فرهنگ ازدست‌رفته مدارس پس از کرونا؛ بازگشت به تربیت و مهارت‌های زندگی

این مقاله به تغییرات فرهنگ و فعالیت‌های مدارس پس از همه‌گیری کرونا می‌پردازد و از کاهش فعالیت‌های ورزشی، مراسم صبحگاهی و تعاملات جمعی دانش‌آموزان سخن می‌گوید. نویسنده تأکید می‌کند که مدارس نباید تنها بر پیشرفت تحصیلی تمرکز کنند، بلکه باید در پرورش هوش هیجانی، مهارت‌های اجتماعی، اعتمادبه‌نفس و توانایی مواجهه با تنهایی و چالش‌های عاطفی نیز نقش داشته باشند. از نگاه نویسنده، بازنگری در فعالیت‌های مدرسه و گنجاندن مهارت‌های زندگی در برنامه آموزشی می‌تواند به پرورش نسلی سالم‌تر و توانمندتر کمک کند.

تمام کسانی که پیش از سال ۲۰۲۰ به مدرسه می‌رفتند، می‌توانند با بسیاری از این مسائل ارتباط برقرار کنند. همه‌گیری کووید-۱۹ یک عامل اختلال بزرگ بود که روال عادی و بهره‌وری زندگی
انسان را به‌طور کامل تغییر داد. زمانی که در یک مدرسه دولتی دوره متوسطه را می‌گذراندم، هر روز در ساعات ابتدایی مدرسه، برنامه‌ای منظم و جدی برای نرمش و دعا داشتیم. این
برنامه‌ها برای کودکان بسیار ارزشمند بود، زیرا به آنها می‌آموخت و کمک می‌کرد درک کنند که حفظ سلامت از طریق ورزش، یکی از نیازهای اساسی بدن انسان است. معلمان ما در انجام حرکات ورزشی، از جمله نشست‌وبرخاست و فعالیت‌های مختلف برای فعال کردن عضلات، بسیار جدی بودند. به همین ترتیب، حضور در مراسم صبحگاهی مدرسه نیز سنت زیبایی بود. در این مراسم می‌شد احساس همبستگی، مشارکت و پیوند میان دانش‌آموزان را مشاهده کرد. مراسم صبحگاهی درس‌های بسیاری به ما می‌آموخت؛از شخصیت‌سازی و دعا گرفته تا ایجاد حس سالم میهن‌دوستی. سرود ملی نیز بخش اصلی این مراسم بود و ما را به هویت و ملیت‌مان پیوند می‌داد.

تمام این فعالیت‌ها پس از شیوع کووید-۱۹ به‌صورت نظام‌مند از مدارس ما کنار گذاشته شدند، زیرا همه‌گیری ذهنیتی جدید مبتنی بر حداقل تعامل و ارتباط میان افراد ایجاد کرد. حتی اکنون، پس
از گذشت شش سال از آغاز همه‌گیری، همچنان در بازگرداندن بسیاری از این فعالیت‌ها برای کودکان‌مان تردید داریم؛ کودکانی که روزبه‌روز چاق‌تر، تحریک‌پذیرتر و مضطرب‌تر
می‌شوند. امروزه خواسته‌های کودکان ما تا حد زیادی به داشتن ابزارها و محصولات دیجیتال و مصرف غذا محدود شده است. ورزش، دعا، فعالیت‌های جمعی و گردهمایی‌هایی که در آنها کودکان با رفتارهای همراه با ریسک، عملکرد اجتماعی و شکل‌گیری نگرشی تازه نسبت به خود آشنا می‌شدند، طی شش سال گذشته از میان رفته‌اند. مدارس صرفاً برای رشد علمی و تحصیلی کودکان طراحی نشده‌اند؛ رشدی که به کارکرد آشکار مدارس مربوط می‌شود. آنها همچنین باید کارکردهای پنهانی را ایفا کنند که در نظام آموزشی مدرن، گاه از کارکردهای آشکار نیز اهمیت بیشتری دارند.

در چارچوب این کارکردهای پنهان، مدارس باید برای پرورش هوش هیجانی و ایجاد ثبات عاطفی از طریق شناخت خود و دیگران برنامه‌ریزی کنند. برای مثال، در آینده، تنهایی به مسئله‌ای پیچیده‌تر و رو به گسترش تبدیل خواهد شد؛ حتی شاید پیچیده‌تر از بسیاری از مشکلات اقتصادی یا اجتماعی. تنهایی به عاملی مهم برای مختل کردن زندگی فرد تبدیل خواهد شد و عملکرد، درک و سلامت روانی او را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
هنگامی که یک فرد آسیب می‌بیند، کل جامعه نیز از طریق مشکلات به‌هم‌پیوسته‌ای مانند کاهش بهره‌وری، انفعال اجتماعی و بحران‌های عاطفی متضرر می‌شود. این مسئولیت مدارس است که نسل‌های آینده را برای نحوه مواجهه با تنهایی و بحران‌های عاطفی آماده کنند. توانایی زندگی با خود در دوران سردرگمی و مشکلات اجتماعی، مهارتی آینده‌نگرانه است که باید از طریق نظام آموزشی به کودکان آموخته شود.

اعتمادبه‌نفس یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که باید برای بقا و موفقیت در آینده به کودکان آموزش داده شود. تردید نسبت به خود بخشی بنیادی از تجربه انسانی است و ریشه در روان‌شناسی تکاملی دارد. نیاکان اولیه ما زمانی که برای شکار و گردآوری غذا می‌رفتند، همواره به این فکر می‌کردند که چگونه شکار کنند، آیا امروز موفق به شکار خواهند شد و آیا توانایی کافی برای این کار دارند یا خیر. چنین پرسش‌هایی ناشی از همان تردید نسبت به خود بود. امروزه نیز کودکان ما با پرسش‌هایی مشابه مواجه‌اند: آیا می‌توانند روی صحنه بروند و در برابر دیگران صحبت کنند؟ اگر در یک آزمون سخنرانی یا ارائه شکست بخورند چه خواهد شد؟ تمام این تردیدها بخش‌های اساسی روان انسان هستند؛ اما مسئولیت مدارس این است که با استفاده از روش‌های مختلف، مسیر گذار از تردید نسبت به خود به اعتمادبه‌نفس را به کودکان بیاموزند؛ از جمله با آموزش تفاوت میان عدم قطعیت واقعی و تردید ساخته‌شده در ذهن. آموزش و مدرسه می‌توانند مهارت‌های اجتماعی لازم را ایجاد کنند تا نسل آینده، به‌جای آنکه گرفتار تردید، عدم اطمینان، ناهنجاری اجتماعی و انفعال فردی باشد، با اعتمادبه‌نفس بیشتری زندگی کند. اعتمادبه‌نفس همراه با انگیزه و اشتیاق باید از طریق آموزش مهارت‌های زندگی و یادگیری متناسب با نیازهای آینده، بخشی از برنامه درسی مدارس باشد. ما باید در فعالیت‌های مدارس خود بازنگری کنیم تا نسل کنونی کودکان بتواند در آینده به بزرگسالانی سالم‌تر و برخوردار از زندگی بهتر تبدیل شود.

لینک: https://tribune.com.pk/story/2620620/the-lost-school-culture-after-covid-19 

کد مطلب 27056

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =