ظاهراً تعداد فزاینده حجره: کلاسهای مذهبی مخفی، در ازبکستان نشاندهنده نیاز روزافزون به آموزش رسمی دینی است، که در حال حاضر برای بسیاری قابل دستیابی نیست.
ماجرای سقوط یک دانش آموز جوان از طبقه پنجم در تلاش برای فرار از ضرب و شتم معلمش بحث داغی را در میان کاربران اینترنت در ازبکستان برانگیخت. این پسر با چند شکستگی استخوان و جراحات دیگر زنده است. معلم، یوسف، یک حجره، یک مدرسه مذهبی غیرقانونی زیرزمینی را برای حدود 15 کودک در آپارتمان اجارهای خود در تاشکند افتتاح کرد و از هر والدین 200000 صوم ازبکستان برای آموزش اسلام گرفت. رسانه های محلی گزارش می دهند که او اغلب شاگردانش را کتک می زند. یوسف در حال حاضر در حال گذراندن یک دوره 15 روزه حبس، به عنوان مجازات اداری است.
رسانه های خبری محلی مملو از چنین داستان هایی هستند، زیرا وزارت امور داخلی (MIA) در مورد حمله به حجره آنها، هرچند با جزئیات محدود، اقدام به انتشار مطلب کرده است. به عنوان مثال، اداره اصلی امور داخلی شهر تاشکند گزارش داد که در فوریه 2023 به فعالیت چند نفری که به طور خودسرانه «مفاهیم دینی شخصی» خود را آموزش میدادند، بدون داشتن هیچ گونه آموزش رسمی مذهبی یا مجوز، پایان دادند. دو نفر از آنها در یک مرکز مطالعاتی محلی به نام "آموزش یاسین" تدریس می کردند، در حالی که دیگری یک کانال تلگرامی را باز کرده بود و اسلام را به سه نفر، آموزش می داد. یک زوج متاهل ظاهراً در خانه خود به فرزندان خود اسلام، می آموختند.
ازبکستان کشوری با اکثریت مسلمان است، اما دارای حکومتی کاملاً سکولار است. شهروندان از حق قانون اساسی برای اظهار هر عقیده مذهبی یا عدم اظهار عقیده مذهبی برخوردارند. پس از هفتاد سال الحاد ترویج شده توسط شوروی، و سی سال مشت آهنین کریموف علیه اسلام، روند زندگی عمومی مذهبی، آشکارتر می شود.
با این حال، دینداری در ازبکستان باید تنها در محدوده اسلام مورد تایید دولت باقی بماند. مطالب دینی چه به صورت چاپی و چه برخط، تنها پس از استفاده از تخصص الهیات، اغلب توسط کمیته امور مذهبی ازبکستان، ایجاد و برای عموم منتشر می شود. تاشکند همچنین انتصاب امامان در مساجد محلی را کنترل می کند و بر محتوای خطبه های آنها نظارت دارد. امامان و دیگر شخصیتهای دینی اسلامی در فعالیتهای خود محتاط هستند و در تبلیغ خود، میانهرو میباشند.
ممنوعیت حضور خردسالان در مساجد در سال 2020 لغو شد و تاشکند به مردم یادآوری کرد که هیچ محدودیتی برای حضور کودکان در نماز جماعت وجود ندارد، مشروط بر اینکه پدر، برادر و بستگان نزدیک خود همراه باشند. با این حال، هیچ مدرسه دینی رسمی برای کودکان تا زمانی که تحصیلات متوسطه یا حرفه ای خود را دریافت نکنند، وجود ندارد. ارزشها و سنتهای دینی بهطور غیررسمی توسط والدین یا سایر سرپرستان کودکان در خانه آموزش داده میشوند. کودکان همچنین تحت نظارت والدین خود به انواع کتاب های مذهبی و مطالب رسانههای برخط، دسترسی دارند. با این حال برخی از والدین هنوز فرزندان خود را به حجره، می فرستند.
تعداد حجره هایی که در سراسر کشور فعالیت می کنند مشخص نیست. در سال 2017، 33 مدرسه بر اساس بیانیه های دولت تعطیل شدند. در نیمه اول سال 2018، وزارت امور داخلی( MIA) 116 مدرسه زیرزمینی را تعطیل کرد.
حجرهها اغلب شباهتهای خاصی دارند، اگرچه هر کدام جداگانه سازماندهی شدهاند. معلمان حجره اغلب، فاقد تحصیلات دینی رسمی هستند. اغلب آنها در محلهای خصوصی تدریس می کنند - در خانه خود یا در مراکز مطالعاتی خصوصی که ادعا می کنند عربی تدریس می کنند، نه اسلام. آنها معمولاً تعداد بسیار کمی از دانش آموزان دارند، اما در برخی موارد تعداد دانش آموزان می تواند به 40 نفر برسد. حجره ها از طریق شبکههای شخصی، دانش آموزان را پیدا می کنند. اگرچه اکثر دانش آموزان جوان هستند، اما مواردی وجود دارد که بزرگسالان نیز با آنها اسلام می آموزند. به عنوان مثال، در ماه آوریل سال گذشته، اداره امور داخلی منطقه فرغانه زنی را که در حال ارائه آموزش دینی در یک مرکز مطالعاتی خصوصی بود، دستگیر کرد. 11 نفر از 19 شاگرد او بزرگسال بودند.
ضرب و شتم دانش آموزان در حجره امری عادی نیست، اما هنوز هم اتفاق می افتد. به عنوان مثال، در سال 2021، دو برادر، که یکی از آنها امام جماعت مسجد محلی در منطقه تاشکند بود، پس از اینکه مشخص شد به طور غیرقانونی به کودکان آموزش دینی می دادند، دستگیر شدند. برادر امام در منزل ایشان که حدود بیست فرزند در آن زندگی و تحصیل می کردند، تدریس می کرد. کودکانی که خوب درس نمی خواندند با کتک زدن و گرسنگی تنبیه می شدند.
در سال 2020، مرد دیگری در تاشکند به دلیل افتتاح حجره در آپارتمانش دستگیر شد. گفته می شود او دانش آموزان خود را با وردنه آشپزخانه کتک زده است. تصاویر ویدئویی از یورش پلیس به آپارتمان وی کبودی شدید بر بدن یکی از دانش آموزان را نشان می دهد.
"حجره" یک مشکل خاص را برجسته می کند: مردم می خواهند فرزندانشان تحصیلات دینی داشته باشند، اما برای بسیاری در حال حاضر این امکان وجود ندارد. در ماده 8 قانون آزادی عقیده و تشکل های مذهبی آمده است، که نظام آموزشی کشور از دین جدا است و دروس (رشته های) دینی را نمی توان در برنامه های درسی مدارس گنجاند. مؤسسات آموزشی مذهبی از این حکم مستثنی هستند. 15 مؤسسه آموزش دینی در سراسر ازبکستان فعال هستند که سه مؤسسه آموزش عالی و 10 مؤسسه آموزش متوسطه را شامل می شود. دو تا از آنها فقط برای دختران است. دانش آموزان تنها پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان یا دانشکده های آموزش حرفه ای و رسیدن به سن 16-17 سالگی در مؤسسات آموزش دینی پذیرفته می شوند. امتحانات ورودی به آن مؤسسات آموزشی رسمی همچنان، رقابتی است.
بسیاری از والدین میخواهند فرزندانشان در سنین پایین تربیت صحیح اسلامی را دریافت کنند، یعنی زمانی که یادگیری قرآن از روی قلب و استفاده از هنجارهای دینی در زندگی روزمره، کارآمدتر است. رهبران دینی و علمای ازبکستان برای برآوردن این خواسته، اقداماتی را انجام داده اند که از نظر قانونی در حد توان آنهاست. در سالهای اخیر صدها کتاب درباره ابعاد مختلف اسلام عقاید، قرآن، حدیث، ازدواج، اقتصاد اسلامی، رفتار و غیره منتشر شده است. آنها گاهی اوقات پویشهای (کمپین) اهدای برخط عمومی را برای تحویل رایگان کتاب به مساجد محلی نیز سازماندهی میکنند. در سکوهای (پلتفرم) رسانههای اجتماعی و تارنماها، آموزشهای رایگان (مثلاً خواندن قرآن و نوشتن عربی) و سخنرانی ارائه میکنند. اما اینها شامل تعامل مستقیم بین معلم و دانش آموز نیست. به نظر می رسد آنچه والدین می خواهند این است که شخصی مسئولیت نظارت بر پیشرفت فرزندانشان در علوم دینی را بر عهده بگیرد.
مجازات افتتاح حجره و ارائه معارف دینی صرفا اداری است (ماده 241 قانون اداری کشور). در بیشتر موارد، مرتکبین جریمه ای معادل چند صد دلار می پردازند. در برخی موارد به 10 تا 15 روز حبس محکوم می شوند. فقط پس از موارد مکرر می توانند با اتهامات کیفری روبرو شوند.
تا زمانی که گزینههای بیشتری برای جوانان ازبکستان و همچنین بزرگسالان آن برای کسب آموزش دینی به صورت قانونی وجود نداشته باشد، فعالیت حجرههای مخفی علیرغم تلاشهای دولت برای بستن آنها احتمالاً ادامه خواهد داشت. در کشوری که اسلام دین غالب است، برای خانواده های ازبکی دشوار است که جایگاه خود را در زندگی مدرن خود پیدا کنند. محدودیتهای دولتی، بهطور متناقض، آموزش دینی را بیشتر زیرزمینی میکند، جایی که خطر انتقال تفسیرهای جاهلانه یا بالقوه رادیکال بیشتر است.
https://thediplomat.com/2023/08/the-hujra-phenomenon-how-do-uzbekistans-children-learn-about-islam/
نظر شما