عرس حضرت بهاالدین زکریای ملتانی؛ میراثی از دانش، محبت و مدارا
عرس حضرت بهاالدین زکریای ملتانی آغاز شده است؛ آیینی که یادآور میراث معنوی، علمی و فرهنگی یکی از برجستهترین چهرههای عرفان شبهقاره است.
حضور صدها هزار زائر در ایام عرس، اهمیت تاریخی و معنوی مولتان را برجسته میکند. این شهر قرنها یکی از مراکز مهم فرهنگ، عرفان و دانش در شبهقاره بوده است و نام حضرت بهاالدین زکریای ملتانی با بخش مهمی از این میراث گره خورده است.
عرس حضرت بهاالدین زکریا فرصتی است برای یادآوری آموزههایی که بر محبت، مدارا، انساندوستی و کسب دانش تأکید دارند. در روزگاری که انسانها بیش از هر زمان دیگری به آرامش، همدلی و گفتوگو نیاز دارند، بازخوانی چنین میراثی میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد.
با این حال، حضور شمار زیادی از زائران در مولتان، نیاز به فراهم بودن امکانات مناسب برای آنان را نیز برجسته میکند. زائرانی که از مناطق مختلف برای ادای احترام به این مکان مقدس میآیند، به امکانات اولیهای مانند محل اقامت، سرویسهای بهداشتی، آب آشامیدنی و محیط مناسب برای استراحت نیاز دارند.
متأسفانه کمبود برخی از این امکانات، بهویژه در روزهایی که تعداد زائران افزایش مییابد، میتواند تجربه آنان را دشوار کند. توجه بیشتر به امکانات رفاهی زائران، بهویژه زنان، سالمندان و خانوادههایی که از مناطق دوردست میآیند، میتواند به حفظ شأن و آرامش این مراسم کمک کند.
همچنین استفاده از مراکز آموزشی برای اسکان موقت زائران در ایام عرس، اگرچه ممکن است راهکاری موقت برای رفع نیازهای اقامتی باشد، اما میتواند روند آموزش کودکان را مختل کند. بهتر است برای چنین مناسبتهایی، امکانات مستقل و مناسبی برای زائران در نظر گرفته شود تا هم نیاز آنان تأمین شود و هم فعالیتهای آموزشی آسیب نبیند.
قلعه تاریخی مولتان، که آرامگاه حضرت بهاالدین زکریا و شماری دیگر از بزرگان در آن قرار دارد، یکی از مهمترین میراث تاریخی و فرهنگی این شهر است. این مکان تنها مجموعهای از بناهای قدیمی نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی مولتان و یکی از نشانههای مهم میراث عرفانی منطقه به شمار میرود.
حفظ حریم تاریخی قلعه، رسیدگی به وضعیت بناها و فراهم کردن امکانات مناسب برای بازدیدکنندگان و زائران، اهمیت زیادی دارد. ایجاد کتابخانه، موزه و سالنهای مناسب برای برگزاری نشستهای علمی و فرهنگی نیز میتواند به معرفی بهتر تاریخ و میراث این مکان کمک کند.
اگر میراث تاریخی و فرهنگی مولتان بهدرستی معرفی و نگهداری شود، این شهر میتواند بار دیگر بیش از پیش بهعنوان یکی از مراکز مهم گردشگری فرهنگی، عرفانی و علمی شناخته شود.
اما شاید درخشانترین میراث حضرت بهاالدین زکریای ملتانی، علاقه و اهتمام ایشان به دانش و آموزش باشد؛ ویژگیای که به مولتان جایگاهی ویژه در تاریخ علم و معرفت بخشید.
شهرت مدرسه بهائیه حضرت زکریا چنان بود که دانشجویانی از مناطق مختلف برای بهرهگیری از دانش استادان و عالمان این مرکز به مولتان میآمدند. نام مناطقی همچون بنگال، آسام، اندونزی، تاجیکستان، غزنی، فارس، روم، برمه، ترکیه و سرزمینهای عربی در روایتهای مربوط به گستره علمی این مرکز دیده میشود.
این واقعیت نشان میدهد که مولتان در دورهای از تاریخ، تنها یک مرکز معنوی نبود؛ بلکه بهعنوان محیطی برای آموزش، پژوهش و تبادل دانش نیز شناخته میشد.
بزرگانی همچون حضرت بابا فرید، حضرت سید جلال بخاری، حضرت شاهباز قلندر، حضرت امیرخسرو و حضرت نظامالدین اولیاء نیز در ارتباط با سنت علمی و عرفانی این منطقه قرار داشتهاند و میراث فکری و معنوی آنان در بخشهای مختلف شبهقاره و فراتر از آن تأثیر گذاشته است.
کتابخانه مدرسه حضرت زکریا نیز در روایتهای تاریخی از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است. گفته میشود در این کتابخانه نسخههای ارزشمند و نادری نگهداری میشد؛ گنجینهای مکتوب که بخشی از میراث علمی و فرهنگی آن دوران را تشکیل میداد.
امروز، یادآوری چنین میراثی تنها برای تجلیل از گذشته نیست. این تاریخ میتواند الهامبخش نسل امروز باشد تا بار دیگر اهمیت کتاب، آموزش، پژوهش و حفظ میراث مکتوب را جدی بگیرد.
در روزگار کنونی، یکی از مهمترین راههای توسعه و رفاه، آموزش است. جامعهای که فرزندان دختر و پسر خود را به دانش مجهز کند، در حقیقت برای آینده خود سرمایهگذاری کرده است.
آموزش فقط به معنای آموختن خواندن و نوشتن نیست. دانش به انسان امکان میدهد جهان پیرامون خود را بهتر بشناسد، درستتر بیندیشد، پرسشهای عمیقتری مطرح کند و برای ساختن آیندهای بهتر آماده شود.
از همین منظر، آموزههای حضرت بهاالدین زکریا درباره دانش و معرفت همچنان میتواند برای انسان امروز معنا داشته باشد. دانش، در کنار اخلاق و معنویت، میتواند انسان را به سوی شناخت بهتر خود، جامعه و جهان پیرامونش هدایت کند.
ضروری است در کنار آستان حضرت بهاالدین زکریا، توجه بیشتری به معرفی میراث علمی و فرهنگی این شخصیت و مکتب او شود. ایجاد یک کتابخانه مدرن، مرکز پژوهشی یا فضای فرهنگی مناسب میتواند فرصتی برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان فراهم کند تا با تاریخ علمی و عرفانی مولتان بیشتر آشنا شوند.
چنین مرکزی میتواند نسخههای خطی، کتابهای تاریخی، آثار پژوهشی و اسناد مربوط به تاریخ فرهنگی و عرفانی منطقه را گردآوری و حفظ کند و آنها را در اختیار نسلهای آینده قرار دهد.
احیای میراث علمی مولتان تنها با حفظ ساختمانهای تاریخی امکانپذیر نیست. میراث واقعی زمانی زنده میماند که دانش، کتاب، پژوهش و فرهنگ نیز در کنار بناهای تاریخی و اماکن معنوی مورد توجه قرار گیرند.
عرس حضرت بهاالدین زکریای ملتانی میتواند فرصتی باشد برای بازخوانی همین میراث؛ میراثی که در آن دانش، محبت، مدارا، اخلاق و معرفت در کنار یکدیگر قرار دارند.
اگر بخواهیم شکوه علمی و فرهنگی گذشته مولتان را زنده کنیم، باید به آموزش و دانش توجه بیشتری داشته باشیم. مدرسه، کتابخانه، مرکز پژوهشی و موزه میتوانند در کنار اماکن تاریخی و معنوی، تصویری کاملتر از میراث این شهر به نسل جدید ارائه دهند.
پیام حضرت بهاالدین زکریا تنها متعلق به گذشته نیست. پیام او، پیام دانش، محبت و مدارا است؛ پیامی که میتواند در هر دورهای برای انسانها الهامبخش باشد.
شاید بهترین شیوه برای بزرگداشت این میراث، آن باشد که بهجای حفظ خاطره آن در گذشته، ارزشهای آن را در زندگی امروز زنده نگه داریم؛ با گسترش دانش، تشویق جوانان به مطالعه، حفظ میراث مکتوب، حمایت از پژوهش و تقویت فرهنگ محبت و مدارا.
عرس حضرت بهاالدین زکریای ملتانی میتواند بیش از یک آیین سالانه باشد؛ میتواند فرصتی برای یادآوری میراثی باشد که مولتان را قرنها به یکی از مراکز دانش، عرفان و فرهنگ در شبهقاره تبدیل کرده است.
لینک: https://jang.com.pk/news/1601081
نظر شما