۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۸

خواجه شیخ علاءالدین انصاری ، صوفی مدفون در دکن

حضرت خواجه لادلی مشایخ علاءالدین انصاری و پیوند آلاند شریف با زبان فارسی و فرهنگ دکن
خواجه شیخ علاءالدین انصاری ، صوفی مدفون در دکن

حضرت خواجه شیخ علاءالدین انصاری، که در منابع و روایت‌های محلی با عنوان لادلی مشایخ نیز شناخته می‌شود، شخصیتی صوفی از سده چهاردهم میلادی و وابسته به سنت چشتیه معرفی شده است. بر اساس روایت مکتوبی که درباره پیشینه زیارتگاه آلاند منتشر شده، او در سال ۷۲۰ق/۱۳۲۰م در حوالی دهلی زاده شد و در سال ۷۸۳ق/۱۳۸۱م در آلاند درگذشت. همین منبع، نام پدر او را فخرالدین انصاری ذکر می‌کند و نسب خاندان او را به ابوایوب انصاری و خواجه عبدالله انصاری هروی، شاعر و عارف فارسی‌زبان، نسبت می‌دهد.

حضرت خواجه لادلی مشایخ علاءالدین انصاری و پیوند آلاند شریف با زبان فارسی و فرهنگ دکن

آلاند شریف، در ناحیه کالابورگیِ ایالت کارناتاکا، از زیارتگاه‌های قدیمی منطقه دکن است که نام آن با حضرت خواجه شیخ علاءالدین انصاری، مشهور به «لادلی مشایخ» پیوند خورده است. اهمیت این مکان تنها به جنبه زیارتی آن محدود نمی‌شود؛ زیرا تاریخ آن با مهاجرت صوفیان از شمال هند به دکن، شکل‌گیری شبکه‌های عرفانی، ارتباط شهرهایی مانند دولت‌آباد و گلبرگه، و فضای چندزبانه و چندفرهنگی دکن در سده‌های میانه ارتباط دارد. دولت کارناتاکا نیز آلاند را در میان مراکز تاریخی و گردشگری ناحیه کالابورگی، در کنار نام حضرت خواجه شیخ مخدوم علاءالدین انصاری، معرفی می‌کند. از این منظر، مطالعه آلاند شریف می‌تواند برای پژوهش درباره تاریخ تصوف، فرهنگ دکن، شبکه‌های اجتماعی زیارتگاه‌ها و، به‌طور غیرمستقیم، تاریخ گسترش و کارکرد زبان فارسی در دکن اهمیت داشته باشد.

حضرت خواجه شیخ علاءالدین انصاری، که در منابع و روایت‌های محلی با عنوان لادلی مشایخ نیز شناخته می‌شود، شخصیتی صوفی از سده چهاردهم میلادی و وابسته به سنت چشتیه معرفی شده است. بر اساس روایت مکتوبی که درباره پیشینه زیارتگاه آلاند منتشر شده، او در سال ۷۲۰ق/۱۳۲۰م در حوالی دهلی زاده شد و در سال ۷۸۳ق/۱۳۸۱م در آلاند درگذشت. همین منبع، نام پدر او را فخرالدین انصاری ذکر می‌کند و نسب خاندان او را به ابوایوب انصاری و خواجه عبدالله انصاری هروی، شاعر و عارف فارسی‌زبان، نسبت می‌دهد. این جزئیات نسب‌شناختی بیشتر در چارچوب سنت رواییِ مربوط به زیارتگاه نقل شده‌اند و برای استفاده دانشگاهی بهتر است به‌عنوان روایت سنتی و محلی از آنها یاد شود، نه به‌عنوان داده‌ای که همه اجزای آن مستقلاً در منابع دانشگاهی تأیید شده باشد.  در همین روایت آمده است که خانواده علاءالدین در دوره انتقال پایتخت محمد بن تغلق از دهلی به دولت‌آباد، به دکن مهاجرت کردند و او دوران کودکی و تحصیل خود را در این محیط گذراند. همچنین گفته شده است که وی در کنار علوم دینی و فلسفه و فقه و منطق، با زبان دکنی نیز آشنا شد. این نکته، حتی مستقل از جزئیات روایی زندگی او، از نظر تاریخ فرهنگی اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که تجربه صوفیانه در دکن از همان ابتدا در محیطی با تماس میان زبان‌ها و گروه‌های مختلف شکل گرفت. بر پایه همین منبع، علاءالدین بعدها نزد شیخ نصیرالدین چراغ دهلوی، از شخصیت‌های مهم سنت چشتیه، به سلوک و تعلیم معنوی پرداخت و به مقام جانشینی رسید. در همان روایت، خواجه بنده‌نواز گیسودراز نیز از جانشینان چراغ دهلی و از نزدیکان این شبکه صوفیانه معرفی شده است.

پس از وفات چراغ دهلی، علاءالدین به سوی دکن حرکت کرد. روایت مربوط به آلاند، مسیر او را از اجمیر و دولت‌آباد به گلبرگه و سپس آلاند ترسیم می‌کند و می‌گوید که در گلبرگه با مشایخ و عالمان آنجا دیدار کرد و در نهایت به توصیه شیخ سراج‌الدین جُنیدی، آلاند را برای اقامت برگزید. او در این روایت حدود دو دهه در آلاند زندگی کرد و همان‌جا وفات یافت و آرامگاهش به مرکز زیارتی این شهر تبدیل شد.  این مسیر، از نظر تاریخی، با یک واقعیت مهم درباره تصوف دکن نیز هم‌خوان است: در سده چهاردهم، شمار قابل توجهی از صوفیان شمال هند در پی فتوحات و جابه‌جایی‌های سیاسی به جنوب آمدند و در شهرهایی مانند دولت‌آباد، خلداآباد و گلبرگه استقرار یافتند. کارل ارنست در پژوهش خود درباره صوفیان و فضای مقدس هند نیز این مهاجرت و شکل‌گیری شبکه زیارتگاه‌های صوفی در دکن را برجسته کرده است.

آلاند شریف؛ از اقامتگاه صوفی تا مرکز زیارت و اجتماع

با استقرار علاءالدین در آلاند، این شهر در روایت‌های محلی به یکی از مراکز استمرار سنت چشتیه در منطقه تبدیل شد. امروزه آرامگاه او با نام‌های لادلی مشایخ، لادله مشاک یا مخدوم علاءالدین انصاری شناخته می‌شود و بنای موجود آن از نمونه‌های معماری اسلامی ـ هندویی منطقه به‌شمار می‌رود. تصاویر و گزارش معماری Deccan Herald، بنای آرامگاه و دروازه ورودی مجموعه را از عناصر شاخص میراث معماری آلاند معرفی می‌کنند. اهمیت اجتماعی این زیارتگاه نیز در طول زمان فراتر از مقوله زیارت فردی بوده است. یکی از شواهد جالب در این زمینه، گزارش سفر آفاناسی نیکیتین، بازرگان و سیاح روس، در سده پانزدهم است. او در سفرنامه خود از آلاند و بازار سالانه‌ای در کنار آرامگاه شیخ علاءالدین یاد کرده است. پژوهش مربوط به سفر نیکیتین تصریح می‌کند که او در هنگام حضور در هند، این بازار را مشاهده کرده و آن را بازاری مرتبط با یاد شیخ علاءالدین توصیف کرده است.  در نقل دیگری از سفرنامه نیکیتین، بازار آلاند حدود ده روز ادامه داشته و کالاها و اسب‌هایی برای خرید و فروش به آنجا آورده می‌شده است. رقم بیست هزار اسب که در برخی بازنشرهای جدید این گزارش دیده می‌شود، بهتر است با احتیاط و به‌عنوان گزارش نیکیتین نقل شود، نه آماری که مستقل از سفرنامه او قطعی تلقی شود.  این گزارش یک نکته مهم را روشن می‌کند: زیارتگاه آلاند تنها یک فضای مذهبی نبوده، بلکه در سده پانزدهم در پیوند با رفت‌وآمد مردم، تجارت و بازار منطقه‌ای نیز قرار داشته است.

آلاند شریف و شبکه صوفیانه دکن

برای فهم جایگاه آلاند، مناسب‌تر است آن را به صورت بخشی از یک شبکه گسترده صوفیانه مطالعه کنیم، نه به‌عنوان نهادی جدا از سایر مراکز دکن. در سده چهاردهم میلادی، انتقال جمعیت از شمال هند به جنوب، به‌ویژه در پی انتقال پایتخت به دولت‌آباد، موجب جابه‌جایی عالمان، صوفیان، خاندان‌ها و حاملان فرهنگ شد. در دهه‌های بعد، مراکز صوفی در خلداآباد و گلبرگه پدید آمدند و به تدریج به کانون‌های مهم زیارتی تبدیل شدند. همین شبکه، از طریق تبارنامه‌های صوفیانه و سلسله‌های عرفانی، ارتباط خود را با مراکز شمال هند مانند دهلی و اجمیر حفظ می‌کرد.

از این منظر، می‌توان یک مسیر فرهنگی را چنین در نظر گرفت:

دهلی → اجمیر → دولت‌آباد → گلبرگه → آلاند

البته این مسیر نباید صرفاً به‌عنوان یک جاده جغرافیایی ثابت تصور شود؛ بلکه بیانگر شبکه‌ای از رفت‌وآمد انسان‌ها، دانش، سنت‌های عرفانی، متون و زبان‌ها است. دولت‌آباد محل تماس مهمی میان شمال و جنوب بود و گلبرگه در دوره بهمنیان به یکی از مراکز عمده سیاسی و فرهنگی دکن تبدیل شد. چند دهه بعد نیز حضور خواجه بنده‌نواز گیسودراز در گلبرگه، این شهر را به یکی از مهم‌ترین مراکز سنت چشتیه در دکن تبدیل کرد.

پیوند آلاند شریف با زبان فارسی

ارتباط آلاند شریف با زبان فارسی را باید با دقت علمی تعریف کرد. نمی‌توان صرف وجود یک زیارتگاه صوفیانه را دلیل بر این دانست که خودِ شیخ علاءالدین آثار فارسی فراوانی داشته است؛ دست‌کم منابعی که در این بررسی در دسترس بود، چنین مجموعه‌ای از آثار را به‌طور مستقل مستند نمی‌کنند. اهمیت زبان فارسی در مورد آلاند بیشتر از طریق محیط فرهنگی و شبکه صوفیانه‌ای است که این زیارتگاه در آن شکل گرفت. در سده‌های چهاردهم و پانزدهم، فارسی یکی از زبان‌های اصلی حکومت، مکاتبات، دانش دینی، تاریخ‌نگاری و ادبیات در بخش‌هایی از هند و به‌ویژه در حکومت‌های اسلامی دکن بود. دانشنامه ایرانیکا درباره تاریخ سیاسی و ادبی دکن تصریح می‌کند که سنت ادبی صوفیانه در دکن از دوره بهمنیان گسترش یافت و صوفیان چشتی آثاری در حوزه عرفان، مکتوبات و متون دینی به فارسی پدید آوردند. این منبع، خواجه بنده‌نواز گیسودراز را از شخصیت‌های مهم انتقال میراث تصوف فارسی به دکن معرفی می‌کند و می‌گوید که او رساله‌ها و آثار متعددی به فارسی تألیف کرده است. بنابراین، هنگامی که آلاند را در کنار دهلی، دولت‌آباد و گلبرگه مطالعه می‌کنیم، فارسی را باید یکی از زبان‌های ارتباطی و حاملان فرهنگ مکتوب این شبکه دانست.

یکی از نکات مهم تاریخ فرهنگی دکن آن است که فارسی و زبان‌های محلی در مقابل یکدیگر قرار نداشتند، بلکه در بسیاری از محیط‌ها در تماس مستمر با یکدیگر بودند. فارسی بیشتر در حوزه‌های دیوانی، علمی و ادبی جایگاه برجسته‌ای داشت؛ در مقابل، صوفیان برای ارتباط با طیف گسترده‌تری از مردم از زبان‌های رایج منطقه نیز استفاده می‌کردند. درباره دکن، منابع تاریخی از شکل‌گیری و گسترش دکنی در کنار فارسی سخن می‌گویند. یک منبع آموزشی وابسته به مطالعات فرهنگی کارناتاکا نیز درباره بنده‌نواز توضیح می‌دهد که او، با وجود آشنایی عمیق با فارسی، از دکنی برای ارتباط و آموزش عمومی استفاده می‌کرد.  از این رو، اگر در سنت آلاند روایت می‌شود که علاءالدین انصاری در دوران کودکی در دکن با زبان دکنی آشنا شد، این موضوع را می‌توان در چارچوب وسیع‌تر چندزبانی دکن بررسی کرد. در چنین جامعه‌ای، فارسی زبان مهم دانش و ادب بود، در حالی که زبان‌های محلی و دکنی امکان ارتباط مستقیم‌تر با مردم را فراهم می‌کردند. همین تعامل بعدها زمینه را برای رشد ادبیات دکنی و انتقال مفاهیم عرفانی در قالب‌های زبانی گوناگون فراهم کرد.

آلاند و فرهنگ مشترک دکن

یکی از ویژگی‌های برجسته مطالعه آلاند، امکان بررسی رابطه میان زیارت، جامعه، تجارت و فرهنگ است. گزارش نیکیتین درباره بازار سالانه آلاند نشان می‌دهد که این زیارتگاه در قرن پانزدهم با فعالیت‌های اقتصادی و بازرگانی نیز ارتباط داشته است.  از سوی دیگر، منابع معاصر درباره آلاند از حضور پیروان گروه‌های مختلف در این مکان و سابقه تعاملات اجتماعی پیرامون زیارتگاه سخن گفته‌اند. این مسئله نشان می‌دهد که در مطالعه علمی آلاند می‌توان به جای استفاده کلی و اثبات‌نشده از تعابیری مانند «وحدت ادیان»، شواهد مشخص‌تری مانند ترکیب زائران، آیین‌های سالانه، بازارهای وابسته به عرس، ساختار اجتماعی اطراف زیارتگاه و استمرار سنت‌های محلی را بررسی کرد. گزارش‌های معاصر نیز آلاند را به‌عنوان یک فضای تاریخی مورد توجه گروه‌های مختلف اجتماعی توصیف کرده‌اند. چنین رویکردی از نظر پژوهشی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا به جای تبدیل تاریخ زیارتگاه به یک روایت صرفاً تقدیس‌آمیز، آن را به عنوان یک نهاد اجتماعی و فرهنگی در بستر تاریخ دکن بررسی می‌کند.

تاریخ حضرت خواجه شیخ لادلی مشایخ علاءالدین انصاری را نمی‌توان جدا از تحولات گسترده دکن در سده چهاردهم میلادی مطالعه کرد. زندگی او، بر اساس روایت‌های مربوط به زیارتگاه، با مهاجرت خاندان‌های صوفی از دهلی به دولت‌آباد، ارتباط با سنت چشتیه دهلی، حضور در گلبرگه و در نهایت استقرار در آلاند پیوند دارد. اهمیت آلاند شریف برای تاریخ زبان و ادبیات فارسی نیز بیش از آنکه ناشی از وجود یک مجموعه قطعی از آثار فارسی منسوب به خودِ علاءالدین باشد، به جایگاه این زیارتگاه در شبکه بزرگ‌تر فرهنگی و صوفیانه دکن بازمی‌گردد؛ شبکه‌ای که در آن فارسی زبان مهم اداری، علمی و ادبی بود و در کنار آن، زبان دکنی و زبان‌های منطقه‌ای برای ارتباط اجتماعی و انتقال اندیشه‌های عرفانی رشد می‌کردند. پژوهش‌های مربوط به تاریخ ادبی دکن، نقش صوفیانی مانند بنده‌نواز گیسودراز را در انتقال میراث فارسی و شکل‌گیری ادبیات صوفیانه دکن به‌روشنی نشان می‌دهند.

از این رو، آلاند شریف را می‌توان یک موضوع ارزشمند برای مطالعه تاریخ مشترک تصوف، مهاجرت فرهنگی، زبان فارسی، ادبیات دکنی و فرهنگ اجتماعی دکن دانست. گزارش سفرنامه آفاناسی نیکیتین درباره بازار بزرگ آلاند نیز نشان می‌دهد که این زیارتگاه در سده پانزدهم نه فقط یک مکان زیارتی، بلکه بخشی از فضای اجتماعی و اقتصادی منطقه بوده است.

منابع:

  1. The Islamic Heritage – “Dargah Hazrat Maqdoom Alauddin Ansari R.A. (Aland Shareef)”
  2. Richard M. Eaton, A Social History of the Deccan, 1300–1761: Eight Indian Lives Cambridge University Press, 2005.
  3. Encyclopaedia Iranica – مقاله «Gisu-Daraz» Richard M. Eaton, “GISU-DARĀZ,” Encyclopaedia Iranica.
  4. K. A. Nizami, “Sufi Movement in the Deccan.": H. K. Sherwani & P. M. Joshi (eds.), History of Medieval Deccan (1295–1724), Vol. II, Hyderabad, 1974, pp. 173–199.

کد مطلب 27385

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =