این دانایی است که انسان را از دیگران متمایز میکند. مطالعه آرامش ذهنی به انسان میبخشد.
کتابها از پشت شیشههای کمد بسته سرک میکشند
بڑی حسرت سے تکتی ہیں
مہینوں اب ملاقاتیں نہیں ہوتیں
بہت سی اصطلاحیں ہیں
جو مٹی کے اسکوروں کی طرح بکھری پڑی ہیں
گلاسوں نے انھیں متروک کر ڈالا
زباں پر ذائقہ آتا تھا جو صفحہ پلٹنے کا
کتابوں سے جو ذاتی رابطہ تھا کٹ گیا ہے
کبھی سینے پہ رکھ کر لیٹ جاتے تھے
کبھی گودی میں لیتے تھے
کبھی گھٹنوں کو اپنے رحل کی صورت بنا کر
نیم سجدے میں پڑھا کرتے تھے، چھوتے تھے جبیں سے
خدا نے چاہا تو وہ سارا علم تو ملتا رہے گا بعد میں بھی
مگر وہ جو کتابوں میں ملا کرتے تھے سوکھے پھول
کتابیں مانگنے، گرنے اٹھانے کے بہانے رشتے بنتے تھے
ان کا کیا ہوگا؟
وہ شاید اب نہیں ہوں گے
ترجمه:
با حسرت بسیار نگاه میکنند
ماههاست که دیگر دیداری با هم نداریم
بسیاری اصطلاحات هستند
که مانند خردههای سفال در گوشهای پراکنده افتادهاند
شیشهها آنها را از رده خارج کردهاند
آن لذتی که هنگام ورق زدن صفحه به زبان میآمد
رابطه شخصیای که با کتابها داشتیم، قطع شده است
گاهی کتاب را روی سینه میگذاشتیم و دراز میکشیدیم
گاهی آن را در آغوش میگرفتیم
گاهی زانوهایمان را به شکل رحل درمیآوردیم
و در حالتی نیمهسجدهوار مطالعه میکردیم و هنگام خواندن، پیشانی را به کتاب میرساندیم
اگر خدا بخواهد، تمام آن دانش بعداً نیز در دسترس ما خواهد بود
اما آن گلهای خشکی که در کتابها پیدا میکردیم
و به بهانه کتاب قرض گرفتن، انداختن و برداشتن کتابها، میان ما پیوندهایی شکل میگرفت
سرنوشت آنها چه خواهد شد؟
شاید دیگر چنین چیزهایی وجود نداشته باشد.
این شعر گلزار گویی مرثیهای برای کتابهاست. زمانه چقدر و چگونه تغییر کرده است؛ اکنون دیگر برای کودکان در خانهها مجله و کتاب چندان خریداری نمیشود و همهچیز از اساس تغییر کرده است. بااینحال، هنوز هم چند کتابدوست باقی ماندهاند که ارتباط خود را با کتابها حفظ کردهاند. مردم هنوز کتاب میخرند و میخوانند، اما خواندن روی صفحه تلفن همراه برای بسیاری از ما لذت مطالعه کتاب چاپی را ندارد. ورق زدن صفحات کتاب نیز نوعی رمانس است که فقط کسانی میتوانند آن را احساس کنند که به کتاب خواندن عادت دارند.
حفظ رابطه با کتابها بسیار ضروری است. کاهش کتابخوانی تا حدی ناشی از شیوههای آموزشیای است که مطالعه را به حفظ کردن جزوههای مشخص و استفاده از کتابهای کمکآموزشی محدود کردهاند. در چنین شرایطی، دانشآموز و دانشجو ممکن است به جای مراجعه مستقیم به کتاب و جستوجوی مطالب مختلف، تنها به مطالب آماده و خلاصهشده اکتفا کند.
در یکی از مراکز آموزشی که در آن تدریس میکردم، چند مدرس تازهکار مشغول کار بودند که در زمینه تدریس مهارت کافی نداشتند. آنان معمولاً با جزوههای آماده وارد کلاس میشدند و همان مطالبی را که خود در دوران تحصیل آموخته بودند، بدون افزودن مطالعه و منابع جدید برای دانشجویان بازگو میکردند. یکی از آنان حتی گاهی از من میخواست در آماده کردن مطالب درسی به او کمک کنم.
این تجربه نشان میدهد که صرف داشتن مدرک تحصیلی برای یک معلم یا مدرس کافی نیست. کسی که مسئول آموزش دیگران است، باید خودش نیز پیوسته مطالعه کند، با کتابهای جدید آشنا باشد و بتواند دانشجویان را به مطالعه مستقل و جستوجوی منابع گوناگون تشویق کند.
مشکل دیگری که بارها در کلاسهای درس با آن روبهرو شدم، بیعلاقگی دانشجویان به خرید و مطالعه کتابهای درسی بود. یکبار هنگام تدریس در یک کالج، کتابهای دانشجویان را بررسی کردم و متوجه شدم نیمی از کلاس کتاب درسی نداشتند. وقتی درباره این موضوع سختگیری کردم، روز بعد تقریباً همه دانشجویان کتابهای خود را آوردند؛ اما دو دانشجو گفتند کتاب نخریدهاند، زیرا جزوه و کتابهای کمکآموزشی در اختیار دارند.
معلمان نیز گاهی ناخواسته یا آگاهانه نقش بزرگی در دور کردن دانشآموزان و دانشجویان از کتابخوانی دارند. یکبار هنگامی که در کلاس، جزوههایی را که خودم تهیه کرده بودم برای دانشجویان مینوشتم، متوجه شدم دو دانشجو هیچ یادداشتی برنمیدارند. وقتی علت را پرسیدم، پاسخ دادند که جزوههای استاد دیگری را در اختیار دارند. از دیگر دانشجویان نیز پرسیدم و معلوم شد بیشتر آنان جزوههای آمادهای را که از بازار تهیه کرده بودند، در اختیار دارند.
برای آنان توضیح دادم که اگر تمام کلاس فقط به حفظ کردن یک مجموعه جزوه اکتفا کند، فرصت یادگیری واقعی و شکلگیری تفکر مستقل از بین میرود. به آنان گفتم اگر از منابع مختلف استفاده کنند و کتاب بخوانند، درک عمیقتری از موضوع پیدا خواهند کرد و توانایی آنان در پاسخگویی و تحلیل نیز افزایش خواهد یافت.
روز بعد که وارد کلاس شدم و نام چند کتاب را به آنان گفتم تا مطالعه کنند، ناگهان یکی از دانشجویان دستش را بالا برد و اجازه خواست صحبت کند. او را نزد خودم فراخواندم. او نامهای به من داد که در آن، یکی از مدرسهایی که جزوههایش میان دانشجویان رواج داشت، از این موضوع گلایه کرده بود که چرا دانشجویان به سراغ منابع دیگری رفتهاند.
با وجود این، باز هم دانشجویان را قانع کردم که کتاب خواندن چه فوایدی دارد. در کالجهایی که در آنها تدریس کردم، دانشجویان دختر و پسر را به خواندن کتاب تشویق کردم، فواید کتابخوانی را برایشان توضیح دادم و این تلاش بینتیجه نماند. هفتهای یک روز از دانشجویان درباره کتابها و مجلاتی که در طول هفته گذشته خوانده بودند، سؤال میکردم. دانشجویان دختر در مقایسه با دانشجویان پسر علاقه بیشتری نشان میدادند.
بزرگترین فایده کتاب خواندن این است که وقتی تحصیلات خود را به پایان میرسانید و برای یافتن یک شغل خوب وارد بازار کار میشوید و برای مصاحبه دعوت میشوید، اگر هر روز روزنامه بخوانید و کتابهای مورد علاقه خود را مطالعه کنید، در مصاحبه نیز آمادگی بیشتری خواهید داشت؛ زیرا مطالعه، دامنه واژگان، قدرت بیان، اطلاعات عمومی و توانایی تحلیل انسان را افزایش میدهد.
من خودم این تجربه را دارم. پسرم را به خواندن روزانه روزنامه عادت دادم و مجله و کتاب در اختیارش گذاشتم. وقتی برای مصاحبه رفت، از نظر علمی و فکری آمادگی خوبی داشت و توانست با اعتمادبهنفس بیشتری به پرسشها پاسخ دهد. او در نهایت بر اساس شایستگی خود پذیرفته شد و در سال ۲۰۰۴ نیز بورسیهای به مبلغ ده هزار دریافت کرد.
کتاب خواندن باعث گسترش دامنه مطالعه میشود، تنش روانی را کاهش میدهد و حافظه را تقویت میکند. مطالعه تواناییهای فکری انسان را پرورش میدهد؛ حتی درستتر آن است که بگوییم کتابها بهترین همراهان تنهایی هستند.
مطالعه ذهن را فعال نگه میدارد و میتواند به حفظ تواناییهای شناختی در طول زندگی کمک کند. کتابخوانی دایره واژگان و مهارت یادگیری زبان را تقویت میکند. مطالعه موجب گسترش توانایی انسان در اندیشیدن و درک کردن میشود.
مطالعه گنجینهای از دانش در اختیار انسان قرار میدهد و به او در کسب آگاهی، گسترش دیدگاه و تعیین اهداف زندگی کمک میکند. کتابها حاصل تجربه نسلها و عصاره خرد و دانایی هستند.
کتاب فقط مجموعهای از صفحات چاپشده نیست؛ کتاب میتواند پلی میان نسلها، اندیشهها و تجربههای انسانی باشد. گاهی یک کتاب، انسان را با اندیشهای آشنا میکند که مسیر زندگی او را تغییر میدهد و گاهی یک صفحه از یک کتاب میتواند سالها در ذهن انسان باقی بماند.
به همین دلیل، رابطه انسان با کتاب تنها رابطهای میان خواننده و نوشته نیست؛ این رابطه بخشی از زندگی فرهنگی و فکری انسان است. شاید فناوری شیوه دسترسی ما به اطلاعات را تغییر داده باشد، اما هیچ صفحهای نمیتواند بهطور کامل جای تجربه شخصیِ در دست گرفتن کتاب، ورق زدن صفحات آن و غرق شدن در دنیای واژهها را بگیرد.
مطالعه برای پرورش ذهن و پیشرفت ضروری است. این دانش است که انسان را از دیگران متمایز میکند. مطالعه آرامش ذهنی به انسان میبخشد و کتابها، همچنان، از بهترین همراهان انسان در مسیر زندگی هستند.
لینک: https://www.express.pk/story/2828369/kitabein-jhankti-hain-2828369
نظر شما