اسد ملتانی از شاعران برجستۀ اردو و فارسیگوی پاکستان در نیمۀ نخست قرن بیستم بود که افزون بر شاعری، در عرصۀ اقبالیات و خدمات دولتی نیز نقشی مؤثر ایفا کرد. او در ۱۳ دسامبر ۱۹۰۲م در قریۀ کری افغانان، از توابع ملتان در ایالت پنجابِ هند بریتانیایی، در خانوادهای علمی و فرهنگی دیده به جهان گشود. پدرش غلام قادر خان، کارمند ادارۀ ملتان و آشنا با علم نجوم بود و ارادت عمیقی به اندیشههای علامه محمد اقبال داشت؛ ارادتی که به اسد نیز به میراث رسید و بعدها در سراسر حیات فکری او جلوهگر شد.

تحصیلات و پیوند با اقبال
اسد ملتانی آموزش ابتدایی را در دبیرستان عالی چرچ مشن ملتان (که بعداً به کالج امرسن شهرت یافت) گذراند و سپس در ۱۹۲۱م وارد کالج دولتی لاهور شد؛ جایی که علامه اقبال در آن زمان به تدریس فلسفه اشتغال داشت. همین همزمانی سبب شد تا میان استاد و شاگرد، پیوندی فکری و روحانی شکل گیرد. اسد خود با صراحت میگفت:
ع
شعر میں حضرتِ اقبال کا پیرو هونا
هے اگر جرم تو بیشک اسد اقبالی هے
این دلبستگی فکری بعدها در سرایش «مرثیۀ اقبال» به اوج رسید؛ منظومهای بلند که در سوگ اقبال سروده شد و از آن بهعنوان مرثیۀ بیداری جهان اسلام یاد کردهاند.
فعالیتهای ادبی و فرهنگی
اسد ملتانی در کنار تحصیل و تدریس، فعالیتهای مطبوعاتی را نیز دنبال کرد. در سال ۱۹۲۲م روزنامۀ «شمس» را در ملتان بنیان نهاد و چاپخانهای با نام «مطبَع الشمس» تأسیس کرد. او پس از اخذ درجۀ لیسانس از دانشگاه پنجاب در ۱۹۲۴م، مدتی به تدریس زبان انگلیسی پرداخت و سپس با قبولی در آزمون خدمات دولتی هند، در دفتر سیاسی وایسرای در دهلی منصوب شد.
در دهلی و سپس شمله، محافل ادبی متعددی را سامان داد؛ از جمله «مجلس ادیب دوست ملتانی» و «بزم اردو شمله» که زمینهساز برگزاری مشاعرههای بزرگ در سراسر هند شد. پس از قیام پاکستان، به پیشنهاد ملک غلام محمد، در کراچی «اقبال اکادمی» بنیان نهاده شد و اسد ملتانی به عنوان معاون رئیس در آن ایفای وظیفه کرد. نخستین «یوم اقبال» نیز در هتل میتروپول کراچی با همت اقبال اکادمی برگزار گردید.

خدمات دولتی
پس از استقلال پاکستان، او به کراچی منتقل شد و در وزارت امور خارجۀ پاکستان بهعنوان افسر ارشد و سپس معاون دبیر در وزارت ایالات خدمت کرد. گرچه در سال ۱۹۵۵م قصد بازنشستگی و بازگشت به ملتان را داشت، اما با انتقال پایتخت به اسلامآباد، مدت خدمتش تمدید شد.

آثار و تألیفات
آثار اسد ملتانی بیانگر گرایش عمیق او به اندیشههای اسلامی و اقبالی است. مهمترین تألیفات و مجموعههای او عبارتاند از:
- مرثیۀ اقبال
- تحفۀ حرم (سرودههای حج، شامل حمد و نعت)
- مشارق
- اقبالیاتِ اسد ملتانی (گردآوری: دکتر جعفر بلوچ)
- کلیات اسد ملتانی (ترتیب و تدوین: سید شوکت علی بخاری)
شعر او آمیزهای از شور ایمانی، دغدغۀ ملی و بیان خطابی است. در غزلی میگوید:
هے سوزِ دل هی رازِ زندگانی
حیاتِ شمع هے صرف اس کی لو میں
و در جایی دیگر با لحنی انتقادی و بیدارگر میسراید:
رهیں نه رند یه واعظ کے بس کی بات نهیں
تمام شهر هے دوچار دس کی بات نهیں
این ابیات نشان میدهد که شعر او از مرحلۀ تغزل صرف گذشته و به بیان اجتماعی و آرمانی گرایش یافته است.
داستان یک بیت از اسد ملتانی و قائد اعظم

ترجمه متن از تصویر:
اما آنچه بیش از هر چیز درخورِ تحسین و مایۀ رشک در شاعری جناب اسد است، ستایشی است که از سوی حضرت علامه محمد اقبال و حضرت محمد علی جناح (قائد اعظم) نصیب او گردید. نظر علامه اقبال در سطور بعدی خواهد آمد؛ اما روایت دلانگیز تحسین قائد اعظم نسبت به یکی از اشعار اسد را جناب عاشق حسین بتالوی نقل کرده است.
به گفتۀ بتالوی، وی به اشارت قائد اعظم، در اجلاس شورای آلاندیا مسلم لیگ که در روزهای ۲۷ و ۲۸ اوت ۱۹۳۹م در دهلی برگزار شد، قطعنامۀ عدم اعتماد را مطرح ساخت؛ اما به سبب حضور نداشتن سر سکندر، بحثی در آنباره صورت نگرفت. بتالوی مینویسد:
در جریان هیاهوی مجلس، هنگامی که اعضای حزب یونینست میخواستند با کنایه و طعنه مرا هدف قرار دهند، بیاختیار این بیت بر زبانم جاری شد:
رهیں نه رند یه واعظ کے بس کی بات نهیں
تمام شهر هے دو چار دس کی بات نهیں
چنان کفزدنی در مجلس برخاست که چندین دقیقه سکوت برقرار نشد.
دو روز پس از اجلاس، وقتی به حضور قائد اعظم رسیدم، با تبسم فرمودند: «آن شعر را دوباره بخوان، دوباره بخوان!» چون شعر را خواندم، بسیار محظوظ شدند. عرض کردم: «اگر اجازه فرمایید، ترجمۀ انگلیسی آن را نیز تقدیم کنم.» فرمودند: «مرد جوان! من فارسی میدانم؛ اردو دیگر چیست؟» سپس آن بیت را بر کاغذ نوشتم و تقدیم کردم. این بیت از اسد ملتانی است.
(برگرفته از: قائد اعظم میری نظر میں، به کوشش صفیه سلطانه انور، چاپ ژانویۀ ۱۹۵۳م، ص ۴۹–۵۰.)
جایگاه فکری و ادبی
منتقدان، اسد ملتانی را از ادامهدهندگان سلسلۀ فکری حالی، اکبر و اقبال دانستهاند. به باور برخی پژوهشگران، او در شمار معدود شاعرانی است که پس از اقبال توانستند شعر هدفمند و ملی را با صراحت اندیشه و استواری بیان همراه سازند. آثار پژوهشی او نیز موضوعاتی چون تأثیر زبان بر مذهب، املای درست اردو، و مسائل ادبی و تاریخی را دربرمیگیرد.
اسد ملتانی شخصیتی چندبُعدی بود: شاعر، پژوهشگر اقبالیات، روزنامهنگار و کارمند عالیرتبۀ دولتی. شعر او آیینۀ اندیشۀ اسلامی و ملی در دورۀ شکلگیری پاکستان است و پیوندی استوار با سنت فکری اقبال دارد. او را میتوان از نمایندگان برجستۀ شعر هدفمند اردو و فارسی در سدۀ بیستم دانست؛ شاعری که «سوز دل» را راز زندگانی میدانست و رسالت شاعر را بیدارسازی وجدان جمعی امت تلقی میکرد.
درگذشت
اسد ملتانی هفده روز پس از ورود به اسلامآباد، در ۱۷ نوامبر ۱۹۵۹م بر اثر ایست قلبی در راولپندی درگذشت و در گورستان خانوادگی حسن پروانه در ملتان به خاک سپرده شد. واپسین سرودۀ او نیز در ستایش پاکستان انتشار یافت که نشانگر پیوند عمیق او با آرمانهای ملی بود.
نمونه شعر فارسی اسد ملتانی:
پیش اقبال برم ای اسد این مشکل خویش
هست دل در بر من یا منم اندر دل خویش؟
ریختم در صدف جسم و بگشتم گوهر؟
یا نیم بیش تر از حاصل آب و گل خویش؟
پیکر از روشنی من مه کامل شده است
یا به پیکر شده ام داغ مه کامل خویش؟
مثل مجنون همه تن جلوه عریان باشم؟
یا چولیلی بشوم روشنی محمل خویش؟
بهر گوهر بزنم غوطه بدریایی وجود؟
یا به کشتی بروم در طلب ساحل خویش؟
یا به کشتی بروم در طلب ساحل خویش؟
باید اول که بخواهم دل دانا زخدا؟
یا ازان پیش خدا را طلبم از دل خویش؟
به تلاش خضر عشق جنون در کار است
یا خرد را بکنم را راهبر منزل خویش؟
دارم امید که آن فلسفی صاحب دل
بگشاید به کرم عقده این سائل خویش
منابع
- اسد ملتانی، مرثیۀ اقبال، ملتان، مطبع الشمس، بیتا.
- تحفۀ حرم، ملتان، ۱۹۵۴م.
- مشارق (حمد و نعت)، ترتیب: دکتر جعفر بلوچ، لاهور، بیتا.
- بلوچ، جعفر (گردآورنده)، اقبالیاتِ اسد ملتانی، لاهور، بیتا.
- بخاری، سید شوکت علی (ترتیب و تدوین)، کلیاتِ اسد ملتانی، ملتان، بیتا.
- ظفر، مختار احمد، محمد اسد خان ملتانی: فکرِ اقبال کا نمائنده شاعر، لاهور، بیتا.
- پرویز، غلام احمد، مقدمۀ مرثیۀ اقبال، ملتان، بیتا.
نظر شما