کتاب ’’ترجمهٔ متون فارسی به زبانهای پاکستانی‘‘ تألیف پژوهشگر و نسخهشناس برجسته، اختر راهی، یکی از مهمترین آثار کتابشناختی و تاریخنگارانه در حوزهٔ مطالعات فارسی در شبهقاره بهشمار میآید. این اثر با بازنویسی و انتشار مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان (اسلامآباد)، در سال ۱۳۶۵ هجری شمسی / ۱۴۰۶ هجری قمری / ۱۹۸۶ میلادی منتشر شد و حاصل چند دهه پژوهش مؤلف در زمینهٔ رواج، نفوذ و ترجمهٔ متون فارسی در زبانهای مختلف پاکستان است.
مشخصات کتابشناختی
- نام کتاب: ترجمهٔ متون فارسی به زبانهای پاکستانی
- مؤلف: اختر راهی
- ناشر: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، اسلامآباد
- شماره ردیف: ۱۰۴
- تعداد صفحات: ۴۹۶ صفحه
- شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه
- چاپ: اردو تایپ پریس، لاهور
- قیمت: ۱۰ روپیه پاکستانی
- مصوبه انتشار: آبانماه ۱۳۵۰، در چارچوب مصوبهٔ دولتین ایران و پاکستان
۱. مقدمه: اهمیت ترجمه در تاریخ تمدن فارسی–اسلامی شبهقاره
ترجمه در تمدن اسلامی همواره یکی از مهمترین ابزارهای انتقال دانش، تداوم سنتهای فکری و پیوند میان فرهنگها بوده است. در شبهقارهٔ هند و بهویژه سرزمینهایی که امروز با نام پاکستان شناخته میشوند، ترجمهٔ متون فارسی به زبانهای محلی نهتنها یک فعالیت ادبی، بلکه فرآیندی تمدنی بهشمار میآید. زبان فارسی طی قرون متمادی، زبان دین، دولت، تاریخ، تصوف، ادب و علم بوده و با افول تدریجی آن، ترجمه نقشی اساسی در حفظ و انتقال این میراث ایفا کرده است.
کتاب ’’ترجمهٔ متون فارسی به زبانهای پاکستانی‘‘ تألیف اختر راهی، نخستین اثر جامع و نظاممند در شناسایی، ثبت و تحلیل این جریان ترجمه است؛ جریانی که از اردو آغاز میشود و تا پنجابی، پشتو، سندی و براهوی امتداد مییابد.

۲. جایگاه علمی و پژوهشی اختر راهی
اختر راهی از چهرههای برجستهٔ پژوهش در حوزهٔ نسخهشناسی، کتابشناسی و تاریخ زبان فارسی در پاکستان است. او را میتوان در زمرهٔ پژوهشگرانی دانست که میان مطالعات متنی، تاریخ فرهنگی و کتابداری علمی پیوند برقرار کردهاند. تسلط وی بر منابع فارسی و اردو، آشنایی با زبانهای بومی پاکستان، و ارتباط نزدیک با مراکز علمی ایران، بهویژه مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، امکان انجام پژوهشی کمنظیر را برای او فراهم کرده است.
اختر راهی از پژوهشگران نامآشنای حوزهٔ زبان و ادب فارسی در پاکستان است که بخش عمدهای از فعالیت علمی خود را به فهرستنگاری نسخههای خطی، کتابشناسی ترجمهها، و بررسی پیوندهای فرهنگی ایران و شبهقاره اختصاص داده است. او با تسلط بر زبانهای فارسی و اردو و آشنایی عمیق با زبانهای بومی پاکستان، توانست تصویری دقیق از جریان انتقال میراث مکتوب فارسی به زبانهای منطقه ارائه دهد. این کتاب نتیجهٔ سالها گردآوری دادهها از کتابخانهها، موزهها و مراکز اسنادی پاکستان، هند، ایران و حتی اروپا است.
این کتاب حاصل:
- سالها بررسی فهرستهای خطی؛
- مراجعهٔ مستقیم به کتابخانههای عمومی و خصوصی؛
- استفاده از فهرستهای منتشرشده در ایران، پاکستان، هند و اروپا؛
- و همکاری با پژوهشگران برجستهای چون احمد منزوی است. راهی در مقدمهٔ کتاب از همکاری پژوهشگرانی چون احمد منزوی، سید عارف نوشاهی، محمد نذیر رانجها و سید حسین عارف تقوی یاد کرده است. در واقع، این اثر نه صرفاً یک فهرست، بلکه نقشهای جامع از جغرافیای ترجمهٔ فارسی در پاکستان است.
۳. پیشینهٔ تاریخی زبان فارسی در سرزمین پاکستان
۳–۱. آغاز پیوند ایران و شبهقاره
پیوندهای ایران و شبهقاره پیشینهای کهن دارد، اما با ورود اسلام به سند در سال ۹۲ هجری قمری بهدست محمد بن قاسم ثقفی، این ارتباط وارد مرحلهای نوین شد. هرچند در آغاز، زبان عربی غالب بود، اما بهتدریج با قدرتگیری دولتهای ایرانیتبار و ترکتبار، زبان فارسی جایگاه اصلی خود را یافت. گزارش کتاب با مرور تاریخی دقیق نشان میدهد که زبان فارسی از قرون نخستین اسلامی بهتدریج در شبهقاره رواج یافت. ترکان آسیای مرکزی که به حکومت رسیدند، فارسی را بهجای ترکی بهعنوان زبان دیوانی و اداری برگزیدند. این انتخاب، زمینهساز شکوفایی زبان و ادب فارسی در هند و مناطق امروزی پاکستان شد.
در این بستر، چهرههای بزرگی چون:
- امیر خسرو دهلوی
- امیر حسن سجزی
- ضیاء نخشبی بدایونی
- سید محمد گیسو دراز
- شیخ جمالالدین هانسوی
آثار ماندگاری به فارسی پدید آوردند.
نخستین فرمان رسمی شدن زبان فارسی در دربار به سکندر لودی نسبت داده میشود. پس از آن، در دورهٔ بابر، همایون و بهویژه اکبرشاه، فارسی به زبان غالب اداری، فرهنگی و علمی شبهقاره تبدیل شد. همایون با بازگشت از ایران و همراه آوردن سپاه و اهل فرهنگ ایرانی، نقش مهمی در تقویت این جریان ایفا کرد.
۳–۲. عصر غزنویان و تبدیل لاهور به مرکز فارسی
در دورهٔ سلطان محمود غزنوی، لاهور به یکی از مراکز مهم سیاسی و فرهنگی تبدیل شد. غزنین، که خود یکی از بزرگترین پایگاههای ادب فارسی بود، الگوی فرهنگی خویش را به لاهور منتقل کرد. در این دوره، شخصیتهایی چون:
- علی بن عثمان هجویری (داتا گنجبخش)
- مسعود سعد سلمان
- ابوالفرج رونی
در لاهور میزیستند و آثار ارزشمند فارسی پدید آوردند. از این زمان، فارسی نهتنها زبان دربار، بلکه زبان عرفان، شعر و اندیشه شد.

عکس قدیمی از مرقد داتا گنجبخش
۴. دوران سلاطین دهلی و مغولان: عصر زرین فارسی
۴–۱. رسمیشدن فارسی
با فرمان سکندر لودی، فارسی بهطور رسمی زبان دیوانی دربار شد. از این زمان، دانستن فارسی شرط ورود به دستگاه حکومتی بود و همین امر سبب رشد طبقهای از منشیان، دبیران و ادیبان فارسیدان شد.
۴–۲. شکوفایی در عصر مغول
در دورهٔ مغولان، بهویژه در عهد:
- بابر
- همایون
- اکبر
- جهانگیر
- شاهجهان
فارسی به اوج شکوفایی رسید. همایون با بازگشت از ایران، گروهی از شاعران، مورخان، خوشنویسان و عالمان ایرانی را با خود به هند آورد. این مهاجرت فرهنگی، زبان فارسی را به ستون اصلی تمدن مغولی بدل کرد.
در این دوران:
- تاریخنگاری فارسی رونق گرفت؛
- تذکرهنویسی شکوفا شد؛
- متون فلسفی، اخلاقی، صوفیانه و علمی به فارسی نوشته شد؛
- و حتی غیرمسلمانان نیز فارسی را زبان علم و اندیشه میدانستند.
۵. آغاز افول فارسی و ضرورت ترجمه
از اواخر قرن دوازدهم هجری، با ضعف دولتهای محلی و نفوذ استعمار انگلیس، جایگاه فارسی بهتدریج تضعیف شد. استعمارگران:
- فارسی را از نظام اداری حذف کردند؛
- اولاً اردو را جایگزین آن ساختند؛
- و سپس انگلیسی را زبان رسمی اعلام کردند (۱۸۳۵م).
در این شرایط، ترجمه به ابزاری حیاتی تبدیل شد تا:
- میراث مکتوب فارسی از میان نرود؛
- دانش و ادب گذشته به نسلهای جدید منتقل شود؛
- و پیوند فرهنگی مسلمانان با گذشتهٔ خود حفظ گردد.
۶. نقش اردو و دیگر زبانهای پاکستانی در انتقال میراث فارسی
اردو، که خود زبانی نوپدید اما غنی بود، بیشترین سهم را در ترجمهٔ متون فارسی بر عهده گرفت. قدیمیترین آثار اردو به خواجه گیسو دراز بازمیگردد که نشاندهندهٔ پیوند عمیق اردو با سنت فارسی است.
پس از آن:
- متون دینی، تفسیری و حدیثی
- آثار اخلاقی و صوفیانه
- شاهکارهای ادبی و تاریخی
به اردو ترجمه شد. سپس این روند به زبانهای:
- پنجابی
- پشتو
- سندی
- براهوی
گسترش یافت؛ امری که نشاندهندهٔ نفوذ عمیقی فرهنگ فارسی در لایههای گوناگون جامعهٔ پاکستانی است.

۷. ساختار کتاب اختر راهی
این اثر با نظم علمی دقیق تنظیم شده و شامل:
بخش نخست: ترجمههای فارسی به اردو
در حوزههای:
- علوم قرآنی و تفسیر
- حدیث و علوم دینی
- کلام، فلسفه و عرفان
- تاریخ عمومی و محلی
- جغرافیا و سفرنامه
- تذکرهها و شرح احوال
- دستور زبان، بلاغت و عروض
- ادبیات داستانی و منظوم
- پزشکی، نجوم، ریاضیات و علوم غریبه
بخش دوم: ترجمهها به زبانهای بومی
که بهتفکیک زبان های پنجابی، پشتو، سندی و براهوی تنظیم شده است.
ضمائم علمی
- استدراک
- فهرست منابع
- فهرست مؤلفان
- فهرست مترجمان هر زبان
۸. ارزش علمی کتاب
این کتاب:
- مرجع بنیادین مطالعات ترجمهٔ فارسی در پاکستان است؛
- ابزار ضروری برای پژوهشگران تاریخ ادب فارسی محسوب میشود؛
- سندی روشن از پیوستگی فرهنگی ایران و پاکستان ارائه میدهد؛
- و الگویی روششناختی برای فهرستنگاری ترجمهها در دیگر مناطق اسلامی است.
۹. منابع و مآخذ کتاب
- فهرست کتب عربی، فارسی و اردو کتابخانهٔ آصفیه
- مخطوطات ادارهٔ ادبیات اردو، حیدرآباد دکن
- فهرست مخطوطات انجمن ترقی اردو، کراچی
- Catalogue of Pashto Manuscripts in the Libraries of the British Isles
- فهرست مخطوطات کتابخانهٔ سالار جنگ
- فهرست نسخههای خطی کتابخانهٔ گنجبخش، اسلامآباد
- تفصیلی فهرست مخطوطات فارسی، پنجاب پبلک لائبریری، لاهور
- قاموس الکتب
- لبابالمعارف العلمیة، دارالعلوم پشاور
نظر شما