیب، آنان همواره از منافع راهزنی یا عوارضی که از تمام کسانی که قصد عبور و مرور داشته اند با اخذ عوارض بهرهمند شدهاند. مجادلات آنان با امپراتوران گورکانی مشهور است.
اما لشکرکشیهای تنبیهی اکبر، جهانگیر و اورنگزیب نتوانست آنان را مطیع کند و احمدشاه درانی نیز تنها به صورت اسمی توانست آنان را در ارتش خود ادغام نماید. نیروهای اشغالگر بریتانیا نیز موفقیت بیشتری نداشتند. آنان پیوسته با آفریدیها درگیر میشدند که گاهی بهای سنگینی میطلبید. در واقع، آفریدیها پیوسته بر خواستههای خود پافشاری میکردند و به ویژه توانستند از هر یک از جنگهای انگلیس و افغانستان (۱۸۴۲-۱۸۳۹، ۱۸۸۰-۱۸۷۸، ۱۹۲۰-۱۹۱۹) و دو جنگ جهانی (۱۹۱۸-۱۹۱۴، ۱۹۴۵-۱۹۳۹) بهره برده و استقلال خود را تأکید نمایند. اما موقعیت راهبردی آنان چنان است که مقامات بریتانیایی از پرداخت یارانه مضایقه نکردند. کمک هزینهای که در ازای وفاداری آنان در خلال جنگ جهانی اول اعطا شد، در چند نوبت افزایش یافت، به زیان گروههای قومیای که کمتر یا هیچ دریافت نمیکردند. امروزه قلمرو آنان در پاکستان هنوز نوعی منطقه آزاد مشهور برای قاچاق اسلحه، مهمات، تنباکو و کالاهای دیگر محسوب میشود. این امتیاز، ادامه سنت قدیمی پرداخت یارانه مواجب به قبایل آرامنشده برای مهار بیثباتی آنان است. نقش آفریدیها در جنبش پیشبرد خواستههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پشتونها کماکان برجسته است.
۱- بر اساس سرشماری احمدشاه ابدالی، شمار کل قبیله آفریدی ۱۹۰۰۰ نفر بود، به شرح زیر: ملکدین خیل، با شاخههایش، واقع در میدان تیرا، ۳۰۰۰ نفر؛ قنبر خیل، واقع در همان مکان، تقریباً به همان تعداد؛ کوکی خیل راجگل و بخشی از گردنه خیبر، تقریباً به همان اندازه؛ زکا خیل، از میدان تیرا، نیز حدود ۳۰۰۰ نفر؛ آکه خیل واران، سیپاه بارا، و کامری، پراکنده در کوهها، روی هم ۳۰۰۰ نفر؛ آدم خیل گردنه شمالی کوهات و نیز شمال و جنوب کوههایی که در شرق، مرز خَتک را تشکیل میدهند،۴۰۰۰ نفر. "افغانستان و ساکنانش".
قنبر خیل
قبیله قَنبَر خیل، به همراه ملکدین خیل، از میر احمد، نواده قلا خان، نسب میبرند. آنان در میدان تیرَه، درههای بارا و خاجوری ساکن هستند. آنان دو قطعه زمین در تیرَه در اختیار دارند که توسط ملکدین خیلهایی که بخش مرکزی میدان را اشغال کردهاند، از یکدیگر جدا شدهاند. یک بخش آنان دره کائو در سمت غربی میدان را در اختیار دارد در حالی که بخش دیگر دره شَلوبَر را در سمت شمال شرقی میدان اشغال کرده است. این قبیله همچنین یک روستا در دره بالایی "بارا" به نام "گنامگرایی" در مالکیت دارد؛ ساکنان آن، یعنی وَتَّر خیلها، اگرچه در اصل شینواری بودهاند، اکنون در میان قنبر خیلها گنجانده شدهاند. در زمستانها به دره خاجوری، نزدیک چورا و در منطقه کوهات نزدیک شهر کوهات کوچ میکنند. در گذشته اخیر به سمت دره کُرَم گسترش یافتهاند. سهم آنان از گردنه خیبر از سلطان تارا تا علی مسجد امتداد دارد. آنان به سیونه بخش کوچکتر تقسیم میشوند، با این حال، ساکنان دره شلوبر، قنبر خیلهای شلوبر و ساکنان کائو، قنبر خیلهای کَچی نامیده میشوند. (مرجع: "تاریخ پَتانها، جلد چهارم"، هارون رشید)
آکه خیل
آکه خیلها از نوادگان آکه، پسر فرید عثمانی هستند. در دورهای بسیار قدیمی، از قبیله اصلی جدا شده و در کوههای جنوب غربی پیشاور، نزدیک آخوَر مستقر شدند. آنان به گروه خیبری آفریدیها تعلق ندارند، و از نظر فنی نیز به آفریدیهای گردنه کوهات متعلق نیستند، با این حال خروجی گردنه کوهات را از شمال و شمال غربی کنترل میکنند. آنان به شش بخش تقسیم میشوند: باسی خیل، شیر خیل، سَنزی خیل، سلطان خیل، مدَّه خیل و میرت خیل. آکه خیلها سه سکونتگاه اصلی دارند: در واران، بارا و غرب آیمال چابوترا یا اسپین تانه (فورت مکیسن) شامل مَتانی. [هارون رشید، "تاریخ پَتانها، جلد چهارم، ص ۲۳۹]
آفریدی ها در عصر حاضر:
امروزه بخش عمدهای از آفریدی ها در مناطق پیشین «قبایلی» پاکستان، بهویژه در ناحیه خیبر در ایالت خیبرپختونخوا و همچنین در بخشهایی از شرق افغانستان سکونت دارند. پس از ادغام مناطق قبایلی در ساختار اداری پاکستان در سال ۲۰۱۸، جامعه آفریدی نیز مانند سایر قبایل آن منطقه وارد مرحلهای تازه از تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شده است.
از نظر جمعیتی، آفریدیها همچنان در نواحی چون جمرود، لندی کوتل، بارا و تیرا حضور پررنگ دارند و در شهرهایی مانند پیشاور، کراچی و حتی اسلامآباد نیز جمعیت قابل توجهی از آنان ساکناند. مهاجرت داخلی برای تجارت، تحصیل و اشتغال باعث شده که آفریدیها دیگر صرفاً یک جامعه قبیلهای ساکن کوهستان نباشند، بلکه در بافت شهری و ساختار مدرن پاکستان نیز نقش داشته باشند.
از نظر شخصیتی و روحیه اجتماعی، آفریدیها همچنان به صفاتی چون غیرت قبیلهای، پایبندی به سنت پشتونوالی (قانون عرفی پشتونها)، مهماننوازی، شجاعت و استقلالطلبی شناخته میشوند. با این حال، نسل جوان آفریدی امروز بیش از گذشته به آموزش عالی، رسانه، تجارت مدرن و حتی فعالیتهای مدنی علاقهمند است. حضور جوانان آفریدی در دانشگاههای بزرگ پاکستان و مشارکت آنان در شبکههای اجتماعی و گفتمانهای سیاسی نشاندهنده گذار تدریجی از ساختار صرفاً سنتی به هویتی ترکیبی (قبیلهای ـ مدرن) است.
در عرصه سیاست، آفریدیها در احزاب مختلف پاکستان حضور دارند و چهرههایی از این قوم در پارلمان ملی و ایالتی نقشآفرینی کردهاند. یکی از شناختهشدهترین چهرههای معاصر این قوم، سهیل آفریدی، سروزیر ایالت خیبرپختونخوا و همچنین به شهریار آفریدی اشاره کرد که در دولت پاکستان سمت وزارت امور داخله و مرزی را بر عهده داشته است. این حضور سیاسی نشان میدهد که قوم آفریدی در ساختار رسمی قدرت نیز جایگاه قابل توجهی دارد.
از نظر امنیتی، مناطق آفریدینشین در دو دهه گذشته تحت تأثیر ناامنیها و عملیاتهای نظامی علیه گروههای تندرو قرار گرفت. بسیاری از خانوادهها مدتی آواره شدند، اما در سالهای اخیر با بهبود نسبی وضعیت امنیتی، روند بازسازی و بازگشت به زندگی عادی تقویت شده است. این تجربه دشوار، در عین حال نوعی آگاهی سیاسی و مطالبهگری اجتماعی در میان نسل جوان ایجاد کرده است.
در حوزه اقتصادی، تجارت مرزی با افغانستان همچنان یکی از منابع اصلی درآمد در مناطق آفریدی است. گذرگاه خیبر به عنوان یکی از مسیرهای مهم تجاری میان پاکستان و افغانستان، برای مردم این قوم اهمیت حیاتی دارد. با این حال، محدودیتهای مرزی و تحولات سیاسی افغانستان بر وضعیت معیشتی آنان تأثیر مستقیم گذاشته است.
از نظر فرهنگی، آفریدیها همچنان به زبان پشتو، اشعار حماسی، موسیقی محلی و ساختار خاندانی گسترده پایبندند. با وجود نفوذ رسانههای مدرن، ارزشهای سنتی مانند احترام به بزرگان، جرگه (شورای قبیلهای) و همبستگی خانوادگی جایگاه خود را حفظ کرده است؛ هرچند نقش جرگه در مقایسه با گذشته تا حدی کاهش یافته و نظام رسمی قضایی و اداری جایگاه بیشتری یافته است.
نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ج.ا.ایران در پیشاور

یک آفریدی، ۱۸۴۳-۱۸۲۷. اثر امام بخش لاهوری، از مجموعه تصاویر خاطرات کلود-آگوست کورت، لاهور.

'تورو باز'، یک آفریدی کوکی خیل. از «مردان از قبایل مختلف افغان: نگارههایی توسط هنرمند ویژه ما»، ایلوستریتد لندن نیوز، ۱۹ آوریل ۱۸۷۹.

مردان قبیله پشتون در حال تیراندازی از پشت سنگها، ۱۸۸۰. آبرنگ توسط هنرمندی ناشناس.

«شورای جنگ - گردهمایی آفریدیها در گردنه خیبر». از «هارپرز ویکلی»، نیویورک، ۱۶ نوامبر ۱۸۷۸.

تجمع آفریدیها در نزدیکی جمرود، ۱۸۷۸. عکس از جان بورک.
منابع:
دانشنامه ایرانیک
ایلوستریتد لندن نیوز، ۱۹ آوریل ۱۸۷۹.
هارون رشید، "تاریخ پَتانها، جلد چهارم، ص ۲۳۹
بابرنامه، ترجمه ای. اس. بِوِریج، لندن، ۱۹۲۲ (چاپ مجدد ۱۹۶۹)، ص ۴۱۲
نظر شما