۲۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۹

آیا "دیوان مخفی " به زیب‌النساء بیگم تعلق دارد

دیوان مخفی؛ شعر فارسی، اندیشه عرفانی و مسئله انتساب آثار زیب‌النساء
آیا "دیوان مخفی " به زیب‌النساء بیگم تعلق دارد

اگر زندگی زیب‌النساء بیگم جلوه‌ای از حضور زنان فرهیخته در محیط فرهنگی دربار گورکانی باشد، دیوان مخفی مهم‌ترین نماد ادبی پیوند این شاهزاده با زبان فارسی است. این مجموعه، که به نام تخلّص شعری «مخفی» شهرت یافته، در سنت ادبی فارسی و مطالعات مربوط به زنان شاعر شبه‌قاره جایگاهی قابل‌توجه دارد. دیوان مخفی از یک سو برای شناخت ذوق شعری زیب‌النساء و از سوی دیگر برای مطالعه جریان‌های ادبی فارسی در هند اهمیت دارد. بااین‌حال، بررسی علمی این مجموعه نیازمند توجه به دو موضوع است: نخست، ویژگی‌های ادبی و فکری اشعار منسوب به او؛ دوم، تاریخ گردآوری و انتشار دیوان و اختلاف‌نظرها درباره انتساب همه اشعار آن به زیب‌النساء. پژوهش‌های تاریخی و ادبی نشان می‌دهند که این دو موضوع را نباید از یکدیگر جدا کرد.

دیوان مخفی؛ شعر فارسی، اندیشه عرفانی و مسئله انتساب آثار زیب‌النساء

اگر زندگی زیب‌النساء بیگم جلوه‌ای از حضور زنان فرهیخته در محیط فرهنگی دربار گورکانی باشد، دیوان مخفی مهم‌ترین نماد ادبی پیوند این شاهزاده با زبان فارسی است. این مجموعه، که به نام تخلّص شعری «مخفی» شهرت یافته، در سنت ادبی فارسی و مطالعات مربوط به زنان شاعر شبه‌قاره جایگاهی قابل‌توجه دارد. دیوان مخفی از یک سو برای شناخت ذوق شعری زیب‌النساء و از سوی دیگر برای مطالعه جریان‌های ادبی فارسی در هند اهمیت دارد. بااین‌حال، بررسی علمی این مجموعه نیازمند توجه به دو موضوع است: نخست، ویژگی‌های ادبی و فکری اشعار منسوب به او؛ دوم، تاریخ گردآوری و انتشار دیوان و اختلاف‌نظرها درباره انتساب همه اشعار آن به زیب‌النساء. پژوهش‌های تاریخی و ادبی نشان می‌دهند که این دو موضوع را نباید از یکدیگر جدا کرد.

زیب‌النساء برای سرودن شعر از تخلّص «مخفی» استفاده می‌کرد؛ واژه‌ای فارسی به معنای پنهان، پوشیده یا نهان. در سنت شعر فارسی، تخلّص نامی است که شاعر معمولاً در غزل‌های خود، به‌ویژه در بیت پایانی، از آن استفاده می‌کند. انتخاب چنین نامی برای شاهزاده‌خانمی که در فضای محدودکننده دربار زندگی می‌کرد، از نظر ادبی و نمادین جالب‌توجه است. می‌توان تخلّص «مخفی» را در ارتباط با موقعیت اجتماعی او نیز خواند: او از یک سو به خاندان سلطنتی تعلق داشت و از سوی دیگر، آثار ادبی‌اش را با نامی منتشر می‌کرد که هویتی پوشیده را تداعی می‌کرد. البته نباید این برداشت ادبی را به‌عنوان توضیح قطعی برای انتخاب تخلّص او در نظر گرفت؛ معنای نمادین این نام، بیش از هر چیز، تفسیری است که خوانندگان و پژوهشگران از زندگی و شعر او به دست می‌دهند. در عین حال، موضوع تخلّص در بررسی دیوان اهمیت دیگری نیز پیدا می‌کند: «مخفی» تنها به زیب‌النساء اختصاص نداشته است. برخی تذکره‌ها و منابع ادبی، این تخلّص را به زنان شاعر دیگری از خاندان مغول، از جمله نورجهان و سلیمۀ سلطان بیگم، و همچنین به شاعران دیگری نسبت داده‌اند. همین اشتراک نام مستعار، تشخیص دقیق صاحب بعضی اشعار را دشوار می‌کند.

بر اساس مقدمه ترجمه انگلیسی The Diwan of Zeb-un-Nissa که در سال ۱۹۱۳ به کوشش مگن لعل و جسی دانکن وستبروک منتشر شد، نوشته‌های پراکنده‌ای که به زیب‌النساء نسبت داده می‌شد، در سال ۱۷۲۴ میلادی، یعنی چند دهه پس از درگذشت او، زیر عنوان «دیوان مخفی» گردآوری شد. در همان مقدمه، برای نسخه اولیه مجموعه از ۴۲۱ غزل و چند رباعی یاد شده و آمده است که در سال ۱۷۳۰ غزل‌های دیگری نیز به آن افزوده شد. این تاریخ‌ها را باید در چارچوب گزارش همان مقدمه در نظر گرفت، نه به‌عنوان نتیجه قطعی بررسی تمام نسخه‌های خطی. در سنت نسخه‌نویسی فارسی، دیوان شاعران ممکن بود طی چند مرحله تکمیل شود؛ کاتبان اشعار پراکنده را به مجموعه‌های موجود بیفزایند و نسخه‌های بعدی از نظر تعداد و ترتیب شعرها با یکدیگر تفاوت پیدا کنند. به همین دلیل، درباره دیوان مخفی نیز باید میان نسخه‌های متفاوت و چاپ‌های مختلف تمایز گذاشت. در برخی نوشته‌ها، حجم دیوان زیب‌النساء حدود پنج هزار بیت ذکر شده و در بعضی روایت‌ها رقم‌های دیگری، حتی تا پانزده هزار بیت، دیده می‌شود. در مقابل، یک پژوهش درباره شاعران زن فارسی‌گوی شبه‌قاره، شمار ابیات باقی‌مانده از زیب‌النساء را در حدود ۴۰۲۵ بیت گزارش می‌کند. این اختلاف‌ها نشان می‌دهد که ذکر یک عدد ثابت، بدون معرفی نسخه یا چاپ مورد استفاده، برای توصیف حجم دیوان کافی نیست.

محتوای شعری و درون‌مایه‌های اصلی دیوان

بخش مهمی از اشعار منسوب به زیب‌النساء در قالب غزل سروده شده است؛ قالبی که در سنت فارسی برای بیان عشق، شوریدگی، اندیشه‌های عرفانی، تأملات اخلاقی و تجربه‌های شخصی جایگاه ویژه‌ای دارد. زبان و فضای شعر او را باید در زمینه گسترده‌تر ادبیات فارسی سده هفدهم میلادی و محیط فرهنگی گورکانیان بررسی کرد. عشق یکی از محورهای مهم دیوان مخفی است. در شعر فارسی کلاسیک، عشق می‌تواند هم به دلبستگی انسانی و هم به اشتیاق برای رسیدن به حقیقتی فراتر از جهان مادی اشاره داشته باشد. ازاین‌رو، در بسیاری از غزل‌های این سنت، مرز میان معشوق انسانی و معشوق الهی عمداً مبهم می‌ماند و همین ابهام به شعر عمق و چندلایگی می‌بخشد. در اشعار منسوب به زیب‌النساء نیز عشق را نمی‌توان تنها در چارچوب روایت‌های عاشقانه زندگی او تفسیر کرد. برای تحلیل دقیق این اشعار، باید میان تجربه‌های ادبی شاعر، زبان قراردادی غزل فارسی و داستان‌هایی که بعدها درباره زندگی خصوصی او شکل گرفته‌اند، تفاوت قائل شد. جنبه عرفانی از دیگر زمینه‌های مهم بررسی این دیوان است. در سنت شعر فارسی، مفاهیمی چون فراق، وصال، رهایی از خودخواهی، ناپایداری جهان و جست‌وجوی حقیقت اغلب در زبانی عاشقانه بیان می‌شوند. در نتیجه، غزل عرفانی تنها بیان یک احساس فردی نیست؛ بلکه می‌تواند بازتابی از تأمل درباره هستی و رابطه انسان با حقیقت نیز باشد.

زیب‌النساء در محیطی پرورش یافت که مطالعه متون دینی و ادبی در آن اهمیت داشت. از این رو، بررسی پیوندهای میان اندیشه دینی، عرفان و تصویرپردازی شعری در آثار منسوب به او می‌تواند یکی از محورهای مهم پژوهش درباره دیوان مخفی باشد. البته تعیین میزان و نوع این گرایش‌ها، نیازمند بررسی مستقیم ابیات و مقایسه آن‌ها با متون عرفانی هم‌عصر است. در کنار عشق و عرفان، مضامین اخلاقی و حکمی نیز در شعر منسوب به زیب‌النساء دیده می‌شود. این مضامین ممکن است در قالب تأمل درباره گذر زمان، ناپایداری قدرت، دشواری زندگی، ارزش معرفت یا ضرورت شناخت خویشتن مطرح شوند. اهمیت این بخش از شعر او در آن است که خواننده را از برداشت صرفاً زندگی‌نامه‌ای فراتر می‌برد. اگر دیوان مخفی تنها به‌عنوان مجموعه‌ای از اشعار یک شاهزاده گرفتار در دربار مطالعه شود، بخشی از قابلیت ادبی آن نادیده می‌ماند؛ درحالی‌که بررسی درون‌مایه‌ها، زبان و شیوه‌های تصویرسازی می‌تواند جایگاه این مجموعه را در تاریخ شعر فارسی روشن‌تر کند.

فراق و شکایت نیز از موضوعاتی است که در برخی اشعار منسوب به زیب‌النساء مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در سنت غزل فارسی، فراق می‌تواند معنایی شخصی، اجتماعی یا عرفانی داشته باشد و مفهوم غربت نیز همیشه به دوری جغرافیایی محدود نمی‌شود؛ گاه از فاصله میان آرزوهای انسان و واقعیت زندگی سخن می‌گوید. در یک پژوهش سبک‌شناختی درباره شعر او، به مضامین عاشقانه، عرفانی، اخلاقی و حکمی، و نیز بسامد شکایت در اشعار منسوب به وی اشاره شده است. همان پژوهش به نقش تصویرسازی و تشبیه در شعر او توجه دارد.

 جایگاه دیوان مخفی در سبک هندی

زیب‌النساء در دوره‌ای زندگی می‌کرد که شعر فارسی در شبه‌قاره هند از رونق برخوردار بود. شاعران این حوزه با بهره‌گیری از میراث قدیم فارسی و تجربه‌های تازه ادبی، شیوه‌هایی را گسترش دادند که بعدها با عنوان «سبک هندی» شناخته شدند. پیچیدگی تصویر، پیوند میان مفاهیم دور از یکدیگر، ظرافت‌های معنایی و توجه به مضمون‌پردازی از ویژگی‌هایی است که معمولاً در معرفی این سبک مطرح می‌شود. اشعار منسوب به زیب‌النساء نیز در ارتباط با این محیط ادبی بررسی شده‌اند. بااین‌حال، نباید فرض کرد که تمام ویژگی‌های شعر او به‌طور کامل با یک تعریف ثابت از سبک هندی منطبق است. پژوهش‌های سبک‌شناختی درباره آثار او نتایج یکسانی ندارند و برخی بر ترکیب عناصر و تأثیرهای مختلف در شعر او تأکید می‌کنند. ازاین‌رو، مناسب‌تر است شعر او را در بستر متنوع شعر فارسی شبه‌قاره قرار دهیم و ویژگی‌های هر بخش را جداگانه بررسی کنیم.

چاپ‌ها، ترجمه‌ها و نسخه‌های دیوان

دیوان مخفی در دوره‌های مختلف به صورت نسخه خطی و چاپی مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت این تاریخ انتشار در آن است که نشان می‌دهد اشعار منسوب به زیب‌النساء نه‌تنها در محیط دربار، بلکه در دوره‌های بعد نیز برای خوانندگان و علاقه‌مندان ادبیات فارسی ارزش داشته‌اند. در سال ۱۹۱۳ میلادی، مگن لعل و جسی دانکن وستبروک ترجمه انگلیسی پنجاه غزل نخست دیوان را با مقدمه و یادداشت منتشر کردند. این کتاب با عنوان The Diwan of Zeb-un-Nissa: The First Fifty Ghazals در لندن به چاپ رسید و امروز نیز یکی از منابع شناخته‌شده برای مطالعه انگلیسی‌زبانان درباره این مجموعه است. در همان سال، گزیده‌ای دیگر از اشعار منسوب به او به کوشش پی. والی با عنوان The Tears of Zebunnisa: Being Excerpts from the Divan-i Makhfi منتشر شد. فهرست کتابخانه بریتانیا نیز اثری از والی را با عنوان دیوان مخفی ثبت کرده است.

چاپ‌های فارسی دیوان نیز در تاریخ انتشار آن جایگاه مهمی دارند. از جمله نسخه‌ای با عنوان «دیوان مخفی» در سال ۱۸۷۶ میلادی به وسیله انتشارات منشی نول کشور در  شهر لکهنو منتشر شده است. نسخه دیگری از این مجموعه در سال ۱۹۳۰ در کانپور به چاپ رسیده است. در ایران نیز چاپی با عنوان دیوان زیب‌النساء (مخفی) به تصحیح سید ابوطالب میرعابدینی و مهیندخت صدیقیان، در سال ۱۳۸۱ خورشیدی از سوی انتشارات امیرکبیر در تهران منتشر شده است. وجود چاپ‌ها و نسخه‌های متعدد، فرصت مناسبی برای مطالعات تطبیقی فراهم می‌کند. مقایسه ترتیب غزل‌ها، تعداد ابیات، واژگان، تخلّص و اختلاف‌های نسخه‌ای می‌تواند به شناخت تاریخ انتقال و گسترش این مجموعه کمک کند.

مسئله انتساب؛ آیا تمام اشعار دیوان از زیب‌النساء است؟ یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پژوهشی درباره دیوان مخفی این است که آیا تمام اشعاری که در نسخه‌ها و چاپ‌های آن آمده‌اند، واقعاً سروده زیب‌النساء بیگم هستند یا نه. این پرسش از آنجا اهمیت پیدا می‌کند که در سنت تذکره‌نویسی فارسی، تخلّص «مخفی» به چند شاعر نسبت داده شده است. در نتیجه، شباهت نام مستعار می‌توانسته موجب انتقال اشتباه برخی ابیات از یک شاعر به شاعری دیگر شود. پژوهش ایرانیکا درباره تذکره‌های زنان شاعر پیشامدرن نیز به همین ابهام اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که اطلاعات زندگی‌نامه‌ای و اشعار برخی زنان شاعر در منابع مختلف با یکدیگر درآمیخته‌اند.  جادونت سرکار نیز در پژوهش تاریخی خود درباره هند گورکانی، انتساب دیوان موجود به زیب‌النساء را زیر سؤال برده است. این دیدگاه نشان می‌دهد که اعتبار همه اشعار مجموعه از گذشته محل بحث بوده است. در مقابل، ترجمه‌ها، چاپ‌ها و پژوهش‌های ادبی جدید همچنان دیوان مخفی را مجموعه‌ای مهم در مطالعه شعر فارسی و میراث ادبی زنان در شبه‌قاره می‌دانند.  بنابراین، رویکرد علمی مناسب نه پذیرش بی‌چون‌وچرای تمام اشعار است و نه کنارگذاشتن کامل ارزش مجموعه. لازم است میان اصل شاعری زیب‌النساء، اشعار دارای انتساب معتبرتر و ابیاتی که انتسابشان محل تردید است، تفاوت گذاشته شود. بررسی نسخه‌های خطی، مقایسه نقل‌های تذکره‌ها و مطالعه ویژگی‌های زبانی و سبکی می‌تواند در روشن‌ترشدن این موضوع مؤثر باشد. این مسئله به‌ویژه برای پژوهشگران ادبیات فارسی اهمیت دارد؛ زیرا ارزش دیوان مخفی تنها به زندگی یک شاهزاده‌خانم وابسته نیست، بلکه به تاریخ نسخه‌نویسی، انتقال شعر، نقش زنان در فرهنگ ادبی و تحولات شعر فارسی در هند نیز مربوط می‌شود.

دیوان مخفی را باید از دو منظر مکمل بررسی کرد: نخست به‌عنوان میراث شعری که به زیب‌النساء بیگم، یکی از زنان فرهیخته دربار گورکانی، نسبت داده شده است؛ دوم به‌عنوان مجموعه‌ای تاریخی که فرایند گردآوری، نسخه‌برداری، انتشار و انتساب آن پرسش‌های مهمی را در برابر محققان قرار می‌دهد. مطالعه این اثر می‌تواند در شناخت موضوعاتی چون عشق، عرفان، حکمت، غربت و شکایت در شعر فارسی شبه‌قاره سودمند باشد. در عین حال، بررسی اختلاف نسخه‌ها و انتساب اشعار باید بخشی جدایی‌ناپذیر از پژوهش درباره آن باشد. جایگاه زیب‌النساء در تاریخ فرهنگی هند را نمی‌توان تنها به نسبت خانوادگی او با اورنگ‌زیب یا داستان زندانی‌شدنش محدود کرد. علاقه او به دانش، کتاب و شعر فارسی سبب شده است که نامش تا امروز در بحث‌های مربوط به زنان شاعر و میراث ادبی فارسی زنده بماند. دیوان مخفی نیز، با تمام پرسش‌های تاریخی و نسخه‌شناختی‌اش، همچنان یکی از موضوعات ارزشمند برای مطالعه پیوند میان ادبیات فارسی، فرهنگ گورکانی و تاریخ زنان در شبه‌قاره هند است.

منابع:

1. Krieger-Krynicki, Annie. Captive Princess: Zebunissa, Daughter of Emperor Aurangzeb. Oxford University Press, 2005.

2. Lal, Magan, and Jessie Duncan Westbrook. The Diwan of Zeb-un-Nissa: The First Fifty Ghazals. London: John Murray, 1913.

3. Whalley, P. The Tears of Zebunnisa: Being Excerpts from the Divan-i Makhfi. London: W. Thacker & Co., 1913.

4. Chopra, R. M. Eminent Poetesses of Persian. Kolkata: Iran Society, 2010.

5. Nath, Renuka. Notable Mughal and Hindu Women in the 16th and 17th Centuries A.D. New Delhi: Inter-India Publications, 1990.

6. Sarkar, Jadunath. Studies in Mughal India.

7. Mir-Abedini, Seyyed Abu Talib, and Mahindokht Seddiqian, eds. Divan-e Zeb al-Nesa (Makhfi). Tehran: Amir Kabir Publications, 2002.

کد مطلب 27747

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =