جان ویلسون، از مبلغ مذهبی تا زبانشناس، آموزشگر و پژوهشگر فرهنگ بمبئی هند
نویسنده: محمد علی ابوطالبی منصوری
پژوهشگر و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بمبئی
در تاریخ آموزش و حیات فکری بمبئی در قرن نوزدهم، نام کشیش دکتر جان ویلسون (Rev. Dr. John Wilson, D.D., F.R.S.) جایگاهی ویژه دارد. او صرفاً بنیانگذار مؤسسهای آموزشی که بعدها به «کالج ویلسون» شهرت یافت نبود؛ بلکه شخصیتی چندوجهی بود که فعالیتهای او حوزههای آموزش، زبانشناسی، مطالعات ادیان، شرقشناسی، تاریخ، باستانشناسی، اصلاحات اجتماعی و نشر را دربر میگرفت. کالج ویلسون نیز در واقع یکی از مهمترین میراثهای نهادی این فعالیت گسترده است. خود کالج ویلسون، ویلسون را بنیانگذار مؤسسه معرفی میکند و تأکید دارد که فعالیت او بسیار فراتر از آموزش رسمی بوده و او را بهعنوان زبانشناس، شرقشناس، اصلاحگر و نویسنده معرفی میکند.
جان ویلسون در ۱۱ دسامبر ۱۸۰۴ در لاودرِ اسکاتلند متولد شد و پس از تحصیل در دانشگاه ادینبورو، در سال ۱۸۲۸ برای فعالیت تبلیغی و آموزشی راهی هند شد. او و همسرش، مارگارت ویلسون، در فوریه ۱۸۲۹ به بمبئی رسیدند و تقریباً تمام زندگی حرفهای بعدی او با این شهر پیوند خورد. آرشیو انجمن آسیایی سلطنتی نیز ویلسون را مبلغ اسکاتلندی، شرقشناس و آموزشگر معرفی میکند و از نقش او در تاریخ نهادهای علمی بمبئی یاد میکند. یکی از مهمترین ویژگیهای روش ویلسون، توجه جدی او به زبانهای مردم هند بود. او پس از ورود به بمبئی به مطالعه زبان مراتی پرداخت و بر اساس زندگینامه معاصر او، در مدت حدود شش ماه آنقدر در مراتی پیشرفت کرد که توانست نخستین موعظه خود را به این زبان ایراد کند. این امر نشان میدهد که زبان برای ویلسون صرفاً وسیلهای ارتباطی نبود، بلکه دروازهای برای شناخت جامعه و فرهنگ هند محسوب میشد.
وی در طول سالهای بعد دامنه مطالعات زبانی خود را بسیار گستردهتر کرد. منابع مربوط به زندگی و آثار او از آشنایی او با مراتی، گجراتی، هندوستانی، فارسی، عربی، سانسکریت، عبری و دیگر زبانها یاد میکنند. ویلسون برای طبقات مختلف جامعه از زبانهای متفاوت استفاده میکرد و بر خلاف الگوهایی که آموزش را عمدتاً بر انگلیسی متمرکز میکردند، برای زبانهای بومی جایگاهی اساسی قائل بود. این ویژگی برای تاریخ آموزش بمبئی اهمیت زیادی دارد. ویلسون آموزش را در محیط چندزبانه شهر دنبال میکرد و کوشید میان آموزش جدید، زبانهای اروپایی و سنتهای زبانی و ادبی هند پیوند ایجاد کند. در روایت رسمی کالج نیز تأکید شده است که جان و مارگارت ویلسون پس از ورود به بمبئی زبانهای محلی را فراگرفتند و مدارس آنان برای گروههای اجتماعی گوناگون در نظر گرفته شد.
جان ویلسون و آغاز فعالیتهای آموزشی
فعالیت آموزشی ویلسون تقریباً بلافاصله پس از استقرار او در بمبئی آغاز شد. در این زمینه، نقش همسرش مارگارت ویلسون نیز بسیار مهم بود. او در سال ۱۸۲۹ مدرسهای برای دختران در آمبرولی هاوس در گیرگائوم تأسیس کرد و آموزش دختران را به یکی از پایههای مهم فعالیت خانواده ویلسون تبدیل نمود. بعدها در سال ۱۸۳۲ یک مدرسه شبانهروزی انگلیسی نیز شکل گرفت که مسیر آن به مؤسسهای با نام مدرسه سنت کلمبا انجامید. خود جان ویلسون نیز در سال ۱۸۳۲ مدرسه انگلیسی آمبرولی را در گیرگائوم پایهگذاری کرد. این مؤسسه بعداً چندین بار از نظر نام و محل استقرار تحول یافت و سرانجام به Wilson School شناخته شد. بخش دانشگاهی این مؤسسه در ۱۸۳۶ شکل گرفت و از همانجا بود که مسیر تاریخی کالج ویلسون آغاز شد. بنابراین، کالج ویلسون را نباید صرفاً محصول یک تصمیم ناگهانی برای ایجاد یک کالج دانست؛ بلکه باید آن را نتیجه فرایندی چندساله از مدرسه ابتدایی، آموزش دختران، آموزش زبانهای بومی و گسترش تدریجی آموزش عالی در بمبئی دانست.
در تاریخ آموزش هند، بخش قابل توجهی از توجه معمولاً متوجه مدارس پسران و آموزش عالی مردان بوده است؛ اما فعالیت مارگارت ویلسون نشان میدهد که پروژه آموزشی خانواده ویلسون از ابتدا دامنه گستردهتری داشت. در سال ۱۸۲۹، مدرسهای برای دختران در آمبرولی ایجاد شد و بر اساس منابع تاریخی، این مدارس از نخستین تلاشهای سازمانیافته برای آموزش دختران هندی در منطقه بودند. زندگینامه جان ویلسون تأکید میکند که نخستین مدرسه در اواخر سال ۱۸۲۹ افتتاح شد و این حرکت بهسرعت گسترش یافت. اهمیت این اقدام تنها در تأسیس یک مدرسه خلاصه نمیشد. آموزش دختران در جامعه هند آن دوره با موانع اجتماعی و فرهنگی فراوانی روبهرو بود و ورود آموزش سازمانیافته برای زنان به فضای عمومی شهر، بخشی از تغییرات گستردهتر اجتماعی در بمبئی محسوب میشد. از این منظر، میراث جان و مارگارت ویلسون را میتوان در دو سطح بررسی کرد: توسعه آموزش عمومی و گسترش دسترسی زنان به آموزش.
ویلسون؛ پژوهشگری فراتر از یک مبلغ
اگرچه جان ویلسون فعالیت خود را به عنوان مبلغ مذهبی آغاز کرد، اما آثار و فعالیتهایش نشان میدهد که او خیلی زود به شخصیتی در حوزه شرقشناسی و مطالعات هند تبدیل شد. او به مطالعه ادیان، زبانها، سنتهای فرهنگی، تاریخ و آثار باستانی هند پرداخت و در فعالیتهای علمی انجمنهای زمان خود حضور داشت. آرشیو انجمن آسیایی سلطنتی، او را همزمان مبلغ، شرقشناس و آموزشگر معرفی میکند و اسناد موجود از مشارکت فعال او در پژوهشهای تاریخی و کتیبهشناختی حکایت دارند. از جمله حوزههای مورد توجه او، کتیبهها و آثار باستانی بود. در آرشیو انجمن آسیایی سلطنتی، پروندهای از یادداشتها و پژوهشهای ویلسون درباره پیکرهها و کتیبههای باستانی شهر مَرِب یا صَبا نگهداری میشود. این اسناد متعلق به دهه ۱۸۳۰ هستند و نشان میدهند که فعالیت پژوهشی ویلسون محدود به مسائل آموزشی یا مذهبی نبود.
وی همچنین درباره جوامع، ادیان و سنتهای فرهنگی هند پژوهش میکرد و از دانش زبانی خود برای دسترسی به منابع اصلی بهره میگرفت. به همین دلیل، در تاریخ مطالعات هند در قرن نوزدهم، او را نمیتوان فقط در چارچوب «مبلغ مسیحی» تعریف کرد.
ارتباط ویلسون با جامعه پارسی بمبئی
این بخش برای مطالعه تاریخ فرهنگی بمبئی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ویلسون با جامعه پارسی شهر نیز ارتباط علمی و تبلیغی داشت و بخشی از آثارش به دین، متون و سنتهای زرتشتی اختصاص یافت. مهمترین اثر او در این زمینه کتاب The Parsi Religion: As Contained in the Zand-Avasta, and Propounded and Defended by the Zoroastrians of India and Persia است که در سال ۱۸۴۳ در بمبئی منتشر شد. مشخصات کتاب در نسخه اصلی او را «رئیس شعبه بمبئی انجمن آسیایی سلطنتی» و مبلغ کلیسای اسکاتلند معرفی میکند. این کتاب از منظر تاریخ روابط فکری میان مسیحیان و زرتشتیان در بمبئی اهمیت دارد. البته باید توجه داشت که کتاب ویلسون اثری جدلی بود و هدف آن صرفاً توصیف بیطرفانه آیین زرتشتی نبود؛ عنوان کامل کتاب نیز نشان میدهد که او در پی بررسی، نقد و مقایسه دین زرتشتی با مسیحیت بود. بنابراین، در استفاده پژوهشی از آثار ویلسون باید هم ارزش مطالعاتی و زبانی اثر و هم زمینه الهیاتی و جدلی آن همزمان در نظر گرفته شود. این موضوع برای تاریخ پارسیان بمبئی بسیار مهم است، زیرا آثار نویسندگانی چون ویلسون بخشی از اسناد مکتوبی را تشکیل میدهد که در قرن نوزدهم درباره آیین، جامعه و هویت پارسی نوشته شدهاند.
یکی دیگر از جنبههای مهم فعالیت ویلسون، نشر بود. او از سال ۱۸۳۰ سردبیر و ناشر نشریه The Oriental Christian Spectator بود؛ این نشریه تا سال ۱۸۶۲ منتشر شد و درباره دین، جامعه، فرهنگ و اندیشههای اروپایی مطالبی ارائه میکرد. اهمیت این نشریه در آن است که نشان میدهد ویلسون برای انتقال دانش و مباحث فکری به جامعه هند به مطبوعات اهمیت میداد. از این نظر، فعالیت او در حوزه نشر بخشی از تلاش گستردهتر او برای ایجاد یک فضای فکری در بمبئی بود؛ فضایی که در آن بحث درباره دین، جامعه، زبان و فرهنگ امکان انتشار عمومی پیدا میکرد. از دیدگاه تاریخ مطبوعات نیز این نشریه قابل توجه است، زیرا یکی از نشریات اولیه مسیحی و فکری در هند غربی محسوب میشود و بخشی از میراث مکتوب دوره شکلگیری مطبوعات جدید بمبئی را تشکیل میدهد.
ویلسون و انجمن آسیایی بمبئی
فعالیتهای علمی ویلسون در ساختارهای علمی شهر نیز بازتاب یافت. او در دهه ۱۸۳۰ در Bombay Branch of the Royal Asiatic Society فعالیت داشت و از ۱۸۳۵ تا ۱۸۴۲ ریاست آن را برعهده داشت. منابع انجمن آسیایی سلطنتی و اسناد تاریخی، او را از چهرههای مهم این نهاد علمی در آن دوره معرفی میکنند. این سمت اهمیت زیادی دارد، زیرا انجمن آسیایی یکی از مهمترین مراکز پژوهش درباره زبانها، ادیان، تاریخ، باستانشناسی و فرهنگ هند در قرن نوزدهم بود. حضور ویلسون در چنین نهادی نشاندهنده جایگاه او در شبکه علمی و روشنفکری بمبئی است. در اسناد علمی آن دوره، نام ویلسون در ارتباط با موضوعاتی چون زبانها، کتیبهها، سکهها و آثار باستانی دیده میشود. بنابراین، فعالیت علمی او را باید بخشی از روند گستردهتر شکلگیری مطالعات منظم درباره هند در قرن نوزدهم دانست.
جان ویلسون تنها در مدرسه و انجمنهای علمی فعالیت نمیکرد. یکی از عرصههای مهم کار او مسائل اجتماعی هند بود. از جمله موضوعاتی که مورد توجه او قرار گرفت، مسئله کودککشی و برخی سنتهای اجتماعی آسیبزا بود. او بعدها کتابی با عنوان History of the Suppression of Infanticide in Western India منتشر کرد که در سال ۱۸۵۵ به چاپ رسید. این اثر نشاندهنده علاقه او به ثبت تاریخی مسائل اجتماعی و اقداماتی است که برای مقابله با آنها در غرب هند انجام شده بود. از سوی دیگر، فعالیت آموزشی او در میان گروههای مختلف جامعه و توجه به آموزش زنان را نیز میتوان در چارچوب تحولات اجتماعی قرن نوزدهم مطالعه کرد. با این حال، در تحلیل تاریخی ویلسون باید از نگاه کاملاً ستایشگرانه یا کاملاً منفی پرهیز کرد. او فرزند زمانه خود بود و فعالیتهایش همزمان دارای ابعاد مذهبی، استعماری، آموزشی، علمی و اصلاحگرانه بود. همین ترکیب است که مطالعه شخصیت او را از یک زندگینامه ساده فراتر میبرد.
ویلسون و شکلگیری آموزش عالی در بمبئی
از مهمترین میراثهای نهادی ویلسون، ایجاد مؤسسهای بود که از آن کالج ویلسون پدید آمد. بخش دانشگاهی مؤسسه در سال ۱۸۳۶ شکل گرفت و سرانجام در سال ۱۸۶۱ به عنوان مؤسسهای خصوصی و غیردولتی به دانشگاه بمبئی وابسته شد. ویلسون همچنین در شکلگیری فضای آموزش عالی بمبئی و تأسیس دانشگاه بمبئی نقش داشت و بعدها در سال ۱۸۶۹ به سمت نایبرئیس دانشگاه رسید. در اینجا بهتر است از تعبیر دقیق «مشارکت در تأسیس و توسعه دانشگاه بمبئی» استفاده کنیم، نه اینکه همه تأسیس دانشگاه را به شخص ویلسون نسبت دهیم. منابع تاریخی نقش او را در شکلگیری دانشگاه و سپس مدیریت دانشگاه تأیید میکنند. این نکته اهمیت تاریخی دارد: ویلسون نه تنها یک مدرسه تأسیس کرد، بلکه در فرایندی حضور داشت که طی آن بمبئی از یک مرکز تجاری استعماری به یکی از مراکز اصلی آموزش، پژوهش و تولید دانش در هند غربی تبدیل شد.
میراث ویلسون پس از فوت
جان ویلسون در ۱ دسامبر ۱۸۷۵ در بمبئی درگذشت. اما مرگ او به معنای پایان میراثش نبود. مؤسسه آموزشیای که وی پایه گذاشته بود ادامه یافت و در نسلهای بعد به یکی از مؤسسات قدیمی آموزش عالی شهر تبدیل شد. در روایت رسمی کالج ویلسون، میراث او به آموزش محدود نمیشود؛ این کالج او را زبانشناس، شرقشناس، اصلاحگر و نویسنده میداند و تأکید میکند که دولت ماهاراشترا در سال ۲۰۰۰، نام او را در میان هفت «بنیانگذار بمبئی مدرن» قرار داد. این تعبیر بهخوبی نشان میدهد که اهمیت ویلسون در حافظه تاریخی بمبئی تنها به یک مدرسه یا کالج خلاصه نمیشود. او در شبکهای از فعالیتهای آموزشی، علمی، فرهنگی و اجتماعی قرار داشت که در شکلگیری سیمای جدید شهر نقش داشت.
جان ویلسون را میتوان یکی از چهرههای چندوجهی تاریخ بمبئی در قرن نوزدهم دانست؛ شخصیتی که در مرز میان مذهب، آموزش، زبان، علم، نشر و اصلاح اجتماعی فعالیت میکرد. اهمیت تاریخی او در این نیست که فقط یک کالج را بنیان گذاشت. اهمیت اصلی او در ایجاد یک سنت نهادی و فکری بود: سنتی که در آن آموزش با شناخت زبانهای بومی، مطالعه ادیان و فرهنگ هند، پژوهش تاریخی و باستانشناختی و تولید و انتشار دانش همراه شد. فعالیت او و مارگارت ویلسون در آموزش دختران نیز نشان میدهد که پروژه آموزشی آنان دامنهای گستردهتر از آموزش مردان جوان داشت. در عین حال، پژوهش درباره ویلسون باید با نگاه تاریخی انتقادی انجام شود. او مبلغ مسیحی و بخشی از ساختارهای فکری عصر استعمار بود؛ بسیاری از آثارش، بهویژه درباره ادیان هند و زرتشتیگری، دارای ماهیت جدلی و الهیاتی بودند. اما همین آثار امروزه نیز برای مطالعه تاریخ اجتماعی، ادیان، زبانها و روابط میان جوامع مختلف بمبئی ارزش اسنادی دارند. نمونه روشن آن، کتاب The Parsi Religion و مجموعه پژوهشها و اسناد او در حوزه زبان و آثار باستانی است. از این منظر، جان ویلسون تنها «بنیانگذار کالج ویلسون» نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ شکلگیری بمبئی بهعنوان یک شهر چندزبانه، چندفرهنگی و علمی است. شناخت این شخصیت، در نتیجه، مقدمهای ضروری برای فهم تاریخ خود کالج ویلسون و سپس جایگاه آن در جامعه تاریخی بمبئی است.
منابع
- Wilson College, “About Us – History”, Wilson College, Mumbai.
- John Wilson Education Society / Wilson College, Prospectus 2026–27.
- Dictionary of National Biography, “Wilson, John (1804–1875) ”.
- Royal Asiatic Society Archives, “Wilson, John, 1804–1875, missionary”.
- George Smith, The Life of John Wilson: Fifty Years Philanthropist and Scholar in the East.
- John Wilson, The Parsi Religion, Bombay, 1843.
- John Wilson, History of the Suppression of Infanticide in Western India, 1855.
نظر شما