" رائو بهادر کاشینات نارایان دیکشیت " از پیشگامان باستان‌شناسی هند

رائو بهادر کاشینات نارایان دیکشیت، از برجسته‌ترین باستان‌شناسان هندی نیمه نخست قرن بیستم، از جمله شخصیت‌هایی است که نام او با شکل‌گیری و گسترش باستان‌شناسی نوین در هند و مطالعه تمدن دره سند پیوندی ناگسستنی دارد. او در دوره‌ای فعالیت علمی و اداری خود را دنبال کرد که باستان‌شناسی هند از مرحله مطالعات پراکنده و عمدتاً اداری دوران استعمار، به سوی پژوهش‌های منظم‌تر، کاوش‌های گسترده‌تر و ارتباط نزدیک‌تر با دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی حرکت می‌کرد.

رائو بهادر کاشینات نارایان دیکشیت؛ از پیشگامان باستان‌شناسی هند

رائو بهادر کاشینات نارایان دیکشیت (Kashinath Narayan Dikshit)، از برجسته‌ترین باستان‌شناسان هندی نیمه نخست قرن بیستم، از جمله شخصیت‌هایی است که نام او با شکل‌گیری و گسترش باستان‌شناسی نوین در هند و مطالعه تمدن دره سند پیوندی ناگسستنی دارد. او در دوره‌ای فعالیت علمی و اداری خود را دنبال کرد که باستان‌شناسی هند از مرحله مطالعات پراکنده و عمدتاً اداری دوران استعمار، به سوی پژوهش‌های منظم‌تر، کاوش‌های گسترده‌تر و ارتباط نزدیک‌تر با دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی حرکت می‌کرد. دیکشیت از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۴ ریاست «سازمان باستان‌شناسی هند» (Archaeological Survey of India – ASI) را بر عهده داشت و دومین هندی بود که به این مقام عالی رسید. دوران مدیریت او با سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، جنگ و سال‌های نزدیک به استقلال هند همزمان بود؛ دوره‌ای که فعالیت‌های علمی و باستان‌شناختی، مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر، تحت تأثیر شرایط سیاسی و اقتصادی قرار داشت.

کاشینات نارایان دیکشیت در ۲۱ اکتبر ۱۸۸۹ در پاندارپور، در منطقه‌ای که در آن زمان بخشی از ریاست‌جمهوری بمبئی بود و امروزه در ایالت ماهاراشترا قرار دارد، در خانواده‌ای از برهمنان کارهاده متولد شد. پیشینه خانوادگی او نیز از نظر شناخت مسیر فکری و علمی وی اهمیت دارد. نیاکان خانواده از منطقه بودالموخ در نزدیکی کولهاپور بودند و این خانواده از سنت دیرینه آشنایی با زبان و متون سانسکریت برخوردار بود. در منابع مربوط به زندگی او آمده است که یکی از نیاکان این خاندان «آگنی‌هوتری» بوده است؛ عنوانی که با اجرای آیین‌های مرتبط با آتش و دانش آیینی و زبانی سانسکریت ارتباط داشت. بعدها شاخه‌ای از خانواده به پاندارپور، یکی از مهم‌ترین مراکز زیارتی ماهاراشترا، مهاجرت کرد.

پدر دیکشیت، نارایان هاری دیکشیت، برخلاف آموزش سنتی رایج در خانواده‌های برهمنی، به آموزش جدید دوره استعمار روی آورد. این انتخاب به او امکان داد تا وارد ساختار اداری حکومت شود و به مقام «مامْلاتدار» برسد؛ مقامی که در نظام اداری آن دوره مسئولیت‌هایی مانند امور مالیاتی، حل‌وفصل برخی اختلافات و اداره امور منطقه را بر عهده داشت. با این حال، زندگی خانواده در پی شیوع بیماری‌های همه‌گیر با دشواری جدی روبه‌رو شد و پدر دیکشیت در جریان یکی از همه‌گیری‌های طاعون جان خود را از دست داد. در آن زمان، کاشینات تنها حدود نه سال داشت و به عنوان فرزند بزرگ خانواده، با شرایط دشوار اقتصادی و خانوادگی روبه‌رو شد. همین پیشینه را می‌توان یکی از زمینه‌های شکل‌گیری شخصیت سخت‌کوش و علمی او دانست.

دیکشیت در دوران تحصیل استعداد ویژه‌ای در زبان و ادبیات سانسکریت نشان داد. او نخستین دریافت‌کننده «جگانات شانکرشِت شلرشپ» بود و سپس در کالج دکن در پونا تحصیل کرد و در دوره‌های دانشگاهی نیز موفق به دریافت چندین جایزه و بورس علمی شد. منابع مربوط به زندگی او از جوایزی همچون Varajivandas Madhavdas Sanskrit Scholarship، Bhaudaji Prize، Dakshin Fellowship و Sir Lawrence Jenkins Scholarship یاد کرده‌اند. تسلط او تنها به یک حوزه محدود نبود و بعدها به عنوان پژوهشگری آشنا با کتیبه‌شناسی، شمایل‌شناسی، هنر و معماری، سکه‌شناسی، حفاظت آثار و موزه‌داری شناخته شد. همچنین گفته شده است که او با چندین زبان آشنایی داشت و حتی به زبان لاتین نیز مطالعه کرده بود.

مسیر حرفه‌ای دیکشیت در سال‌های آغازین قرن بیستم با گسترش فعالیت‌های باستان‌شناسی در هند همزمان شد. او در ساختار باستان‌شناسی هند در سمت‌های مختلف فعالیت کرد و به‌تدریج مسئولیت‌های مهم‌تری بر عهده گرفت. تجربه او در بخش‌های مختلف کشور موجب شد که با طیف گسترده‌ای از محوطه‌های تاریخی و باستانی آشنا شود. نام او با محوطه‌هایی همچون تاکسیلا، موهنجودارو، هاراپا و سیرکاپ در پاکستان امروزی، و پاتالی‌پوترا، کومراهار، سانچی و آهیچاترا در هند و پاهارپور در بنگلادش امروزی پیوند خورده است. این گستره جغرافیایی نشان می‌دهد که فعالیت او محدود به یک دوره تاریخی یا یک منطقه خاص نبود، بلکه بخش‌های مختلف تاریخ و فرهنگ شبه‌قاره را دربرمی‌گرفت.

با این حال، نام دیکشیت بیش از همه با موهنجودارو و مطالعه تمدن دره سند شناخته می‌شود. او در دوره فعالیت خود در کنار باستان‌شناسانی چون سر جان مارشال در کاوش‌های موهنجودارو مشارکت داشت و بعدها مسئولیت کاوش در بخش وسیعی از این محوطه را بر عهده گرفت. منطقه‌ای که امروزه با عنوان DK Area شناخته می‌شود، نام خود را از حروف نخست نام دیکشیت گرفته است. کاوش‌های این بخش، خیابان‌های منظم، خانه‌های چنداتاقه، حیاط‌ها، چاه‌ها، شبکه‌های زهکشی و کوچه‌های فرعی را آشکار کرد و اطلاعات ارزشمندی درباره سازمان شهری و معماری تمدن سند در اختیار پژوهشگران قرار داد. آثار فراوانی از جمله سفالینه‌ها، پیکره‌های سفالی، مهرهای استاتیتی و اشیای دارای نقش و کتیبه نیز از این منطقه به دست آمد.

اهمیت کار دیکشیت در موهنجودارو تنها به حجم کاوش‌ها محدود نمی‌شد؛ بلکه نحوه ثبت و تفسیر یافته‌ها نیز اهمیت داشت. او تلاش می‌کرد از طریق شواهد معماری و اشیای به‌دست‌آمده، تصویری از زندگی روزمره مردم در این شهر باستانی ارائه کند. در سخنرانی‌های او درباره تمدن سند، توجه ویژه‌ای به شهرسازی، معماری، هنر، آیین‌های تدفین، مذهب، جانوران، خط و فناوری‌های مربوط به سفال و فلز دیده می‌شود. کتاب Prehistoric Civilization of the Indus Valley که بر اساس سخنرانی‌های Sir William Meyer در سال ۱۹۳۵ تهیه شد و در سال ۱۹۳۹ توسط دانشگاه مدرس منتشر گردید، یکی از مهم‌ترین آثار او در این زمینه است.

این کتاب از نظر تاریخ مطالعات تمدن سند اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان می‌دهد که چگونه یک باستان‌شناس هندی در دهه ۱۹۳۰ تلاش کرد یافته‌های حاصل از نخستین سال‌های کاوش هاراپا و موهنجودارو را در چارچوبی جامع تفسیر کند. کتاب موضوعاتی چون گستره جغرافیایی تمدن سند، معماری و شهرسازی، زندگی و هنر مردم، آیین‌های مذهبی و تدفین، جانوران، خط تمدن سند، سفال، فلزات و گاه‌شماری را بررسی می‌کند. متن کامل این اثر امروزه نیز در منابع دیجیتال در دسترس پژوهشگران قرار دارد.

دیکشیت در تفسیر تمدن سند، در برخی موضوعات دیدگاه‌هایی مطرح کرد که برای زمان خود قابل توجه بود. در سخنرانی سال ۱۹۳۹، او با توجه به شواهد موجود در هاراپا بر این احتمال تأکید کرد که اگرچه در این محوطه نمونه‌هایی از تدفین یافت شده، ممکن است بخش بزرگی از جمعیت تمدن سند مردگان خود را به شیوه دیگری، از جمله سوزاندن، به خاک‌سپاری نمی‌کردند. همچنین او خط تمدن سند را پدیده‌ای بومی در منطقه می‌دانست و آن را محصول ورود یک نظام نوشتاری از خارج تلقی نمی‌کرد. این دیدگاه‌ها بخشی از تاریخ اندیشه باستان‌شناسی درباره تمدن سند هستند و باید در چارچوب دانش و شواهد موجود در زمان دیکشیت مطالعه شوند.

فعالیت‌های دیکشیت به تمدن سند محدود نماند. یکی از پروژه‌های مهم دوران مدیریت او، کاوش گسترده در آهیچاترا در منطقه بریلی در اوتار پرادش بود که طی سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ انجام شد. در این کاوش‌ها، طبقه‌بندی گونه‌شناختی سفال‌ها مورد توجه ویژه قرار گرفت و شواهد مربوط به دوره‌های متعدد استقرار در این محوطه بررسی شد. یافته‌های آهیچاترا، در کنار آثار به‌دست‌آمده از پاهارپور، به شناخت تحول هنر سفالی و پیکره‌های تراکوتا در شمال هند کمک کرد.

پاهارپور، در بنگلادش امروزی، نیز از دیگر عرصه‌های مهم فعالیت دیکشیت بود. کاوش‌های این محوطه به شناسایی بقایای یک مجموعه معماری بزرگ و شمار زیادی از لوح‌های سفالی متعلق به دوره‌های گوپتا و پالا انجامید. گزارش او با عنوان Excavations at Paharpur, Bengal در سال ۱۹۳۸ به عنوان شماره ۵۵ از مجموعه Memoirs of the Archaeological Survey of India منتشر شد و همچنان یکی از منابع مهم برای مطالعه باستان‌شناسی پاهارپور به شمار می‌رود.

یکی از جنبه‌های مهم کارنامه دیکشیت، نگاه او به رابطه میان باستان‌شناسی و دانشگاه بود. او معتقد بود پژوهش درباره گذشته هند نباید صرفاً در محدوده یک سازمان دولتی باقی بماند و دانشگاه‌ها و انجمن‌های علمی نیز باید در کاوش و مطالعه میراث تاریخی کشور مشارکت داشته باشند. در دوران مدیریت او، دانشگاه کلکته مجوز کاوش در محوطه بانگاره را دریافت کرد؛ اقدامی که در منابع تاریخ باستان‌شناسی هند به عنوان گامی مهم در مشارکت مستقیم یک دانشگاه هندی در فعالیت‌های کاوش باستان‌شناختی معرفی شده است. او همچنین برای گسترش ارتباط میان سازمان باستان‌شناسی، موزه‌های منطقه‌ای و اداره‌های باستان‌شناسی ایالت‌های هند تلاش کرد.

دیکشیت در حوزه موزه‌داری و حفاظت میراث نیز فعال بود. او به توسعه موزه‌های منطقه‌ای توجه داشت و در ایجاد ارتباط میان مجموعه‌های موزه‌ای و فعالیت‌های پژوهشی نقش ایفا کرد. ارتباط او با Bhandarkar Oriental Research Institute (BORI) در پونا نیز اهمیت ویژه‌ای داشت. او از آغاز فعالیت این مؤسسه با آن ارتباط داشت، در سفرهای خود به پونا در آنجا سخنرانی‌هایی ارائه می‌کرد و مدتی نیز سردبیر Annals of the Bhandarkar Oriental Research Institute بود. پس از بازنشستگی نیز علاقه خود را به موزه‌داری و پژوهش‌های علمی حفظ کرد.

آثار مکتوب دیکشیت نیز بخش مهمی از میراث علمی او را تشکیل می‌دهد. از جمله آثار شناخته‌شده او می‌توان به Six Sculptures from Mahoba (۱۹۲۱)، Excavations at Paharpur, Bengal (۱۹۳۸)، The Progress of Archaeology in India during the Past Twenty-Five Years (۱۹۳۹) و Prehistoric Civilization of the Indus Valley (۱۹۳۹) اشاره کرد. کتاب اخیر، به‌ویژه، برای شناخت مرحله نخست مطالعات علمی درباره تمدن سند اهمیت دارد و نسخه‌های دیجیتال آن امروزه امکان دسترسی پژوهشگران به نوشته‌های یکی از نخستین باستان‌شناسان هندی این حوزه را فراهم کرده است.

زندگی علمی دیکشیت نمونه‌ای قابل توجه از ظهور نسل جدیدی از دانشمندان هندی در اواخر دوره استعمار است؛ نسلی که از یک سو در ساختارهای علمی و اداری ایجادشده در دوران بریتانیا فعالیت می‌کرد و از سوی دیگر، به تدریج نقش دانشمندان و مؤسسات هندی را در مطالعه گذشته شبه‌قاره گسترش داد. اهمیت دیکشیت را بنابراین نمی‌توان تنها در مقام اداری او یا مشارکتش در چند کاوش مشهور خلاصه کرد. میراث او در پیوند دادن کاوش‌های میدانی، کتیبه‌شناسی، معماری، موزه‌داری، مطالعات هنری، دانشگاه و انتشار علمی قابل مشاهده است.

از سوی دیگر، داستان زندگی او نشان می‌دهد که تاریخ باستان‌شناسی هند تنها تاریخ محوطه‌ها و اشیای باستانی نیست، بلکه تاریخ انسان‌هایی نیز هست که این میراث را شناسایی، ثبت، حفاظت و تفسیر کردند. دیکشیت از خانواده‌ای نسبتاً معمولی در پاندارپور برخاست، در کودکی با فقدان پدر و دشواری‌های اقتصادی روبه‌رو شد، از طریق آموزش و بورس‌های علمی مسیر پیشرفت را طی کرد و سرانجام به عالی‌ترین مقام باستان‌شناسی هند رسید. از این منظر، زندگی او نمونه‌ای از پیوند میان آموزش، پشتکار، پژوهش علمی و تحول نهادهای دانشی در هند مدرن است.

امروزه نیز نام کاشینات نارایان دیکشیت در پژوهش‌های مربوط به تمدن دره سند و تاریخ باستان‌شناسی هند زنده است. محوطه DK در موهنجودارو، نوشته‌های او درباره تمدن سند، گزارش‌های مربوط به پاهارپور و آهیچاترا و فعالیت‌هایش در سازمان باستان‌شناسی هند، همگی بخشی از میراثی هستند که از دوره او به پژوهشگران نسل‌های بعد منتقل شده‌اند. پژوهشگران معاصر، از جمله جاناتان مارک کنویر، نیز بر اهمیت سهم او در شکل‌گیری باستان‌شناسی جنوب آسیا تأکید کرده‌اند. به این ترتیب، دیکشیت را می‌توان نه تنها یکی از باستان‌شناسان برجسته هند در دوره پیش از استقلال، بلکه یکی از چهره‌های مؤثر در شکل‌گیری سنت باستان‌شناسی علمی در شبه‌قاره دانست.

منابع

Dikshit, K. N., Prehistoric Civilization of the Indus Valley, Sir William Meyer Lectures, University of Madras, 1939.

Dikshit, K. N., Excavations at Paharpur, Bengal, Memoirs of the Archaeological Survey of India, No. 55, Delhi, 1938.

Mandrekar, Veena, “A Living Legacy: Rao Bahadur Kashinath Narayan Dikshit”.

کد مطلب 27426

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =