دانشگاه " آنلاین زن " تبلور مقاومت مدنی و بازتعریف آموزش در عصر انسداد

در تاریخ معاصر افغانستان، دسامبر ۲۰۲۲ به عنوان نقطه‌عطفی تاریک، دردناک و آپارتایدگونه ثبت شد؛ روزی که دانشگاه‌ها به روی نیمی از پیکر جامعه بسته شد. این تصمیم، نه تنها یک محرومیت آموزشی ساده، بلکه تلاشی ساختارمند و ایدئولوژیک برای حذف سیستماتیک زنان از عرصه‌های عمومی، اجتماعی، تولید قدرت و چرخه اقتصادی بود. در چنین اتمسفر یأس‌آلود، خفقان‌آور و لبریز از ناامیدی، ظهور دانشگاه آنلاین زن یک پاسخ انفعالی یا یک پروژه گذرا نبود، بلکه یک مقاومت مدنی هوشمندانه و برخاسته از بطن نیازهای حیاتی جامعه تلقی می‌شد. این نهاد آموزشی، فراتر از یک ساختار اکادمیک سنتی، به نمادی از اراده جمعی برای شکستن انحصار آموزش و فروریختن مرزهای جغرافیایی تحمیلی تبدیل شد.

در تاریخ معاصر افغانستان، دسامبر ۲۰۲۲ به عنوان نقطه‌عطفی تاریک، دردناک و آپارتایدگونه ثبت شد؛ روزی که دانشگاه‌ها به روی نیمی از پیکر جامعه بسته شد. این تصمیم، نه تنها یک محرومیت آموزشی ساده، بلکه تلاشی ساختارمند و ایدئولوژیک برای حذف سیستماتیک زنان از عرصه‌های عمومی، اجتماعی، تولید قدرت و چرخه اقتصادی بود. در چنین اتمسفر یأس‌آلود، خفقان‌آور و لبریز از ناامیدی، ظهور دانشگاه آنلاین زن یک پاسخ انفعالی یا یک پروژه گذرا نبود، بلکه یک مقاومت مدنی هوشمندانه و برخاسته از بطن نیازهای حیاتی جامعه تلقی می‌شد. این نهاد آموزشی، فراتر از یک ساختار اکادمیک سنتی، به نمادی از اراده جمعی برای شکستن انحصار آموزش و فروریختن مرزهای جغرافیایی تحمیلی تبدیل شد. امروز که در سال ۲۰۲۶ قرار داریم، این دانشگاه با جذب و مدیریت بیش از ۲۰ هزار دانشجوی دختر از سراسر کشور، به بزرگ‌ترین کانون پایداری فکری و نبرد نرم زنان در جغرافیا مبدل گشته است. به عنوان کسی که افتخار تدریس، مدیریت کلاس و همراهی شبانه‌روزی با این کاروان علمی را دارد، این نوشتار تلاشی است برای واکاوی ابعاد ساختاری، چالش‌های ژئوپلیتیک و تکنیکی، دستاوردهای بی‌بدیل و افق‌های پیش‌روی این پدیده بی‌نظیر آموزشی در تاریخ معاصر ما.

محرومیت دختران از تحصیل در افغانستان، شوک عظیمی به بدنه دانش، توسعه پایدار و سرمایه انسانی کشور وارد کرد. میلیون‌ها استعداد در کنج خانه‌ها محبوس شدند و خطر گسترش افسردگی مفرط، خودکشی، ناامیدی مطلق و زوال فکری، نسل جوان زنان را تهدید می‌کرد. در این میان، نخبگان اکادمیک و استادان دلسوز و وطن‌پرست به درستی دریافتند که سکوت و انفعال، چیزی جز همدستی با انسداد علمی کشور نیست. ایده دانشگاه آنلاین زن از همین نقطه حیاتی جوانه زد تا از ظرفیت‌های بی‌پایان فناوری دیجیتال برای دور زدن محدودیت‌های فزیکی و مکانی استفاده شود. این دانشگاه به جهان اثبات کرد که کلاس درسی، چهاردیواری سیمانی، خشتی یا دیوارهای بلند دانشگاه‌های سنتی نیست؛ بلکه هر جا که تشنه‌ای برای آموختن و شمعی برای افروختن باشد، آنجا قلب اکادمی است. این تحول پارادایمی، مفهوم سنتی مکان آموزشی را دگرگون ساخت و فناوری به عنوان یک ابزار رهایی‌بخش و ضد استبداد وارد عمل شد. اینترنت، به‌رغم تمامی زیرساخت‌های ضعیف و محدودیت‌های شدید مخابراتی در افغانستان، به پل ارتباطی میان مغزهای متفکر خارج از کشور و استعدادهای تشنه در داخل بدل گردید و این گذار استراتژیک از فضای فیزیکی به فضای سایبر، اولین گام محکم در راستای بقای هویت اکادمیک و حفظ کرامت زن افغان بود.

اداره و هدایت مؤسسه‌ای با ابعاد کلان و بیش از ۲۰ هزار دانشجو، آن هم در محیطی کاملاً آنلاین، غیرمتمرکز و بدون دسترسی به بودجه‌های کلان دولتی یا حمایت‌های مالی مستقیم بین‌المللی، یک شاهکار و معجزه مدیریتی در سیستم تحصیلات عالی به شمار می‌رود. دانشگاه آنلاین زن بر پایه دو اصل اخلاقی و استراتژیک «آموزش کاملاً رایگان» و «کادر علمی داوطلب و متخصص» استوار شده است. صدها استاد، دکتر، پژوهشگر و کارشناس ارشد از سراسر جهان از جمله استادان سابقی که شغل خود را در دانشگاه‌های دولتی و خصوصی داخل کشور از دست داده بودند و به حاشیه رانده شده بودند آستین همت بالا زدند تا به صورت افتخاری و شبانه‌روزی تدریس کنند. ساختار آموزشی این دانشگاه اکنون در شانزده رشته تحصیلی و چندین دانشکده کلیدی سازماندهی شده است که از آن جمله می‌توان به دانشکده پزشگی و مامایی برای پاسخ به نیازهای جدی بهداش زنان و کودکان، دانشکده‌های حقوق، علوم سیاسی، اقتصاد و ژورنالیزم با هدف تربیت نسل بعدی رهبران و راویان حقیقت، و همچنین دانشکده‌های روان‌شناسی، تعلیم و تربیه، کشاورزی، زبان و ادبیات و هنرهای زیبا اشاره کرد. این تنوع رشته‌ای عمیق نشان می‌دهد که هدف ساختاری دانشگاه آنلاین زن صرفاً سرگرم کردن یا پر کردن اوقات فراغت دختران نیست، بلکه هدف اصلی، تربیت کادرهای متخصصی است که فردا بار بازسازی، مدیریت و نوسازی این وطن را بر دوش خواهند کشید.

به‌عنوان یک استاد در دانشگاه آنلاین زن، تجربه کلاس‌های ما با هر تجربه تدریس دیگری متفاوت است. وقتی به‌عنوان مدرس وارد کلاس مجازی می‌شوم، با لیستی از نام‌ها روبه‌رو می‌شوم که پشت هر کدام از آن‌ها، قصه‌ای تکان‌دهنده از نبوغ، حسرت، سرکوب و امیدی سرکش و بی‌محابا نهفته است. تدریس در این فضا، تنها انتقال فرمول‌های ریاضی، نظریه‌های پیچیده اقتصادی، متون حقوقی یا توصیه‌های بهداشتی نیست؛ این کار یک وظیفه متخصص محض نیست، بلکه یک عمل مقدس مدنی است. ما در این کلاس‌ها، امید را مانند خون در رگ‌های یک نسل تزریق می‌کنیم و به دانشجو یادآوری می‌کنیم که ارزش وجودی او به‌عنوان یک انسان متفکر، هرگز به واسطه فرامین تعلیقی از بین نخواهد رفت. استادان این دانشگاه، رزمندگان بدون سلاحی هستند که قلم، لپ‌تاپ و پلتفرم‌های زوم، اسکایپ و گوگل‌میت، ابزار مبارزه‌شان در برابر جهل است. چالش‌های ما به‌عنوان مدرس کم نیستند؛ هماهنگی ساعت‌های درسی با تفاوت‌های زمانی جهانی، نبود برق پایدار، سرعت پایین اینترنت در افغانستان، استرس ناشی از محیط بیرونی و لزوم حفظ امنیت دانشجو، کار را به شدت فرساینده و پرفشار می‌کند. اما تمامی این خستگی‌ها زمانی به غرور و انگیزه مضاعف مبدل می‌شود که می‌بینیم دختری در دوردست‌ترین و محروم‌ترین روستاهای افغانستان، در تاریکی اتاقش با نور ضعیف تلفن همراه به درس گوش می‌دهد، یادداشت ‌برمی­دارد و به روزآمدترین منابع علمی دنیا با دقت و تامل پاسخ می‌دهد.

نمی‌توان از دانشگاه آنلاین زن نوشت و از روی انصاف چشم بر واقعیت‌های تلخ، موانع فرساینده و چالش‌های لجستیکی پیش‌رو بست. زیرساخت‌های مخابراتی در افغانستان آسیب‌دیده، گران و به شدت غیرقابل اعتماد است. قیمت بلند بسته‌های اینترنت و سرعت پایین آن، باری مضاعف و کمرشکن بر دوش خانواده‌های ناتوان اقتصادی در شرایط بحران کنونی کشور است. بسیاری از دانشجویان ما به معنای واقعی کلمه ناچارند میان خرید قرص نان برای خانواده و خرید بسته اینترنت برای حضور در کلاس، دست به انتخابی دردناک بزنند. مسئله دوم، امنیت سایبری و فشار روانی ناشی از فضای تعلیقی است. دانشجویان در یک فضای هراس دائمی زندگی می‌کنند. دغدغه قطعی برق در میان امتحانات آنلاین، نبود مکان آرام برای مطالعه در خانه‌های پرجمعیت، و مهم‌تر از همه، دغدغه فکری پیرامون سرنوشت این مدارک تحصیلی و عدم به رسمیت شناسی رسمی آن در داخل کشور تحت تسلط کنونی، فشارهای روانی شدیدی را بر روحیه آنان تحمیل می‌کند. علاوه بر این، رشته‌هایی مانند پزشکی، مامایی و کشاورزی نیازمند کارهای عملی، کلینیکی و لابراتواری هستند که در سیستم آنلاین خالص، با محدودیت‌های جدی مواجه می‌شوند. دانشگاه تمام تلاش خود را کرده است تا با شبیه‌سازی‌های مجازی، ارایه ویدئوهای کاربردی و مواد تصویری غنی این خلاء را پر کند، اما نیاز به یک استراتژی جامع‌تر بین‌المللی برای حل این چالش‌ها همچنان محسوس است.

به‌رغم تمام این سنگ‌اندازی‌ها، تهدیدات و ناامیدی‌ها، کارنامه دانشگاه آنلاین زن درخشان، ملموس و بی‌نهایت امیدبخش است. برگزاری موفقیت‌آمیز سومین دور جشن فراغت دانشجویان به صورت هم‌زمان در یازده ولایت افغانستان در سال ۲۰۲۶، یک پیروزی تاریخی بود. این رویداد شجاعانه، پاسخی دندان‌شکن و صریح به کسانی بود که مدعی بودند انگیزه تحصیلی در میان دختران افغان خشکیده یا سرکوب شده است. این فارغ‌التحصیلان، سفیران نور و دانایی در تاریک‌ترین دوران تاریخ معاصر ما هستند. این دانشگاه توانسته است استانداردهای علمی و تخصصی را حفظ کند. دانش‌آموخته‌گان ما امروز مقاله‌های علمی منسجم می‌نویسند، در پروژه‌های تحقیقاتی آنلاین بین‌المللی به عنوان کارآموز سهم می‌گیرند و مهارت‌های نرم حیاتی مانند تفکر انتقادی، سواد دیجیتال، کدنویسی و زبان‌های خارجی را در سطحی عالی فرامی‌گیرند. این نهاد به جامعه جهانی ثابت کرد که زن افغان، موجودی منفعل، قربانی محض و تسلیم‌پذیر نیست؛ او راه‌های خود را برای رهایی و آگاهی می‌سازد و اگر راهی وجود نداشته باشد، آن را پدید می‌آورد.

دانشگاه آنلاین زن امروز برای تداوم این رسالت بزرگ به حمایت‌های ساختاری و عملی نیاز دارد. ما نه تنها به بورسیه‌های تحصیلی تکمیلی، دسترسی رایگان به کتابخانه‌های دیجیتال، کمک‌های تکنیکی برای امنیت سایبری و اینترنت ارزان نیاز جدی داریم، بلکه حیاتی‌ترین خواسته ما از نهادهای بین‌المللی و شرکت‌های جهانی، «فراهم‌سازی زیرساخت‌های اشتغال آنلاین و دورکاری برای فارغ‌التحصیلان این دانشگاه» است. آموزش بدون اشتغال، چرخه توانمندسازی را ابتر می‌گذارد. جامعه جهانی باید با ایجاد پلتفرم‌های شغلی امن، واگذاری پروژه‌های دیجیتال، ترجمه، تحقیق، برنامه‌نویسی و مشاوره‌های بهداشتی آنلاین، به این دختران متخصص اجازه دهد تا طعم استقلال اقتصادی و هویت مستقل کاری را در درون خانه‌های خود بچشند. حمایت از این نهاد و زمینه‌سازی برای کار این فارغ‌التحصیلان، حمایت از یک دانشگاه معمولی نیست؛ حمایت از سنگر اصلی مقاومت اقتصادی و فکری زنان در برابر حذف سیستماتیک است.

دانشگاه آنلاین زن یک ساختار موقت، گذرا و واکنشی برای دوران بحران نیست؛ این نهاد پایه‌گذار مدل جدیدی از آموزش دموکراتیک، فراگیر، فرامرزی و غیرقابل حذف در تاریخ تحصیلات عالی افغانستان است. تفکر، اگاهی و دانشی که در ذهن و روان بیش از بیست هزار دختر جوان در گوشه و کنار این کشور جاری شده است، پدیده‌ای نیست که بتوان آن را با فرمان، اسلحه، انحصار یا زور مهار و سرکوب کرد. این آگاهی تکثیر شده، ریشه دوانده و به درستی به درختی تنومند تبدیل گشته است. به عنوان یک استاد که هر روز شاهد تپش قلب‌های پرامید دانشجویانم در کورس‌ها و کلاس‌های مجازی هستم، با ایمان کامل به آینده روشن و قطعی دختران وطنم اعلام می‌کنم که قلم‌های ما نخواهند شکست، اندیشه‌های ما سانسور نخواهند شد و کلاس‌های درس ما تا روز گشایش دوباره تمامی دانشگاه‌های فیزیکی کشور و حتی پس از آن، با قدرت و صلابت به کار خود ادامه خواهند داد. دانشگاه آنلاین زن، گواهی زنده و ابدی بر این حقیقت تاریخی است که نور بر تاریکی پیروز است و آگاهی، مرزناپذیرترین و مانده‌گارترین دارایی انسان است.

منبع: روزنامه هشت صبح

لینک:

https://8am.media/fa/womens-online-university-the-embodiment-of-civil-resistance-and-the-redefinition-of-education-in-an-era-of-stagnation/

کد مطلب 27246

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =