امیر خسرو دهلوی؛ شاعر و چهره چندوجهی ادبیات و موسیقی

این مقاله به زندگی، آثار و جایگاه ادبی و هنری امیر خسرو دهلوی، شاعر، عارف و موسیقی‌دان برجسته شبه‌قاره می‌پردازد. نویسنده نقش او را در شکل‌گیری و تحول زبان اردو و پیوند آن با زبان فارسی بررسی کرده و نمونه‌هایی از غزل‌ها، ترانه‌ها، چیستان‌ها و دوسخنه‌های او را معرفی می‌کند. همچنین به توانایی‌های امیر خسرو در موسیقی و میراث ماندگار او در ادبیات و فرهنگ شبه‌قاره اشاره شده است. آثار و سروده‌هایی مانند «زحال مسکین» و «چهاپ تلک» نیز به‌عنوان نمونه‌هایی از ماندگاری شعر و هنر او بررسی می‌شوند.

نویسنده: خانم رئیس فاطمه

امیر خسرو دهلوی در سال ۱۲۵۳ میلادی متولد شد. لقب «امیر» را از دریافت کرد و این لقب به بخشی جدایی‌ناپذیر از نام او تبدیل شد. او را «طوطی هند» نیز می‌نامیدند. امیر خسرو نه‌تنها شاعری بزرگ، بلکه عارف، موسیقی‌دان، مورخ و زبان‌شناسی برجسته نیز بود.

شعر او آمیزه‌ای دلنشین از فارسی و اردوست. بی‌تردید می‌توان او را از نخستین شاعران زبان اردو و از نخستین معماران این زبان دانست. او با درآمیختن فارسی و هندیِ آن روزگار ــ که به هندیِ قدیم یا هندوی نیز معروف بود ــ به شکل‌گیری زبانی تازه کمک کرد؛ زبانی که در شعر او بوی سرزمین و رنگ‌وبوی فرهنگ بومی به‌روشنی دیده می‌شود.

امیر خسرو تقریباً در همهٔ قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرد. پنج دیوان فارسی از او باقی مانده است. همچنین پنج مثنوی تاریخی سرود.

آثار او در قالب‌هایی مانند «کهه مکرنی»، «انمل بی‌جور»، معماها، چیستان‌ها، دوبیتی‌ها و ترانه‌ها بسیار مشهورند. امیر خسرو در تاریخ شعر اردو همچنان زنده است؛ بااین‌حال، مانند غالب، ظاهراً اردو را در مقایسه با فارسی چندان شایستهٔ توجه نمی‌دانست. شاید به همین دلیل است که با وجود سرودن شعر در قالب‌های گوناگون، مجموعه‌ای مستقل از اشعار اردو از خود منتشر نکرد.

آنچه امروز از شعر اردو و آثار او در دست داریم، تا حد زیادی به همت علاقه‌مندان و دوستدارانش حفظ شده است. محمدحسین آزاد نیز در کتاب «آب حیات» با تفصیل دربارهٔ شعر خسرو، «انمل بی‌جور»، «کهه مکرنی» و چیستان‌های او نوشته است.

در آن روزگار، زبان اردو را «هندوی» می‌نامیدند و در آثار امیر خسرو نمونه‌هایی از ترکیب فارسی و هندوی دیده می‌شود.

برای نمونه:

پیا برادر آو رے بھائی۔۔۔۔ یہ نشین مادر بیٹھ ری مائی

در میان ترانه‌های اردو، به‌ویژه ترانه‌های مربوط به مراسم ازدواج، یکی از سروده‌های منسوب به امیر خسرو همچنان بسیار محبوب است. تا چند دههٔ پیش، زنان هنگام نواختن دُهلک و خواندن ترانه‌های عروسی، این ترانهٔ بدرقه را نیز می‌خواندند؛ اما امروز بسیاری از این سنت‌ها تغییر کرده‌اند.

امیر خسرو؛ چهره‌ای چند وجهی

این مرد شگفت‌انگیز که بر چندین زبان تسلط داشت، او بر زبان‌های عربی، ترکی، سانسکریت، اردو، هندی و بنگالی تسلط داشت. در مجالس موسیقی نیز با آواز خود هنرنمایی می‌کرد. افزون بر شاعری و سخنوری، در ادبیات فارسی نیز به‌عنوان مورخ و نثرنویس جایگاهی بلند و ممتاز داشت.

البته در اینجا بیشتر به شعر اردو و دیگر قالب‌های ادبی او می‌پردازیم.

یکی از غزل‌هایی که آن را نخستین غزل اردو می‌دانند، غزلی است که یک مصراع آن به فارسی و مصراع دیگر به هندویِ قدیم سروده شده است. این زبان بعدها، در دورهٔ غالب، «ریخته» نامیده شد؛ زیرا واژه‌ها و عناصر زبان‌های مختلف در آن درهم‌آمیخته بودند.

همان‌گونه که دیوار با آهک، خاک و آجر استحکام پیدا می‌کند، اردو نیز از ترکیب عناصر زبانی گوناگون شکل گرفته است. به همین دلیل، در اردوِ قدیم واژه‌هایی از ترکی، عربی، پنجابی، فارسی و حتی بعدها انگلیسی دیده می‌شود. به بیان دیگر، اردو مانند گلدسته‌ای است که هر گل آن رنگ و عطر متفاوتی دارد.

یکی از مشهورترین سروده‌های امیر خسرو چنین است:

زحال مسکین مکن تغافل، ورائے نیناں بنائے بتیاں
که تاب هجران ندارم اے جاں، نه لیہو کاہے لگائے چھتیاں

شبان هجران دراز چون زلف و روز وصلت چون عمر کوتاه
سَکھی پیا کو جو میں نہ دیکھوں، تو کیسے کاٹوں اندھیری رتیاں

این شعر را از نخستین نمونه‌های غزل اردو می‌دانند.

«چهاپ تلک»؛ شعری که هنوز زنده است

در کنار این غزل، ترانه‌های دیگری از امیر خسرو نیز وجود دارد که با گذشت قرن‌ها همچنان محبوب‌اند. قوالان نیز اشعار فارسی و اردو او را بسیار می‌خوانند.

از مشهورترین آن‌ها:

چھاپ تلک سب چھینی رے موسے نیناں ملائے کے
بات ادھم کہہ دینیں رے موسے نیناں ملائے کے...

این ترانه را امیر خسرو برای مرشدش، حضرت نظام‌الدین اولیا، سروده بود و او از محبوب‌ترین شاگردان نظام‌الدین اولیا به شمار می‌رفت. خسرو تنها حدود شش ماه پس از وفات مرشدش از دنیا رفت.

آرامگاه امیر خسرو در دهلی، در کنار مجموعهٔ زیارتی حضرت نظام‌الدین اولیا قرار دارد.

چیستان‌های امیر خسرو

حالا نگاهی به چیستان‌های او بیندازیم؛ جالب اینکه پاسخ بعضی از آن‌ها در خود چیستان پنهان شده است.

بیسوں کا سر کاٹ لیا
نہ مارا، نہ خون کیا

سرِ بیست‌تا را برید،
نه قتلی انجام شد و نه خونی ریخته شد.

پاسخ: ناخن

امیر خسرو در قالب «دو سخنه» نیز هنرنمایی می‌کرد؛ یعنی چند پرسش متفاوت را مطرح می‌کرد که پاسخ همهٔ آن‌ها یک واژه بود:

وزیر کیوں نہ رکھا، انار کیوں نہ چکھا؟

چرا وزیر را منصوب نکردند، و چرا انار را نچشیدند؟
پاسخ: دانا نبود

سموسہ کیوں نہ کھایا، جوتا کیوں نہ پہنا؟

چرا سمبوسه را نخورد، و چرا کفش نپوشید؟
پاسخ: پخته/دوخته نشده بود

امیر خسرو و موسیقی

امیر خسرو در موسیقی نیز نوآوری‌های بسیاری داشت و چندین راگ و قالب موسیقایی را به او نسبت داده‌اند؛ از جمله «بهایر»، «بسنت»، «قول»، «قلبانه» و «ترانه».

طبل و ستار نیز در روایت‌های رایج به امیر خسرو نسبت داده شده‌اند.

حضرت امیر خسرو شخصیتی کم‌نظیر در تاریخ علم و ادب است. کمتر می‌توان شاعری یا نویسنده‌ای را یافت که این‌همه استعداد و توانایی در وجود او جمع شده باشد. در سراسر تاریخ ادبیات جهان نیز نمونه‌های چندان زیادی از چنین شخصیت چندوجهی‌ای نمی‌توان یافت.

او هرگز از حضور در محضر حضرت نظام‌الدین اولیا غافل نشد. امیر خسرو علاوه بر اینکه شاعری توانا و مدیحه‌سرا بود، انسانی شوخ‌طبع، خوش‌صحبت و همنشینی دلنشین نیز به شمار می‌رفت.

یکی دیگر از غزل‌های مشهور او که امروزه در قالب قوالی اجرا می‌شود، با این ابیات آغاز می‌شود:

نمی‌دانم چه منزل بود شب، جایی که من بودم
به هر سو رقص بسمل بود، شب، جایی که من بودم

یعنی:

«نمی‌دانم دیشب در چه مکانی بودم؛
در هر سو عاشقانی را می‌دیدم که از شدت عشق همچون مرغی نیمه‌جان در حال تپیدن و جان دادن بودند.»

این غزل صرفاً یک غزل عاشقانهٔ معمولی نیست؛ بلکه گفته می‌شود امیر خسرو آن را در مجلس سماع حضرت نظام‌الدین اولیا و در حال وجد سروده است.

بر اساس بیت پایانی غزل، این شعر رنگ‌وبوی نعت نیز دارد و در آن از محبوب حقیقی، یعنی خداوند، و محبوب مجازی، یعنی پیامبر اکرم ﷺ، سخن گفته می‌شود. در این شعر همچنین اشاره‌هایی به واقعهٔ معراج دیده می‌شود.

این ابیات اوج حیرت و وجد صوفیانه را به تصویر می‌کشند؛ حالتی که در آن هوش و حواس دنیوی از میان می‌رود. تعبیر «رقص بسمل» نیز به صوفیانی اشاره دارد که از شدت عشق الهی بی‌قرار و دردمندند.

بیت پایانی چنین است:

خدا خود میر مجلس بود اندر لامکاں خسرو
محمد شمع محفل بود شب، جایی که من بودم

یعنی:

«در آن بزمِ بی‌مکان، خداوند خود صاحب مجلس بود و حضرت محمد ﷺ شمع محفل.»

این بیت اوج عشق به پیامبر اکرم ﷺ را نشان می‌دهد.

این غزل را خوانندگان قوالی، از جمله نصرت فتح علی خان و امجد صابری، با شور و احساس فراوان اجرا کرده‌اند و اجرای آن معمولاً حال‌وهوایی روحانی و وجدآمیز در شنونده ایجاد می‌کند. مضمون کلی غزل نیز بر محور عشق الهی و عشق به پیامبر اکرم ﷺ می‌چرخد.

در سال‌های پایانی زندگی، پس از بیعت با حضرت نظام‌الدین اولیا، گرایش امیر خسرو به تصوف و درویشی بیش از پیش آشکار شد.

امیر خسرو در ۲۷ سپتامبر ۱۳۲۵ میلادی، برابر با ۷۲۵ هجری قمری، درگذشت. کسانی که به دهلی می‌روند و از درگاه حضرت نظام‌الدین اولیا دیدن می‌کنند، معمولاً بر مزار امیر خسرو نیز فاتحه می‌خوانند.

امیر خسرو چند روز پیش از وفاتش، در واپسین روزهای زندگی، این دوبیتی معروف را سرود:

گوری سوئے سیج پہ، مکھ پہ ڈارے کیس
چل خسرو گھر آپنے، رین بھئی چہوں دیس

«یار زیبا بر بستر خوابیده و گیسوانش را بر چهره ریخته است؛
ای خسرو، به خانهٔ خود بازگرد، شب در همه‌جا فرا رسیده است.»

لینک: https://www.express.pk/story/2826074/ameer-khusro-2826074 

کد مطلب 26965

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =