درگاه حضرت خواجه لادلی مشایخ علاءالدین انصاری در آلاند شریف بخش دوم و پایانی
از دهلی به دکن؛ سفر یک عارف و انتقال یک سنت
پس از وفات مرشد خود، حضرت لادلی مشایخ بنا بر روایات موجود راهی دکن شد. سفر او در ۱۵ شعبان ۷۶۱ هجری قمری / ۱۳۶۰ میلادی آغاز شد. او ابتدا به اجمیر رفت و به زیارت آرامگاه حضرت خواجه معینالدین چشتی، مشهور به غریبنواز، مشرف شد. سپس از مسیرهایی در شمال و غرب هند، از جمله چاندری، بارودا، خامبات و مالوا، به سوی دکن حرکت کرد و سرانجام به دولتآباد رسید. مسیر این سفر اهمیت تاریخی دارد؛ زیرا نشان میدهد شبکه صوفیانه قرون میانه چگونه میان شهرهای مختلف هند ارتباط برقرار میکرد. زیارتگاهها، خانقاهها، مراکز علمی و محل اقامت مشایخ در این شبکه همچون نقاط اتصال فرهنگی عمل میکردند. حضرت لادلی مشایخ پس از دولتآباد از مسیر قندهار، اوسا و عثمانآباد به سوی گلبرگه حرکت کرد؛ منطقهای که در آن زمان یکی از مهمترین مراکز سیاسی، علمی و فرهنگی حکومت بهمنی بود.
گلبرگه و دیدار با سراجالدین جنیدی
ورود حضرت لادلی مشایخ به گلبرگه با دیدار او با شماری از مشایخ منطقه همراه شد. در میان این شخصیتها، حضرت سراجالدین جنیدی جایگاه ویژهای داشت. بر اساس روایتهای سنتی، لادلی مشایخ چند بار برای دیدار با سراجالدین جنیدی تلاش کرد و سرانجام در سومین کوشش موفق به ملاقات او شد. این دیدار نقطه عطفی در زندگی او محسوب میشود. گفته شده است که سراجالدین جنیدی به وی دستور داد به سمت غرب، یعنی منطقه آلاند، حرکت کند و در آنجا به تبلیغ و آموزش تعالیم اسلامی و سنت چشتیه بپردازد. همچنین از او خواسته شد که هنگام فرا رسیدن زمان وفات سراجالدین جنیدی، وسایل مورد نیاز برای مراسم تدفین را با خود به گلبرگه بیاورد. حضرت لادلی مشایخ پس از دریافت این دستور راهی آلاند شد. در مسیر، به سلطانپور رفت و بر مزار استاد پیشین خود، حضرت مولانا قادر، ادای احترام کرد. سپس از مسیر چینچولی، دانور، تالور و کودال-هانگارگا به آلاند رسید. در نزدیکی آلاند، بنا بر روایتهای محلی، با حضرت عمر چشتی ملاقات کرد و گفتوگویی معنوی میان آن دو صورت گرفت. پس از ورود به آلاند، ابتدا در محلی موسوم به گادی اقامت گزید. آوازه معنوی او به سرعت در منطقه گسترش یافت و مردم از گروهها و جوامع مختلف برای دیدار و بهرهگیری معنوی نزد او میآمدند.
او بعدها در تپهای در غرب شهر، در نزدیکی آرامگاه حضرت احمد محیالدین مردانه غیب، اقامت گزید. بدین ترتیب آلاند به مرکز اصلی فعالیتهای معنوی او تبدیل شد و بنا بر روایتهای موجود، حدود ۲۲ سال از زندگی خود را در این منطقه سپری کرد.
وفات سراجالدین جنیدی و بازگشت لادلی مشایخ به آلاند
یکی از روایتهای برجسته درباره زندگی لادلی مشایخ به وفات حضرت سراجالدین جنیدی مربوط است. لادلی مشایخ طبق دستور استاد، وسایل مربوط به مراسم تدفین را با خود به گلبرگه برد. هنگامی که به محل اقامت سراجالدین جنیدی در شیخروزه رسید، به نوه او، حضرت ابوالفضل جنیدی، اطلاع داد که وسایل مورد درخواست استاد را آورده است. پس از گشودن حجره، مشخص شد که سراجالدین جنیدی پیش از آن وفات کرده است. بر اساس روایتها، لادلی مشایخ در مراسم تشییع و تدفین استاد خود شرکت کرد و نماز میت را به جا آورد. گفته شده است که شماری از بزرگان حکومت بهمنی نیز در این مراسم حضور داشتند و بعدها بنایی گنبددار بر آرامگاه او ساخته شد. این روایت، بار دیگر پیوند میان تصوف و ساختار سیاسی ـ اجتماعی دکن را نشان میدهد؛ پیوندی که در تاریخ حکومت بهمنی و مراکز صوفیانه گلبرگه اهمیت فراوان دارد.
سالهای پایانی زندگی و وفات در آلاند
پس از بازگشت به آلاند، حضرت لادلی مشایخ سالهای باقیمانده زندگی خود را در این منطقه سپری کرد. بر اساس روایتهای سنتی، او ازدواج نکرد و زندگی خود را وقف تعلیم، ارشاد و سلوک معنوی کرد. وی در ۲۷ رجب سال ۷۸۳ هجری قمری / ۱۳۸۱ میلادی، در حدود ۶۳ سالگی، درگذشت. در روایت مشهور مربوط به وفات او آمده است که پس از اقامه نماز عشا وارد حجره گنبددار خود شد و در بسته شد. روز بعد مردم از وفات وی آگاه شدند. پس از وفات او، مسئولیت حفظ و استمرار سنتهای مرتبط با بارگاه به اعضای خاندان و جانشینان معنوی او واگذار شد. در منابع محلی از حضرت خمبر انصاری، حضرت سهراب انصاری و حضرت مبارک انصاری به عنوان جانشینان وی یاد شده است. همچنین حضرت شیخ صالح بدرو، فرزندخوانده او، در سنتهای مربوط به این بارگاه جایگاهی داشته است. آرامگاه این شخصیتها نیز در مجموعه بارگاه و در نزدیکی مزار حضرت لادلی مشایخ قرار دارد.
عُرس؛ استمرار یک سنت زنده
یکی از مهمترین ویژگیهای آلاند شریف، استمرار مراسم سالانه عُرس است. در فرهنگ صوفیانه، «عُرس» سالروز وفات یک ولی یا شیخ است؛ اما در نگرش عرفانی، وفات به معنای پایان حیات تلقی نمیشود، بلکه «وصال» و بازگشت روحانی به معبود دانسته میشود. از همین رو، عُرس در بسیاری از زیارتگاههای هند به مراسمی اجتماعی، فرهنگی و معنوی تبدیل شده است. در آلاند نیز چند مراسم سالانه در ارتباط با حضرت لادلی مشایخ برگزار میشود.
نخستین عُرس؛ یادکرد سفر خواجه بندهنواز : در روزهای نهم و دهم ربیعالثانی مراسمی برگزار میشود که در سنت محلی با سفر حضرت خواجه بندهنواز گیسودراز به آلاند ارتباط داده شده است. بر اساس روایتهای محلی، این مراسم به یکی از گردهماییهای بزرگ زائران تبدیل شده و گروههایی از جوامع مختلف در آن حضور مییابند. اهمیت تاریخی این گردهمایی با گزارشهایی درباره بازارها و تجمعات پیرامون آرامگاه شیخ علاءالدین در آلاند نیز پیوند داده شده است. در برخی روایتها، نام جهانگرد روسی آفاناسی نیکیتین در ارتباط با مشاهده یک بازار یا گردهمایی بزرگ در این منطقه مطرح شده است. این موضوع از نظر پژوهشی شایسته بررسی مستقل و تطبیق با متن اصلی سفرنامه نیکیتین است؛ زیرا میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره اقتصاد زیارت، تجارت محلی و نقش زیارتگاهها در شبکههای اقتصادی دکن ارائه دهد.
«بادهچراغان»
مراسم دیگری که در سنت محلی با ولادت حضرت لادلی مشایخ ارتباط داده میشود، در ۳۰ ربیعالثانی یا اول جمادیالاول برگزار میشود و به نام بادهچراغان (Bade-Chiragan) شناخته میشود. این نام و آیین، نمونهای از آن است که چگونه شخصیتهای صوفی در فرهنگ عامه نه تنها به عنوان عالمان و مشایخ، بلکه به عنوان محورهای گردهمایی اجتماعی و فرهنگی نیز شناخته میشوند.
عُرس ۲۷ رجب : مهمترین مراسم سالانه، عُرس ۲۷ رجب است که با سالروز وفات حضرت لادلی مشایخ ارتباط دارد. در این مراسم، طبق سنت موجود، بر مزار وی صندل مالیده میشود. استفاده از خمیر یا عصاره صندل در آیینهای زیارتگاهی هند سابقهای طولانی دارد و در بسیاری از درگاهها، بخشی از آیینهای احترام به اولیای صوفیه محسوب میشود. بر اساس سنت محلی، پس از انجام این مراسم، درهای آرامگاه برای مدتی بسته میماند. زندگی او از دهلی آغاز شد، با دولتآباد و فضای فرهنگی دکن پیوند یافت، در گلبرگه با شبکه مشایخ و عالمان آن منطقه ارتباط پیدا کرد و سرانجام در آلاند به ثبات رسید. از این منظر، زندگی او نمونهای از جابهجایی گسترده عالمان و صوفیان میان شمال و جنوب هند در قرون میانه است.
اهمیت آلاند شریف نیز صرفاً در وجود یک آرامگاه تاریخی خلاصه نمیشود. استمرار عُرس، آیینهای وابسته به بارگاه، حضور زائران، خاطره تاریخی مشایخ و پیوند آن با شبکه صوفیانه دکن، این مکان را به نمونهای قابل توجه از میراث معنوی زنده هند تبدیل کرده است.
همچنین قرار گرفتن آلاند در امتداد شبکه دهلی، اجمیر، دولتآباد و گلبرگه، امکان مطالعه آن را در چارچوب تاریخ تصوف چشتی، زبان و ادبیات فارسی، فرهنگ دکنی و روابط اجتماعی جوامع مختلف فراهم میسازد.
از این رو، آلاند شریف را میتوان نه تنها یک زیارتگاه، بلکه یک مکان تاریخیِ چندلایه دانست؛ مکانی که در آن تاریخ تصوف، جغرافیای فرهنگی دکن، سنتهای ادبی و زبانی، فرهنگ زیارت و حافظه اجتماعی مردم در طول چند قرن بر یکدیگر تلاقی کردهاند.
تارنمای رسمی درگاه:
https://www.theislamicheritage.com/detail/Dargah-Hazrat-Maqdoom-Alauddin-Ansari-R-A-Aland-shareef-
نظر شما