
پاکسازی فرهنگی در جنوب لبنان
از صور تا قلعه شقیف، روایت بمباران حافظه تاریخی و هویت یک ملت
جنگها در عصر مدرن تنها با بمبها و موشکها علیه انسانها پیش برده نمیشوند، بلکه جبهه پنهان و خطرناک دیگری وجود دارد که هدف آن حافظه جمعی و هویت تاریخی ملتهاست. در این جبهه، سنگها، آثار باستانی، کتابخانهها و طبیعت قبل از انسانها مورد هدف قرار میگیرند تا ریشههای تاریخی یک سرزمین قطع شود. و جنوب لبنان به عنوان یکی از کهنترین کانونهای تمدن بشری، امروز بارزترین گواه این دکترین ویرانگر است. این منطقه مهد تمدنهای بزرگ تاریخ از جمله فینیقیها، رومیها، بیزانسیها، اسلامی و عثمانی است که در میان آنها، شهر باستانی صور به عنوان نگین درخشان جنوب و یکی از مهمترین محوطههای باستانی جهان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. شهر صور با بیش از چند هزار سال قدمت، یکی از قدرتمندترین دولتشهرهای فینیقی بود و آثار باستانی برجای مانده از آن شامل میدان اسبدوانی رومی، دروازهها، قبرستان باستانی و بقایای مسکونی و بندرهای تاریخی است که لایههای متعددی از تاریخ بشریت را در خود جای دادهاند و در کنار شهرهایی چون صیدا و جبیل، ارکان هویت تاریخی لبنان به شمار میروند.
در جریان درگیریها و حملات اخیر، آثار باستانی و محوطههای تاریخی جنوب لبنان به شدت در معرض خطر قرار گرفته استو بمبارانهای مداوم مناطق پیرامونی آثار باستانی شهر صور و روستاهای مرزی جنوب خسارتهای جدی به این میراث وارد کرده است. این خطرات تنها محدود به خرابیهای جانبی نیست، بلکه شامل تخریب عامدانهأی است که نشانههای هویت جمعی، آسیب دیدن محوطههای ثبتشده در یونسکو، کلیساها، مساجد باستانی و زیارتگاههای تاریخی، حمله به اسناد و حافظه مکتوب از طریق بمباران مراکز فرهنگی و کتابخانههای عمومی، و نابودی طبیعت به عنوان میراث فرهنگی با استفاده از تسلیحات ممنوعه مانند بمبهای فسفری و آتشزا است که به سوختن جنگلهای کهنسال زیتون با قدمت بیش از پانصد سال انجامیده است. درختانی که فراتر از محصول کشاورزی، سند هویت و تاریخ خانوادههای روستایی بودند.
در این میان، قلعه شقیف که از دوران جنگهای صلیبی بر روی صخرهای بلند و مشرف به رودخانه استراتژیک لیتانی در جنوب لبنان بنا شده است، نمادی چند بعدی از مقاومت، جغرافیا و هویت لبنان است. این قلعه که ترکیبی از معماری صلیبی، اسلامی و عثمانی است و شش ماه پایداری در برابر صلیبیها و ایستادگی در برابر اشغالگران را در کارنامه دارد، در جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ و همچنین در درگیریهای اخیر مورد هدف صدها حمله و انفجارهای مهیب قرار گرفت که بخشهایی از دیوارهای باستانی آن را تخریب شد. در همین راستا و حدود یک ماه پیش از انفجار مهیب اخیر، دکتر غسان سلامه وزیر فرهنگ لبنان که از چهرههای برجسته علمی، سیاسی لبنان است، در راس یک هیئت سازمان ملل متحد و رسانهای از پیرامون قلعه شقیف بازدید کرد تا خسارتهای وارد شده به غیر نظامیان و محوطههای باستانی مناطق مرزی را مستند کند. آقای سلامه در جریان این بازدید تأکید کرد که مکانهای تاریخی اهداف نظامی نیستند و قلعه شقیف حافظه مشترک لبنان و منطقه است و تخریب آن، تخریب هویت یک ملت محسوب میشود. اما تنها چند روز پس از این بازدید و تلاش دیپلماتیک، انفجاری مهیب در درون و پیرامون قلعه رخ داد که پیامی آشکار مبنی بر تلاش برای از بین بردن ریشههای تاریخی منطقه داشت.
تخریب میراث فرهنگی در حقوق بینالملل فراتر از یک آسیب جنگی ساده است و بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی و بیانیههای مکرر یونسکو، هدف قرار دادن محوطههای باستانی و استفاده از آنها برای مقاصد نظامی جنایت جنگی و مصداق بارز پاکسازی فرهنگی و محو عمدی هویت جمعی ملتها محسوب میشود و یونسکو یادآور شده است که قلعه شقیف و سایر آثار باستانی این منطقه تحت پروتکل دوم کنوانسیون لاهه شایسته حمایت ویژهای هستند. با این وجود، تجربیات ثابت کرده است که سنگهایی که امروز منفجر میشوند، فردا با همت مردم بازسازی خواهند شد و حافظهای که بمباران میشود در اذهان مردم هرچه قویتر خواهد ماند و برای نسلهای آینده روایت خواهد شد.
با وجود تمامی این ویرانیها، مردم جنوب لبنان این تخریبها را با انگیزهای بسیار فراتر از صرفاً یک فاجعه فرهنگی میبینند و آن را عمیقترین سند بر پایبندی راسخ خود به خاک و دیار خویش ارزیابی کرده و همواره با صدایی رسا اعلام آمادگی کردهاند که برای بازسازی هر آنچه از دست رفته است سر از پا نمیشناسند و با ایمانی استوار اظهار دارند که اگر سنگها و آثار باستانیشان نیز به تلی از خاک تبدیل شود، تاریخ این مرز و بوم را با قطره قطره خون خود از نو خواهند نگاشت.
نظر شما