سیتار هندی؛ از سهتار ایرانی تا ساز جهانی
سیتار یکی از شناختهشدهترین سازهای زهی و زخمهای شبهقاره هند و از مهمترین سازهای موسیقی کلاسیک هندوستان است. این ساز با بدنهای بلند، دستهای کشیده، پردههای متحرک و مجموعهای از سیمهای اصلی و همخوان، صدایی ویژه و طنیندار دارد که آن را از بسیاری از سازهای زهی دیگر متمایز میکند. سیتار اگرچه امروزه یکی از نمادهای موسیقی هند به شمار میرود، تاریخ شکلگیری آن با تاریخ موسیقی در سرزمینهای ایران، آسیای مرکزی و هند ارتباط دارد و نام آن نیز بهطور مستقیم با واژه فارسی «سهتار» پیوند دارد.
واژه «سیتار» در زبان هندی «سیتارا» (Sitāra) تلفظ میشود و در زبان انگلیسی نیز به صورت Sitar شناخته شده است. در منابع مربوط به ریشهشناسی این ساز، واژه سیتار برگرفته از ترکیب فارسی «سهتار» دانسته شده است؛ واژهای که از «سه» و «تار» تشکیل شده و در اصل به سازی با سه سیم اشاره داشته است. همین شباهت زبانی یکی از مهمترین شواهدی است که در بحث درباره ارتباط تاریخی سیتار با سنت سازسازی ایرانی مورد توجه قرار گرفته است. در سنت سازهای زهی ایران نیز واژه «تار» برای اشاره به سیم و سازهای زهی به کار رفته و ترکیبهایی مانند دوتار، سهتار و چهارتار بر اساس شمار سیمهای ساز شکل گرفتهاند.
سیتار در شکل امروزی خود حاصل یک روند تاریخی و تدریجی است و نمیتوان پیدایش آن را صرفاً به یک فرد یا یک دوره مشخص نسبت داد. بر اساس پژوهشهای جدید، شکلگیری این ساز به احتمال زیاد در قرن هجدهم و در فضای فرهنگی دربارهای هند و بهویژه محیط موسیقایی امپراتوری مغول صورت گرفته است. برخی پژوهشگران، خسرو خان، موسیقیدان وابسته به دربار مغول در قرن هجدهم، را در تحول و توسعه این ساز مؤثر دانستهاند و منشأ آن را با ساز ایرانی سهتار مرتبط میکنند. بنابراین، در بررسی تاریخ سیتار، بهتر است از «فرآیند تکامل و دگرگونی ساز» سخن گفت، نه اختراع ناگهانی آن در یک زمان مشخص. در گذشته نظریهای نیز وجود داشت که سیتار را به امیرخسرو دهلوی، شاعر، موسیقیدان و عارف نامدار قرن سیزدهم میلادی، نسبت میداد. امیرخسرو از مهمترین شخصیتهای تاریخ فرهنگی هند و از چهرههای برجسته ادبیات فارسی در شبهقاره است و نقش او در تحول موسیقی هند نیز موضوع پژوهشهای فراوان بوده است. با این حال، پژوهشهای جدید این نظریه را که امیرخسرو مخترع سیتار بوده است، تأیید نمیکنند. یکی از دلایل مهم این است که شواهد تاریخی و متنی معتبری از دوره زندگی امیرخسرو وجود ندارد که در آن نام «سیتار» برای این ساز به کار رفته باشد. نخستین اشاره شناختهشده به نام سیتار در منابع موجود، به سال ۱۷۳۹ میلادی و نوشتهای از درگاه قلی خان در دوره محمدشاه گورکانی بازمیگردد.
از این رو، ارتباط سیتار با امیرخسرو را باید از ارتباط آن با سنت موسیقی فارسی و ایرانی جدا کرد. حتی اگر نقش مستقیم امیرخسرو در پیدایش سیتار اثبات نشده باشد، حضور گسترده زبان فارسی، موسیقیدانان ایرانی و سازهای ایرانی در محیط فرهنگی هندِ قرون میانه، زمینه مهمی برای بررسی تحول سازهای زهی در شبهقاره فراهم کرده است. در اواخر دوره مغول، سیتار به تدریج از نظر ساختاری به شکل شناختهشدهتری نزدیک شد. دسته ساز پهنتر شد، محفظه طنین آن تغییر کرد و استفاده از کدو به عنوان تشدیدکننده صدا رواج بیشتری یافت. پردههای فلزی متحرک، خرک مخصوص و سیمهای اضافی نیز به تدریج در ساخت آن اهمیت پیدا کردند. در ادامه این روند، تعداد سیمهای ساز افزایش یافت و بعدها سیمهای همخوان یا «سمپاتیک» نیز به ساختار سیتار افزوده شد. به این ترتیب، سیتار جدید نتیجه چندین مرحله تحول در ساخت، تکنیک نوازندگی و نیازهای موسیقی کلاسیک هند است. سیتارهای امروزی معمولاً دارای ۱۸ تا ۲۱ سیم هستند. از میان آنها، شش یا هفت سیم اصلی روی پردههای خمیده قرار دارند و برای اجرای ملودی و ریتم مورد استفاده قرار میگیرند. سایر سیمها در زیر پردهها قرار گرفتهاند و به عنوان سیمهای همخوان عمل میکنند. این سیمها با ارتعاش خود، همراه با نتهای نواختهشده طنین خاصی ایجاد میکنند و یکی از مهمترین ویژگیهای صوتی سیتار را به وجود میآورند.
این ساز معمولاً دارای دو خرک است: خرک اصلی یا بزرگ برای سیمهای اصلی و بم و خرک کوچک برای سیمهای کمکی. شکل و طراحی خرک در ایجاد صدای ویژه سیتار اهمیت بسیار زیادی دارد. تماس سیم با سطح منحنی خرک باعث ایجاد هارمونیکها و طنین خاصی میشود که در سنت سازسازی سیتار به آن «جاواری» گفته میشود.
در ساخت سیتار معمولاً از چوبهایی مانند چوب ساج یا چوب تون برای دسته و صفحه ساز استفاده میشود و کدو نیز در ساخت محفظههای طنین به کار میرود. خرکها ممکن است از موادی مانند شاخ، آبنوس یا در موارد خاص از استخوان ساخته شوند. در سازهای امروزی، مواد مصنوعی نیز در برخی قسمتها مورد استفاده قرار میگیرند. این تنوع در مواد و روش ساخت، در کنار مهارت سازنده، بر کیفیت و ارزش نهایی ساز تأثیر میگذارد. در موسیقی کلاسیک هند، دو سنت مهم در ساخت و طراحی سیتار شکل گرفته است. یکی سبک «سازی» یا سبکی که بیشتر با نام راوی شانکار شناخته میشود و دیگری سبک «گایاکی» که با سنت ولایت خان ارتباط دارد. سیتارهای سبک سازی معمولاً تزئینات بیشتری دارند و ممکن است دارای تشدیدکننده اضافی روی دسته باشند، در حالی که در سبک گایاکی توجه بیشتری به قابلیتهای ملودیک و تقلید ظرایف موسیقی آوازی شده است.
کوک سیتار ثابت نیست و بر اساس مکتب موسیقی، غَرانه، نوع قطعه و راگایی که قرار است اجرا شود تغییر میکند. نوازنده باید پیش از اجرای هر راگا ساز خود را با دقت تنظیم کند. همین انعطاف در کوک، امکان اجرای طیف گستردهای از ساختارهای ملودیک موسیقی کلاسیک هند را فراهم میسازد. شیوه نوازندگی سیتار نیز ویژگیهای خاص خود را دارد. ساز معمولاً در حالت نشسته میان پای چپ و زانوی راست نوازنده قرار میگیرد و نوازنده با استفاده از مضراب فلزی که «مِضراب» نامیده میشود، سیمها را به صدا درمیآورد. تکنیکهایی مانند «مِند» به نوازنده امکان میدهد سیم را روی پردههای خمیده بکشاند و تغییرات ظریف و گسترده در ارتفاع صوت ایجاد کند. این قابلیت یکی از عواملی است که به سیتار امکان میدهد ظرافتهای موسیقی آوازی هند را در اجرای سازی بازتاب دهد.
سیتار در موسیقی کلاسیک هندوستان جایگاهی ویژه دارد و در طول قرن بیستم، نوازندگان بزرگی موجب گسترش شهرت آن شدند. در میان آنان، راوی شانکار مهمترین چهره در معرفی سیتار و موسیقی کلاسیک هند به مخاطبان جهانی بود. همکاری او با نوازندگان برجستهای مانند آلا راخا و ارتباط او با هنرمندان غربی سبب شد سیتار از محدوده سنت موسیقی کلاسیک هند فراتر رود.
در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، توجه موسیقیدانان غربی به موسیقی هند افزایش یافت. سپس سیتار وارد موسیقی عامهپسند غربی شد و هنرمندانی از گروههای معروف موسیقی راک و پاپ از صدای آن یا سازهای مشابه استفاده کردند. جورج هریسون، عضو گروه بیتلز، از مهمترین چهرههایی بود که با آموزش نزد راوی شانکار به سیتار علاقهمند شد و آن را در برخی آثار بیتلز به کار گرفت. قطعاتی مانند «Norwegian Wood»، «Love You To» و «Within You Without You» از جمله نمونههای شناختهشده این دوره هستند. در همین دوران، برایان جونز از گروه رولینگ استونز و برخی دیگر از موسیقیدانان غربی نیز از سیتار در آثار خود استفاده کردند.
ورود سیتار به موسیقی غربی تنها به استفاده مستقیم از ساز محدود نشد. آهنگسازان و نوازندگان غربی از ساختارهای موسیقی هندی، راگاها، صداهای کشیده و تکنیکهای مشابه نیز الهام گرفتند. در نتیجه، سیتار به یکی از نمادهای مهم ارتباط موسیقی شرق و غرب در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ تبدیل شد.
در این میان باید میان «سیتار سنتی» و «گیتار سیتار» نیز تفاوت قائل شد. بسیاری از آثار موسیقی غربی که در آنها صدایی شبیه سیتار شنیده میشود، در واقع با گیتارهای الکتریکی یا سازهای الکتریکی مشابه تولید شدهاند و الزاماً سیتار سنتی در آنها استفاده نشده است. امروزه سیتار همچنان یکی از سازهای مهم موسیقی کلاسیک هند است و در عین حال، جایگاه خود را در موسیقی جهانی نیز حفظ کرده است. تاریخ این ساز نمونهای جالب از تعامل فرهنگی میان ایران، آسیای مرکزی و شبهقاره هند به شمار میرود. نام فارسی «سهتار»، ساختار سازهای زهی گردنبلند در سنت موسیقی ایران و انتقال و تحول سازها در محیط فرهنگی دکن و هند، همگی زمینههایی هستند که میتوانند برای مطالعه تاریخ ارتباطات فرهنگی ایران و هند مورد توجه قرار گیرند.
از این منظر، سیتار را نمیتوان تنها یک ساز هندی دانست که به صورت جداگانه و مستقل از سایر سنتهای موسیقایی شکل گرفته است؛ بلکه تاریخ آن را باید در چارچوب گستردهتر تبادل فرهنگی در آسیا بررسی کرد. هند در طول قرنها محل تلاقی سنتهای موسیقایی مختلف بوده و زبان فارسی نیز در بسیاری از این تعاملات، بهعنوان یکی از زبانهای مهم فرهنگی و درباری، نقش داشته است. سیتار یکی از نمونههای قابل توجه این فرایند تاریخی است؛ سازی که در محیط موسیقی هند به کمال رسید، اما نام و بخشی از تاریخ تحول آن با میراث سازسازی ایرانی پیوند دارد و سرانجام در قرن بیستم به یکی از شناختهشدهترین صداهای موسیقی هند در جهان تبدیل شد.
منابع:
https://www.india-instruments.com/encyclopedia-sitar.html
نظر شما