حضرت ملا شاه بدخشی که نام اصلیاش شاه محمد بود، از عارفان نامدار سدهٔ یازدهم هجری بهشمار میرود. مرشد بزرگوارش، میان میر، او را «محمد شاه» خطاب میکرد؛ اما در گذر زمان به «ملا شاه» شهرت یافت. از آنجا که زادگاهش بدخشان بود، وی را «ملا شاه بدخشی» یا «بدخشانی» نیز میخواندند و یاران نزدیکش با احترام از او به عنوان «حضرت آخوند» یاد میکردند.
ملا شاه در برخی آثار خویش، خود را به لقب «لسانالله» سرافراز دانسته و در رباعیای چنین سروده است:
آنکس که ز راه معرفت آگاه است
ملا شاه است، عارف این راه است
از تأثیر زبان او معلوم است
کامروز ملقب به لسانالله است
وی در رسالهٔ «نسبت» دربارهٔ خاندان، زادگاه و تحصیلات ابتدایی خود توضیح داده است. او در محلهٔ «ارکسا» از ناحیهٔ روستاق بدخشان دیده به جهان گشود. روز تولدش را جمعه و همزمان با شب قدر دانستهاند. با توجه به قرائن تاریخی، از جمله گزارشهای دارا شکوه و منابع دورهٔ مغولی، سال ولادتش حدود ۹۹۵ هجری قمری برآورد میشود.
پدرش مولانا عبدالاحد (یا عبد احمد)، از خاندان علم و قضا، و مادرش بیبی خاتون نام داشت. وی در خانوادهای اهل دانش و دیانت پرورش یافت و از کودکی به زهد، روزهداری، نمازگزاری و قناعت خو گرفت. تعلیمات ابتدایی را در زادگاه خویش نزد ملا خواجه علی فرا گرفت و سپس در بیستویک سالگی برای تکمیل علوم دینی رهسپار بلخ شد و از محضر ملا حسین قبادیانی بهره برد.
او در رسالهٔ «نسبت» تصریح میکند که در دانشهایی چون صرف، نحو، منطق، هیئت، کلام، معانی، بیان، بدیع و فقه تبحر یافت. با این همه، عطش حقیقتجویی او را از علوم رسمی فراتر برد و شوق معرفت الهی سرانجام وی را به سوی هندوستان کشاند؛ سفری که سرآغاز مرحلهٔ نوینی در زندگی عرفانی او و پیوندش با حضرت میان میرؒ شد.
بدینگونه، زندگی ملا شاه بدخشی از همان آغاز با دانش، تقوا و طلب صادقانهٔ حقیقت درآمیخت؛ عناصری که بعدها او را به یکی از چهرههای درخشان عرفان اسلامی در شبهقاره بدل ساخت.
نسب و آغاز زندگی
نام اصلی او شاه محمد بود، اما به سبب انتسابش به سرزمین بدخشان، در تاریخ به «ملا شاه بدخشی» شهرت یافت. زادگاهش قریهٔ ارکسا از نواحی روستاق بدخشان بود. پدرش، ملا عبدی، قاضی آن دیار و مردی سادهدل و پارسا بود. نقل است که خود ملا شاه با بیانی آمیخته به تواضع دربارهٔ اصل و نسب خویش میگفت:
’’در میان ولایتها، بدخشان بزرگ است و در آن، روستاق بزرگترین ناحیه؛ و در روستاق، ارکسا بزرگترین قریه؛ و در آن قریه، سادهترین مرد، پدر من است — و من فرزند اویم. این سخن، نشانی از روح فروتن و بیتکلف اوست.‘‘
طلب حقیقت و دیدار با مرشد
ملا شاه در جوانی وطن خویش را ترک گفت و سه سال در کشمیر اقامت گزید. در آنجا شوق طلب حق در دلش شعلهور شد و برای دیدار مشایخ و اولیای الهی رهسپار هندوستان گردید. در راه آگره، سخن از بزرگی حضرت میان میرؒ شنید و بیدرنگ مسیر خود را تغییر داد و به لاهور بازگشت. هرچند در آگره با عارفی دیدار کرد، اما آنچه میجست نیافت و سرانجام در محضر میان میرؒ آرام گرفت.
سلوک، ریاضت و خلافت
او سه سال پیاپی به خدمت مرشد میرفت بیآنکه التفات خاصی ببیند؛ این بیاعتنایی ظاهری، آزمونی برای اخلاص و استقامت او بود. به فرمان مرشد، اقامت در مسجد و خوردن نان بازار را ترک گفت و به فقر و فاقه تن داد. پس از این مجاهدتها، مشمول عنایت خاص گردید و به سلوک باطنی راه یافت.
سی سال تمام در خدمت میان میرؒ زیست و در این مدت به ریاضتهای دشوار پرداخت. زهد و تجرد او زبانزد خاص و عام بود. خود میگفت:
’’غسل احتلام در حال خواب است و غسل جنابت در حال قرب زن؛ من نه زن دارم و نه خواب — الحمدلله الملک الوهاب که از این هر دو فارغم.‘‘
این بیان، نمایانگر مرتبهٔ وارستگی و استغراق او در یاد حق است.
حضرت میان میرؒ پیش از وفات، خرقهٔ خلافت را بر دوش او نهاد و وی را به هدایت خلق مأمور ساخت. دربارهٔ او دعا کرد و فرمود که طریق من به واسطهٔ او روشن خواهد شد.
اقامت در کشمیر و نفوذ معنوی
پس از تکمیل سلوک، با اجازهٔ مرشد در کشمیر ساکن شد. زمستانها در لاهور و تابستانها در کشمیر به سر میبرد. مجالس وعظ او در کشمیر شهرتی گسترده یافت و طالبان حقیقت از اطراف و اکناف به حلقهٔ درسش میآمدند. او در سخنانش از صحابهٔ کبار و اولیای الهی با احترام و محبت یاد میکرد و دلهای بسیاری را مجذوب ساخت.
در سال ۱۰۵۰ هجری، شاهزادهٔ مغولی دارا شکوه به همراه خواهرش جهان آرا بیگم به ارادت او درآمدند. داراشکوه که خود اهل ذوق و معرفت بود، در کتاب معروف خویش سکینۃ الاولیاء شرح احوال و کرامات او را ثبت کرده است. ملا شاه دربارهٔ داراشکوه امید داشت که طریقت قادریه را گسترش دهد، زیرا در او صدق نیت و فهم عمیق میدید.
کرامات و اشراقات
در منابع آمده است که به برکت توجه باطنی او، بسیاری به مراتب بلند روحانی رسیدند و گروهی نیز از کفر و شرک به اسلام گرویدند. داراشکوه نقل میکند که در مسئلهٔ رؤیت حق دچار تردید شده بود؛ چون به خدمت شیخ رسید، بیآنکه سخنی گوید، پاسخ خویش را یافت. شیخ فرمود: «آنکه تو را آگاه ساخت، مرا نیز آگاه ساخت.» این واقعه را نشانی از کشف و شهود و اتصال روحانی او دانستهاند.
ذوق شعری و آثار
ملا شاه بدخشی افزون بر مقام عرفانی، شاعری توانا بود و در غزلها تخلص «شاه» داشت. مجموعهٔ اشعار او مشتمل بر دیوان، رباعیات، مثنویات و مکتوبات است و مضامین آن سرشار از معارف الهی و اشارات عرفانی است. از جمله در وصف مقام فنا و بقا، اشعاری سروده که نشاندهندهٔ تجربهٔ شخصی او در سلوک است.
سالهای پایانی و وفات
پس از جلوس اورنگزیب عالمگیر بر تخت سلطنت، به فرمان او از کشمیر به لاهور آمد و در آنجا گوشهنشینی اختیار کرد. کمتر از یک سال پس از بازگشت، در سال ۱۰۶۹ هجری وفات یافت و به دیدار حق شتافت.
داراشکوه برای او مرقدی شایسته بنا کرد. بر سنگ مزارش این مضمون تاریخی آمده است که:
’’زاهد پنجاب، قطب وقت، ملا شاه گفت‘‘
که اشاره به مقام قطبیت و پیشوایی معنوی او دارد.
حیات ملا شاه بدخشی نمونهٔ کامل سلوک صوفیانه، اطاعت از مرشد، زهد، تجرد و خدمت به خلق بود. او با جمع میان شریعت و طریقت، و با پیوند میان علم و ذوق، اثری ژرف در تاریخ تصوف اسلامی در هند و کشمیر بر جای نهاد و نامش در شمار عارفان بزرگ آن دیار جاودانه شد.
غزل فارسی از ملا بدخشی:
نه چراغیست درین خانهٔ ویرانه ما
روشن از آتشِ عشق تو شده خانهٔ ما
آری این راست که مرغیم ولی سیمرغیم
دام ماتاچه بود، تاچه بود دانهٔ ما
درپی خانهٔ جانانه ماشد همه عمر
بوده خانه ما، خانهٔ جانانهٔ ما
صدق دیوانگیٔ نگر اعجاز نمود
شده جانانه ما، عاشق دیوانهٔ ما
نکد تا به ابد یاری هشیاری هیچ
گر بسهو آنکه رسد بر درِ میخانهٔ ما
مدعی در پی افسونِ گرفتاری خلق
آتشش پنبه گوشش شود افسانهٔ ما
ره دیوانه کیش شاه نزد بی غلط
کیست دیوانه ما عاقل و فرزانهٔ ما
منابع
- سکینة الاولیاء
نویسنده: داراشکوه
موضوع: شرح احوال و مقامات اولیای الهی، بهویژه حضرت میاں میرؒ و حضرت مُلا شاه بدخشیؒ، همراه با نقل ملفوظات و حکایات عرفانی. - کشف المشتاقین
نویسنده: پیر سائین محمد اکبر قادری اویسی
موضوع: بررسی زندگی، سیر و سلوک، خلفا و مریدان حضرت مُلا شاه بدخشیؒ و بیان فیوضات و کرامات ایشان. - تذکرهها و منابع عمومی دربارهٔ سلسلهٔ قادریه.
- منابع تاریخی دربارهٔ تصوف در پنجاب و کشمیر
بررسی نقش و جایگاه حضرت مُلا شاه بدخشیؒ در گسترش تعالیم عرفانی در لاهور و کشمیر. - منابع تاریخی دورهٔ مغول و گزارشهای مربوط به ارتباط حضرت مُلا شاه بدخشیؒ با داراشکوه، جهانآرا بیگم و دوران سلطنت اورنگزیب عالمگیر.
نظر شما