گلگت و بلتستان؛ از بام جهان تا حماسه آزادی و شنگریلا

گلگت و بلتستان در شمال شرقی پاکستان، سرزمینی است که در نقطه تلاقی سه رشته‌کوه بزرگ جهان، یعنی هیمالیا، هندوکش و قراقروم، قرار گرفته و مرزهای آن به هند و چین می‌رسد؛ منطقه‌ای با صدها قله بلند، از جمله کی۲، دومین قله مرتفع جهان، که هر ساله کوهنوردان و ماجراجویان بسیاری را از سراسر جهان به سوی خود می‌کشاند. سرچشمه‌های رودخانه سند، این شریان حیاتی پاکستان، نیز در همین پهنه کوهستانی قرار دارد؛ رودی که از شمال تا جنوب، بخش بزرگی از سرزمین پاکستان را سیراب می‌کند. اما گلگت و بلتستان تنها سرزمین قله‌های سر به فلک کشیده، دریاچه‌های فیروزه‌ای و دره‌های افسانه‌ای نیست؛ این منطقه از دیرباز به دلیل پیوندهای عمیق فرهنگی و تمدنی با ایران، در برخی روایت‌ها «ایران صغیر» خوانده شده و مردم آن نیز علاقه و پیوند عاطفی ویژه‌ای با فرهنگ و تمدن ایران دارند. در چنین سرزمینی، طبیعت شگفت‌انگیز با تاریخ پرحادثه درآمیخته است؛ سرزمینی که در سال‌های پس از استقلال پاکستان، شاهد یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ خود، یعنی مبارزه برای رهایی از سلطه دوگره‌ها بود.

گلگت و بلتستان و شنگریلا

مقدمه 

گلگت و بلتستان را اگر فقط با زیبایی‌های طبیعی‌اش بشناسیم، بخش بزرگی از حقیقت این سرزمین را نادیده گرفته‌ایم. این منطقه در شمال شرقی پاکستان، در یکی از شگفت‌انگیزترین نقاط جغرافیایی جهان قرار دارد؛ جایی که سه رشته‌کوه عظیم هیمالیا، هندوکش و قراقروم به یکدیگر نزدیک می‌شوند و مجموعه‌ای از بلندترین و باشکوه‌ترین قله‌های جهان را در خود جای داده‌اند. مرزهای این سرزمین با چین و هند، بر اهمیت ژئوپلیتیکی آن افزوده است و حضور قله کی۲ ـ دومین قله بلند جهان ـ در کنار صدها قله مرتفع دیگر، گلگت و بلتستان را به یکی از مهم‌ترین مقصدهای کوهنوردان و طبیعت‌گردان حرفه‌ای جهان تبدیل کرده است.

از دل همین کوهستان‌های عظیم، رودخانه سند سرچشمه می‌گیرد؛ رودخانه‌ای که همچون رگ حیاتی، مسیر خود را در سراسر پاکستان می‌پیماید و بخش‌های وسیعی از این کشور را سیراب می‌کند. دره‌های سرسبز، دریاچه‌های کوهستانی، جنگل‌های کاج، یخچال‌های طبیعی و قله‌های پوشیده از برف، چنان منظره‌ای به این منطقه بخشیده‌اند که گویی طبیعت در اینجا شاهکاری تمام‌عیار از شکوه و زیبایی آفریده است.

اما اهمیت گلگت و بلتستان تنها به جغرافیا و طبیعت محدود نمی‌شود. این سرزمین از نظر فرهنگی نیز جایگاهی ویژه دارد. پیوندهای تاریخی، ادبی و تمدنی این منطقه با جهان فارسی و ایران، موجب شده است که در برخی روایت‌ها از آن با عنوان «ایران صغیر» یاد شود. علاقه مردم این منطقه به ایران، زبان و فرهنگ فارسی و میراث تمدنی مشترک نیز همچنان در جلوه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی آن دیده می‌شود.

در کنار این طبیعت خیره‌کننده و پیشینه فرهنگی، گلگت و بلتستان تاریخی سرشار از مبارزه، ایستادگی و حماسه نیز دارد. پس از شکل‌گیری پاکستان در سال ۱۹۴۷، مردم این منطقه وارد مرحله‌ای سرنوشت‌ساز از تاریخ خود شدند و برای رهایی از سلطه دوگره‌ها به پا خاستند. این مبارزه تنها به نیروهای نظامی محدود نبود؛ فرماندهان، نیروهای محلی، پیشاهنگان گلگت و مردم بومی در کنار یکدیگر نقشی تعیین‌کننده در تحولات آن سال‌ها ایفا کردند.

گلگت و بلتستان؛ از بام جهان تا حماسه آزادی و شنگریلا

در میان چهره‌هایی که نامشان با این فصل از تاریخ گلگت و بلتستان گره خورده است، بریگدیئر محمد اسلم خان جایگاهی برجسته دارد؛ نظامی‌ای که پیش از آن نیز تجربه حضور در منطقه را داشت و بعدها با درک اهمیت جغرافیایی و راهبردی گلگت و بلتستان، در سازماندهی نیروهای محلی و هدایت عملیات نظامی نقشی مهم ایفا کرد. داستان زندگی او، از جبهه‌های جنگ جهانی دوم و کشمیر تا کوهستان‌های گلگت و بلتستان و سرانجام ساخت شنگریلا در اسکردو، در واقع روایتی است که در آن جنگ و صلح، کوهستان و انسان، تاریخ و طبیعت در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

همین که نام سرتیپ محمد اسلم خان به میان می‌آید، تصویر اقامتگاه گردشگری «شنگریلا» در برابر چشمان نقش می‌بندد؛ گویی یکی پس از دیگری، کلبه‌های زیبای آن، جنگل‌های پوشیده از درختان کاج و آب‌های نیلگون یک دریاچه کوهستانی در برابر چشم‌ها موج می‌زنند و منظره‌ای رؤیایی و دل‌انگیز را به تصویر می‌کشند.

با این حال، زندگی سرتیپ محمد اسلم خان روی دیگری نیز دارد؛ رویی که به مراتب درخشان‌تر، تابناک‌تر و پرافتخارتر است.

خانواده سرتیپ محمد اسلم خان از همان آغاز، در هنر سپاهی‌گری و فنون نظامی تبحر و مهارت ویژه‌ای داشتند و خدمت نظامی در این خاندان، پیشینه‌ای دیرینه و ریشه‌دار داشته است.

سرتیپ محمد اسلم خان در سال ۱۹۱۸ میلادی در شهر جامو، در خانواده سرتیپ رحمت‌الله بهادر، دیده به جهان گشود. رحمت‌الله بهادر از افسران بلندپایه ارتش بریتانیا بود و دارای هشت پسر بود که هفت تن از آنان بعدها در ارتش به مقام‌های عالی نظامی دست یافتند.

مارشال هوایی مشهور، اصغر خان نیز یکی از همین فرزندان بود که برادر کوچک‌تر سرتیپ محمد اسلم خان به شمار می‌رفت.

گلگت و بلتستان؛ از بام جهان تا حماسه آزادی و شنگریلا

یکی از عموهای سرتیپ محمد اسلم خان نیز سرلشکر سمندر خان بود که بعدها فرماندهی ارتش کشمیر را بر عهده داشت. از آنجا که سرلشکر سمندر خان فرزندی نداشت، مسئولیت پرورش و تربیت محمد اسلم خان را بر عهده گرفت و او را تحت سرپرستی خود بزرگ کرد.

سرتیپ محمد اسلم خان پس از گذراندن دوره‌های آموزشی و نظامی در آکادمی دِرادون، آموزش‌های حرفه‌ای نظامی خود را تکمیل کرد و در سال ۱۹۳۹ میلادی به درجه ستوان نائل شد.

در سال ۱۹۴۳ میلادی، هنگامی که وی درجه سرگرد داشت، به نیروهایی پیوست که برای دفاع از تاج‌وتخت بریتانیا به برمه اعزام شده بودند. او در جبهه برمه، با دلاوری و شجاعت کم‌نظیر به مبارزه پرداخت و به پاس رشادت‌هایش در این جبهه، در سال ۱۹۴۴ میلادی نشان صلیب نظامی (Military Cross) به وی اعطا شد.

«صلیب نظامی» در واقع نشان و جایزه‌ای بود که در سال ۱۹۱۴ میلادی به ابتکار جرج پنجم، پادشاه بریتانیا ایجاد شد و به افسران نظامی‌ای اعطا می‌شد که در دفاع از مستعمرات و قلمروهای تحت سلطه بریتانیا، شجاعت و دلاوری ویژه‌ای از خود نشان می‌دادند.

سرتیپ محمد اسلم خان در جریان جنگ کشمیر در سال‌های ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸ میلادی نیز در جبهه‌های اُڑی و مظفرآباد در کنار نیروهای «فورس آزاد» وارد نبرد شد و در این جنگ، مبارزات گسترده‌ای انجام داد و کارنامه‌ای درخشان از خود بر جای گذاشت. انتخاب وی برای انجام این مأموریت، از سوی لیاقت علی خان، نخست‌وزیر وقت پاکستان صورت گرفته بود. سرتیپ محمد اسلم خان به پاس این شجاعت و خدمات، به دریافت نشان «فخر کشمیر» مفتخر شد.

اما سومین جبهه جنگی سرتیپ محمد اسلم خان، منطقه گلگت و بلتستان بود.

منطقه گلگت و بلتستان در پی کشمکش‌های داخلی، رقابت‌های قدرت و توطئه‌ها و رقابت‌های سیاسی متقابل، پس از سال ۱۸۴۰ میلادی به دست مهاراجه گلاب سینگ افتاد.

در جریان این تلاش برای گسترش قلمرو و افزایش دامنه حاکمیت، انگلیسی‌ها نیز در پشت پرده از گلاب سینگ حمایت می‌کردند. هدف آنان از این حمایت، ایجاد منطقه‌ای حائل یا «منطقه ضربه‌گیر» (Buffer Zone) برای جلوگیری از پیشروی روسیه تزاری بود. اصطلاح «بازی بزرگ» (Great Game) نیز در همین دوره و در چارچوب رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ آن زمان بر سر نفوذ در منطقه مورد استفاده قرار گرفت.

گلگت و بلتستان؛ از بام جهان تا حماسه آزادی و شنگریلا

به هر روی، هنگامی که در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ میلادی کشور پاکستان تأسیس شد، مردم گلگت و بلتستان نیز تصمیم گرفتند خود را از سلطه و اشغال استبدادی دوگره‌ها رهایی بخشند.

در این مبارزه بی‌نظیر برای آزادی، بخش وسیعی از سرزمین منطقه آزاد شد و هزاران کیلومتر مربع از مناطق تحت سلطه دوگره‌ها از کنترل آنان خارج گردید.

در این جنگ آزادی‌بخش، شخصیت‌ها و فرماندهان متعددی نقش کلیدی و تعیین‌کننده ایفا کردند؛ از جمله سرهنگ حسن خان، سرگرد بابر خان، سروان شاه خان، سرهنگ احسان علی، سرگرد محمد خان جرال، سرتیپ محمد اسلم خان، سرهنگ سعید درانی و سروان نیک عالم.

در کنار این فرماندهان، نیروهای پیشاهنگان گلگت (Gilgit Scouts) و شمار زیادی از مجاهدان و مبارزان محلی نیز در این نبرد تاریخی برای آزادی، نقشی اساسی و سرنوشت‌ساز بر عهده داشتند.

این مجموعه از فرماندهان نظامی، نیروهای پیشاهنگ و مبارزان بومی، در کنار یکدیگر، بخش مهمی از تاریخ مبارزه مردم گلگت و بلتستان برای رهایی از سلطه دوگره‌ها را رقم زدند؛ مبارزه‌ای که در روایت تاریخی پاکستان، به عنوان یکی از مهم‌ترین مراحل شکل‌گیری وضعیت سیاسی و جغرافیایی منطقه گلگت و بلتستان پس از استقلال این کشور شناخته می‌شود.

بریگدیئر محمد اسلم خان و نقش او در جنگ آزادی گلگت و بلتستان

بریگدیئر محمد اسلم خان در جنگ آزادی گلگت و بلتستان نقشی مهم و تعیین‌کننده داشت. او از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۲ میلادی در منطقه گلگت و بلتستان و در چارچوب نیروهای «بونجی رایفل» خدمت و در این منطقه مأموریت انجام داده بود.

با توجه به آشنایی گسترده وی با منطقه و همچنین تجربه و مهارت نظامی‌اش، بار دیگر به دستور لیاقت علی خان، نخست‌وزیر پاکستان، در تاریخ ۱۲ نوامبر ۱۹۴۷ به عنوان فرمانده نیروهای پیشاهنگ گلگت (Gilgit Scouts) منصوب شد.

در آن زمان، کنترل آژانس گلگت در اختیار نیروهای پیشاهنگ گلگت و افسران محلی لشکر ششم جامو و کشمیر قرار داشت. پس از آنکه دولت موقت گلگت درخواست الحاق به پاکستان را مطرح کرد، دولت پاکستان نیز سردار عالم، یکی از تحصیلداران، را برای بر عهده گرفتن مسئولیت اداره امور غیرنظامی منطقه به گلگت اعزام کرد.

بریگدیئر اسلم خان درباره شرایطی که هنگام به دست گرفتن فرماندهی نیروهای پیشاهنگ گلگت با آن مواجه شد، می‌گوید که شمار نیروهای تحت امر وی اندک بود و مناطق آزادشده به شدت در معرض حملات و ضدحملات دشمن قرار داشتند.

نیروهای دشمن تلاش می‌کردند از طریق گذرگاه‌های برزل و زوجیلا، بار دیگر بر استور و گلگت مسلط شوند؛ در حالی که تمام منطقه بلتستان همچنان تحت کنترل و اشغال نیروهای دوگره قرار داشت.

گلگت و بلتستان؛ از بام جهان تا حماسه آزادی و شنگریلا

در چنین شرایطی، هیچ‌گونه فرصتی برای اشتباه وجود نداشت. در آن مقطع حساس، برخورداری از توانایی رهبری، اتخاذ تصمیم‌های سریع و ایجاد یک راهبرد جنگی منسجم و هماهنگ، ضرورتی حیاتی و از مهم‌ترین نیازهای زمان به شمار می‌رفت.

بریگدیئر محمد اسلم خان این ضرورت را به‌خوبی درک کرد. او با در نظر گرفتن شرایط موجود، نیروهای لشکر ششم جامو و کشمیر و پیشاهنگان گلگت را با یکدیگر ادغام کرد و نیرویی تحت عنوان «نیروی آزاد» تشکیل داد. سپس با انجام جذب و استخدام نیروهای جدید، شمار افراد این نیرو را نیز افزایش داد و توان رزمی آن را تقویت کرد.

بر اساس این سازماندهی و راهبرد نظامی، چهار گردان یا ستون عملیاتی برای این نیرو تشکیل شد که از جمله آنها نیروی آیبکس (Ibex Force)، نیروی تایگر (Tiger Force) و نیروی اسکیمو (Eskimo Force) بودند.

بر پایه این راهبرد، مأموریت نخست، جلوگیری از پیشروی نیروهای دشمن در بخش تراگبال گریز و محور دراس ـ زوجیلا بود؛ و در سوی دیگر، هدف اصلی، آزادسازی منطقه بلتستان از سلطه و اشغال نیروهای دوگره بود.

در همین راستا، نیروی آیبکس به فرماندهی سرهنگ احسان علی و سرگرد بابر خان به سوی بلتستان اعزام شد. در جبهه گریز نیز نیروی تایگر تحت فرماندهی سرهنگ حسن خان به حرکت درآمد و در جبهه دراس، نیروی اسکیمو به فرماندهی شاه خان از مسیر دیوسایی ـ که در سرمای زمستان پوشیده از برف بود ـ به سوی منطقه اعزام شد.

نیروهای تایگر و اسکیمو از حمایت گسترده و همه‌جانبه مردم محلی و بزرگان و سرکردگان مناطق داسخرم، منی‌مرگ و شنگهو شغر برخوردار شدند. این حمایت مردمی چنان گسترده و مؤثر بود که شواهد و اسناد آن، در قالب اسناد و مدارک متعددی که از سوی فرماندهان جنگی صادر شده، تا امروز نیز باقی مانده و موجود است.

از سوی دیگر، اکثریت مردم منطقه بلتستان نیز در کنار نیروهای آیبکس قرار گرفتند و به یاری و پشتیبانی از آنان پرداختند؛ نقشی که در روایت‌های مختلف و اسناد مربوط به این جنگ، بارها مورد اشاره و تأکید قرار گرفته است.

در مجموع، از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ میلادی، یعنی تا زمانی که «نیروی آزاد» تحت فرماندهی بریگدیئر محمد اسلم خان قرار داشت، سراسر منطقه بلتستان آزاد شد و در دیگر جبهه‌ها نیز نیروهای تحت فرمان وی با فداکاری و جانفشانی به نبرد ادامه دادند.

پس از آن، فرماندهی و رهبری نیروها تغییر کرد و بریگدیئر محمد اسلم خان، سرهنگ حسن خان و شماری دیگر از فرماندهان از جبهه‌های جنگ فراخوانده شدند. پس از آن، تحولات دیگری در منطقه رخ داد و ادامه این وقایع، خود بخشی از تاریخ است.

بریگدیئر محمد اسلم خان در recognition خدمات و فداکاری‌هایش، به دریافت نشان «هلال جرأت» مفتخر شد. وی در سال ۱۹۶۴ میلادی از خدمت نظامی بازنشسته شد، اما در جریان جنگ ۱۹۶۵ میلادی بار دیگر برای خدمت فراخوانده شد.

پس از آن، بریگدیئر محمد اسلم خان به فعالیت‌های عمرانی و گردشگری روی آورد و سرانجام اقامتگاه گردشگری شنگریلا (Shangrila Resort) را در منطقه اسکردو بنا کرد؛ مجموعه‌ای که بعدها نام او را با چشم‌اندازهای زیبای گلگت و بلتستان و به‌ویژه طبیعت دل‌انگیز اسکردو پیوند زد.

گلگت و بلتستان؛ از بام جهان تا حماسه آزادی و شنگریلا

بریگدیئر محمد اسلم خان در سال ۱۹۹۴ میلادی دعوت حق را لبیک گفت و چشم از جهان فروبست. پیکر او اکنون در گوشه‌ای آرام از شنگریلا در اسکردو به خاک سپرده شده است؛ جایی در دل طبیعت آرام و کوهستانی گلگت و بلتستان که بخشی از زندگی، خاطرات و میراث او با آن گره خورده است.

جمع‌بندی

این داستان، تنها روایت زندگی یک فرمانده یا یک نظامی نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ مردانی است که در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ این سرزمین، با شجاعت، فداکاری و احساس مسئولیت در میدان‌های جنگ حضور یافتند. افسران، فرماندهان و سربازانی که در میان کوهستان‌های سخت‌گذر، سرمای طاقت‌فرسا و شرایط دشوار نبرد، از آرمان دفاع از سرزمین دست نکشیدند و بخشی از زندگی و جوانی خود را در راه این هدف فدا کردند.

از میدان‌های جنگ برمه و کشمیر تا ارتفاعات گلگت و بلتستان، این مردان با ایستادگی و تدبیر، نامی ماندگار در تاریخ مقاومت این منطقه برجای گذاشتند. برخی از آنان در میدان نبرد جان باختند و برخی دیگر پس از سال‌ها خدمت و فداکاری، زندگی خود را در همان سرزمین ادامه دادند؛ اما میراث مشترک همه آنان، شجاعت، ایثار و خدمت به مردم و سرزمینشان بود.

شاید زیباترین جلوه این روایت آن باشد که بخشی از این نسل فداکار، پس از سال‌ها حضور در میدان‌های جنگ، در ادامه زندگی به ساختن و آبادانی روی آوردند و در دل همان طبیعت کوهستانی، نشانه‌هایی از آرامش و زندگی پدید آوردند. از این منظر، داستان این افسران و سربازان را می‌توان پلی میان حماسه و آرامش دانست؛ روایتی از نسلی که روزگاری در برابر سختی‌های میدان نبرد ایستاد و سرانجام بخشی از میراث خود را در خدمت به زندگی، آبادانی و آینده این سرزمین به یادگار گذاشت.

یاد و نام همه افسران، فرماندهان و سربازان فداکاری که در این نبردها جانفشانی کردند، در تاریخ این سرزمین ماندگار باد.

گلگت و بلتستان؛ از بام جهان تا حماسه آزادی و شنگریلا

نویسنده: عاشق فراز نویسنده و روزنامه‌نگار پاکستانی که این گزارش را با رویکردی تاریخی و تحلیلی درباره شخصیت و نقش بریگدیئر محمد اسلم خان نگاشته است.

ترجمه و تحقیق: دکتر محمد عسکری ممتاز ترجمه فارسی، تحقیق تکمیلی، بررسی محتوای تاریخی و تنظیم ادبی و رسانه‌ای.

منابع: زورنامه جنگاین مطلب در روزنامه «جنگ»، از روزنامه‌های شناخته‌شده و پرمخاطب پاکستان، منتشر شده است.
https://jang.com.pk/news/1613382

کد مطلب 27109

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =