کافه ایرانی «چایی» قصهای از چای، مهاجرت، هویت و دوستی ایران و هند در قلب مهیم بمبئی
در میان خیابانهای پرهیاهوی بمبئی، جایی در منطقه مهیم، کافهای کوچک قرار دارد که در نگاه نخست شاید تنها یک کافه قدیمی و نوستالژیک به نظر برسد؛ اما پشت نام آن داستانی چندلایه از مهاجرت ایرانیان، فرهنگ کافهداری بمبئی، سینما، غذا، خانواده و پیوند تاریخی ایران و هند نهفته است. نام این مکان Café Irani Chaii است؛ کافهای که در سال ۲۰۱۵ در مهیم گشایش یافت و از همان آغاز بهعنوان یکی از مهمترین تلاشهای نسل جدید برای احیای سنت رو به افول کافههای ایرانی بمبئی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. آن را نخستین کافه ایرانی جدید بمبئی در حدود پنج دهه معرفی کرد و The Guardian نیز آن را نخستین کافه ایرانی اصیل جدید شهر در حدود ۳۰ سال دانست. تفاوت این اعداد ناشی از تفاوت در معیار و زمانبندی گزارشهاست، اما هر دو بر اهمیت این افتتاح پس از یک دوره طولانی تأکید دارند.
- از یک مستند تا تولد یک کافه
داستان Café Irani Chaii با یک کسبوکار عادی رستورانی آغاز نشد؛ نقطه شروع آن پژوهش و فیلم مستند بود. دکتر منصور شوقی یزدی، فیلمساز و مستندساز بمبئی، سالها درباره فرهنگ کافههای ایرانی تحقیق میکرد. منابع خبری گزارش دادهاند که او در سال ۲۰۱۳ تحقیقات گستردهای درباره فرهنگ کافههای ایرانی در بمبئی انجام داد و مستندی با عنوان Café Irani Chai ساخت؛ فیلمی که تاریخچه ورود ایرانیان، شکلگیری کافههای ایرانی و نقش آنها در فرهنگ اجتماعی شهر را بررسی میکرد. در حقیقت، میتوان گفت این کافه ادامه منطقی همان پروژه فرهنگی بود. او ابتدا درباره این میراث مطالعه و فیلمسازی کرد و سپس تصمیم گرفت خود بخشی از آن را در یک فضای واقعی زنده کند.
- میراثی که از یزد تا بمبئی آمد
برای فهم Café Irani Chaii باید به داستان مهاجرت ایرانیان به هند بازگردیم. بر اساس روایتهای منتشرشده از خانواده یزدی، پدربزرگ دکتر منصور شوقی یزدی، حاجی محمد شوقی یزدی، در حدود سال ۱۸۹۰ از منطقه یزد در ایران راهی هند شد. روایت خانوادگی میگوید که او با پای پیاده این مسیر طولانی را طی کرد و سرانجام به بمبئی رسید. او در آغاز با فروش چای امرار معاش میکرد؛ همان کاری که بعدها به یکی از نمادهای هویت خانوادگی یزدی تبدیل شد.
از همینجاست که جملهای که دکتر یزدی در گفتوگوهای مختلف درباره خود به کار میبرد، معنا پیدا میکند: «فروش چای در خون من است.» این سابقه خانوادگی، Café Irani Chaii را از بسیاری از کافههای مدرن امروزی متمایز میکند. اینجا چای صرفاً یک نوشیدنی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه خانوادگی و تاریخی یک جامعه مهاجر است.
- کافهای جدید با چهرهای از یک قرن پیش
یکی از هوشمندانهترین ویژگیهای این برند، معماری و طراحی داخلی آن است. فضای Café Irani Chaii عمداً به شکلی طراحی شده که مشتری احساس کند وارد یکی از کافههای قدیمی بمبئی در نیمه اول قرن بیستم شده است. کف شطرنجی سیاه و سفید، رومیزیهای چهارخانه، آینههای بزرگ، مبلمان چوبی، صندلیهای معروف Bentwood، شیشههای بزرگ پر از آبنبات و تافی، عکسهای خانوادگی، ساعت قدیمی، سماور و ظروفی با حالوهوای ایرانی، همه بخشی از این داستان هستند. برخی از صندلیهای قدیمی نیز از بستگان تهیه شده و بعضی دیگر از بازار عتیقه Chor Bazaar پیدا شدهاند. برخی عناصر تزئینی نیز از ایران به بمبئی آورده شدهاند. حتی قوانین طنزآمیز نصبشده در کافه نیز به سنت قدیمی کافههای ایرانی وفادار است؛ قوانینی درباره شانه کردن مو، گذاشتن پا روی صندلی، صحبت با صندوقدار یا پرسوجوی بیش از حد مشتریان. این جزئیات کوچک، بخشی از شخصیت برند هستند و به کافه اجازه میدهند بدون استفاده از دکورهای مصنوعی و پرزرقوبرق، یک فضای تاریخی را بازسازی کند.
- معنای دو «i» در Chaii
یکی از جذابترین عناصر برند، املای نام آن است:
CAFE IRANI CHAII
چرا دو حرف i؟ پاسخ بسیار ساده و در عین حال نمادین است: دو «i» بهعنوان نمادی از دوستی و پیوند هند و ایران انتخاب شدهاند. این توضیح در گزارشهای مختلف و همچنین در گفتوگوی دکتر یزدی و پسرش با Indian Express نیز تکرار شده است. بنابراین نام تجاری کافه فقط یک عنوان نیست؛ نوعی پیام فرهنگی است: Chaii = India + Iran این همان چیزی است که برند Café Irani Chaii را از یک رستوران معمولی به یک پروژه فرهنگی کوچک تبدیل میکند.
- چای؛ قلب تپنده برند
طبیعی است که در چنین کافهای چای مرکز توجه باشد. گزارش The Guardian درباره چای این کافه مینویسد که چای با استفاده از سماور دم میشود و در ظروف مخصوصی سرو میشود که از ایران تهیه شدهاند. از انواع سنتی چای نیز در گزارشهایی مانند pani kum chai و khade chammach ki chai نام برده شده است. اما شاید مهمتر از نام این نوشیدنیها، روش ارائه آنها باشد. چای قرار نیست مانند یک محصول لوکس در یک کافه مدرن عرضه شود؛ قرار است همان چیزی باشد که در سنت کافههای ایرانی بود: ساده، گرم، روزمره، اجتماعی و در دسترس.
در کنار آن نیز مهمترین همراه چای ایرانی قرار دارد:
- نان ماسکا
Bun Maska فقط یک خوراکی ساده نیست؛ بخشی از فرهنگ کافههای ایرانی بمبئی است. نان نرم با کره فراوان، همراه با چای شیرین، یکی از شناختهشدهترین ترکیبهای این فرهنگ غذایی است. The Guardian نیز آن را یکی از اصلیترین همراهان چای این کافه معرفی کرده است.
- غذای ساده، اصیل و سیرکننده
یکی از نکات برجسته درباره Café Irani Chaii این است که تلاش نمیکند غذا را به یک «تجربه لوکس» تبدیل کند.
منو در طول سالها تغییر کرده و گستردهتر شده است، اما عناصر اصلی آشپزی کافههای ایرانی و پارسی همچنان در آن دیده میشود؛ از جمله:
Kheema Pav، Akuri، Mutton Paya، Dhansak، Parsi-style omelettes، Chicken Pattice، Biryani، Berry Pulao، Brun Maska، انواع چای و نوشابههای Pallonji.
در گزارش Mid-Day از آکوری، پایا، کیما گوتالا، بریانی و کیک ماوا بهعنوان بخشهایی از تجربه غذایی کافه نام برده شده و در گزارشهای جدیدتر نیز Chicken Cheese Omelette، Irani Chaii، Bun Maska Jam و Ginger Soda از اقلام محبوب این مکان معرفی شدهاند. این منو نکته مهمی درباره فلسفه برند را آشکار میکند: غذا برای نمایش تجمل نیست؛ غذا برای خوردن است.
«همهاش دل است»
شاید بهترین جمله برای توصیف فلسفه این کافه همان عبارتی باشد که در متن شما آمده است:
«اینجا همهاش دل است.» این جمله با فلسفهای که خود دکتر یزدی درباره کافه بیان کرده، بسیار هماهنگ است. او در گفتوگویی که Indian Express درباره فیلم Maska منتشر کرد، از اهمیت حفظ این میراث گفت و تأکید کرد که ادامه دادن چنین کاری تنها به خاطر پول نیست؛ مسئله، حفظ یک میراث زیبا است. به همین دلیل Café Irani Chaii را نمیتوان صرفاً با معیار یک رستوران تجاری سنجید.
این مکان در یک کوچه و فضای نسبتاً کوچک شروع کرد، اما هدفش بزرگتر بود: بازگرداندن یک فرهنگ در حال فراموشی به زندگی روزمره مردم بمبئی.
ایرانی، پارسی و داستان متفاوت این کافه
در روایتهای مربوط به کافههای ایرانی بمبئی معمولاً نام جامعه پارسی بسیار پررنگ است. اما داستان Café Irani Chaii از منظر خانواده یزدی، داستان یک خانواده با ریشه ایرانی است که مسیر خود را در هند و در فضای اجتماعی متنوع بمبئی ساخته است. همین موضوع به کافه هویتی متفاوت میدهد؛ هویتی که در آن «ایرانی بودن» تنها به دین یا یک سنت مشخص محدود نمیشود، بلکه با زبان، غذا، خاطره، خانواده، مهاجرت و پیوند با هند تعریف میشود. در گفتوگوهای خانوادگی منتشرشده در رسانهها نیز تأکید ویژهای بر این ایده دیده میشود که جامعه ایرانیِ هند بخشی از بافت چندفرهنگی هند است و خود را در کنار دیگر جوامع این کشور تعریف میکند.
کافهای که تاریخ اجتماعی بمبئی را بازتاب میدهد
اهمیت Café Irani Chaii زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم کافههای ایرانی زمانی بخش بسیار مهمی از زندگی شهری بمبئی بودند. منابع تاریخی و خبری از صدها کافه و رستوران ایرانی در شهر یاد میکنند؛ اما به دلایلی چون افزایش شدید قیمت املاک، تغییر سبک زندگی، کاهش تمایل نسل جوان برای اداره کسبوکارهای خانوادگی و رقابت رستورانهای مدرن، تعداد آنها بهشدت کاهش یافته است. The Guardian در سال ۲۰۱۵ کاهش تعداد کافهها را از صدها واحد به کمتر از چند ده واحد گزارش کرده بود؛ Times of India و رسانههای دیگر نیز درباره همین روند هشدار دادهاند. از این منظر، افتتاح Café Irani Chaii در مهیم تنها افتتاح یک رستوران نبود؛ یک اقدام فرهنگی برای مقابله با فراموشی بود.
از مهیم تا چمبور؛ یک برند که رشد کرد
داستان Café Irani Chaii در مهیم متوقف نماند. در اکتبر ۲۰۲۳، گزارش Mid-Day از افتتاح دومین شعبه کافه در Chembur خبر داد. این شعبه بزرگتر از کافه اولیه است، اما تلاش کرده همان فضای قدیمی را حفظ کند؛ استفاده از چوب، آینه، کف شطرنجی، صندلیهای بنتوود، چراغهای قدیمی و کاشیهای ایرانی از جمله عناصر طراحی آن معرفی شدهاند. اطلاعات تجاری موجود نیز در حال حاضر Café Irani Chaii را در مهیم و چمبور بهعنوان دو شعبه این برند نشان میدهد. ثبت تجاری موجود، نام Mohammed Hussain Mansoor Shovghi را بهعنوان مالک ثبتشده نشان میدهد.
پایان زندگی بنیانگذار، آغاز فصل تازه میراث او
یکی از تازهترین و مهمترین فصلهای داستان این خانواده در سال ۲۰۲۵ رقم خورد.
Rediff در ژوئیه ۲۰۲۵ گزارش داد که دکتر Mansoor Showghi Yezdi پس از سالها فعالیت در زمینه فیلم، فرهنگ و کافهداری، در پی یک حمله قلبی ناگهانی درگذشت؛ گزارشی که همزمان بر موفقیت شعبه جدید چمبور و ادامه یافتن میراث او تأکید میکرد.
این موضوع به داستان Café Irani Chaii معنای دیگری میدهد.
کافهای که او ابتدا با آرزوی حفظ یک سنت قدیمی ایجاد کرد، اکنون خود بخشی از تاریخ معاصر کافههای ایرانی بمبئی شده است.
Café Irani Chaii؛ یک «برند» یا یک «خاطره»؟
پاسخ شاید این باشد که هر دو. از نظر تجاری، Café Irani Chaii یک برند است: نام مشخص، هویت بصری مشخص، منوی مشخص، دو شعبه و حضور در پلتفرمهای غذایی و شبکههای اجتماعی.
اما از نظر فرهنگی، این برند چیزی فراتر از یک تجارت است. این کافه داستان یک خانواده ایرانی در هند را روایت میکند؛ داستان مهاجرت، کار، چای، نسلها، غذا و تعلق.
در واقع، برند Café Irani Chaii بر سه ستون ایستاده است: میراث ایرانی، خاطره بمبئی و دوستی هند و ایران. و شاید به همین دلیل است که یک فضای کوچک در مهیم توانسته توجه رسانههای بینالمللی، نویسندگان غذا، مستندسازان، گردشگران، نسل جوان و مشتریان قدیمی کافههای ایرانی را به خود جلب کند.
Café Irani Chaii را نباید صرفاً مکانی دانست که در آن یک فنجان چای و نان ماسکا سرو میشود. این کافه در حقیقت روایتی خوراکی از تاریخ مهاجرت ایرانیان به هند است؛ داستانی که از یزد آغاز میشود، از جادههای طولانی مهاجرت میگذرد، به بمبئی میرسد و در مهیم، در میان میزهای کوچک و شطرنجی یک کافه، دوباره زنده میشود. در جهانی که بسیاری از رستورانها برای «تجربهسازی» تلاش میکنند، Café Irani Chaii ارزش خود را از چیز سادهتری میگیرد:
یک چای، یک نان، یک میز، چند خاطره و گرمای انسانی. و شاید همین است که میتوان درباره آن گفت:
Café Irani Chaii؛ کافهای که بیش از آنکه با سرمایه ساخته شده باشد، با خاطره و دل ساخته شده است.
نشانی شعبه مهیم: 9, Rosary Chawl, Mangireesh CHS, MMC Road, Mahim, Mumbai 400016. منابع تجاری و رستورانی این نشانی را تأیید میکنند.
منابع
https://lbb.in/mumbai/akuri-chicken-cutlet-cafe-irani-chaii-pocket-friendly-grub-mahim/
نظر شما