دکتر سید سبط حسن رضوی از چهرههای برجسته و تأثیرگذار در عرصه زبان و ادب فارسی در پاکستان بود؛ دانشمندی که بخش بزرگی از زندگی خود را در راه آموزش، پژوهش و گسترش زبان فارسی و تحکیم پیوندهای فرهنگی میان ایران و پاکستان سپری کرد. او افزون بر استادی و نویسندگی، در تأسیس و تقویت نهادهای فرهنگی و ادبی نیز نقش داشت و از جمله پژوهشگرانی بود که با سفر به نقاط مختلف پاکستان، فارسیگویان و شاعران این سرزمین را شناسایی و آثار و زندگی آنان را ثبت کرد.
سید سبط حسن رضوی در۲ سپتامبر ۱۹۲۷ میلادی، برابر با پنجم ربیعالاول ۱۳۴۶ هجری قمری، در شهر لکهنوی هند دیده به جهان گشود. او در خانوادهای پرورش یافت که پیشینهای دیرینه در دانش، فرهنگ و آموزش داشت. بر اساس روایتهای موجود، نیاکان خاندان رضوی از سبزوار، در روزگار نوابان اوده، به دهلی مهاجرت کردند و به آموزش و تربیت فرزندان خانواده های نواب پرداختند. این میراث علمی و فرهنگی در نسلهای بعد نیز تداوم یافت و به جدّ او، مرحوم سید محمد عباس رضوی، و پدرش، سید یوسف حسین رضوی، رسید. هر دو از عالمان و مدرسان شناختهشده بودند و در میان بزرگان و دانشمندان منطقه از جایگاه علمی و احترام ویژهای برخوردار بودند.
سید سبط حسن رضوی در چنین محیط علمی و فرهنگی رشد و پرورش یافت. فعالیتهای علمی و اجتماعی او از سالهای جوانی با تحولات سیاسی و فرهنگی مسلمانان شبهقاره پیوند پیدا کرد. راجه امیر محمد خان، از یاران نزدیک قائد اعظم محمدعلی جناح، نیز احترام و ارادت ویژهای نسبت به خاندان رضوی داشت. به توصیه او، پدر سید سبط حسن رضوی، که خود در فعالیتهای سیاسی حضور نداشت، به فرزندش اجازه داد به انجمن طلبای مسلمان بپیوندد و در جنبش استقلالطلبی مسلمانان شبهقاره هند مشارکت کند. سید سبط حسن رضوی بعدها در دانشگاه لکهنو به ریاست انجمن دانشجویان برگزیده شد. همین مسئولیت و فعالیتهای اجتماعی او سبب شد که پس از تشکیل پاکستان در اوت ۱۹۴۷ میلادی، نتواند بلافاصله لکهنو را ترک کند. او در این مدت به مهاجرانی که از آن منطقه عازم پاکستان میشدند، یاری میرساند و در خدمترسانی به آنان نقش داشت. سرانجام، در ژوئیه ۱۹۵۰ میلادی، پس از حدود سه سال خدمت به کاروانهای مهاجران، خود نیز همراه یکی از این کاروانها ــ که حدود هفتاد و دو یا هفتاد و سه زن و مرد در آن حضور داشتند ــ عازم پاکستان شد.
پس از ورود به پاکستان، ابتدا در کویته و سپس در سکهر و لارکانه سکونت گزید و سرانجام راهی کراچی شد؛ شهری که به نخستین عرصه مهم فعالیتهای آموزشی و فرهنگی او در پاکستان تبدیل شد. وی در کراچی آموزشگاهی با نام «دبیرستان ایرانیان» تأسیس کرد و از همینجا مرحله تازهای از فعالیتهای علمی، آموزشی و فرهنگی او در پاکستان آغاز شد؛ فعالیتهایی که در سالهای بعد نیز با گستردگی بیشتری ادامه یافت.
تحصیلات و فعالیتهای علمی و آموزشی
سید سبط حسن رضوی تحصیلات خود را در زادگاهش، لکهنو، آغاز کرد و در سال ۱۹۵۰ میلادی، برابر با ۱۳۲۹ هجری شمسی، مدرک فوقلیسانس خود را از دانشگاه لکهنو دریافت کرد. پس از ورود به کراچی نیز تحصیلات خود را ادامه داد و در دانشگاه کراچی به تحصیل پرداخت. وی در سال ۱۹۵۳ میلادی، برابر با ۱۳۳۲ هجری شمسی، دوره آموزش عالی و علوم تربیتی را با موفقیت به پایان رساند.
علاقه او به زبان و ادب فارسی، زمینه ادامه مطالعات تخصصی وی را فراهم کرد. در سال ۱۹۵۶ میلادی، برابر با ۱۳۳۴ هجری شمسی، به ایران سفر کرد و به مدت دو ماه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به مطالعه و تکمیل دانش خود در زمینه زبان و ادب فارسی پرداخت. او در این دوره از محضر استادان برجستهای همچون جلالالدین همایی، دکتر محمد معین، دکتر باقر هوشیار، بدیعالزمان فروزانفر، دکتر لطفعلی صورتگر و سعید نفیسی بهره برد. از آنجا که در آن زمان مسئولیت ریاست دبیرستان ایرانیان کراچی را بر عهده داشت، پس از پایان این دوره مطالعاتی به کراچی بازگشت. با این حال، علاقه عمیق او به ایران و زبان و ادب فارسی همچنان ادامه یافت و همواره در اندیشه بازگشت به دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل و پژوهش بود. در سال ۱۹۵۸ میلادی، برابر با ۱۳۳۷ هجری شمسی، به خدمت وزارت آموزش و پرورش پاکستان درآمد و به عنوان استادیار در دانشکده ادبیات راولپندی به تدریس پرداخت. با وجود آغاز فعالیت رسمی آموزشی، علاقه او به ایران، دیدار دوباره با استادان و دوستان دانشگاه تهران و ادامه مطالعات در زمینه زبان و ادب فارسی همچنان در او زنده بود. سرانجام، وزارت فرهنگ و هنر ایران در ماه سپتامبر از او دعوت کرد و وی بار دیگر راهی ایران شد. این سفر فرصتی برای ادامه مطالعات و پژوهشهای تخصصی او در حوزه زبان و ادب فارسی فراهم کرد و او از محضر استادان برجستهای همچون دکتر ذبیحالله صفا، دکتر حسین خطیبی، دکتر خلیل رهبر، دکتر جعفر شهیدی و دکتر محمدجعفر محجوب بهره برد.
سید سبط حسن رضوی در پایان این دوره تحصیل و پژوهش، رسالهای تحقیقی با عنوان «فارسیگویان معاصر پاکستان» تدوین کرد و موفق به دریافت درجه دکتری در رشته زبان و ادب فارسی شد. او در سال ۱۹۶۹ میلادی، برابر با ۱۳۴۷ هجری شمسی، به پاکستان بازگشت و فعالیت آموزشی خود را در زمینه زبان فارسی از سر گرفت. وی در دانشکده دولتی اصغر مال راولپندی به عنوان استاد و رئیس بخش فارسی به تدریس و فعالیت علمی پرداخت. حضور او در این دانشکده، بخش مهمی از دوران فعالیت دانشگاهی و آموزشی وی را تشکیل داد و زمینه گسترش آموزش و پژوهش زبان و ادب فارسی را در این مرکز فراهم کرد. پس از حدود سه دهه خدمت آموزشی، در سپتامبر ۱۹۸۷ میلادی، برابر با ۱۳۶۲ هجری شمسی، از دانشکده بازنشسته شد؛ اما بازنشستگی پایان فعالیتهای علمی و آموزشی او نبود. وی همچنان با علاقه و پشتکار به آموزش، پژوهش و ترویج زبان و ادب فارسی ادامه داد.
در سال ۱۹۸۸ میلادی، برابر با ۱۳۶۷ هجری شمسی، مسئولیت مدیریت مجله«دانش» را بر عهده گرفت و با همکاری استاد رضوی با همکاری دانشمند و پژوهشگر برجسته، دکتر سید علیرضا تقوی، که از پژوهشگران و تذکرهنویسان شناختهشده زبان و ادب فارسی در هند و پاکستان بود، انتشار این مجله را ادامه داد. دکتر نجمالرشید، استاد دانشگاه پنجاب، نیز در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ میلادی در انتشار مجله با او همکاری داشت. در دوره مدیریت استاد رضوی، شمارههای ۱۷ تا ۵۰ مجله«دانش» منتشر شد. فعالیت او در این مجله، در کنار تدریس و پژوهش، بخشی از تلاش مستمر وی برای حفظ و گسترش جایگاه زبان و ادب فارسی در محیط علمی و فرهنگی پاکستان بود.
سید سبط حسن رضوی تا پایان زندگی علمی خود به فعالیتهای پژوهشی و آموزشی ادامه داد و در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان در اسلامآباد نیز به کار و پژوهش پرداخت. بدین ترتیب، مسیر علمی و آموزشی او که از لکهنو آغاز شده بود، پس از سالها تحصیل، تدریس، پژوهش و ارتباط علمی با ایران، به یکی از دورههای مهم فعالیتهای او در حوزهزبان و ادب فارسی در پاکستان انجامید.
پاسداری از چراغ فارسی در روزگار خاموشی
سید سبط حسن رضوی در روزگاری به خدمت زبان فارسی پرداخت که این زبان، پس از قرنها حضور پررنگ در عرصههای علمی، فرهنگی و اداری شبهقاره، با دورهای دشوار از افول روبهرو شده بود. پس از استیلای انگلیسیها بر شبهقاره، با گسترش زبان انگلیسی و تغییر تدریجی نظام آموزشی و اداری، فارسی که قرنها زبان دانش، ادب و دیوانسالاری این سرزمین بود، جایگاه پیشین خود را از دست داد و از بسیاری از عرصههای رسمی و آموزشی کنار رفت. پس از تقسیم هند نیز این روند در پاکستان ادامه یافت. در دوره رئیسجمهور ارتشی پاکستان، ضیاءالحق، با پررنگتر شدن آموزش عربی در نظام آموزشی، فرصتهای موجود برای آموزش فارسی بیش از پیش کاهش یافت. در چنین شرایطی، فارسی آرامآرام از بسیاری از فضاهایی که زمانی جایگاه طبیعی آن بود، دور میشد. اما در همین فضای رو به خاموشی، مردی بود که از فارسی دست نکشید. سید سبط حسن رضوی فارسی را فقط یک زبان نمیدانست؛ برای او فارسی بخشی از یک میراث بزرگ فرهنگی و ادبی بود؛ میراثی که باید حفظ میشد و به نسلهای بعد میرسید. زمانی که درهای بسیاری به روی فارسی بسته میشد، او به دنبال راههای تازهای برای زنده نگه داشتن آن بود. هنگامی که اهل قلم و فارسیگویان در شهرها و مناطق مختلف پراکنده بودند، به سراغشان میرفت، با آنان دیدار میکرد و زندگی و آثارشان را ثبت و معرفی میکرد. فعالیت او یک حرکت پر سر و صدا و شعاری نبود؛ جنبشی آرام و پیوسته بود که بخش بزرگی از زندگی او را دربر گرفت. تدریس، تحقیق، نوشتن، برگزاری نشستهای ادبی، ارتباط با استادان و علاقهمندان فارسی و تلاش برای معرفی فارسیگویان پاکستان، همه بخشی از همین مسیر بود. او میخواست نشان دهد که فارسی، با وجود همه دشواریهایی که پشت سر گذاشته است، هنوز در پاکستان زنده است و هنوز کسانی هستند که با این زبان زندگی میکنند، میاندیشند و شعر میگویند. سبط حسن رضوی سالهای بسیاری از زندگی خود را صرف همین کار کرد. او به شهرها و مناطق مختلف رفت، فارسیگویان و اهل ادب را پیدا کرد، با آنان گفتوگو کرد و تلاش کرد نام و آثارشان در تاریخ ادبیات فارسی پاکستان فراموش نشود. در واقع، بخشی از آنچه امروز از میراث فارسیگویان پاکستان میشناسیم، حاصل همین جستوجوی خستگیناپذیر اوست. شاید به همین دلیل، زندگی او را نمیتوان فقط زندگی یک استاد، پژوهشگر یا نویسنده دانست. او از نسلی بود که در سالهای دشوار، دست از این زبان نکشید و تا پایان عمر برای زنده ماندن آن تلاش کرد. در سالهایی که چراغ فارسی در بسیاری از جاها رو به خاموشی بود، او کوشید شعله آن را روشن نگه دارد.
فعالیتهای فرهنگی و روابط ایران و پاکستان
سید سبط حسن رضوی در کنار فعالیتهای علمی و آموزشی، در گسترش روابط فرهنگی میان ایران و پاکستان نیز نقش فعالی داشت. علاقه عمیق استاد رضوی به زبان و ادب فارسی و باور او به اهمیت پیوندهای فرهنگی میان ایران و پاکستان، زمینهساز فعالیتهای سازمانیافته او در این عرصه شد. در سال ۱۹۵۸ میلادی، برابر با ۱۳۳۷ هجری شمسی، «انجمن روابط فرهنگی پاکستان و ایران» را در راولپندی تأسیس کرد. همان سال، هنگامی که رسماً به خدمت وزارت آموزش و پرورش پاکستان درآمد، از کراچی به راولپندی منتقل شد. در آن زمان، اسلامآباد هنوز به عنوان پایتخت جدید پاکستان شکل نگرفته بود و مراحل نخست توسعه آن را پشت سر میگذاشت. راولپندی نیز که از گذشته یکی از مراکز مهم نظامی و محل استقرار نیروهای ارتش بود، در آن دوره جمعیت چندانی نداشت و فعالیتهای ادبی و هنری در آن نسبتاً محدود بود. استاد رضوی با وجود این شرایط، در سال ۱۹۵۸ میلادی انجمن روابط فرهنگی پاکستان و ایران را بنیان گذاشت و توانست شاعران، ادیبان، استادان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی را از راولپندی و مناطق پیرامون آن گرد هم آورد. این انجمن به تدریج به محفلی برای برگزاری نشستهای ادبی و فرهنگی و ایجاد ارتباط میان علاقهمندان پاکستانی و ایرانی تبدیل شد. در آن زمان، سفارت ایران در کراچی مستقر بود؛ با این حال، سفیر و رایزن فرهنگی ایران هر سال در فصل تابستان برای حدود دو ماه به مری، در شمال راولپندی، میآمدند. استاد رضوی از این فرصت استفاده میکرد و نشستهای انجمن را با حضور مهمانان ایرانی و علاقهمندان پاکستانی برگزار میکرد. این دیدارها زمینهای برای گفتوگوهای فرهنگی و ادبی و تقویت ارتباط میان اهل فرهنگ دو کشور فراهم میساخت. پس از انتقال پایتخت پاکستان به اسلامآباد، فعالیتهای انجمن گسترش بیشتری یافت و این تشکل بعدها با عنوان «سازمان فارسی» شناخته شد. از مهمترین اهداف آن میتوان به احیای جایگاه زبان و ادب فارسی، گسترش آموزش فارسی در سطوح مختلف و تقویت پیوندهای فرهنگی میان دو کشور ایران و پاکستان اشاره کرد. این انجمن در طول حدود بیست و پنج سال فعالیت خود، برنامههای مختلفی را برای تحقق این اهداف برگزار کرد و در جلب دوباره توجه مدارس و دانشکدههای دولتی و غیردولتی پاکستان به زبان فارسی نقش داشت. برگزاری نشستهای ادبی، شبهای شعر و مراسم بزرگداشت شاعران، ادیبان و عالمان، از جمله فعالیتهای مستمر آن بود. در این برنامهها، سخنرانان درباره موضوعات ادبی و فرهنگی به زبان فارسی سخنرانی میکردند، مقاله ارائه میدادند و به شعرخوانی میپرداختند. در بسیاری از این نشستها نیز علاقهمندان پاکستانی، ایرانی و افغانستانی حضور داشتند و این محافل به عرصهای برای ارتباط و تبادل فرهنگی میان فارسیزبانان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی تبدیل میشد.
پژوهش درباره فارسیگویان پاکستان
استاد رضوی خود شاعر نبود، اما علاقه فراوانی به شعر داشت و به خوبی به قدرت و تأثیرگذاری آن در زندگی فردی و اجتماعی آگاه بود. به باور او، شعر میتوانست بر اندیشه و رفتار انسان اثر بگذارد و در تحول فرد و جامعه نقش داشته باشد. همین علاقه و احساس مسئولیت فرهنگی، او را بر آن داشت تا نخستین تذکره «فارسیگویان معاصر پاکستان» را تدوین کند. شیوه کار او ساده، جذاب و مبتنی بر شناخت مستقیم محیط و آشنایی نزدیک با ابعاد مختلف زندگی فارسیگویان بود. استاد رضوی ادبیات را آینه تمامنمای فرد و جامعه میدانست و بر این باور بود که هر کس بخواهد شناختی جامع از یک جامعه به دست آورد، باید شعر و ادبیات آن جامعه را مطالعه کند. از همین رو، در تدوین تذکره فارسیگویان، تنها به گردآوری اطلاعات موجود بسنده نکرد، بلکه تلاش کرد با خودِ صاحبان آثار و اهل ادب نیز از نزدیک آشنا شود. او برای گردآوری اطلاعات، روستا به روستا و شهر به شهر سفر کرد و از نقاط دورافتاده پاکستان نیز دیدن کرد. در جریان این سفرها به این نتیجه رسید که زبان هرچه سریعتر اقدام کرد. او بر این باور بود که تقویت و حفظ فارسی میتواند به غنای بیشتر زبان اردو نیز کمک کند؛ زبانی که از دیدگاه او «دختر رشیده فارسی» بود.
استاد رضوی در تدوین این تذکره، بدون تبعیض، نام، آثار و شرح حال فارسیگویان را گردآوری کرد. او بسیاری از شاعران معاصر را شخصاً ملاقات کرد، ساعتها با آنان به گفتوگو نشست و سپس اطلاعات مربوط به زندگی، فعالیتها و آثارشان را ثبت و تدوین کرد. همین ارتباط مستقیم با فارسیگویان، تذکره او را از صرف یک فهرست نامها و آثار فراتر برد و به تصویری از وضعیت زبان و ادب فارسی در جامعه پاکستان تبدیل کرد. هدف او این بود که از نزدیک دریابد فارسیگویان پاکستان با چه احساس و علاقهای به این زبان دل بستهاند و چگونه، در شرایطی که دیگر از حمایت دربارها خبری نبود و بازار کتاب فارسی نیز رونق گذشته را نداشت، برای زنده نگه داشتن زبان و ادبیات فارسی تلاش میکردند. از این منظر، پژوهش او تنها گردآوری شرح حال شاعران و نویسندگان نبود، بلکه تلاشی برای شناخت وضعیت اجتماعی، فرهنگی و تاریخی زبان فارسی در پاکستان نیز به شمار میآمد.

شاعران فارسی؛ سرچشمه اندیشه و الهام استاد رضوی
استاد رضوی علاقه و دلبستگی عمیقی به شعر و ادب فارسی داشت. در میان شاعران بزرگ ایران، فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ جایگاه ویژهای در ذهن و زندگی او داشتند. او این شاعران و عارفان بزرگ را تنها به عنوان چهرههای برجسته ادبی نمیشناخت، بلکه آنان را صاحب اندیشه و مصلحانی میدانست که آثارشان میتواند راهنمای انسان در زندگی فردی و اجتماعی باشد. اندیشهها، جهانبینی و آموزههای آنان بخش مهمی از فضای فکری استاد رضوی را شکل داده بود. شعر برای او صرفاً موضوعی برای مطالعه و پژوهش نبود؛ بلکه با زندگی روزمرهاش پیوندی عمیق داشت. در لحظات دشوار، شعر به او انگیزه و شکیبایی میبخشید و در بسیاری از موقعیتها مایه آرامش و الهام او بود. استاد رضوی از میان آثار فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ و همچنین غالب، وانیس و اقبال، از شاعران برجسته شبهقاره، مجموعهای از صد شعر را بر اساس ذوق و سلیقه شخصی خود انتخاب کرده بود. بسیاری از این اشعار را از حفظ داشت و در گفتوگوها و موقعیتهای مختلف، متناسب با موضوع، آنها را بر زبان میآورد. این ارتباط نزدیک با شعر، در نگاه او به زبان فارسی نیز بازتاب داشت. استاد رضوی فارسی را تنها زبانی برای مطالعه متون کلاسیک نمیدانست، بلکه آن را بخشی مهم از میراث فکری و فرهنگی مردم منطقه میدانست. از نظر او، زبان و ادب فارسی در شکلگیری و رشد فرهنگ اصیل هند و پاکستان نقش مهمی داشته و شناخت این میراث برای درک درست تاریخ فرهنگی این سرزمینها ضروری است. او همچنین بر این باور بود که میراث فارسی به مرزهای سیاسی امروز محدود نمیشود و حوزه تاریخی و فرهنگی آن گسترهای وسیع از آسیای جنوبی و آسیای مرکزی تا خاورمیانه را دربرمیگیرد. از همین رو، حفظ این میراث و تقویت دوباره جایگاه زبان فارسی نیازمند برنامهریزی، آموزش و تلاش مستمر در این حوزه گسترده بود. استاد رضوی بخش بزرگی از زندگی خود را در راه همین باور سپری کرد. آموزش و ترویج زبان فارسی، پژوهش درباره فارسیگویان پاکستان، معرفی شاعران و نویسندگان فارسیزبان و تلاش برای حفظ پیوندهای فرهنگی ایران و شبهقاره، تنها بخشی از فعالیتهایی بود که در طول زندگی علمی و فرهنگی خود دنبال کرد. از این منظر، علاقه او به شعر و شاعران فارسی نه یک دلبستگی شخصی صرف، بلکه بخشی از نگاه گستردهتر او به فرهنگ، هویت و میراث مشترک ایران و شبهقاره بود.
پیشنهادهای استاد رضوی برای گسترش زبان فارسی در پاکستان
دکتر رضوی در یکی از مصاحبههای خود، برای تقویت و گسترش زبان و ادب فارسی در پاکستان، مجموعهای از پیشنهادهای عملی و اجرایی ارائه کرد. این پیشنهادها طیف گستردهای از حوزههای آموزشی، دانشگاهی، فرهنگی و پژوهشی را دربرمیگرفت و بر ایجاد زیرساختهای پایدار برای آموزش و ترویج زبان فارسی تأکید داشت. مهمترین پیشنهادهای او عبارت بودند از:
۱. تقویت انجمن فارسی پاکستان: انجمن فارسی پاکستان که چند سال پیش تشکیل شده بود، باید تقویت شود. مسئولان مربوط لازم است جایگاه و اهمیت این انجمن را به رسمیت بشناسند، در برنامهها و فعالیتهای فرهنگی از دیدگاهها و مشورتهای آن استفاده کنند و با ایجاد شعبههای انجمن در شهرهای بزرگ و پرجمعیت کشور، ارتباطی مستمر میان این شعبهها و اعضای انجمن برقرار شود.
۲. تقویت آموزش فارسی: آموزش زبان فارسی در همه سطوح تحصیلی باید مورد حمایت و تشویق قرار گیرد و برای تدریس آن از روشها، ابزارها و امکانات آموزشی مناسب و مؤثر استفاده شود.
۳. ایجاد بخشها و کرسیهای فارسی: در دانشکدههای بزرگ پاکستان، بخشهای زبان فارسی و در دانشگاههای این کشور، کرسیهای زبان و ادب فارسی تأسیس شود.
۴. ازسرگیری تحصیلات عالی در ایران: امکان ادامه تحصیل دانشجویان پاکستانی در رشتههای مختلف در دانشگاههای ایران، در مقاطع آموزش عالی، دوباره فراهم شود.
۵. برگزاری مسابقات فرهنگی و ادبی: در سراسر پاکستان مسابقات و برنامههای رقابتی در زمینههای ادبیات، تاریخ، عرفان، اقبالشناسی و انقلابشناسی برگزار شود و از برگزیدگان این برنامهها حمایت و تقدیر به عمل آید.
۶. تقویت کتابخانهها: کتابهای فارسی به کتابخانههای ملی و مراکز آموزشی پاکستان اهدا شود تا دسترسی دانشجویان، استادان و پژوهشگران به منابع فارسی آسانتر شود.
۷. ایجاد کتابفروشیهای فارسی: در شهرهای بزرگ پاکستان، کتابفروشیهایی برای عرضه کتابهای فارسی منتشرشده در ایران ایجاد شود.
۸. گسترش تبادل علمی و فرهنگی: برنامههایی برای تبادل دانشجویان، استادان، شاعران، ادیبان و نویسندگان میان ایران و پاکستان طراحی و اجرا شود.
۹. برگزاری سمینارهای ادبی: سمینارها و نشستهای تخصصی با حضور چهرههای برجسته ادبی و فرهنگی برگزار شود تا زمینه گفتوگو و تبادل نظر میان اهل ادب دو کشور فراهم آید.
۱۰. بازآموزی استادان فارسی: برای بازآموزی و ارتقای سطح علمی و تخصصی استادان زبان فارسی پاکستان، در تعطیلات تابستانی و زمستانی، دورههای آموزشی ویژهای برگزار شود و این برنامهها از سطح مدارس تا مقاطع عالی دانشگاهی را دربرگیرد.
۱۱. گسترش فارسی در مدارس دینی: برای گسترش آموزش زبان و ادب فارسی در مدارس دینی، اعم از شیعه و سنی، اقدامات لازم انجام شود و برای تشویق دانشآموزان و استادان ممتاز این مراکز، برنامههای حمایتی و تشویقی در نظر گرفته شود.
۱۲. گسترش فعالیتهای فرهنگی در خانههای فرهنگ: در خانههای فرهنگ ایران، در کنار کلاسهای زبان فارسی و خوشنویسی، کلاسهای نقاشی نیز دایر شود تا فعالیتهای فرهنگی و هنری این مراکز تنوع و گستردگی بیشتری پیدا کند.
۱۳. ایجاد دوباره کلاسهای فارسی در مراکز ملی: همانند گذشته، کلاسهای آموزش زبان فارسی در مراکز ملی پاکستان نیز راهاندازی شود.
۱۴. تأمین مدرسان فارسی: برای مراکز آموزشیای که قصد دارند زبان فارسی را به برنامه درسی خود اضافه کنند، معلمان و مدرسان واجد شرایط زبان فارسی تأمین شود.
۱۵. فراهم کردن امکانات فرهنگی و تفریحی: در خانههای فرهنگ ایران در پاکستان، امکانات و برنامههایی برای اوقات فراغت و تفریحات سالم جوانان و علاقهمندان فراهم شود.
۱۶. آموزش فارسی از طریق رسانهها: با همکاری دانشگاه علامه اقبال و وزارت آموزش و پرورش، برنامههای آموزش زبان فارسی از طریق رادیو و تلویزیون طراحی و اجرا شود تا آموزش فارسی بتواند مخاطبان گستردهتری را در سراسر کشور پوشش دهد.
۱۷. ایجاد مرکز ترجمه و واژهسازی: در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان در اسلامآباد، دارالترجمهای برای ترجمه آثار و نیز مرکزی برای واژهسازی و تدوین اصطلاحات جدید علمی و فنی تأسیس شود. این مراکز میتوانند زمینه همکاری بیشتر میان فرهنگستانهای دو کشور را فراهم کنند. همچنین با همکاری فرهنگستان ملی زبان ملی و اکادمی ادبیات پاکستان، واژههای فارسی در حوزه وحدت اسلامی در زبان و ادبیات این حوزه تقویت و وارد شود.
۱۸. فراهم کردن زمینه اشتغال دانشآموختگان فارسی: باید تلاش شود دانشآموختگان خارجی رشته زبان و ادب فارسی، تا حد امکان، در مشاغل مناسب به کار گرفته شوند تا آموختن این زبان برای آنان به فرصت و سرمایهای علمی و حرفهای تبدیل شود، از ادامه مسیر دلسرد نشوند و بتوانند از دانش و تخصص خود در زندگی حرفهای بهره بگیرند و زندگی شرافتمندانهای داشته باشند.
۱۹. اعطای جایزه به آثار برگزیده: هر سال به نویسندگان بهترین کتابهای فارسی در حوزههای ادبی، دینی، عرفانی و اخلاقی جوایزی اهدا شود تا از پدیدآورندگان آثار ارزشمند تقدیر و آنان به ادامه فعالیتهای علمی و ادبی تشویق شوند.
۲۰. تدوین کتابهای درسی فارسی: برای فارسیآموزان پاکستانی، از پایه اول تا ششم، کتابهای درسی ویژه زبان فارسی تدوین شود تا آموزش این زبان از دوره ابتدایی، بر پایه برنامهای منظم و متناسب با نیازهای دانشآموزان پاکستانی دنبال شود.
مجموعه این پیشنهادها نشان میدهد که نگاه استاد رضوی به گسترش فارسی تنها به افزایش شمار کلاسهای زبان محدود نبود. او تقویت آموزش، تربیت مدرس، ایجاد زیرساختهای دانشگاهی، تأمین منابع، گسترش ارتباطات علمی و فرهنگی، حمایت از دانشآموختگان و تولید محتوای آموزشی را در کنار یکدیگر ضروری میدانست. از این منظر، پیشنهادهای او را میتوان طرحی نسبتاً جامع برای ایجاد یک شبکه آموزشی و فرهنگی پایدار برای زبان فارسی در پاکستان دانست.
استاد رضوی؛ انجمنها و نهادهای فرهنگی
فعالیتهای فرهنگی و ادبی استاد رضوی تنها به تدریس، پژوهش و تألیف محدود نمیشد. او به خوبی میدانست که برای حفظ و گسترش زبان و ادب فارسی، وجود انجمنها و نهادهای فرهنگی و ایجاد زمینهای برای گردهمایی اهل علم و ادب ضروری است. از همین رو، در طول زندگی خود در تأسیس و راهاندازی چندین انجمن و نهاد فرهنگی و آموزشی نقش داشت و تلاش کرد فعالیتهای فارسیدوستانه را از سطح فعالیتهای فردی به عرصه نهادهای فرهنگی و اجتماعی بکشاند.
از مهمترین انجمنها و نهادهایی که با مشارکت یا تلاش او شکل گرفتند، میتوان به این موارد اشاره کرد:
دکتر سید سبط حسن رضوی از چهرههای برجسته و تأثیرگذار در عرصه زبان و ادب فارسی در پاکستان بود؛ دانشمندی که بخش بزرگی از زندگی خود را در راه آموزش، پژوهش و گسترش زبان فارسی و تحکیم پیوندهای فرهنگی میان ایران و پاکستان سپری کرد. او افزون بر استادی و نویسندگی، در تأسیس و تقویت نهادهای فرهنگی و ادبی نیز نقش داشت و از جمله پژوهشگرانی بود که با سفر به نقاط مختلف پاکستان، فارسیگویان و شاعران این سرزمین را شناسایی و آثار و زندگی آنان را ثبت کرد.
سید سبط حسن رضوی در۲ سپتامبر ۱۹۲۷ میلادی، برابر با پنجم ربیعالاول ۱۳۴۶ هجری قمری، در شهر لکهنوی هند دیده به جهان گشود. او در خانوادهای پرورش یافت که پیشینهای دیرینه در دانش، فرهنگ و آموزش داشت. بر اساس روایتهای موجود، نیاکان خاندان رضوی از سبزوار، در روزگار نوابان اوده، به دهلی مهاجرت کردند و به آموزش و تربیت فرزندان خانواده های نواب پرداختند. این میراث علمی و فرهنگی در نسلهای بعد نیز تداوم یافت و به جدّ او، مرحوم سید محمد عباس رضوی، و پدرش، سید یوسف حسین رضوی، رسید. هر دو از عالمان و مدرسان شناختهشده بودند و در میان بزرگان و دانشمندان منطقه از جایگاه علمی و احترام ویژهای برخوردار بودند.
سید سبط حسن رضوی در چنین محیط علمی و فرهنگی رشد و پرورش یافت. فعالیتهای علمی و اجتماعی او از سالهای جوانی با تحولات سیاسی و فرهنگی مسلمانان شبهقاره پیوند پیدا کرد. راجه امیر محمد خان، از یاران نزدیک قائد اعظم محمدعلی جناح، نیز احترام و ارادت ویژهای نسبت به خاندان رضوی داشت. به توصیه او، پدر سید سبط حسن رضوی، که خود در فعالیتهای سیاسی حضور نداشت، به فرزندش اجازه داد به انجمن طلبای مسلمان بپیوندد و در جنبش استقلالطلبی مسلمانان شبهقاره هند مشارکت کند. سید سبط حسن رضوی بعدها در دانشگاه لکهنو به ریاست انجمن دانشجویان برگزیده شد. همین مسئولیت و فعالیتهای اجتماعی او سبب شد که پس از تشکیل پاکستان در اوت ۱۹۴۷ میلادی، نتواند بلافاصله لکهنو را ترک کند. او در این مدت به مهاجرانی که از آن منطقه عازم پاکستان میشدند، یاری میرساند و در خدمترسانی به آنان نقش داشت. سرانجام، در ژوئیه ۱۹۵۰ میلادی، پس از حدود سه سال خدمت به کاروانهای مهاجران، خود نیز همراه یکی از این کاروانها ــ که حدود هفتاد و دو یا هفتاد و سه زن و مرد در آن حضور داشتند ــ عازم پاکستان شد.
پس از ورود به پاکستان، ابتدا در کویته و سپس در سکهر و لارکانه سکونت گزید و سرانجام راهی کراچی شد؛ شهری که به نخستین عرصه مهم فعالیتهای آموزشی و فرهنگی او در پاکستان تبدیل شد. وی در کراچی آموزشگاهی با نام «دبیرستان ایرانیان» تأسیس کرد و از همینجا مرحله تازهای از فعالیتهای علمی، آموزشی و فرهنگی او در پاکستان آغاز شد؛ فعالیتهایی که در سالهای بعد نیز با گستردگی بیشتری ادامه یافت.
تحصیلات و فعالیتهای علمی و آموزشی
سید سبط حسن رضوی تحصیلات خود را در زادگاهش، لکهنو، آغاز کرد و در سال ۱۹۵۰ میلادی، برابر با ۱۳۲۹ هجری شمسی، مدرک فوقلیسانس خود را از دانشگاه لکهنو دریافت کرد. پس از ورود به کراچی نیز تحصیلات خود را ادامه داد و در دانشگاه کراچی به تحصیل پرداخت. وی در سال ۱۹۵۳ میلادی، برابر با ۱۳۳۲ هجری شمسی، دوره آموزش عالی و علوم تربیتی را با موفقیت به پایان رساند.
علاقه او به زبان و ادب فارسی، زمینه ادامه مطالعات تخصصی وی را فراهم کرد. در سال ۱۹۵۶ میلادی، برابر با ۱۳۳۴ هجری شمسی، به ایران سفر کرد و به مدت دو ماه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به مطالعه و تکمیل دانش خود در زمینه زبان و ادب فارسی پرداخت. او در این دوره از محضر استادان برجستهای همچون جلالالدین همایی، دکتر محمد معین، دکتر باقر هوشیار، بدیعالزمان فروزانفر، دکتر لطفعلی صورتگر و سعید نفیسی بهره برد. از آنجا که در آن زمان مسئولیت ریاست دبیرستان ایرانیان کراچی را بر عهده داشت، پس از پایان این دوره مطالعاتی به کراچی بازگشت. با این حال، علاقهعمیق او به ایران و زبان و ادب فارسی همچنان ادامه یافت و همواره در اندیشهبازگشت به دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل و پژوهش بود. در سال ۱۹۵۸ میلادی، برابر با ۱۳۳۷ هجری شمسی، به خدمت وزارت آموزش و پرورش پاکستان درآمد و به عنوان استادیار در دانشکدهادبیات راولپندی به تدریس پرداخت. با وجود آغاز فعالیت رسمی آموزشی، علاقه او به ایران، دیدار دوباره با استادان و دوستان دانشگاه تهران و ادامه مطالعات در زمینه زبان و ادب فارسی همچنان در او زنده بود. سرانجام، وزارت فرهنگ و هنر ایران در ماه سپتامبر از او دعوت کرد و وی بار دیگر راهی ایران شد. این سفر فرصتی برای ادامه مطالعات و پژوهشهای تخصصی او در حوزه زبان و ادب فارسی فراهم کرد و او از محضر استادان برجستهای همچون دکتر ذبیحالله صفا، دکتر حسین خطیبی، دکتر خلیل رهبر، دکتر جعفر شهیدی و دکتر محمدجعفر محجوب بهره برد.
سید سبط حسن رضوی در پایان این دوره تحصیل و پژوهش، رسالهای تحقیقی با عنوان «فارسیگویان معاصر پاکستان» تدوین کرد و موفق به دریافت درجه دکتری در رشتهزبان و ادب فارسی شد. او در سال ۱۹۶۹ میلادی، برابر با ۱۳۴۷ هجری شمسی، به پاکستان بازگشت و فعالیت آموزشی خود را در زمینه زبان فارسی از سر گرفت. وی در دانشکده دولتی اصغر مال راولپندی به عنوان استاد و رئیس بخش فارسی به تدریس و فعالیت علمی پرداخت. حضور او در این دانشکده، بخش مهمی از دوران فعالیت دانشگاهی و آموزشی وی را تشکیل داد و زمینه گسترش آموزش و پژوهش زبان و ادب فارسی را در این مرکز فراهم کرد. پس از حدود سه دهه خدمت آموزشی، در سپتامبر ۱۹۸۷ میلادی، برابر با ۱۳۶۲ هجری شمسی، از دانشکده بازنشسته شد؛ اما بازنشستگی پایان فعالیتهای علمی و آموزشی او نبود. وی همچنان با علاقه و پشتکار به آموزش، پژوهش و ترویج زبان و ادب فارسی ادامه داد.
در سال ۱۹۸۸ میلادی، برابر با ۱۳۶۷ هجری شمسی، مسئولیت مدیریت مجله«دانش» را بر عهده گرفت و با همکاری استاد رضوی با همکاری دانشمند و پژوهشگر برجسته، دکتر سید علیرضا تقوی، که از پژوهشگران و تذکرهنویسان شناختهشده زبان و ادب فارسی در هند و پاکستان بود، انتشار این مجله را ادامه داد. دکتر نجمالرشید، استاد دانشگاه پنجاب، نیز در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ میلادی در انتشار مجله با او همکاری داشت. در دوره مدیریت استاد رضوی، شمارههای ۱۷ تا ۵۰ مجله«دانش» منتشر شد. فعالیت او در این مجله، در کنار تدریس و پژوهش، بخشی از تلاش مستمر وی برای حفظ و گسترش جایگاه زبان و ادب فارسی در محیط علمی و فرهنگی پاکستان بود.
سید سبط حسن رضوی تا پایان زندگی علمی خود به فعالیتهای پژوهشی و آموزشی ادامه داد و در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان در اسلامآباد نیز به کار و پژوهش پرداخت. بدین ترتیب، مسیر علمی و آموزشی او که از لکهنو آغاز شده بود، پس از سالها تحصیل، تدریس، پژوهش و ارتباط علمی با ایران، به یکی از دورههای مهم فعالیتهای او در حوزهزبان و ادب فارسی در پاکستان انجامید.
پاسداری از چراغ فارسی در روزگار خاموشی
سید سبط حسن رضوی در روزگاری به خدمت زبان فارسی پرداخت که این زبان، پس از قرنها حضور پررنگ در عرصههای علمی، فرهنگی و اداری شبهقاره، با دورهای دشوار از افول روبهرو شده بود. پس از استیلای انگلیسیها بر شبهقاره، با گسترش زبان انگلیسی و تغییر تدریجی نظام آموزشی و اداری، فارسی که قرنها زبان دانش، ادب و دیوانسالاری این سرزمین بود، جایگاه پیشین خود را از دست داد و از بسیاری از عرصههای رسمی و آموزشی کنار رفت. پس از تقسیم هند نیز این روند در پاکستان ادامه یافت. در دوره رئیسجمهور ارتشی پاکستان، ضیاءالحق، با پررنگتر شدن آموزش عربی در نظام آموزشی، فرصتهای موجود برای آموزش فارسی بیش از پیش کاهش یافت. در چنین شرایطی، فارسی آرامآرام از بسیاری از فضاهایی که زمانی جایگاه طبیعی آن بود، دور میشد. اما در همین فضای رو به خاموشی، مردی بود که از فارسی دست نکشید. سید سبط حسن رضوی فارسی را فقط یک زبان نمیدانست؛ برای او فارسی بخشی از یک میراث بزرگ فرهنگی و ادبی بود؛ میراثی که باید حفظ میشد و به نسلهای بعد میرسید. زمانی که درهای بسیاری به روی فارسی بسته میشد، او به دنبال راههای تازهای برای زنده نگه داشتن آن بود. هنگامی که اهل قلم و فارسیگویان در شهرها و مناطق مختلف پراکنده بودند، به سراغشان میرفت، با آنان دیدار میکرد و زندگی و آثارشان را ثبت و معرفی میکرد. فعالیت او یک حرکت پر سر و صدا و شعاری نبود؛ جنبشی آرام و پیوسته بود که بخش بزرگی از زندگی او را دربر گرفت. تدریس، تحقیق، نوشتن، برگزاری نشستهای ادبی، ارتباط با استادان و علاقهمندان فارسی و تلاش برای معرفی فارسیگویان پاکستان، همه بخشی از همین مسیر بود. او میخواست نشان دهد که فارسی، با وجود همه دشواریهایی که پشت سر گذاشته است، هنوز در پاکستان زنده است و هنوز کسانی هستند که با این زبان زندگی میکنند، میاندیشند و شعر میگویند. سبط حسن رضوی سالهای بسیاری از زندگی خود را صرف همین کار کرد. او به شهرها و مناطق مختلف رفت، فارسیگویان و اهل ادب را پیدا کرد، با آنان گفتوگو کرد و تلاش کرد نام و آثارشان در تاریخ ادبیات فارسی پاکستان فراموش نشود. در واقع، بخشی از آنچه امروز از میراث فارسیگویان پاکستان میشناسیم، حاصل همین جستوجوی خستگیناپذیر اوست. شاید به همین دلیل، زندگی او را نمیتوان فقط زندگی یک استاد، پژوهشگر یا نویسنده دانست. او از نسلی بود که در سالهای دشوار، دست از این زبان نکشید و تا پایان عمر برای زنده ماندن آن تلاش کرد. در سالهایی که چراغ فارسی در بسیاری از جاها رو به خاموشی بود، او کوشید شعله آن را روشن نگه دارد.
فعالیتهای فرهنگی و روابط ایران و پاکستان
سید سبط حسن رضوی در کنار فعالیتهای علمی و آموزشی، در گسترش روابط فرهنگی میان ایران و پاکستان نیز نقش فعالی داشت. علاقه عمیق استاد رضوی به زبان و ادب فارسی و باور او به اهمیت پیوندهای فرهنگی میان ایران و پاکستان، زمینهساز فعالیتهای سازمانیافته او در این عرصه شد. در سال ۱۹۵۸ میلادی، برابر با ۱۳۳۷ هجری شمسی، «انجمن روابط فرهنگی پاکستان و ایران» را در راولپندی تأسیس کرد. همان سال، هنگامی که رسماً به خدمت وزارت آموزش و پرورش پاکستان درآمد، از کراچی به راولپندی منتقل شد. در آن زمان، اسلامآباد هنوز به عنوان پایتخت جدید پاکستان شکل نگرفته بود و مراحل نخست توسعهآن را پشت سر میگذاشت. راولپندی نیز که از گذشته یکی از مراکز مهم نظامی و محل استقرار نیروهای ارتش بود، در آن دوره جمعیت چندانی نداشت و فعالیتهای ادبی و هنری در آن نسبتاً محدود بود. استاد رضوی با وجود این شرایط، در سال ۱۹۵۸ میلادی انجمن روابط فرهنگی پاکستان و ایران را بنیان گذاشت و توانست شاعران، ادیبان، استادان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی را از راولپندی و مناطق پیرامون آن گرد هم آورد. این انجمن به تدریج به محفلی برای برگزاری نشستهای ادبی و فرهنگی و ایجاد ارتباط میان علاقهمندان پاکستانی و ایرانی تبدیل شد. در آن زمان، سفارت ایران در کراچی مستقر بود؛ با این حال، سفیر و رایزن فرهنگی ایران هر سال در فصل تابستان برای حدود دو ماه به مری، در شمال راولپندی، میآمدند. استاد رضوی از این فرصت استفاده میکرد و نشستهای انجمن را با حضور مهمانان ایرانی و علاقهمندان پاکستانی برگزار میکرد. این دیدارها زمینهای برای گفتوگوهای فرهنگی و ادبی و تقویت ارتباط میان اهل فرهنگ دو کشور فراهم میساخت. پس از انتقال پایتخت پاکستان به اسلامآباد، فعالیتهای انجمن گسترش بیشتری یافت و این تشکل بعدها با عنوان «سازمان فارسی» شناخته شد. از مهمترین اهداف آن میتوان به احیای جایگاه زبان و ادب فارسی، گسترش آموزش فارسی در سطوح مختلف و تقویت پیوندهای فرهنگی میان دو کشور ایران و پاکستان اشاره کرد. این انجمن در طول حدود بیست و پنج سال فعالیت خود، برنامههای مختلفی را برای تحقق این اهداف برگزار کرد و در جلب دوباره توجه مدارس و دانشکدههای دولتی و غیردولتی پاکستان به زبان فارسی نقش داشت. برگزاری نشستهای ادبی، شبهای شعر و مراسم بزرگداشت شاعران، ادیبان و عالمان، از جمله فعالیتهای مستمر آن بود. در این برنامهها، سخنرانان درباره موضوعات ادبی و فرهنگی به زبان فارسی سخنرانی میکردند، مقاله ارائه میدادند و به شعرخوانی میپرداختند. در بسیاری از این نشستها نیز علاقهمندان پاکستانی، ایرانی و افغانستانی حضور داشتند و این محافل به عرصهای برای ارتباط و تبادل فرهنگی میان فارسیزبانان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی تبدیل میشد.
پژوهش درباره فارسیگویان پاکستان
استاد رضوی خود شاعر نبود، اما علاقه فراوانی به شعر داشت و به خوبی به قدرت و تأثیرگذاری آن در زندگی فردی و اجتماعی آگاه بود. به باور او، شعر میتوانست بر اندیشه و رفتار انسان اثر بگذارد و در تحول فرد و جامعه نقش داشته باشد. همین علاقه و احساس مسئولیت فرهنگی، او را بر آن داشت تا نخستین تذکره «فارسیگویان معاصر پاکستان» را تدوین کند. شیوه کار او ساده، جذاب و مبتنی بر شناخت مستقیم محیط و آشنایی نزدیک با ابعاد مختلف زندگی فارسیگویان بود. استاد رضوی ادبیات را آینه تمامنمای فرد و جامعه میدانست و بر این باور بود که هر کس بخواهد شناختی جامع از یک جامعه به دست آورد، باید شعر و ادبیات آن جامعه را مطالعه کند. از همین رو، در تدوین تذکره فارسیگویان، تنها به گردآوری اطلاعات موجود بسنده نکرد، بلکه تلاش کرد با خودِ صاحبان آثار و اهل ادب نیز از نزدیک آشنا شود. او برای گردآوری اطلاعات، روستا به روستا و شهر به شهر سفر کرد و از نقاط دورافتاده پاکستان نیز دیدن کرد. در جریان این سفرها به این نتیجه رسید که زبان هرچه سریعتر اقدام کرد. او بر این باور بود که تقویت و حفظ فارسی میتواند به غنای بیشتر زبان اردو نیز کمک کند؛ زبانی که از دیدگاه او «دختر رشیده فارسی» بود.
استاد رضوی در تدوین این تذکره، بدون تبعیض، نام، آثار و شرح حال فارسیگویان را گردآوری کرد. او بسیاری از شاعران معاصر را شخصاً ملاقات کرد، ساعتها با آنان به گفتوگو نشست و سپس اطلاعات مربوط به زندگی، فعالیتها و آثارشان را ثبت و تدوین کرد. همین ارتباط مستقیم با فارسیگویان، تذکره او را از صرف یک فهرست نامها و آثار فراتر برد و به تصویری از وضعیت زبان و ادب فارسی در جامعه پاکستان تبدیل کرد. هدف او این بود که از نزدیک دریابد فارسیگویان پاکستان با چه احساس و علاقهای به این زبان دل بستهاند و چگونه، در شرایطی که دیگر از حمایت دربارها خبری نبود و بازار کتاب فارسی نیز رونق گذشته را نداشت، برای زنده نگه داشتن زبان و ادبیات فارسی تلاش میکردند. از این منظر، پژوهش او تنها گردآوری شرح حال شاعران و نویسندگان نبود، بلکه تلاشی برای شناخت وضعیت اجتماعی، فرهنگی و تاریخی زبان فارسی در پاکستان نیز به شمار میآمد.
شاعران فارسی؛ سرچشمه اندیشه و الهام استاد رضوی
استاد رضوی علاقه و دلبستگی عمیقی به شعر و ادب فارسی داشت. در میان شاعران بزرگ ایران، فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ جایگاه ویژهای در ذهن و زندگی او داشتند. او این شاعران و عارفان بزرگ را تنها به عنوان چهرههای برجسته ادبی نمیشناخت، بلکه آنان را صاحب اندیشه و مصلحانی میدانست که آثارشان میتواند راهنمای انسان در زندگی فردی و اجتماعی باشد. اندیشهها، جهانبینی و آموزههای آنان بخش مهمی از فضای فکری استاد رضوی را شکل داده بود. شعر برای او صرفاً موضوعی برای مطالعه و پژوهش نبود؛ بلکه با زندگی روزمرهاش پیوندی عمیق داشت. در لحظات دشوار، شعر به او انگیزه و شکیبایی میبخشید و در بسیاری از موقعیتها مایه آرامش و الهام او بود. استاد رضوی از میان آثار فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ و همچنین غالب، وانیس و اقبال، از شاعران برجسته شبهقاره، مجموعهای از صد شعر را بر اساس ذوق و سلیقه شخصی خود انتخاب کرده بود. بسیاری از این اشعار را از حفظ داشت و در گفتوگوها و موقعیتهای مختلف، متناسب با موضوع، آنها را بر زبان میآورد. این ارتباط نزدیک با شعر، در نگاه او به زبان فارسی نیز بازتاب داشت. استاد رضوی فارسی را تنها زبانی برای مطالعه متون کلاسیک نمیدانست، بلکه آن را بخشی مهم از میراث فکری و فرهنگی مردم منطقه میدانست. از نظر او، زبان و ادب فارسی در شکلگیری و رشد فرهنگ اصیل هند و پاکستان نقش مهمی داشته و شناخت این میراث برای درک درست تاریخ فرهنگی این سرزمینها ضروری است. او همچنین بر این باور بود که میراث فارسی به مرزهای سیاسی امروز محدود نمیشود و حوزهتاریخی و فرهنگی آن گسترهای وسیع از آسیای جنوبی و آسیای مرکزی تا خاورمیانه را دربرمیگیرد. از همین رو، حفظ این میراث و تقویت دوبارهجایگاه زبان فارسی نیازمند برنامهریزی، آموزش و تلاش مستمر در این حوزهگسترده بود. استاد رضوی بخش بزرگی از زندگی خود را در راه همین باور سپری کرد. آموزش و ترویج زبان فارسی، پژوهش دربارهفارسیگویان پاکستان، معرفی شاعران و نویسندگان فارسیزبان و تلاش برای حفظ پیوندهای فرهنگی ایران و شبهقاره، تنها بخشی از فعالیتهایی بود که در طول زندگی علمی و فرهنگی خود دنبال کرد. از این منظر، علاقهاو به شعر و شاعران فارسی نه یک دلبستگی شخصی صرف، بلکه بخشی از نگاه گستردهتر او به فرهنگ، هویت و میراث مشترک ایران و شبهقاره بود.
پیشنهادهای استاد رضوی برای گسترش زبان فارسی در پاکستان
دکتر رضوی در یکی از مصاحبههای خود، برای تقویت و گسترش زبان و ادب فارسی در پاکستان، مجموعهای از پیشنهادهای عملی و اجرایی ارائه کرد. این پیشنهادها طیف گستردهای از حوزههای آموزشی، دانشگاهی، فرهنگی و پژوهشی را دربرمیگرفت و بر ایجاد زیرساختهای پایدار برای آموزش و ترویج زبان فارسی تأکید داشت. مهمترین پیشنهادهای او عبارت بودند از:
۱. تقویت انجمن فارسی پاکستان: انجمن فارسی پاکستان که چند سال پیش تشکیل شده بود، باید تقویت شود. مسئولان مربوط لازم است جایگاه و اهمیت این انجمن را به رسمیت بشناسند، در برنامهها و فعالیتهای فرهنگی از دیدگاهها و مشورتهای آن استفاده کنند و با ایجاد شعبههای انجمن در شهرهای بزرگ و پرجمعیت کشور، ارتباطی مستمر میان این شعبهها و اعضای انجمن برقرار شود.
۲. تقویت آموزش فارسی: آموزش زبان فارسی در همه سطوح تحصیلی باید مورد حمایت و تشویق قرار گیرد و برای تدریس آن از روشها، ابزارها و امکانات آموزشی مناسب و مؤثر استفاده شود.
۳. ایجاد بخشها و کرسیهای فارسی: در دانشکدههای بزرگ پاکستان، بخشهای زبان فارسی و در دانشگاههای این کشور، کرسیهای زبان و ادب فارسی تأسیس شود.
۴. ازسرگیری تحصیلات عالی در ایران: امکان ادامه تحصیل دانشجویان پاکستانی در رشتههای مختلف در دانشگاههای ایران، در مقاطع آموزش عالی، دوباره فراهم شود.
۵. برگزاری مسابقات فرهنگی و ادبی: در سراسر پاکستان مسابقات و برنامههای رقابتی در زمینههای ادبیات، تاریخ، عرفان، اقبالشناسی و انقلابشناسی برگزار شود و از برگزیدگان این برنامهها حمایت و تقدیر به عمل آید.
۶. تقویت کتابخانهها: کتابهای فارسی به کتابخانههای ملی و مراکز آموزشی پاکستان اهدا شود تا دسترسی دانشجویان، استادان و پژوهشگران به منابع فارسی آسانتر شود.
۷. ایجاد کتابفروشیهای فارسی: در شهرهای بزرگ پاکستان، کتابفروشیهایی برای عرضهکتابهای فارسی منتشرشده در ایران ایجاد شود.
۸. گسترش تبادل علمی و فرهنگی: برنامههایی برای تبادل دانشجویان، استادان، شاعران، ادیبان و نویسندگان میان ایران و پاکستان طراحی و اجرا شود.
۹. برگزاری سمینارهای ادبی: سمینارها و نشستهای تخصصی با حضور چهرههای برجسته ادبی و فرهنگی برگزار شود تا زمینهگفتوگو و تبادل نظر میان اهل ادب دو کشور فراهم آید.
۱۰. بازآموزی استادان فارسی: برای بازآموزی و ارتقای سطح علمی و تخصصی استادان زبان فارسی پاکستان، در تعطیلات تابستانی و زمستانی، دورههای آموزشی ویژهای برگزار شود و این برنامهها از سطح مدارس تا مقاطع عالی دانشگاهی را دربرگیرد.
۱۱. گسترش فارسی در مدارس دینی: برای گسترش آموزش زبان و ادب فارسی در مدارس دینی، اعم از شیعه و سنی، اقدامات لازم انجام شود و برای تشویق دانشآموزان و استادان ممتاز این مراکز، برنامههای حمایتی و تشویقی در نظر گرفته شود.
۱۲. گسترش فعالیتهای فرهنگی در خانههای فرهنگ: در خانههای فرهنگ ایران، در کنار کلاسهای زبان فارسی و خوشنویسی، کلاسهای نقاشی نیز دایر شود تا فعالیتهای فرهنگی و هنری این مراکز تنوع و گستردگی بیشتری پیدا کند.
۱۳. ایجاد دوباره کلاسهای فارسی در مراکز ملی: همانند گذشته، کلاسهای آموزش زبان فارسی در مراکز ملی پاکستان نیز راهاندازی شود.
۱۴. تأمین مدرسان فارسی: برای مراکز آموزشیای که قصد دارند زبان فارسی را به برنامهدرسی خود اضافه کنند، معلمان و مدرسان واجد شرایط زبان فارسی تأمین شود.
۱۵. فراهم کردن امکانات فرهنگی و تفریحی: در خانههای فرهنگ ایران در پاکستان، امکانات و برنامههایی برای اوقات فراغت و تفریحات سالم جوانان و علاقهمندان فراهم شود.
۱۶. آموزش فارسی از طریق رسانهها: با همکاری دانشگاه علامه اقبال و وزارت آموزش و پرورش، برنامههای آموزش زبان فارسی از طریق رادیو و تلویزیون طراحی و اجرا شود تا آموزش فارسی بتواند مخاطبان گستردهتری را در سراسر کشور پوشش دهد.
۱۷. ایجاد مرکز ترجمه و واژهسازی: در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان در اسلامآباد، دارالترجمهای برای ترجمه آثار و نیز مرکزی برای واژهسازی و تدوین اصطلاحات جدید علمی و فنی تأسیس شود. این مراکز میتوانند زمینه همکاری بیشتر میان فرهنگستانهای دو کشور را فراهم کنند. همچنین با همکاری فرهنگستان ملی زبان ملی و اکادمی ادبیات پاکستان، واژههای فارسی در حوزهوحدت اسلامی در زبان و ادبیات این حوزه تقویت و وارد شود.
۱۸. فراهم کردن زمینه اشتغال دانشآموختگان فارسی: باید تلاش شود دانشآموختگان خارجی رشته زبان و ادب فارسی، تا حد امکان، در مشاغل مناسب به کار گرفته شوند تا آموختن این زبان برای آنان به فرصت و سرمایهای علمی و حرفهای تبدیل شود، از ادامهمسیر دلسرد نشوند و بتوانند از دانش و تخصص خود در زندگی حرفهای بهره بگیرند و زندگی شرافتمندانهای داشته باشند.
۱۹. اعطای جایزه به آثار برگزیده: هر سال به نویسندگان بهترین کتابهای فارسی در حوزههای ادبی، دینی، عرفانی و اخلاقی جوایزی اهدا شود تا از پدیدآورندگان آثار ارزشمند تقدیر و آنان به ادامهفعالیتهای علمی و ادبی تشویق شوند.
۲۰. تدوین کتابهای درسی فارسی: برای فارسیآموزان پاکستانی، از پایه اول تا ششم، کتابهای درسی ویژهزبان فارسی تدوین شود تا آموزش این زبان از دوره ابتدایی، بر پایه برنامهای منظم و متناسب با نیازهای دانشآموزان پاکستانی دنبال شود.
مجموع هاین پیشنهادها نشان میدهد که نگاه استاد رضوی به گسترش فارسی تنها به افزایش شمار کلاسهای زبان محدود نبود. او تقویت آموزش، تربیت مدرس، ایجاد زیرساختهای دانشگاهی، تأمین منابع، گسترش ارتباطات علمی و فرهنگی، حمایت از دانشآموختگان و تولید محتوای آموزشی را در کنار یکدیگر ضروری میدانست. از این منظر، پیشنهادهای او را میتوان طرحی نسبتاً جامع برای ایجاد یک شبکه آموزشی و فرهنگی پایدار برای زبان فارسی در پاکستان دانست.
استاد رضوی؛ انجمنها و نهادهای فرهنگی
فعالیتهای فرهنگی و ادبی استاد رضوی تنها به تدریس، پژوهش و تألیف محدود نمیشد. او به خوبی میدانست که برای حفظ و گسترش زبان و ادب فارسی، وجود انجمنها و نهادهای فرهنگی و ایجاد زمینهای برای گردهمایی اهل علم و ادب ضروری است. از همین رو، در طول زندگی خود در تأسیس و راهاندازی چندین انجمن و نهاد فرهنگی و آموزشی نقش داشت و تلاش کرد فعالیتهای فارسیدوستانه را از سطح فعالیتهای فردی به عرصه نهادهای فرهنگی و اجتماعی بکشاند.
از مهمترین انجمنها و نهادهایی که با مشارکت یا تلاش او شکل گرفتند، میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱. انجمن روابط فرهنگی ایران و پاکستان
۲. سازمان فارسی
۳. انجمن فارسی
۴. دبستان انیس و دبیر
۵. انجمن فارغالتحصیلان دانشگاههای ایران
۶. مجلس ایرانشناسی
۷. انجمن مرکزالمسلمین
در سال ۱۹۵۸ میلادی، استاد رضوی با همکاری جمعی از دوستان همدل و علاقهمند به زبان و ادب فارسی،« انجمن روابط فرهنگی ایران و پاکستان »را تأسیس کرد. اگرچه این انجمن عمر چندانی نداشت، اما فعالیتهای آن متوقف نشد و بعدها با عنوان«سازمان فارسی»در راولپندی و اسلامآباد ادامه یافت. این تشکل به محلی برای گردهمایی علاقهمندان زبان و ادب فارسی تبدیل شد و در مسیر ترویج زبان فارسی و تقویت روابط و دوستی فرهنگی میان ایران و پاکستان فعالیت کرد. یکی دیگر از نهادهایی که با تلاش و مشارکت استاد رضوی شکل گرفت، «دبستان انیس و دبیر» بود. این نهاد فرهنگی و ادبی به یاد دو شاعر بزرگ مرثیهسرای اردو، میر ببرعلی انیس و میر تقی میر، نامگذاری شده بود و دکتر رضوی از بنیانگذاران آن به شمار میرفت. تأسیس چنین نهادهایی نشان میدهد که فعالیت فرهنگی استاد رضوی تنها بر زبان فارسی متمرکز نبود، بلکه ادبیات اردو و میراث مشترک فرهنگی شبهقاره را نیز دربرمیگرفت. مجموعه این فعالیتها بخشی از تلاش گستردهاستاد رضوی برای ایجاد نهادهایی بود که بتوانند زمینه ارتباط میان دانشجویان، استادان، نویسندگان، شاعران و علاقهمندان به فرهنگ و ادب را فراهم کنند و به تداوم فعالیتهای علمی و فرهنگی در پاکستان یاری رسانند.
جایگاه علمی و فرهنگی
دکتر سید سبط حسن رضوی از چهرههای شناختهشده علمی و فرهنگی در حوزه زبان و ادب فارسی در پاکستان بود. او به زبانهای اردو، فارسی و انگلیسی تسلط داشت و به این زبانها مقاله و کتاب مینوشت. افزون بر این، با زبانهای هندی و عربی نیز آشنایی داشت و از این توانایی زبانی در فعالیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی خود بهره میگرفت.
استاد رضوی در طول زندگی علمی و فرهنگی خود از احترام و جایگاه ویژهای در میان استادان، ادیبان، نویسندگان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی برخوردار بود. او در مقام استاد، ادیب، سخنران و نویسنده فعالیت میکرد و نامش در محافل علمی و ادبی پاکستان و ایران با زبان و ادب فارسی پیوند خورده بود. از او به عنوان یکی از خدمتگزاران و مروجان برجسته زبان فارسی در پاکستان یاد میشد. دامنه فعالیتهای علمی و فرهنگی استاد رضوی به پاکستان و ایران محدود نبود. او در طول زندگی خود به کشورهای مختلف سفر کرد و در محافل علمی و ادبی آنها حضور یافت. از جمله این کشورها میتوان به ایران، افغانستان، امارات متحده عربی، استرالیا، ایالات متحدهآمریکا، انگلستان، فرانسه، سوئیس، هلند، بلژیک، اردن، عراق، عربستان سعودی و عمان اشاره کرد. این سفرها فرصتهایی برای دیدار با استادان، نویسندگان، ادیبان و علاقهمندان به فرهنگ و ادب فارسی و برای گسترش ارتباطات فرهنگی فراهم میکرد.در داخل پاکستان نیز استاد رضوی تقریباً به همه شهرهای کشور سفر کرد و در برنامهها و محافل مختلف فرهنگی و ادبی سخنرانی داشت. سخنرانیها و خطابههای او با استقبال و حضور گسترده مخاطبان همراه بود و از همین راه نیز در معرفی زبان و ادب فارسی و تقویت علاقه به این میراث فرهنگی نقش داشت.رادیو و تلویزیون نیز بخش مهمی از فعالیتهای فرهنگی او را تشکیل میداد. استاد رضوی حدود سی سال با بخش فارسی رادیو پاکستان همکاری داشت و نوشتههای ادبی و گفتارهای مذهبی او از این شبکه برای فارسیزبانان پخش میشد. او همچنین با تلویزیون پاکستان همکاری داشت و از ظرفیت رسانههای عمومی برای ارتباط با مخاطبان گستردهتر و معرفی زبان و فرهنگ فارسی استفاده میکرد. استاد رضوی در محافل علمی، ادبی و فرهنگی پاکستان به عنوان یکی از چهرههای فعال در ترویج زبان فارسی شناخته میشد. علاقه و دلبستگی او به ایران و فرهنگ، هنر و ادب ایرانی نیز بخش مهمی از شخصیت فرهنگی او بود؛ چنانکه در محافل مختلف از او به عنوان دوستدار ایران و فرهنگ و هنر ایرانی یاد میشد. مجموعه این فعالیتها، جایگاه او را به عنوان یکی از چهرههای مؤثر در عرصهآموزش، ترویج و پاسداری از زبان و ادب فارسی در پاکستان تثبیت کرد.
آثار و مقالات دکتر سید سبط حسن رضوی
استاد رضوی در زمینهزبان و ادب فارسی، بهویژه شعر فارسی، پژوهشهای فراوانی انجام داد و مقالات ارزشمندی به رشته تحریر درآورد. آثار و مقالات او را میتوان در دو بخش آثار و مقالات فارسی و مقالات انگلیسی بررسی کرد.
آثار
۱.شاعران پارسیگویان معاصر پاکستان
« شاعران پارسیگویان معاصر پاکستان » مهمترین تألیف استاد رضوی و حاصل پژوهشهای گستردهاو دربارهشاعران و فارسیگویان معاصر پاکستان است. جلد نخست این اثر با عنوان «فارسیگویان پاکستان (از گرامی تا عرفانی)» در سال ۱۳۵۳ هجری شمسی، برابر با ۱۹۷۴ میلادی، از سوی مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان در اسلامآباد به چاپ رسید. این کتاب شامل شرح احوال و اشعار ۷۴ تن از شاعران فارسیگوی پاکستان، از مولانا غلام قادر گیلانی تا دکتر خواجه عبدالحمید عرفانی، است که از نظر مانی از سال ۱۸۵۶ تا ۱۹۰۷ میلادی را در برمی گیرد. کتاب در ۱۲۹ صفحه و در قطع وزیری منتشر شده و شامل پیشگفتار، مقدمه، دو بخش، فهرست اعلام و فهرست منابع است.«فارسیگویان پاکستان» در اصل رساله دکتری دکتر سید سبط حسن رضوی بوده که با راهنمایی دکتر ذبیحالله صفا تدوین شده است. موضوعات و محورهای پژوهشی این رساله عبارتاند از:
شعر فارسی و شاعران پاکستان در قرن چهاردهم؛
شاعران پاکستانی فارسیزبان قرن چهاردهم؛
شعر فارسی- مجموعهها
در این پژوهش، شعر معاصر پاکستان و تحول آن در پیوند با جنبش آزادیخواهی مسلمانان هند نیز بررسی شده است. بر اساس مطالب این اثر، شعر این دوره دستخوش دگرگونیهای خاصی شده و سبکی شکل گرفته است که ترکیبی از پیروی از سنت، انعطاف و پرداختن به مسائل روزمره بوده و در این پژوهش از آن با عنوان «سبک پاکستانی» یاد شده است.
مضامین شعر معاصر پاکستان نیز متنوع است و حمد، نعت پیامبر اکرم(ص)، منقبت بزرگان اسلام، مدح، توصیف، تغزل، مرثیه، اندرز، عرفان و مضامین دینی، ملی و سیاسی را دربرمیگیرد. نهضت ادبی معاصر نیز در بخشی از آثار خود به مضامین ملی و سیاسی پرداخته است. شاعران فارسیگوی معاصر از قواعد عروض، قافیه و صنایع بدیعی نیز بهره گرفتهاند.
نام و شرح حال شاعران در دو بخش ارائه شده است: بخشی بر اساس تاریخ وفات و بخشی بر اساس ترتیب تولد. سپس سبک و آثار هر یک از شاعران بررسی و معرفی شده و در ادامه، نمونههایی از اشعار آنان آورده شده است.
۲. گلشن فارسی
«گلشن فارسی» اثری برای آموزش فارسی امروز به غیر فارسیزبانان است که استاد رضوی با همکاری دکتر سید علیرضا تقوی تألیف کرده است. این کتاب تاکنون پنج بار به چاپ رسیده است.
۳. سوابق تاریخی و روابط مادی و معنوی مردم پاکستان و ایران
این اثر به سوابق تاریخی و روابط مادی و معنوی میان مردم پاکستان و ایران میپردازد.
۴. پرده کا حسن اور حسن کا پرده
استاد رضوی اثر «پرده کا حسن اور حسن کا پرده» را نیز به فارسی برگردانده است. این اثر در ترجمهفارسی با عنوان «حجاب زیبا و زیبایی حجاب» معرفی شده است.
مقالات فارسی
از مقالات و نوشتههای فارسی استاد رضوی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. یاد او بخیر باد( در بزرگداشت استاد سید غلامرضا سعیدی)، فصلنامه«دانش»، شماره۱۷ و ۱۸، بهار و تابستان ۱۳۶۸خ.
۲. طبری؛ فصلنامه«دانش»، اسلامآباد، شماره۱۲۰، زمستان ۱۳۶۹ / ۱۹۹۱ میلادی.
۳. شاهنامه یا کتاب اخلاق؛( مقاله ارائهشده در همایش فردوسی در دهلی) ، فصلنامه«دانش»، شماره۲۷ و ۲۸، پاییز و زمستان ۱۳۷۰.
۴. نقش فارسیسرایان در نهضت آزادیخواهی شبهقاره و احیای زبان فارسی؛ فصلنامه«دانش»، شماره۴۷، زمستان ۱۳۷۵.
۵. آموزش زبان فارسی به نوآموزان؛ فصلنامه«دانش»، شماره۱۴۷، زمستان ۱۳۷۵.
۶. هادی، شاعر فارسیگوی پاکستان؛ ماهنامه«هلال»، کراچی، شهریور ۱۳۴۶.
۷. ظفر علیخان، روزنامهنگار آزادیخواه پاکستان؛ ماهنامه«هلال»، کراچی، آذر ۱۳۴۹.
۸. عظامی، فارسیگوی معاصر پاکستان؛ ماهنامه«هلال»، کراچی، فروردین ۱۳۵۱.
۹. مجلس ایرانشناسی؛ ماهنامه«اورنگ»، راولپندی، ۱۳۴۴ / ۱۹۶۵ میلادی.
۱۰. انیس، صد سال؛ بررسی «دبستان انیس»، راولپندی، ۱۳۵۳ / ۱۹۷۴ میلادی.
۱۱. طغرانی؛ ماهنامه«سروش»، اسلامآباد، ۱۳۵۴ / ۱۹۷۵ میلادی.
۱۲. انقلاب ایران؛ ماهنامه«وحدت اسلامی»، اسلامآباد، ۱۳۷۰ / ۱۹۹۱ میلادی.
۱۳. زبان، ابزار پیوستگی؛ ماهنامه«وحدت اسلامی»، اسلامآباد، ۱۳۷۰ / ۱۹۹۱ میلادی.
۱۴. پارسیگویان معاصر پاکستان؛ ماهنامه«وحید»، تهران، ۱۳۴۶ / ۱۹۶۷ میلادی.
۱۵. گرامی، استاد اقبال؛ مجله«ادبیات»، دانشگاه تهران، فروردین ۱۳۴۸.
۱۶. محیالدین ابن عربی؛ «معارف اسلامی»، تهران، شهریور ۱۳۴۸.
۱۷. خواجه حافظ همارے دیس میں؛ فصلنامه«دانش»، شماره۱۷ و ۱۸، بهار و تابستان ۱۳۶۸.
مقالات انگلیسی
. 1 Al - Tabare: A History Historiography In Islam.
Danesh no 22:1-16 [257-272]
2.Hazrat Ali as a great muslim cliph.
Danesh no 32: 16-18 [255-257]
3. Review on Tales from Iran.
Danesh no 23: 7-10 [293-296]
مجموعهاین آثار و مقالات نشان میدهد که فعالیت علمی استاد رضوی تنها به تألیف و پژوهش دربارهشاعران فارسیگوی پاکستان محدود نبود، بلکه موضوعاتی همچون تاریخ و ادبیات فارسی، آموزش زبان فارسی، روابط فرهنگی ایران و پاکستان، ایرانشناسی، ادبیات اردو و شخصیتهای برجستهاسلامی و ادبی را نیز دربرمیگرفت. انتشار بخشی از آثار او به زبان انگلیسی نیز نشاندهندهتلاش وی برای معرفی این موضوعات به مخاطبانی فراتر از جامعهفارسیزبان بود.
درگذشت
استاد دکتر سید سبط حسن رضوی، استاد و پژوهشگر برجسته زبان و ادب فارسی در پاکستان، ذاکر اهلبیت علیهمالسلام، ادیب و خطیبی توانمند و استادی مهربان و خوشرفتار بود. دوستان و علاقهمندان او از سر ارادت، گاه وی را «پیر فارسی پاکستان» مینامیدند؛ عنوانی که بیش از هر چیز، بازتاب سالها حضور، تلاش و خدمت او در عرصهزبان و ادب فارسی در این کشور بود.
استاد رضوی پس از یک دوره نسبتاً طولانی بیماری، در سن ۷۱ سالگی، روز یازدهم دسامبر ۱۹۹۷ میلادی، برابر با ۱۳۷۶ هجری شمسی، چشم از جهان فروبست..
با درگذشت او، زندگی مردی به پایان رسید که بخش بزرگی از عمر خود را با زبان فارسی و فرهنگ و ادب آن سپری کرده بود؛ مردی که از سالهای جوانی تا واپسین روزهای زندگی، آموزش، پژوهش و ترویج فارسی را دنبال کرد و این زبان را نه فقط موضوعی برای تدریس و تحقیق، بلکه بخشی از میراث فکری و فرهنگی مردم این سرزمین میدانست.
او در کنار فعالیتهای علمی و آموزشی، برای معرفی میراث فارسی، شناسایی و حمایت از فارسیگویان و فارسیآموزان و تقویت پیوندهای فرهنگی میان ایران و پاکستان نیز تلاش کرد. تأسیس و مشارکت در انجمنها و نهادهای فرهنگی، تربیت و آموزش فارسیآموزان، پژوهش دربارهشاعران فارسیگوی پاکستان، تألیف و ترجمه و انتشار مقالات و کتابها، تنها بخشی از فعالیتهایی بود که نام او را با زبان و ادب فارسی در پاکستان پیوند زد.
از همین رو، درگذشت استاد رضوی تنها فقدان یک استاد و پژوهشگر نبود؛ جامعه علمی و فرهنگی پاکستان یکی از چهرههای شناختهشده و پرتلاش عرصهزبان و ادب فارسی را از دست داد. او میراثی از دانش، آموزش، پژوهش و فعالیت فرهنگی بر جای گذاشت؛ میراثی که در خاطره شاگردان، دوستان، همکاران و علاقهمندان زبان فارسی و در آثار و نوشتههای او همچنان باقی است.
زندگی علمی و فرهنگی استاد رضوی را میتوان روایت دلبستگی مردی دانست که سالهای طولانی عمر خود را در راه پاسداری و گسترش زبانی سپری کرد که خود آن را بخشی از پیوند تاریخی و فرهنگی ایران و شبهقاره میدانست. از این منظر، عنوان «پیر فارسی پاکستان» تنها نامی از سر ارادت نبود؛ بلکه خلاصهای از سالها حضور و تلاش او در خدمت زبان و ادب فارسی در این سرزمین بود.
منبع:
احوال و آثار دکتر سید سبط حسن رضوی
شاعران پارسی گوی معاصر پاکستان
۱. انجمن روابط فرهنگی ایران و پاکستان
۲. سازمان فارسی
۳. انجمن فارسی
۴. دبستان انیس و دبیر
۵. انجمن فارغالتحصیلان دانشگاههای ایران
۶. مجلس ایرانشناسی
۷. انجمن مرکزالمسلمین
در سال ۱۹۵۸ میلادی، استاد رضوی با همکاری جمعی از دوستان همدل و علاقهمند به زبان و ادب فارسی،« انجمن روابط فرهنگی ایران و پاکستان »را تأسیس کرد. اگرچه این انجمن عمر چندانی نداشت، اما فعالیتهای آن متوقف نشد و بعدها با عنوان«سازمان فارسی»در راولپندی و اسلامآباد ادامه یافت. این تشکل به محلی برای گردهمایی علاقهمندان زبان و ادب فارسی تبدیل شد و در مسیر ترویج زبان فارسی و تقویت روابط و دوستی فرهنگی میان ایران و پاکستان فعالیت کرد. یکی دیگر از نهادهایی که با تلاش و مشارکت استاد رضوی شکل گرفت، «دبستان انیس و دبیر» بود. این نهاد فرهنگی و ادبی به یاد دو شاعر بزرگ مرثیهسرای اردو، میر ببرعلی انیس و میر تقی میر، نامگذاری شده بود و دکتر رضوی از بنیانگذاران آن به شمار میرفت. تأسیس چنین نهادهایی نشان میدهد که فعالیت فرهنگی استاد رضوی تنها بر زبان فارسی متمرکز نبود، بلکه ادبیات اردو و میراث مشترک فرهنگی شبهقاره را نیز دربرمیگرفت. مجموعه این فعالیتها بخشی از تلاش گسترده استاد رضوی برای ایجاد نهادهایی بود که بتوانند زمینه ارتباط میان دانشجویان، استادان، نویسندگان، شاعران و علاقهمندان به فرهنگ و ادب را فراهم کنند و به تداوم فعالیتهای علمی و فرهنگی در پاکستان یاری رسانند.
جایگاه علمی و فرهنگی
دکتر سید سبط حسن رضوی از چهرههای شناختهشده علمی و فرهنگی در حوزه زبان و ادب فارسی در پاکستان بود. او به زبانهای اردو، فارسی و انگلیسی تسلط داشت و به این زبانها مقاله و کتاب مینوشت. افزون بر این، با زبانهای هندی و عربی نیز آشنایی داشت و از این توانایی زبانی در فعالیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی خود بهره میگرفت.
استاد رضوی در طول زندگی علمی و فرهنگی خود از احترام و جایگاه ویژهای در میان استادان، ادیبان، نویسندگان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی برخوردار بود. او در مقام استاد، ادیب، سخنران و نویسنده فعالیت میکرد و نامش در محافل علمی و ادبی پاکستان و ایران با زبان و ادب فارسی پیوند خورده بود. از او به عنوان یکی از خدمتگزاران و مروجان برجسته زبان فارسی در پاکستان یاد میشد. دامنه فعالیتهای علمی و فرهنگی استاد رضوی به پاکستان و ایران محدود نبود. او در طول زندگی خود به کشورهای مختلف سفر کرد و در محافل علمی و ادبی آنها حضور یافت. از جمله این کشورها میتوان به ایران، افغانستان، امارات متحده عربی، استرالیا، ایالات متحده آمریکا، انگلستان، فرانسه، سوئیس، هلند، بلژیک، اردن، عراق، عربستان سعودی و عمان اشاره کرد. این سفرها فرصتهایی برای دیدار با استادان، نویسندگان، ادیبان و علاقهمندان به فرهنگ و ادب فارسی و برای گسترش ارتباطات فرهنگی فراهم میکرد.در داخل پاکستان نیز استاد رضوی تقریباً به همه شهرهای کشور سفر کرد و در برنامهها و محافل مختلف فرهنگی و ادبی سخنرانی داشت. سخنرانیها و خطابههای او با استقبال و حضور گسترده مخاطبان همراه بود و از همین راه نیز در معرفی زبان و ادب فارسی و تقویت علاقه به این میراث فرهنگی نقش داشت.رادیو و تلویزیون نیز بخش مهمی از فعالیتهای فرهنگی او را تشکیل میداد. استاد رضوی حدود سی سال با بخش فارسی رادیو پاکستان همکاری داشت و نوشتههای ادبی و گفتارهای مذهبی او از این شبکه برای فارسیزبانان پخش میشد. او همچنین با تلویزیون پاکستان همکاری داشت و از ظرفیت رسانههای عمومی برای ارتباط با مخاطبان گستردهتر و معرفی زبان و فرهنگ فارسی استفاده میکرد. استاد رضوی در محافل علمی، ادبی و فرهنگی پاکستان به عنوان یکی از چهرههای فعال در ترویج زبان فارسی شناخته میشد. علاقه و دلبستگی او به ایران و فرهنگ، هنر و ادب ایرانی نیز بخش مهمی از شخصیت فرهنگی او بود؛ چنانکه در محافل مختلف از او به عنوان دوستدار ایران و فرهنگ و هنر ایرانی یاد میشد. مجموعه این فعالیتها، جایگاه او را به عنوان یکی از چهرههای مؤثر در عرصه آموزش، ترویج و پاسداری از زبان و ادب فارسی در پاکستان تثبیت کرد.
آثار و مقالات دکتر سید سبط حسن رضوی
استاد رضوی در زمینه زبان و ادب فارسی، بهویژه شعر فارسی، پژوهشهای فراوانی انجام داد و مقالات ارزشمندی به رشته تحریر درآورد. آثار و مقالات او را میتوان در دو بخش آثار و مقالات فارسی و مقالات انگلیسی بررسی کرد.
آثار
۱.شاعران پارسیگویان معاصر پاکستان
« شاعران پارسیگویان معاصر پاکستان » مهمترین تألیف استاد رضوی و حاصل پژوهشهای گستردهاو درباره شاعران و فارسیگویان معاصر پاکستان است. جلد نخست این اثر با عنوان «فارسیگویان پاکستان (از گرامی تا عرفانی)» در سال ۱۳۵۳ هجری شمسی، برابر با ۱۹۷۴ میلادی، از سوی مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان در اسلامآباد به چاپ رسید. این کتاب شامل شرح احوال و اشعار ۷۴ تن از شاعران فارسیگوی پاکستان، از مولانا غلام قادر گیلانی تا دکتر خواجه عبدالحمید عرفانی، است که از نظر مانی از سال ۱۸۵۶ تا ۱۹۰۷ میلادی را در برمی گیرد. کتاب در ۱۲۹ صفحه و در قطع وزیری منتشر شده و شامل پیشگفتار، مقدمه، دو بخش، فهرست اعلام و فهرست منابع است.«فارسیگویان پاکستان» در اصل رساله دکتری دکتر سید سبط حسن رضوی بوده که با راهنمایی دکتر ذبیحالله صفا تدوین شده است. موضوعات و محورهای پژوهشی این رساله عبارتاند از:
شعر فارسی و شاعران پاکستان در قرن چهاردهم؛
شاعران پاکستانی فارسیزبان قرن چهاردهم؛
شعر فارسی- مجموعهها
در این پژوهش، شعر معاصر پاکستان و تحول آن در پیوند با جنبش آزادیخواهی مسلمانان هند نیز بررسی شده است. بر اساس مطالب این اثر، شعر این دوره دستخوش دگرگونیهای خاصی شده و سبکی شکل گرفته است که ترکیبی از پیروی از سنت، انعطاف و پرداختن به مسائل روزمره بوده و در این پژوهش از آن با عنوان «سبک پاکستانی» یاد شده است.
مضامین شعر معاصر پاکستان نیز متنوع است و حمد، نعت پیامبر اکرم(ص)، منقبت بزرگان اسلام، مدح، توصیف، تغزل، مرثیه، اندرز، عرفان و مضامین دینی، ملی و سیاسی را دربرمیگیرد. نهضت ادبی معاصر نیز در بخشی از آثار خود به مضامین ملی و سیاسی پرداخته است. شاعران فارسیگوی معاصر از قواعد عروض، قافیه و صنایع بدیعی نیز بهره گرفتهاند.
نام و شرح حال شاعران در دو بخش ارائه شده است: بخشی بر اساس تاریخ وفات و بخشی بر اساس ترتیب تولد. سپس سبک و آثار هر یک از شاعران بررسی و معرفی شده و در ادامه، نمونههایی از اشعار آنان آورده شده است.
۲. گلشن فارسی
«گلشن فارسی» اثری برای آموزش فارسی امروز به غیر فارسیزبانان است که استاد رضوی با همکاری دکتر سید علیرضا تقوی تألیف کرده است. این کتاب تاکنون پنج بار به چاپ رسیده است.
۳. سوابق تاریخی و روابط مادی و معنوی مردم پاکستان و ایران
این اثر به سوابق تاریخی و روابط مادی و معنوی میان مردم پاکستان و ایران میپردازد.
۴. پرده کا حسن اور حسن کا پرده
استاد رضوی اثر «پرده کا حسن اور حسن کا پرده» را نیز به فارسی برگردانده است. این اثر در ترجمهفارسی با عنوان «حجاب زیبا و زیبایی حجاب» معرفی شده است.
مقالات فارسی
از مقالات و نوشتههای فارسی استاد رضوی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. یاد او بخیر باد( در بزرگداشت استاد سید غلامرضا سعیدی)، فصلنامه«دانش»، شماره۱۷ و ۱۸، بهار و تابستان ۱۳۶۸خ.
۲. طبری؛ فصلنامه«دانش»، اسلامآباد، شماره۱۲۰، زمستان ۱۳۶۹ / ۱۹۹۱ میلادی.
۳. شاهنامه یا کتاب اخلاق؛( مقاله ارائهشده در همایش فردوسی در دهلی) ، فصلنامه«دانش»، شماره۲۷ و ۲۸، پاییز و زمستان ۱۳۷۰.
۴. نقش فارسیسرایان در نهضت آزادیخواهی شبهقاره و احیای زبان فارسی؛ فصلنامه«دانش»، شماره۴۷، زمستان ۱۳۷۵.
۵. آموزش زبان فارسی به نوآموزان؛ فصلنامه«دانش»، شماره۱۴۷، زمستان ۱۳۷۵.
۶. هادی، شاعر فارسیگوی پاکستان؛ ماهنامه«هلال»، کراچی، شهریور ۱۳۴۶.
۷. ظفر علیخان، روزنامهنگار آزادیخواه پاکستان؛ ماهنامه«هلال»، کراچی، آذر ۱۳۴۹.
۸. عظامی، فارسیگوی معاصر پاکستان؛ ماهنامه«هلال»، کراچی، فروردین ۱۳۵۱.
۹. مجلس ایرانشناسی؛ ماهنامه«اورنگ»، راولپندی، ۱۳۴۴ / ۱۹۶۵ میلادی.
۱۰. انیس، صد سال؛ بررسی «دبستان انیس»، راولپندی، ۱۳۵۳ / ۱۹۷۴ میلادی.
۱۱. طغرانی؛ ماهنامه«سروش»، اسلامآباد، ۱۳۵۴ / ۱۹۷۵ میلادی.
۱۲. انقلاب ایران؛ ماهنامه«وحدت اسلامی»، اسلامآباد، ۱۳۷۰ / ۱۹۹۱ میلادی.
۱۳. زبان، ابزار پیوستگی؛ ماهنامه«وحدت اسلامی»، اسلامآباد، ۱۳۷۰ / ۱۹۹۱ میلادی.
۱۴. پارسیگویان معاصر پاکستان؛ ماهنامه«وحید»، تهران، ۱۳۴۶ / ۱۹۶۷ میلادی.
۱۵. گرامی، استاد اقبال؛ مجله«ادبیات»، دانشگاه تهران، فروردین ۱۳۴۸.
۱۶. محیالدین ابن عربی؛ «معارف اسلامی»، تهران، شهریور ۱۳۴۸.
۱۷. خواجه حافظ همارے دیس میں؛ فصلنامه«دانش»، شماره۱۷ و ۱۸، بهار و تابستان ۱۳۶۸.
مقالات انگلیسی
. 1 Al - Tabare: A History Historiography In Islam.
Danesh no 22:1-16 [257-272]
2.Hazrat Ali as a great muslim cliph.
Danesh no 32: 16-18 [255-257]
3. Review on Tales from Iran.
Danesh no 23: 7-10 [293-296]
مجموعه این آثار و مقالات نشان میدهد که فعالیت علمی استاد رضوی تنها به تألیف و پژوهش دربارهشاعران فارسیگوی پاکستان محدود نبود، بلکه موضوعاتی همچون تاریخ و ادبیات فارسی، آموزش زبان فارسی، روابط فرهنگی ایران و پاکستان، ایرانشناسی، ادبیات اردو و شخصیتهای برجسته اسلامی و ادبی را نیز دربرمیگرفت. انتشار بخشی از آثار او به زبان انگلیسی نیز نشاندهنده تلاش وی برای معرفی این موضوعات به مخاطبانی فراتر از جامعه فارسیزبان بود.
درگذشت
استاد دکتر سید سبط حسن رضوی، استاد و پژوهشگر برجسته زبان و ادب فارسی در پاکستان، ذاکر اهلبیت علیهمالسلام، ادیب و خطیبی توانمند و استادی مهربان و خوشرفتار بود. دوستان و علاقهمندان او از سر ارادت، گاه وی را «پیر فارسی پاکستان» مینامیدند؛ عنوانی که بیش از هر چیز، بازتاب سالها حضور، تلاش و خدمت او در عرصه زبان و ادب فارسی در این کشور بود.
استاد رضوی پس از یک دوره نسبتاً طولانی بیماری، در سن ۷۱ سالگی، روز یازدهم دسامبر ۱۹۹۷ میلادی، برابر با ۱۳۷۶ هجری شمسی، چشم از جهان فروبست..
با درگذشت او، زندگی مردی به پایان رسید که بخش بزرگی از عمر خود را با زبان فارسی و فرهنگ و ادب آن سپری کرده بود؛ مردی که از سالهای جوانی تا واپسین روزهای زندگی، آموزش، پژوهش و ترویج فارسی را دنبال کرد و این زبان را نه فقط موضوعی برای تدریس و تحقیق، بلکه بخشی از میراث فکری و فرهنگی مردم این سرزمین میدانست.
او در کنار فعالیتهای علمی و آموزشی، برای معرفی میراث فارسی، شناسایی و حمایت از فارسیگویان و فارسیآموزان و تقویت پیوندهای فرهنگی میان ایران و پاکستان نیز تلاش کرد. تأسیس و مشارکت در انجمنها و نهادهای فرهنگی، تربیت و آموزش فارسیآموزان، پژوهش درباره شاعران فارسیگوی پاکستان، تألیف و ترجمه و انتشار مقالات و کتابها، تنها بخشی از فعالیتهایی بود که نام او را با زبان و ادب فارسی در پاکستان پیوند زد.
از همین رو، درگذشت استاد رضوی تنها فقدان یک استاد و پژوهشگر نبود؛ جامعه علمی و فرهنگی پاکستان یکی از چهرههای شناختهشده و پرتلاش عرصه زبان و ادب فارسی را از دست داد. او میراثی از دانش، آموزش، پژوهش و فعالیت فرهنگی بر جای گذاشت؛ میراثی که در خاطره شاگردان، دوستان، همکاران و علاقهمندان زبان فارسی و در آثار و نوشتههای او همچنان باقی است.
زندگی علمی و فرهنگی استاد رضوی را میتوان روایت دلبستگی مردی دانست که سالهای طولانی عمر خود را در راه پاسداری و گسترش زبانی سپری کرد که خود آن را بخشی از پیوند تاریخی و فرهنگی ایران و شبهقاره میدانست. از این منظر، عنوان «پیر فارسی پاکستان» تنها نامی از سر ارادت نبود؛ بلکه خلاصهای از سالها حضور و تلاش او در خدمت زبان و ادب فارسی در این سرزمین بود.
منبع:
احوال و آثار دکتر سید سبط حسن رضوی
شاعران پارسی گوی معاصر پاکستان
نظر شما