انریکو ماتئی (Enrico Mattei) (۱۹۰۶–۱۹۶۲) بنیانگذار شرکت ملی نفت ایتالیا (ENI) و معمار اصلی سیاست خارجی و انرژی مستقل ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم بود. او با شکستن کارتل نفتی غرب موسوم به «هفت خواهران» (Sette Sorelle) و برقراری روابط مستقیم، عادلانه و شرافتمندانه با کشورهای در حال توسعه و جهان سوم، بزرگترین چالش را علیه هژمونی آمریکا و انگلیس در حوزه انرژی و ژئوپلیتیک ایجاد کرد.

تولد غول نفتی مستقل و سرپیچی از دستور واشنگتن
پس از سقوط فاشیسم در سال ۱۹۴۵، دولت ائتلافی ایتالیا به ماتئی—که از فرماندهان پارتیزانی مسیحی در جنبش مقاومت ضد فاشیستی بود—مأموریت داد آژانس نفت فاشیستی موسوم به آجیپ (Agip) را منحل کند. قدرتهای پیروز جنگ جهانی (بهویژه آمریکا و بریتانیا) تمایلی نداشتند ایتالیای شکستخورده دارای نهاد ملی انرژی مستقل باشد و بازار ایتالیا را سهم کمپانیهای خود میخواستند.ماتئی دستور را نادیده گرفت؛ با اتکا به کشف ذخایر متان در دشت پو (Po Valley)، منابع مالی آجیپ را احیا کرد و در سال ۱۹۵۳ توانست پارلمان ایتالیا را متقاعد کند تا شرکت ملی نفت و هیدروکربن، انی (ENI)، را به عنوان یک کارتل دولتی یکپارچه تأسیس کند.
نبرد با «هفت خواهران» و دکترین ضدهژمونیک
ماتئی اصطلاح ماندگار «هفت خواهران» را برای توصیف کارتل متشکل از شرکتهای بزرگ نفتی آنگلوساکسون (شامل اکسان، گالف، شل، تکزاکو، شورون، سوکونی-موبیل و بریتیش پترولیوم) ابداع کرد. این کارتل انحصار مطلق استخراج، قیمتگذاری و فروش نفت خام جهان را در دست داشت و سهم کشورهای صاحب نفت را به حداقل ممکن میرساند.ماتئی دو ضربه ساختاری به این سیستم وارد کرد:
شکستن فرمول ناعادلانه ۵۰-۵۰: کارتل غربی حداکثر ۵۰ درصد از منافع حاصل از استخراج را به کشورهای صاحب نفت میداد. ماتئی در سال ۱۹۵۷ با سفر به ایران و دیدار با مقامات ایرانی، قرارداد تاریخی تأسیس شرکت مشترک «سیریپ» (SIRIP) را امضا کرد و برای نخستین بار در تاریخ نفت خاورمیانه، سهم طرف محلی را تا ۷۵ درصد افزایش داد (فرمول ۲۵-۷۵). این اقدام خشم شدید والاستریت و وزارت خارجه آمریکا را برانگیخت.

- دیپلماسی جنوب-جنوب و استعمارزدایی: ماتئی با درک جنبشهای ضداستعماری در آفریقا و آسیا، مدل کسبوکار را بر پایه انتقال دانش فنی، ساخت زیرساختهای پالایشگاهی محلی و آموزش مهندسان بومی در کشورهایی مانند مصر (دوران جمال عبدالناصر)، مراکش، لیبی و سودان بازتعریف کرد.
اتحاد با جبهه آزادیبخش ملی الجزایر (FLN)
یکی از رادیکالترین اقدامات ماتئی علیه ساختار استعماری اروپا، حمایت همهجانبه مالی، لجستیکی و سیاسی از جبهه آزادیبخش میهنی الجزایر در جریان جنگ استقلال علیه فرانسه بود.
- ماتئی فرستادگان الجزایری را مخفیانه در رم و میلان پذیرا شد.
- در تدوین بندهای اقتصادی و بهرهبرداری از منابع صحرای الجزایر برای مذاکرات صلح «اویان» به انقلابیون الجزایری مشاوره داد.
- این امر سازمان تروریستی ارتش مخفی فرانسه (OAS) و محافل استعماری غربی را به دشمنان قسمخورده او تبدیل کرد.
نفوذ از میان پرده آهنین: معامله نفتی با مسکو
در اوج جنگ سرد در سال ۱۹۶۰، ماتئی بزرگترین تابوی راهبردی ناتو را شکست. او قراردادی عظیم برای واردات مستقیم نفت ارزانقیمت از اتحاد جماهیر شوروی به امضا رساند و در ازای آن، لولههای فولادی پیشرفته و تجهیزات صنعتی ساخت ایتالیا را به شوروی تحویل داد.
این اقدام، واشنگتن را به مرز انفجار رساند:
- رسانههای آمریکایی از جمله نیویورک تایمز او را متهم کردند که ایتالیا را به اسب تروای شوروی در قلب ناتو تبدیل کرده است.
- سازمان سیا و نهادهای امنیتی بریتانیا ماتئی را به عنوان خطری ژئوپلیتیک که یکپارچگی راهبرد غرب را ویران میکند طبقهبندی کردند.

قتل مشکوک و ماجرای هواپیمای بَسکاپِه (Bascapè)
در ۲۷ اکتبر ۱۹۶۲، هواپیمای شخصی ماتئی (مدل مورن-سولنیه) در مسیر کاتانیا به میلان، هنگام آمادهشدن برای فرود در فرودگاه لیناته، در نزدیکی روستای بَسکاپه منفجر و سرنگون شد و ماتئی به همراه خلبان و یک روزنامهنگار آمریکایی به نام ویلیام مکهیل کشته شدند.
روایت رسمی اولیه: پرونده به عنوان سانحه هوایی ناشی از مه و بدی آبوهوا بسته شد.
- بازگشایی و اثبات انفجار: در دهه ۱۹۹۰ و پس از افشاگریهای پیر پائولو پازولینی (در رمان ناتمام نفت) و تحقیقات دادستان وینچنتزو کالیا (Vincenzo Calia)، رسماً اثبات شد که یک بمب کوچک صوتی در پشت ابزارهای فرود هواپیما جاسازی شده بود.
- متهمان ترور: تحلیلگران تاریخی و قضایی عاملان ترور را در تقاطع منافع سرویسهای مخفی فرانسه (SDECE)، سیا، شبکه هفت خواهران و همکاری مافیای سیسیل (کوزا نوسترا) میدانند؛ تروری سیاسی برای حذف مردی که تلاش میکرد ایتالیا را به پلی میان اروپای مستقل و خاورمیانه تبدیل کند.
پیوند پرونده ماتئی و قتل پییر پائولو پازولینی (رمان «نفت»)
پرونده سقوط هواپیمای انریکو ماتئی در ۲۷ اکتبر ۱۹۶۲ در بَسکاپه (Bascapè)، ده سال بعد به زنجیرهای از قتلهای سیاسی و امنیتی در ایتالیا گره خورد که مهمترین قربانی فکری آن پییر پائولو پازولینی و قربانی رسانهای آن روزنامهنگار تحقیقی، مائورو د مائورو (Mauro De Mauro) بود.
۱. معمای مائورو د مائورو و سرنخ سیسیلی
در سال ۱۹۷۰، فرانچسکو رزی در حال ساخت فیلم مشهور خود «ماجرای ماتئی» (Il caso Mattei) بود. او از مائورو د مائورو، روزنامهنگار روزنامه پالرمویی L'Ora، خواست تا آخرین ساعات اقامت ماتئی در سیسیل (پیش از پرواز مرگبارش به میلان) را بازسازی کند. د مائورو به اسنادی دست یافت که نشان میداد مافیای سیسیل با هدایت محافل امنیتی در کاروانسرای هوایی کاتانیا در هواپیمای ماتئی دستکاری کرده بودند.اما د مائورو در سپتامبر ۱۹۷۰ ربوده شد و جسدش هرگز پیدا نشد (Lupara bianca). بعدها توماسو بوشتا، از توابین سرشناس مافیا، اعتراف کرد که حذف د مائورو به دستور مستقیمی در ارتباط با ماجرای ماتئی صورت گرفت.
۲. پازولینی و نگارش رمان افشاگرانه «نفت» (Petrolio)
پازولینی در سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵ کار بر روی پروژه سترگ، چندوجهی و افشاگرانه خود به نام «نفت» را آغاز کرد. هدف پازولینی تنها نوشتن یک اثر ادبی نبود؛ او ساختار قدرت نوظهور ایتالیا را کالبدشکافی میکرد:
- تغییر ماهیت فاشیسم: پازولینی معتقد بود فاشیسم کلاسیک موسولینی جایش را به یک «فاشیسم نوین، تکنوکراتیک و نئوکاپیتالیستی» داده که انرژی، مصرفگرایی و نفت ستون فقرات آن هستند.
- فصل گمشده (Appunto 21 - Lampi su ENI): پازولینی در طرح رمان خود فصلی کلیدی با عنوان «جرقههایی بر فراز اِنی» طراحی کرده بود. تز محوری او این بود که ماتئی به دستور و توطئه جانشین خود، اوژنیو چفیس (Eugenio Cefis)، و با همراهی محافل پشتپرده آتلانتیکی، شبکه ضدکمونیستی گلادیو و لژ فراماسونری P2 ترور شده است. چفیس پس از مرگ ماتئی، جهتگیری ENI را تغییر داد، آن را به ابزار معامله سیاسی با احزاب سنتی بدل کرد و بعداً ریاست شرکت مونتهادیسون (Montedison) را به دست گرفت.
- دزدی نسخه خطی و قتل در ساحل اوستیا: در ۲ نوامبر ۱۹۷۵، پازولینی در ساحل اودیلپیک اوستیا(ساحل مدیترانه ای شمال رم) به طرز وحشیانهای به قتل رسید. بخش عمدهای از یادداشتهای او درباره ساختار درونی ENI و فصل ۲۱ رمان هرگز پیدا نشد. تحقیقات قضایی قاضی وینچنتزو کالیا (Vincenzo Calia) در دهه ۱۹۹۰ نشان داد که قتل پازولینی یک جنایت پیشپاافتاده ناموسی نبود، بلکه تلاشی سازمانیافته برای بستن دهان روشنفکری بود که راز پیوند قدرت اقتصادی، نهادهای امنیتی موازی و ترور ماتئی را برملا میکرد.
روایت رسمی اولیه ترور پازولینی، ابرکارگردان تاریخ ایتالیا، پوششی کلاسیک در دوران موسوم به سالهای سرب (Anni di piombo) در ایتالیا بود؛ قالبی که از تمایلات همجنسگرایانه پازولینی به عنوان ابزاری برای بیاعتبار کردن شخصیت فکری او و سادهسازی یک ترور پیچیده سیاسی استفاده کرد تا پیوندهای او با افشای فساد ساختاری قدرت، ماجرای ENI و مرگ ماتئی هرگز در دادگاه علنی دنبال نشود.
تلاش ایتالیا برای ملی کردن انرژی و استقلال استراتژیک
تلاش ایتالیا برای تسلط بر منابع انرژی خود پس از ویرانیهای جنگ جهانی دوم، ناشی از چندین ضرورت ژئوپلیتیک و اقتصادی گریزناپذیر بود:
- فقر ژئولوژیک و آسیبپذیری صنعتی: ایتالیا کشوری فاقد زغالسنگ مرغوب و بدون میادین نفتی بزرگ بود. جهش اقتصادی پس از جنگ (Miracolo economico) نیازمند انرژی ارزان، پایدار و خارج از کنترل واسطهها بود تا صنایع شمال (فیات، پیرلی و صنایع سنگین) تاب رقابت داشته باشند.
- شکلگیری سرمایهداری دولتی مترقی: نخبگان پس از جنگ (از چپگرایان تا جناح چپ حزب دموکرات مسیحی) معتقد بودند که بخش خصوصی ایتالیا ضعیفتر و خائنتر از آن است که زیرساخت ملی بسازد. نهادهایی چون IRI و بعداً ENI ابزاری برای تثبیت حاکمیت ملی بودند.
- موقعیت ژئوپلیتیک طبیعی در مدیترانه: ایتالیا به لحاظ جغرافیایی پلی طبیعی میان اروپای غربی، شمال آفریقا و خاورمیانه است. دکترین ماتئی و همفکرانش این بود که ایتالیا نباید پایگاه نظامی منفعل ناتو باشد، بلکه باید شریک مستقیم و توسعهبخش جهان پسااستعماری مدیترانه گردد.

ناکامی در دستیابی به استقلال پایدار انرژی
بلندپروازیهای رم در مسیر استقلال ژئوپلیتیک انرژی، به دلیل مجموعهای از عوامل ساختاری خارجی و داخلی متوقف شد:
۱. محدودیتهای ژئوپلیتیک نظام دوقطبی (حاکمیت محدود)
بر پایه معاهدات صلح پس از جنگ و عضویت در ناتو، ایتالیا در بلوک غرب با مفهوم «حاکمیت مشروط» دستبهگریبان بود. واشنگتن هرگونه اقدام مستقل که انحصار دلار، ناتو یا ساختار شرکتهای نفتی آنگلوساکسون را به چالش میکشید، نقض خطوط قرمز تلقی میکرد. نزدیکی ماتئی به شوروی (خرید نفت ارزان) و تسلیح نهضتهای استقلالطلب الجزایر هشداری بود که سیستم غربی تاب تحمل آن را نداشت.
۲. فساد حزبی و فسادزدگی ساختار اداری (Lottizzazione)
پس از حذف ماتئی، ENI از یک «موتور محرک استقلال ملی» به «حیاطخلوت تأمین مالی احزاب سیاسی» (بهویژه دموکرات مسیحی و حزب سوسیالیست) تبدیل شد. پدیدهای که در ایتالیا به Lottizzazione (تقسیم غنایم پستهای دولتی میان احزاب) مشهور بود، شفافیت و جسارت راهبردی این نهادها را از بین برد و زمینه رسواییهای بزرگ «دستهای پاک» (Mani Pulite) در اوایل دهه ۱۹۹۰ را فراهم کرد.
۳. خصوصیسازیهای دهه ۱۹۹۰
با آغاز دهه ۱۹۹۰ و ادغام در پیمان ماستریخت، ایتالیا زیر فشار بدهیهای ملی و مدل نئولیبرال اتحادیه اروپا، بخش اعظم غولهای دولتی انرژی را خصوصی کرد یا سهام دولت را در آنها کاهش داد. اگرچه ENI همچنان بازیگری مهم است، اما منطق عملکرد آن از «ابزار راهبردی حاکمیت ملی» به «یک ابرشرکت چندملیتی تابع سود سهامداران بورس نیویورک و میلان» تغییر ماهیت داد.
۴. شکست در تنوعبخشی و ماجرای هستهای
ایتالیا در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ پیشگام توسعه انرژی هستهای در جنوب اروپا بود. با این حال، فاجعه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ موجی از پوپولیسم زیستمحیطی را برانگیخت و رفراندوم ۱۹۸۷ صنعت هستهای ایتالیا را به طور کامل متوقف کرد. در نتیجه، ایتالیا دوباره وابسته به واردات مستقیم گاز طبیعی (بهویژه از روسیه و الجزایر) شد و استقلال انرژی آن مجدداً آسیبپذیر باقی ماند.امروزه هرگونه توسعه انرژی هسته ای در ایتالیا متوقف و به نوعی ممنوع و جز کارکرد تحقیقاتی و پزشکی، غیر ممکن است، از سوی دیگر این کشور بسیار نسبت به تکانه های انرژی آسیب پذیر و مهمتر اینکه بشدت منقاد نظام جهانی انرژی و ایالات متحده است.
سیاستمداران ایتالیا نام و برند نمادین ماتئی را با افتخار احیا کردهاند، اما محتوای ژئوپلیتیک، استقلالطلبانه و ضدآتلانتیک آن را کاملاً خنثی و همسو با منافع بلوک غرب کردهاند.
امروزه نه تنها سعی نمیشود ماتئی فراموش شود، بلکه او در بالاترین سطوح قدرت بازتعریف و ستایش میشود؛ با این تفاوت که «شورش استراتژیک» او علیه هژمونی آمریکا به یک «دیپلماسی عملگرایانه انرژی در ذیل چتر ناتو» تبدیل شده است.
۱. احیای رسمی: «طرح ماتئی برای آفریقا» (Piano Mattei per l'Africa)
روشنترین نشانه حضور ماتئی در سیاست معاصر، نامگذاری کلانپروژه سیاست خارجی دولت جورجا ملونی با عنوان «طرح ماتئی» (Piano Mattei) است:
- روایت ظاهری: دولت ایتالیا خود را وارث مدل ماتئی معرفی میکند؛ یعنی همکاری با کشورهای آفریقایی بر پایه «برابری، عدم سلطهجویی و منافع مشترک» به جای الگوهای استعماری کهن (سرمایهگذاری در بخش انرژی الجزایر، کنگو، مصر، موزامبیک در ازای مهار مهاجرت غیرقانونی و تأمین گاز).
- هدف اعلامی: تبدیل ایتالیا به «هاب اصلی انرژی» که گاز شمال آفریقا و حوزه مدیترانه را به اروپای مرکزی و آلمان منتقل میکند؛ دقیقاً یادآور آرمان ماتئی در تبدیل ایتالیا به پل ارتباطی میان اروپا و جهان جنوب.
۲. استحاله محتوا: خدمت به راهبرد آمریکا به جای تقابل با آن
تفاوت بنیادین میان ماتئی تاریخی و نسخه قرن بیستویکمی او در جهتگیری ژئوپلیتیک نهفته است:
| مؤلفه |
دکترین اصیل انریکو ماتئی (دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰) |
دکترین ماتئیِ احیاشده در سیاست امروز ایتالیا |
| رابطه با هژمونی آمریکا |
نبرد آشکار با کارتلهای نفتی آنگلوساکسون و سرپیچی از هژمونی واشنگتن |
همسویی کامل با راهبردهای ژئوپلیتیک کاخ سفید و پنتاگون |
| موضع در برابر روسیه |
شکستن تحریمهای جنگ سرد و خرید مستقیم نفت ارزان از شوروی |
قطع کامل وابستگی به گاز روسیه در همسویی با ناتو و جایگزینی آن با LNG آمریکا و گاز آفریقا |
| جنبشهای آزادیبخش |
حمایت مخفی مالی و تسلیحاتی از انقلابیون ضدغربی (مانند FLN الجزایر) |
همکاری نزدیک با نهادهای امنیتی غرب و پیمانهای نظامی فراملی |
| ماهیت شرکت ENI |
نهادی کاملاً دولتی در خدمت حاکمیت ملی و استقلال ژئوپلیتیک |
یک ابرشرکت چندملیتی بورسی با سهامداران عمده صندوقهای مالی والاستریت (مانند بلکراک) |
۳. چرا از تقابل با آمریکا پرهیز میشود؟
سیاستمداران ایتالیایی (چه از جناح راست و چه از جناح چپ میانه) ماتئی را تحسین میکنند، اما از بازتولید رویکرد ضدهژمونیک او وحشت دارند:
- حاکمیت محدود و چتر امنیتی ناتو: ایتالیا پایگاههای نظامی و لجستیکی کلیدی آمریکا در مدیترانه (مانند سیگونلا در سیسیل، ویچنزا و ناپل) را در خاک خود جای داده است. خروج از مدار همگرایی با واشنگتن، بهای امنیتی و سیاسی سنگینی دارد که هیچ حزبی در رم توان پرداخت آن را ندارد.
- مالیسازی اقتصاد و بدهی عمومی: اقتصاد ایتالیا به شدت به ثبات بازارهای مالی جهانی و پذیرش بدهیهای دولتی توسط ساختار مالی غربی وابسته است؛ هرگونه تکروی رادیکال به سبک ماتئی، فوراً با واکنش منفی بازارها و انزوای دیپلماتیک روبهرو میشود.
- حذف فاکتور کمونیسم: در دوران ماتئی، چپ ایتالیا و حتی جناح چپ دموکرات مسیحی تکیهگاه اجتماعی قدرتمندی برای مقاومت در برابر سرمایهداری آنگلوساکسون بودند؛ امروز آن پایگاه طبقاتی و ایدئولوژیک جای خود را به تکنوکراسی همگرا با بروکسل و واشنگتن داده است.
بنابراین، انریکو ماتئی در ایتالیای امروز فراموش نشده، بلکه «اهلی» شده است: تصویر او به عنوان قهرمان ملی توسعه و کارآفرینی ستایش میشود، اما تیغ برنده او که نظام تکقطبی و کارتلهای استعماری غرب را نشانه رفته بود، عمداً کند شده است.
- بر همین أساس آثار سینمایی، مستندها و سریالهای مهمی پیرامون شخصیت انریکو ماتئی، چالشهای ژئوپلیتیک او و معمای قتلش ساخته شدهاست.

فیلمهای بلند سینمایی
- «ماجرای ماتئی» (Il caso Mattei - ۱۹۷۲)
- کارگردان: فرانچسکو رُزی (Francesco Rosi)
- بازیگر نقش ماتئی: جان ماریا ولونته (Gian Maria Volonté)
- اهمیت اثر: برنده نخل طلای جشنواره کن ۱۹۷۲ (مشترک با فیلم طبقه کارگر به بهشت میرود). این فیلم مانیفست سینمای تحقیق و افشاگرانه ایتالیاست. رزی سبک مستند-داستانی را با بازسازیهای دراماتیک پیوند میزند و مستقیماً به تنشهای ماتئی با هفت خواهران نفتی، سازمان مخفی OAS فرانسه و دیپلماسی او در الجزایر میپردازد. این اثر خود بخشی از تاریخ ترور شد، زیرا مائورو د مائورو، خبرنگاری که برای این پروژه در سیسیل تحقیق میکرد، در خلال پیشتولید ربوده و ناپدید شد.
فیلمها و مینیسریالهای تلویزیونی
- «انریکو ماتئی: مردی که آینده را میدید» (Enrico Mattei - L'uomo che guardava al futuro - ۲۰۰۹)
-
- کارگردان: جورجو کاپیتانی (Giorgio Capitani)
- بازیگر نقش ماتئی: ماسیمو گینی (Massimo Ghini)
- توضیحات: مینیسریال دوقسمتی تحسینشده شبکه دولتی RAI. برخلاف لحن سرد و سیاسی فیلم رزی، این سریال با نگاهی حماسی-بیوگرافیک به زندگی ماتئی، از دوران مقاومت پارتیزانی تا تولد ENI، کشف متان در دره پو و دیپلماسی پرانرژی او در جهان عرب و ایران پرداخته است.
مستندهای شاخص پژوهشی و تلویزیونی
- «ماجرای ماتئی: شلیک به قلب» (Il caso Mattei: colpo al cuore - ۲۰۰۳)
- مستندی به تهیهکنندگی شبکه RAI در مجموعه معتبر تاریخنگاری La Storia siamo noi. این مستند با اتکا به اسناد دادستانی پاویا (به رهبری قاضی وینچنتزو کالیا)، برای نخستین بار در تلویزیون اثبات کرد که سقوط هواپیمای بسکاپه حادثه نبوده، بلکه انفجار ناشی از بمب در پشت تجهیزات کابین خلبان بوده است.
- «انریکو ماتئی: ترویکای قدرت» (Enrico Mattei: Il ribelle di Stato - از سری برنامههای Blu notte - Misteri italiani)
-
- نویسنده و راوی: کارلو لوکارلی (Carlo Lucarelli)
- توضیحات: تحلیل موشکافانه پیوندهای ترور ماتئی با منافع نفتی آنگلوساکسون، ژئوپلیتیک جنگ سرد، نفوذ شبکه مافیا و فرضیه حذف او توسط سرویسهای امنیتی موازی و لژهای مخفی.
- «رمزگشایی از قتل انریکو ماتئی» (Enrico Mattei: Il complotto - تولید مشترک کانال آرته و شبکه تاریخ (استوریا، ذیل گروه رای)
-
- تمرکز این مستند بر اسناد محرمانه وزارت خارجه فرانسه، اقدامات ارتش مخفی فرانسه (OAS) در تلاشهای مکرر برای سوءقصد به ماتئی، و روابط پشتپرده شرکتهای نفتی آمریکایی با ساختار سیاسی ایتالیاست.
- «د مائورو، ماتئی و پازولینی: سایههای یک راز» (Ombre sul giallo: De Mauro, Mattei e Pasolini)
- مستندی تحقیقی از شبکه RAI که ارتباط سهگانه قتل مائورو د مائورو، پرونده ماتئی و سپس حذف فیزیکی پییر پائولو پازولینی را با واکاوی دستنوشتههای سرقتشده رمان نفت بررسی میکند.

نظر شما