زبان چیست؟
زبان نظامی برای برقراری ارتباط است که از واژههایی تشکیل شده که انسانها از آنها استفاده میکنند. زبان موهبتی الهی نیست، بلکه حاصل نبوغ و خلاقیت انسان است. زبانها در پاسخ به نیازهای اجتماعی، بهصورت ناخودآگاه شکل میگیرند و برای پاسخگویی به نیازهای اقتصادی، سیاسی، علمی، مذهبی و حقوقی، بهصورت آگاهانه پرورش مییابند. هر زبان تکاملیافته دارای نظامهای نحوی، واجشناختی، تکواژی و معنایی خاص خود است. گسترش گویشها به پیدایش زبانها میانجامد و محدود شدن زبانها موجب شکلگیری گویشها میشود. هنگامی که یک زبان از جایگاه نخستین خود، یعنی زبان مادری، به جایگاهی ثانویه، یعنی زبان فکری و اقتصادی، منتقل میشود، این فرایند «تکامل زبان» نامیده میشود. در حال حاضر، تقریباً [۶۵۰۰ زبان] در جهان صحبت میشود. بر اساس اطلاعات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، زبان اردو با مجموع ۲۳۰ میلیون گویشور، دهمین زبان پرگویشور جهان است. بررسی خاستگاه زبان اردو برای درک زمینههای فرهنگی و تاریخیای که شکل کنونی و کاربرد امروزی آن را پدید آوردهاند، اهمیت دارد.
تفاوت میان زبان و گویش
«زبان» در شکل معیار خود، از گویش گستردهتر است، شمار بیشتری از مردم به آن صحبت میکنند و با طبقات ثروتمند، تحصیلکرده و مسلط جامعه ارتباط دارد. زبان در مقایسه با گویش از اعتبار و منزلت بسیار بیشتری برخوردار است و به رسمیت شناخته میشود. زبان دارای قواعد دستوری مشخص، فرهنگ لغت، جایگاه نوشتاری و نظام املایی است. همچنین، گستره جغرافیایی وسیعی دارد و از قدرت وحدتبخش ملی برخوردار است. در مقابل، گویش گونهای از یک زبان یا زیرمجموعه آن است که در منطقهای خاص به آن صحبت میشود و از جایگاه نوشتاری و نظام املایی مشخصی برخوردار نیست. گویش غیررسمی است، منزلت اجتماعی کمتری دارد و تفاوتها را ایجاد میکند. گویش صرفاً دارای «صورت گفتاری» است و جایگاه رسمی ندارد.
زبان اردو و گویشهای محلی
زبان اردو از گویشهایی که از زبانهای سنسکریت و پراکریت پدید آمدهاند، از جمله خَری بولی، مِواتی، براج بهاشا، هَریانی، اَپَبْرَنش و پالی، و نیز از زبانهای عربی، فارسی، ترکی و هندی تکامل یافته است. سنسکریت و پراکریت از زبانهای هند و آریایی بودند. زبان سنسکریت در حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد و زبان پراکریت در حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد در [شبهقاره هند] رایج بودند.
خانواده زبانی اردو
زبانشناسان زبانهای جهان را به ۱۰ خانواده بزرگ تقسیم کردهاند که خانواده هندواروپایی یکی از آنهاست. خانواده هندواروپایی در حدود ۲۰۰۰ پیش از میلاد شکل گرفت و در شبهقاره هند، خانواده هند و آریایی را در حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد پدید آورد. [زبان اردو به خانواده هند و آریایی] تعلق دارد که یکی از شاخههای فرعی خانواده هندواروپایی است. زبانهای انگلیسی، سنسکریت، لاتین، فارسی، پنجابی، بنگالی و هندی نیز به خانواده هندواروپایی تعلق دارند.
نامهای گوناگون زبان اردو
واژه «اردو» از زبان ترکی گرفته شده و به معنای ارتش یا اردوگاه است. در زبانهای اسکاندیناوی، واژه «Urth» به معنای گردهمایی است؛ در زبان لاتین، واژه «Horde» به معنای مردم کوچنشین است؛ و در زبان آریایی، واژه «Urd» به معنای جامعه انسانی است. تا ربع پایانی قرن هجدهم، زبان اردو با نامهای هندوی، دهلوی، دکنی، گُجری، ریخته و هندوستانی شناخته میشد.
در سال ۱۸۰۶، شاه عالم، فرمانروای مغول، در کتاب خود به نام «عجائبالقصص»، این زبان را «هندی» نامید. پیش از آن، شاه جهان، امپراتور مغول، پیشنهاد کرده بود که این زبان «اردو» نامیده شود. در سال ۱۸۰۹، مُصحَفی، شاعر مشهور اردو، در اشعار خود زبان اردو را «هندوی» نامید.
مصحفی فارسی کو طاق پہ رکھ
اب ہے اشعار ہندوی کا رواج
(مصحفی فارسی را به طاقچه بگذار - اکنون رواجِ اشعارِ هندوی است)
شاعر برجسته دیگری از زبان اردو، انشاءاللهخان انشاء، در کتاب خود به نام «دریای لطافت»، واژه «اردو» را به معنای شهر دهلی به کار برده است.
میر امان در کتاب «باغ و بہار» زبان اردو را «اردوی معلی» نامیده است. جان گیلکریست همواره زبان اردو را «هندوستانی» مینامید. امیر خسرو، میر تقی میر و اسداللهخان [غالب] برای اشاره به زبان اردو از واژه «ریخته» استفاده میکردند.
ریختہ کے تمھیں استاد نہیں ہو غالب
کہتے ہیں اگلے زمانے میں کوئی میر بھی تھا
(غالب، تو استادِ ریخته نیستی - میگویند در روزگاران گذشته، کسی به نام میر نیز بوده است)
در حالی که نواب میرزا خان داغ دهلوی این زبان را «اردو» مینامید.
اردو ہے جس کا نام ہمیں جانتے ہیں داغ
ہندوستاں میں دھوم ہماری زبان کی ہے
اردو است نامش که ما میشناسیم، داغ - در هندوستان آوازۀ زبان ما پیچیده است
چهار نظریۀ برجسته درباره خاستگاه زبان اردو
اردو در سند
زبان اردو در شبهقاره هند، از طریق تعامل میان اعراب، افغانها، ترکها و ساکنان بومی، در فاصله سالهای ۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلادی شکل گرفت.
استقرار بازرگانان عرب در ساحل مالابار در سال ۶۰۰ میلادی و حملۀ محمد بن قاسم به سند در سال ۷۱۲ میلادی، از رویدادهای مهم در پیدایش زبان اردو به شمار میروند. اعراب از سال ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ میلادی بر سرزمین سند حکومت کردند و نهتنها بر فرهنگ و زبانهای ساکنان محلی تأثیر گذاشتند، بلکه تا اندازه قابل توجهی بر ترکیب جمعیتی شبهقاره نیز اثرگذار بودند. بر اساس نظریۀ سید سلیمان ندوی با عنوان «اردو در سند»، زبان اردو در همین دوره در سند متولد شد.
اردو در پنجاب
در سال ۱۰۰۰ میلادی، سلطان محمود غزنوی فرمانروای پنجاب شد و در شهری جدید به نام محمودپور سکونت گزید. امپراتوری غزنویان تا سال ۱۲۰۰ میلادی ادامه داشت. بر اساس نظریۀ حافظ محمود شیرانی با عنوان «اردو در پنجاب»، زبان اردو در فاصله سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ میلادی در پنجاب پدید آمد.
اردو در دهلی و دکن
قطبالدین ایبک به حکومت رسید و پایتخت را از پنجاب به دهلی منتقل کرد. حکومت ایبک تا سال ۱۲۹۴ میلادی ادامه داشت. بر اساس نظریۀ مسعود حسینخان با عنوان «اردو در دهلی»، زادگاه زبان اردو شهر دهلی است.
پس از آن، علاءالدین خلجی در سال ۱۲۹۴ میلادی فرمانروای دهلی شد و پایتخت را از دهلی به دکن منتقل کرد. امپراتوری خلجیان تا سال ۱۳۲۵ میلادی ادامه داشت. بر اساس نظریۀ نصیرالدین هاشمی با عنوان «اردو در دکن»، خاستگاه واقعی زبان اردو منطقه دکن است.
اردو در بلوچستان
سه نظریۀ برجسته درباره خاستگاه و تکامل زبان اردو در بلوچستان وجود دارد. دکتر انعامالحق کوثر معتقد است که بلوچها دوزبانه هستند. در بخش قلات، زبانهای بلوچی و براهوئی؛ در بلوچستان غربی، زبانهای بلوچی و پشتو؛ در بلوچستان جنوبشرقی، زبانهای سندی و براهوئی؛ و در بلوچستان شمالشرقی، زبانهای بلوچی، پشتو و سرائیکی صحبت میشوند.
کوئته همواره مرکز تنوع زبانی بوده است. دکتر کوثر میگوید که در محیطی دوزبانه، ریشه دواندن و تکامل زبان اردو در بلوچستان امری طبیعی است.
دکتر آغا محمد ناصر استدلال میکند که زبان اردو با ورود هنری پاتینجر، جاسوس انگلیسی، در آغاز قرن نوزدهم به بلوچستان راه یافت. به همین ترتیب، دکتر فاروق احمد معتقد است که مردم این منطقه زمانی با زبان اردو آشنا شدند که ارتش سید احمد شهید در سال ۱۸۲۶، برای جهاد علیه سیکها، از بلوچستان عبور میکرد.
اردو در سرحد سابق یا خیبر پختونخوا
بر اساس نظر دکتر فارغ بخاری، دو اثر بزرگ و نخستین به زبان اردو در منطقۀ سرحد، یعنی خیبر پختونخوا، عبارتاند از «تفسیر هندی» که در سال ۱۳۵۰ نوشته شد و «خیرالبیان» که در سال ۱۵۳۰ به نگارش درآمد.
با این حال، در خیبر پختونخوا یا سرحد سابق، نثر اردو و روزنامهنگاری در سال ۱۸۵۴ با انتشار روزنامههای اردو «خوش بهار» و «مرتضائی» آغاز شد. نامههای رسمی مشهور یا «خاطرات کابل» (خطوط کابل) نیز در سال ۱۸۷۸ به زبان اردو نوشته شدند.
در این منطقه، فعالیتهای ادبی و سنت شعر اردو در سال ۱۹۰۰ با تأسیس «بزم سخن» آغاز شد. شماری از نویسندگان برجستۀ ترقیخواه نیز به این منطقه تعلق داشتند و ادبیات اردو را تا اندازه زیادی توسعه دادند. نصیرالدین نصیر نخستین داستاننویس اردو از این سرزمین است. او در سال ۱۹۱۴ سه اثر داستانی نخست خود به زبان اردو را با نامهای «سهاگن»، «مولوی صاحب» و «جوالا مکهی» نوشت.
دانشکدهها، سازمانها و جنبشهای برجسته در راستای توسعه زبان اردو
کالج فورت ویلیام
کالج فورت ویلیام در سال ۱۸۰۰ به دستور لرد ولزلی در کلکته تأسیس شد تا مدیران اروپایی و مقامات انگلیسی را در زبانهای هندی آموزش دهد. در این کالج، دروس حقوق، جغرافیا، ریاضیات، ادبیات انگلیسی، تاریخ باستان هند، فقه اسلامی، اخلاق و اقتصاد به زبان اردو تدریس میشدند. زبانهای عربی، فارسی و سنسکریت نیز در این کالج آموزش داده میشدند.
دکتر جان گیلکریست رئیس بخش زبان اردو بود. میر امان، حیدر بخش حیدری، لالو لعل، شیر علی افسوس، کاظم علی جوان و مظهر علیخان ویلا از نویسندگان و مترجمان برجستۀ این کالج بودند. کتابهای «باغ و بهار»، «طوطینامه»، «پریم ساگر»، «آرایش محفل»، «گنج خوبی»، «باغ اردو»، «اخلاق هندی» و «مذهب عشق» از جمله بهترین کتابهای اردو به شمار میروند که در این کالج تهیه شدند. این کالج نثر اردو را به شکلی باورنکردنی توسعه داد.
کالج دهلی
کالج دهلی در سال ۱۸۲۵ تأسیس شد و هدف آن آموزش علوم شرقی و غربی به زبان اردو به مقامات رده پایین و بالای انگلیسی، و همچنین دانشجویان هندوستانی بود.
جی. اچ. تیلور، فلیکس بوتروس و آلویس اشپرنگر سه رئیس نخست این کالج بودند. مولانا محمد حسین آزاد، ذکاءالله، دپوتی نذیر احمد و مستر رام چندر از شخصیتهای برجسته و تأثیرگذار این کالج به شمار میروند. این کالج برای توسعه زبان اردو دو انجمن داشت: انجمن ترجمه و انجمن زبانهای بومی. پس از [شورشهای سال ۱۸۵۷]، انگلیسیها این کالج را در سال ۱۸۷۷ تعطیل کردند.
انجمن پنجاب یا «انجمن گسترش دانش سودمند در پنجاب»
در سال ۱۸۵۷، جنگ استقلال موجب بیاعتمادی شدید میان مردم هند و دولت بریتانیا شد. برای پایان دادن به این بیاعتمادی، در سال ۱۸۶۵، به دستور دونالد فریل مکلئود، نایبالحکومۀ پنجاب، سرهنگ هولروید، دبیر آموزش و پرورش، این انجمن را سازماندهی کرد. این نهاد «انجمن پنجاب» یا «انجمن گسترش دانش سودمند در پنجاب» نام داشت.
دکتر جی. دبلیو. لایتنر رئیس این انجمن بود. احیای مطالعات باستانی، ترویج صنعت و تجارت، بازسازی اعتماد میان مردم هند و دولت بریتانیا، گسترش آموزش، برقراری مجدد صلح و ایجاد روحیۀ میهندوستی در میان مردم هند، از اهداف اصلی این انجمن بودند.
مولانا حالی، مولانا آزاد و پاندیت منفول نقش مهمی در موفقیت این انجمن ایفا کردند. تمامی فعالیتها به زبان اردو انجام میشد. شعر طبیعتگرا، نقد ادبی، شعر مدرن و عینیتگرایی در ادبیات اردو از دل فعالیتهای این انجمن پدید آمدند.
جنبش علیگر
جنبش علیگر حاصل اندیشه و ابتکار سر سید احمدخان بود. این جنبش در سال ۱۸۷۵ تأسیس شد و نقطۀ عطفی در توسعه زبان و ادبیات اردو به شمار میرفت. در چارچوب این جنبش، نثر اردو به میزان زیادی ترویج یافت.
سر سید احمدخان در سال ۱۸۶۳ انجمن علمی را تأسیس کرد و در سال ۱۸۷۱ انتشار یک مجلۀ ماهانۀ اردو با عنوان «تهذیبالاخلاق» را آغاز کرد.
در سال ۱۸۶۷، سر سید احمدخان از طرف انجمن بریتانیایی هند، نامهای به نایبالسلطنه نوشت و درخواست کرد که در دانشگاه کلکته بخشی ویژه برای زبان اردو بهمنظور آموزش دانشجویان مسلمان ایجاد شود. اما هندوها بهشدت با این درخواست مخالفت کردند و مناقشۀ «اردو ـ هندی» آغاز شد. جنبش علیگر زمینه را فراهم کرد تا زبان اردو در مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، حقوقی و ادبی شبهقاره به کار گرفته شود. مقالهنویسی اردو و روزنامهنگاری نیز در چارچوب این جنبش آغاز شد. این جنبش نهتنها به توسعه زبان و ادبیات اردو کمک کرد، بلکه شکلگیری پاکستان نیز تا اندازه زیادی مدیون این تلاش بود.
انجمن دفاع از زبان اردو
هنگامی که مکدانل، فرماندار، در سال ۱۹۰۰ زبان هندی را جایگزین اردو بهعنوان زبان رسمی در ایالتهای اوتار پرادش و بیهار کرد، سر سید احمدخان تحت ریاست نواب محسنالملک سازمانی را با نام «انجمن دفاع از زبان اردو» تشکیل داد. فرماندار مکدانل نسبت به فعالیتهای این انجمن تمایلی نداشت و تهدید کرد که اگر این انجمن بیاثر نشود، کمکهای مالی دولت به کالج علیگر قطع خواهد شد. در نتیجه، محسنالملک ناچار شد موقتاً از این انجمن کنارهگیری کند و بعدها این جنبش را با نام «انجمن ترقی اردو» ادامه داد.
انجمن ترقی اردو
انجمن ترقی اردو در سال ۱۹۰۳ تأسیس شد. علامه شبلی نعمانی، مولانا حبیبالرحمانخان و مولوی عزیز میرزا بهترتیب دبیران این انجمن شدند.
پدر زبان اردو، مولوی عبدالحق، در سال ۱۹۱۲ دبیر این انجمن شد. از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۱۲، دفتر مرکزی انجمن در علیگر قرار داشت؛ از سال ۱۹۱۲ تا ۱۹۳۸ در اورنگآباد بود؛ و از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۷ در دهلی قرار داشت. از سال ۱۹۴۷ تاکنون، دفتر مرکزی انجمن در کراچی بوده است.
در کتابخانۀ انجمن، بیش از ۱۰۰ هزار کتاب در موضوعات گوناگون نگهداری میشود. انتشار کتابهای ارزشمند ادبی به زبان اردو، مجلات و نشریات، و گسترش آموزش علمی مدرن به زبان ساده اردو از اهداف اصلی این انجمن هستند. انجمن نقش بزرگی در ترویج زبان و ادبیات اردو ایفا کرده است. آثار ادبی مولوی عبدالحق، سر سید احمدخان، مولانا شبلی نعمانی، مولانا الطاف حسین حالی، دپوتی نذیر احمد و محمد حسین آزاد، از نظر توسعه زبان و ادبیات اردو شایستۀ تقدیر هستند. روزنامهها و مجلات اردو، مانند «زمیندار»، «همدرد»، «الهلال»، «کامرید»، «نوای وقت» و «ستارۀ صبح»، نهتنها در دفاع از زبان اردو، بلکه در رفاه مسلمانان شبهقاره نیز نقش مؤثری داشتند.
امروزه زبان اردو از شاعران بزرگی همچون میر، اقبال، غالب، فیض، جوش و جون ایلیا؛ داستاننویسان برجستهای مانند منتو، احمد ندیم قاسمی، پریم چند و انتظار حسین؛ مرثیهسرایان ارزشمندی همچون میر انیس و میرزا دبیر؛ و پژوهشگران و منتقدان شناختهشدهای مانند دکتر وزیر آغا، فرمان فتحپوری، دکتر انور سدید و دکتر سلیم اختر برخوردار است. امروزه زبان اردو در گوشهوکنار جهان صحبت میشود، خوانده میشود و به نگارش درمیآید.
نتیجهگیری
در جمعبندی اهمیت زبان اردو میتوان نتیجه گرفت که این زبان به مسلمانان شبهقاره کمک کرده است تا در عرصههای گوناگون زندگی روی پای خود بایستند.
امروزه اردو نهتنها زبان ارتباطات، بلکه زبان علم، اقتصاد، ادبیات، آموزش و دین نیز هست. اردو زبان مشترک و میانجی در پاکستان است؛ زبانی که به وحدت و انسجام ملی کمک میکند. شکلگیری پاکستان بهطور گسترده مدیون زبان اردو است. بر اساس [مادۀ ۲۵۱] قانون اساسی سال ۱۹۷۳، اردو زبان ملی پاکستان است. توسعه و بقای زبان اردو به صحبت کردن، خواندن و نوشتن آن وابسته است. بنابراین، به زبان اردو صحبت کنید، آن را بخوانید و بنویسید.
نویسنده: فضل تنها غارشن
نظر شما