
شعر فارسی
سینه مالا مال درد است و بجوید هردمی
درد بر درد دگر زخمی بجایی مرهمی
قرعه فالش بنام آدم خاکی زدند
گل بود نی دل که با دردی بجوید مرهمی
دل کُند زخمی رفوگر مهربان دارد طلب
نوک مژگان را صبا بار دیگر گو مرهمی
بسته شد اندر ازل خاطر بدان شور جهان
کز نسیم تاب زلفش نوریان پیچد همی
اکحل العینین ! ملحُ وازجّ الحاجبین
سرمه گین چشمی کمان ابرو، ملیخی ارحمی

پیر سید مهر علی شاه از اکابر اولیای الهی و مشاهیر علم و معرفت در شبهقارۀ هند است؛ شخصیتی که در او جمع میان شریعت و طریقت، علم و ذوق، برهان و عرفان به زیباترین وجه تحقق یافته بود. وی حلقهای درخشان از «سلسلةالذهب» تصوف بهشمار میرود؛ سلسلهای که مبدأ آن ذات اقدس محمد است و از طریق صحابه و تابعین و تبع تابعین، نسل اندر نسل، همچون نهری زلال در تاریخ جاری گشته و تا امروز قلوب طالبان حقیقت را سیراب میسازد.

جایگاه او در سنت صوفیانهٔ هند
اگر به تاریخ اشاعت اسلام در هند بنگریم، خواهیم دید که نقش اصلی را عارفان و صوفیان ایفا کردهاند؛ بزرگانی چون
خواجه معین الدین چشتی،
بابا فرید الدین گنج شکر،
خواجه نظام الدین اولیاء،
سید علی همدانی،
میان میر و
شیخ احمد سرهندی.
این بزرگان با سلوک عاشقانه، اخلاق کریمانه و تعلیم حکیمانه، اسلام را در دلهای مردمان نشاندند، نه آنکه تنها بر زبانها جاری سازند. پیر سید مهر علی شاه نیز وارث همین مشرب بود؛ مشربی که بر حکمت، موعظهٔ حسنه و دعوت از سرِ محبت استوار است.
نسب، ولادت و تحصیلات
وی در اول ماه رمضان ۱۲۷۵ هجری قمری (۱۸۵۹ میلادی) در گولره شریف دیده به جهان گشود. نسب او از طریق چندین واسطه به حضرت عبدالقادر جیلانی میرسد و از هر دو سوی پدر و مادر به این خاندان منتهی میشود.
از کودکی به تحصیل علوم دینی رغبت داشت؛ قرآن کریم را حفظ کرد و در علوم عربی، تفسیر، حدیث و منطق تبحر یافت. وی نزد استادان بزرگ عصر خویش به تحصیل پرداخت و در حدیث، اسناد صحاح سته را از استاد الکل زمان خود مولانا لطف الله اخذ نمود. او نهتنها سالک راه طریقت، بلکه عالمی محقق و مدرسی دقیقالنظر بود و در ردّ شبهات اعتقادی زمانه، آثار علمی نگاشت.
شیوهٔ دعوت و اعتدال
در نگاه او، امر به معروف و نهی از منکر بیدانش و بیایمان کامل، ره به جایی نمیبرد. وی معتقد بود که دل آدمی با حکمت نرم میشود، نه با خشونت. از این رو، همواره به آیهٔ شریفهٔ «ادعُ إلی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة» تمسک میجست و امت اسلامی را «امت وسط» میدانست؛ امتی که باید از افراط و تفریط بپرهیزد.

ذوق شعری و کلام فارسی
پیر مهر علی شاه طبعی لطیف و ذوقی سرشار داشت. بسیاری از حالات وجدانی او در قالب اشعار فارسی تجلی یافته است. در سفر مدینهٔ منوره، حالتی روحانی بر وی عارض شد و دو غزل نعتیه بر زبانش جاری گشت. مطلع یکی از آن دو چنین است:
من ندانم بادهام یا باده را پیمانهام
عاشق شوریدهام یا عشق یا جانانهام
و در غزلی دیگر فرمود:
نخستین باده کاندر جام کردند
مزاجش عکس آن گلفام کردند
در اینجا ذکر این نکته نیز ضروری است که مصراعِ نخست این مطلع، یعنی:
’’؎ نخستین باده کاندر جام کردند‘‘
در حقیقت اقتباسی است از مطلع یکی از غزلهای معروف عارفانهٔ فخر الدین عراقی، شاعر نامدار و شوریدهحال قرن هفتم هجری که از ارکان بزرگ شعر عرفانی فارسی بهشمار میرود.
در این ابیات، «باده» رمز محبت الهی و «جام» کنایه از قلب سالک است. او در بسیاری از اشعار خویش از تلمیحات قرآنی و اشارات عرفانی بهره گرفته و گاه مضامین مثنوی معنوی مولانا جلال الدین رومی را به شیوهای بدیع تضمین کرده است.
از دیگر ابیات منسوب به وی است:
ای نازنینِ حسن و جمالِ جمیلِ کُل
وی سرورِ زمان و امیرِ امم تویی
و نیز در بیان شوق نبویﷺ میسراید:
به دهرِ کم که تو در سروریِ من نگری
ببین که من زِ غمت در چه حال می گذرم
در این اشعار، عشق به پیامبر اکرم ﷺ محور اصلی اندیشهٔ اوست؛ عشقی که در نظر وی عین ایمان و سرچشمهٔ کمالات انسانی است.
جامعیت شخصیت
پیر سید مهر علی شاه نمونهٔ عارفِ عالم بود؛ عالمی که دانش را با عمل میآمیخت و سالکی که سلوک را از شریعت جدا نمیدانست. مجلس او محل اجتماع علما و عوام بود و هر کس به قدر استعداد خویش از فیض وی بهرهمند میشد. او خانقاه را نه صرفاً محل ذکر، بلکه مدرسهٔ تهذیب نفس و خدمت به خلق میدانست. در سیرت او تواضع، حلم و شفقت موج میزد و همین خصال، دلهای بیشمار را به سوی او کشاند. بدینسان، پیر سید مهر علی شاه گولروی یکی از درخشانترین چهرههای تصوف در عصر متأخر هند و پاکستان است؛ شخصیتی که در او علم و عشق، عقل و شهود، و شریعت و حقیقت به هم آمیخته است. آثار علمی و اشعار فارسی او همچنان الهامبخش طالبان معرفت است و نام او در سلسلهٔ اولیای الهی، چون نگینی تابناک میدرخشد.
شعر فارسی از پیر مهر علیشاه
می توحید از خم خانهٔ غیب
بمستانِ الست انعام کردند
چوں غلطیدم به مستی ها به هر سو
حریفان مستی از من وام کردند
هویدا شد در امکان صورتِ حق
به آن صورت جهان را رام کردند
بمهر آن که غیرش نیست موجود
بخود آغاز و هم انجام کردند
غزل ۲
گو نامه سیه کردم از بس که گنهگارم
امّا نظری بسته برحمتِ غفّارم
احباب به تکفیرم گر قلم و زباں راندند
حاشا که به حقِ شان جز عفو روا دارم
در کویی خدا بینا زان روز که شد گذرم
از مذهبِ خود بینی بیزارم و بیزارم
رم کرده ز غیرِ او دارم دلی شیدا
بی هوشم و با هوشم بی کارم و باکارم
تاساقیٔ مستانم می ریخته در کامم
عریان و خراباتم رقصانم و سرشارم
الملک لمن غَلُبَ نامیست زمن باقی
از قربِ مع اللهی برتر شده زان کارم
از سلسلهٔ فقرم ای دوست چه می پُرسی
دلداده به مهر آن شه حیدرِ کرّارم
منابع
- پیر سید مهر علی شاه، دیوانِ مهرِ علی (مجموعهٔ اشعار فارسی و اردو)، گولره شریف.
- فتاوی مهریه، در مباحث اعتقادی و کلامی.
- سیفِ چشتیائی، در ردّ شبهات منکران معجزات.
- مولانا محمد دین سیالوی، حیاتِ مهر علی شاه، لاهور.
- مولانا ظفر الدین بهاری، اشارات و مکاتیب در دفاع از عقاید اهلسنّت در عصر مهر علی شاه.
نظر شما