فارسی در شبهقاره هند پیشینهای چندصدساله دارد و در این سرزمین، کارکرد آن هیچگاه به حوزه ادبیات محدود نبوده است. این زبان در دورههای مختلف، در شکلگیری و انتقال اندیشههای دینی، عرفانی و فرهنگی نیز نقش مهمی ایفا کرده و بهتدریج به یکی از زبانهای اصلی بیان مفاهیم معنوی و معرفتی تبدیل شده است. در میان عوامل گوناگونی که زمینهساز گسترش فارسی در این منطقه شدند، عرفان و تصوف جایگاهی ویژه دارند. سلسلههایی چون چشتیه و قادریه، از طریق فعالیتهای دینی و فرهنگی خود، در رواج زبان و ادبیات فارسی سهم چشمگیری داشتند؛ میراثی که آثار آن را هنوز میتوان در بسیاری از فضاهای مذهبی و زیارتگاهی پاکستان مشاهده کرد.
برای بررسی پیشینه کتیبهنگاری فارسی در جغرافیای امروزی پاکستان، یکی از مهمترین شواهد شناختهشده، کتیبه دو زبانه فارسی ـ سانسکریت زَلامکوت در دره سوات در ایالت خیبرپختونخوا است. این کتیبه که تاریخ ۴۰۱ هجری قمری، برابر با ۱۰۱۱ میلادی، را در خود دارد، در پژوهشهای جدید به عنوان قدیمیترین کتیبه یادمانی تاریخی شناختهشده به زبان فارسی نو معرفی شده است. بر اساس قرائن و متن فارسی، این کتیبه احتمالاً به یکی از نخستین مسجدهای ساختهشده به دست غزنویان در شبهقاره مربوط بوده است؛ با این حال، محل دقیق آن مسجد هنوز به طور قطعی شناسایی نشده است. اهمیت این کتیبه در آن است که نشان میدهد فارسی نو در اوایل قرن یازدهم میلادی، در بخشی از سرزمینهایی که امروزه در قلمرو پاکستان قرار دارند، در فضای معماری و مذهبی حضور داشته است. بنابراین، زَلامکوت را میتوان یکی از نخستین شواهد مهم برای بررسی حضور فارسی در کتیبههای معماری این منطقه دانست؛ هرچند نمیتوان با قطعیت گفت که کتیبهنگاری فارسی در این سرزمین دقیقاً از همینجا آغاز شده است. این نمونه را میتوان در ارتباط با شواهد موجود از غزنی نیز بررسی کرد. پژوهشهای مربوط به کتیبههای یادمانی غزنی نشان میدهد که سنت استفاده از فارسی در تزئینات کتیبهایِ بناها، به احتمال زیاد، از اوایل قرن یازدهم میلادی در این شهر شکل گرفته بود. فارسی در میان کتیبههای غزنی، بهویژه برای نگارش اشعار و متون منظوم، مورد استفاده قرار میگرفت و این شیوه بعدها در سرزمینهای شرقی جهان اسلام نیز تداوم یافت.
در سدههای بعد، حضور فارسی در شبهقاره گسترش بیشتری پیدا کرد و این زبان در کنار حوزههای ادبی و علمی، در محیطهای دینی و عرفانی نیز جایگاه ویژهای یافت. مساجد، خانقاهها و آرامگاههای مشایخ از جمله فضاهایی بودند که شعر و نثر فارسی در آنها به عنوان وسیلهای برای بیان مفاهیم دینی، اخلاقی و عرفانی به کار میرفت. از همین رهگذر، سنت کتیبهنگاری فارسی نیز از یک کاربرد صرفاً یادمانی و تزئینی فراتر رفت و به بخشی از فرهنگ نوشتاری و معنوی بناهای مذهبی تبدیل شد.
در ادامه همین سنت تاریخی، کتیبههای فارسی گولره شریف را میتوان نمونهای از تداوم این میراث در قرن بیستم دانست. در این مجموعه، فارسی در کنار آیات قرآن، احادیث و مفاهیم عرفانی، همچنان در فضای معماری و زیارتی حضور دارد و نشان میدهد که اعتبار فرهنگی و معنوی این زبان در محافل دینی و صوفیانه همچنان ادامه دارد.
در اینجا، کتیبههای فارسی آرامگاه و مسجد پیر مهرعلی شاه گیلانی در گولره شریف را در بررسی میدانی بررسی کردیم تا از خلال آنها، بخشی از حضور مستمر شعر فارسی در فضای دینی و آیینی معاصر روشن شود. مسئله اصلی این بررسی آن است که شعر فارسی در کنار آیات قرآن کریم و احادیث، چه جایگاهی در فضای معنوی این مجموعه پیدا کرده و چگونه به بیان و انتقال مفاهیم دینی و عرفانی کمک کرده است. از این منظر، کتیبهها تنها نوشتههایی بر دیوارها و بنا نیستند، بلکه میتوان آنها را بخشی از میراث زنده فرهنگی و معنوی این مکان دانست.
بررسی میدانی و تحلیل محتوای کتیبهها نشان میدهد که شعر فارسی در این مجموعه، فراتر از یک عنصر تزئینی به کار رفته است. قرار گرفتن اشعار در کنار آیات قرآن و احادیث، به آنها کارکردی معنایی بخشیده و در بسیاری از موارد، شعر نقش واسطهای میان متن مقدس و تجربه عرفانی مخاطب پیدا کرده است. به بیان دیگر، این اشعار مفاهیم دینی و معنوی را از سطح متن به فضای زیسته و آیینی منتقل میکنند و به شکلگیری حالوهوای معنوی مکان یاری میرسانند.

در میان مضامین بازتابیافته در این کتیبهها، مفاهیمی چون توحید، تقوا، بیعت، ولایت، صبر، شهادت و معرفت شهودی جایگاه برجستهای دارند. همنشینی این مضامین با آیات قرآن، احادیث و ابیات فارسی، پیوندی عمیق میان میراث دینی و سنت عرفانی ایجاد کرده است. این ترکیب نشان میدهد که شعر فارسی، با وجود گذشت قرنها، هنوز ظرفیت آن را دارد که مفاهیم پیچیده و عمیق دینی و عرفانی را در قالبی شاعرانه و اثرگذار به مخاطب منتقل کند.
از همین رو، کتیبههای آرامگاه و مسجد پیر مهر علی شاه را نمیتوان صرفاً مجموعهای از عناصر نوشتاری و تزئینی دانست. این نوشتهها بخشی از حافظه فرهنگی و معنوی گولره شریف را در خود حفظ کردهاند و در کنار کارکرد آیینی، تصویری روشن از استمرار سنت فارسی در محیطهای مذهبی پاکستان به دست میدهند. مطالعه این کتیبهها نشان میدهد که حضور فارسی در پاکستان تنها به آثار مکتوب تاریخی و ادبیات کلاسیک محدود نمیشود، بلکه این زبان و میراث شعری آن همچنان در برخی فضاهای دینی و زیارتگاهی حضور دارد و در بیان مفاهیم اخلاقی، عرفانی و معنوی نقش ایفا میکند.
زبان فارسی در طول قرنها در شبه قاره هند به ویژه در پاکستان امروز نه فقط زبان علم و ادب بلکه زبان دین معرفت و آیین نیز بوده است حضور گسترده فارسی در آموزش دینی متون ،صوفیانه شعر آیینی مکتب خانه ها و کتیبه ها این زبان را به یکی از ارکان فرهنگ اسلامی این سرزمین تبدیل کرده است. یکی از مهمترین عوامل رواج و تداوم زبان فارسی در این منطقه نفوذ گسترده عرفان و تصوف بوده است طریقتهایی چون چشتیه قادریه و نقشبندیه که در آموزه ها سخنرانیها مناجات نامه ها و نوشته های خود زبان فارسی را نه فقط ابزار بیان بلکه زبان سلوک می دانستند.
یکی از جلوه های زنده و ماندگار این پیوند کتیبه هایی است که در مساجد خانقاه ها و آرامگاه های بزرگان طریقت نگاشته شده و در آنها زبان فارسی همچنان نقشی معنادار دارد. این کتیبه ها صرف نظر از ارزش هنری و خوش نویسی از جنبه زبانی و محتوایی بخشی مهم از حافظه زنده و جاری زبان فارسی در بافت مذهبی پاکستان معاصر به شمار می روند .
مجموعه زیارتی گولره شریف
مجموعه زیارتی پیر مهر علی شاه گیلانی در روستای گواره شریف در حومه اسلام آباد، یکی از مهم ترین زیارتگاه های معنوی پاکستان در قرن بیستم به شمار می آید. این مجموعه پس از وفات پیر مهر علی شاه در سال ۱۹۳۷ میلادی (۱۳۱۵) خورشیدی به همت فرزند و جانشین او پیر غلام محی الدین گیلانی با بهره گیری از سبک معماری اسلامی ساخته شد زیارتگاه امروزه محل اجتماع هزاران زائر و علاقه مند به طریقت های قادریه و چشتیه است و در فهرست میراث فرهنگی دولت پاکستان ثبت شده است.
پیر مهر علی شاه گیلانی
پیر مهر علی شاه گیلانی( ۱۸۵۹ - ۱۹۳۷ میلادی) از عارفان و مصلحان برجسته متأخر در پاکستان پیرو طریقتهای چشتیه و قادریه بود. نسب او از طریق پدر به شیخ عبدالقادر گیلانی می رسد. او در گولرہ شریف نزدیکی اسلام آباد امروزی زاده شد و در کنار علوم دینی متعارف به ریاضت سیر و سلوک و سپس ارشاد معنوی روی آورد مهر علی شاه در تبیین مفاهیم عرفانی همچون وحدت وجود پایبندی به عقاید اهل سنت و مقابله با فرقه قادیانی نقش بسزایی داشت و آثاری به فارسی و اردو از او برجا مانده است . او شاعری توانا نیز بود و اشعاری به فارسی و پنجابی سروده است. عشق و ارادت او به مولانا جلال الدین محمد بلخی و بهره گیری از مفاهیم مثنوی در آثارش در کتیبه های موجود در آرامگاه او نیز قابل و قابل ردیابی است. پس از وفاتش، مجموعه ای با شکوه به دست فرزندش پیر غلام محی الدین گیلانی ساخته شد که اکنون یکی از مهمترین زیارتگاه های صوفیانه در پاکستان به شمار میرود محتوای کتیبه های این مجموعه بازتاب دهنده ی شخصیت عرفانی مذهبی و ادبی اوست.
مجموعه شامل فضای آرامگاهی صحن شبستانها و بناهای جانبی برای اقامت خادمان و مریدان است. نسلهای بعدی این خاندان از جمله سید نصیرالدین نصیر گیلانی در گسترش و احیای فرهنگی آن نقش مؤثری ایفا کرده اند. این مکان افزون بر کار کرد زیارتی یکی از پایگاههای فعال در حفظ و نشر ادبیات عرفانی شعر فارسی و سنتهای قوالی در منطقه به شمار می آید.
معماری آرامگاه و جایگاه کتیبه ها
ضریح پیر مهر علی شاه در قلب بنایی با معماری اسلامی سنتی جای گرفته است که ساخت آن قریب به بیست سال به طول انجامید. سنگ مرمر آن از معادن مکرانه در ایالت راجستان هند تهیه و به پاکستان منتقل شده است. معماران و سنگ تراشان هنرمند نیز از جودپور دعوت شده و در محل اقامت گزیدند. بنا دارای گنبدی مرکزی، ایوانهایی قوسی در چهار جهت و کتیبه هایی است که در امتداد درونی و بیرونی سقف، دیوارها و طاق نماها نصب شده اند.
یکی از ویژگی های برجسته این مجموعه حضور کتیبه هایی است که با خط خوش نویسی شده سیاه رنگ بر زمینه مرمر سفید نقش بسته اند. محتوای کتیبه ها به گونه ای هدفمند انتخاب شده و عمدتاً شامل یک آیه از قرآن یک حدیث نبوی و دو بیت فارسی است که پیرامون یک مضمون عرفانی یا اخلاقی تنظیم شده اند. اشعاری از حافظ، مولانا، سعدی بیدل و برخی شاعران گمنام در میان میان آنها . دیده می شود. نظم و هماهنگی محتوایی این کتیبه ها حاکی از دغدغه سازندگان برای تلفیق آموزه های دینی با جلوه های و با جلوه های هنری و عرفانی است.
هنگامی که برای دیدار و زیارت بارگاه و درگاه حضرت سید پیر مهر علی شاه گولروی شریف میروید، خواهید دید که اشعار و نوشتههای فارسی در بخشهای مختلف داخلی و بیرونی گنبد و بارگاه ایشان، بر کتیبهها و سنگنوشتهها حک و کندهکاری شده است. این امر از جهات گوناگون حائز اهمیت است؛ زیرا از یک سو مقام ادبی و عرفانی یکی از مشایخ بزرگ اسلام در پاکستان را از طریق آثار و اشعار فارسی برای ایرانیان و فارسیزبانان آشکار میسازد و از سوی دیگر، اشعار ارزشمند فارسی که بر کتیبهها و سنگهای اینگونه مقابر متبرکه نگاشته و حک شدهاند، برای نسلهای آینده محفوظ میمانند و بخشی از میراث مکتوب و ادبی زبان فارسی در پاکستان را تشکیل میدهند. همچنین، حضور و جایگاه زبان و ادب فارسی در میان مشایخ و عرفای اسلامی پاکستان بهروشنی نمایان میشود و خواندن این اشعار فارسی برای هر دوستدار زبان و ادب فارسی، موجب لذت و شادمانی خاطر شده و ذوق و علاقه او را نسبت به زبان و ادبیات فارسی افزون میسازد.
در ادامه، اشعاری که بر کتیبههای بارگاه حضرت پیر مهر علی شاه در گولره شریف نگاشته شده است، تقدیم میشود.
| نور چشم مصطفی و مرتضی |
سید حسن حسینی مه لقا |
سید مهر علی شاه چشتی قادری نوشته اند برای التجای درد مندان:
| گویم ز کمال تو چو غوث الثقلینا |
محبوب خدا ابن حسن آل حسینا |
| ما عاجز و حیران بماندیم به گرداب |
لا مخلص الا بک بالله لدینا |
| هیچ کسی چو خویشتن ره نبرد به سوی او |
بلکه به پای او رود هر که رود به سوی او |
| تا نبود از او طلب طالب او کسی نشد |
این همه جست و جوی ما هست ز جست و جوی او |
| چه غم از منقصت صورت اهلی معنی را |
چو جان ز روم بود گو تن از حبش می باش |
| قلندران حقیقت به نیم جو نخرند |
قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است |
| گفته او گفته الله بود |
گرچه از حلقوم عبدالله بود |
| گر جدا بینی ز حق تو خواجه را |
گم کنی هم متن و هم دیباچه را |
| قال را بگذار و مرد حال شو |
پیش مرد کاملی پامال شو |
| گر تو سنگ خاره و مر مر شوی |
چون به صاحب دل رسی گوهر شوی |
| نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری |
این همه بر تو حجاب است تو چیز دیگری |
| هیچ صورت نتواند که کند بند ترا |
در صور ظاهری اما نه اسیر صوری |
| هر آن کاستعانت به درویش برد |
اگر با فریدون زد از پیش برد |
| گر تو پیوندی بدان شه شه شوی |
دره گر بودی ولیکن مه شوی |
| جناب عشق بلند است همتی حافظ |
که عاشقان ره بی همتان به خود ندهند |
| زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه |
رند از ره نیاز به دار السلام رفت |
| چون گرفتی پیرهن تسلیم شو |
همچو موسی زیر حکم خضر رو |
| هر که بیند روی پاکان صبح و شام |
آتش دوزخ بود بر وی حرام |
| مسجدی کان اندرون اولیا است |
سجده گاه جمله است آنها خدا است |
| نیست مسجد جز درون عارفان |
آن مجاز است این حقیقت ای جوان |
| کاملان از دور نامت بشنوند |
تا به قعر پاد پودت در روند |
| بلکه پیش از زادن تو سالها |
دیده باشندت ترا با حالها |
| مادرون را بنگریم و حال را |
ما برون را ننگریم و قال را |
| ناظر اقلیم اگر خاشع بود |
گرچه گویا لفظ نا خاضع بود |
| همنشینی گر بخواهی با خدا |
رو نشین اندر حضور اولیا |
| هر که با ایشان نشیند یکدمی |
روز فردا اوکجا دارد غمی |
| مرا زنده پندار چون خویشتن |
من آیم به جان گر تو آیی به تن |
| هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق |
ثبت است بر جریده عالم دوام ما |
| پیر را بگزین که بی پیر ، این سفر |
هست بس پر آفت و خوف و خطر |
| چون تو ذات پیر را کردی قبول |
هم خدا در ذاتش آمد هم رسول |
| ز من ای دوست یک پند بپذیر |
برو فتراک صاحب دولتی گیر |
| در جناب اولیا چون بگذری |
هم بدنیا هم به عقبی بر خوری |
| دست او را حق چو دست خویش خواند |
پس یدالله فوق ایدیهم براند |
| دست پیر از غایبان کوتاه نیست |
دست او جز قبضه الله نیست |
| من خس و خاشاک پستم ، پست را بگرفته ام |
این نگویم شاه خوبان مست را بگرفته ام |
| مثل محبوب الهی کرده ای ما را مرید |
وقت بیعت بی تامل دست را بگرفته ام را |
| اولیا را هست طاقت از آله |
تبر جسته باز گرداند ز راه |
| اگر بوسه بر خاک مردان زنی |
بمردی که پیش آیدت روشنی |
| دایم همه جا با همه کس در همه کار |
می دار نهفته چشم دل جانب آن یار |
| هر آن کو غافل از حق یک زمان است |
در آن دم کافر است اما نهان است |
| مباش در پی آزار هر چه خواهی کن |
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست |
| توبه کن تا رضای حق یا بی |
که به از تو به نیست هیچ شفیع |
| بنده از رب ،رب ز بنده دور نیست |
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست |
| ای برون از وهم و قال وقیل من |
خاک بر فرق من و تمثیل من |
| علم را بر دل زنی یاری بود |
علم را بر تن زنی ماری بود |
| آنان که چشم مست به صد حیله وا کنند |
سگ را ولی کنند و مکس را هما کنند |
| حب درویشان کلید جنت است |
دشمن ایشان سزای لعنت است |
| بس تجربه کردیم در این دیر مکافات |
با دردکشان هر که در افتاد ور افتاد |
| چشم روشن کن ز خاک اولیا |
تا به بینی ز ابتدا تا انتها |
| خلاف پیمبر کسی ره گزید |
که هرگز به منزل نخواهد رسید |
| هان مبر الا که با پرهای شیخ |
تا ببینی عون لشکرهای شیخ |
| در دست نه تیر است نه بر دوش کمان است |
این سادگی یی هست که بسمل دو جهان است |
| امید است از آنان که طاعت کنند |
که بی طاعتان را شفاعت کنند |
| حق پدید است از میان دیگران |
همچو ماه اندر میان اختران |
| چه نعت پسندیده گویم ترا |
علیک السلام ای نبی الوری |
| رمز «الکاسب حبیب الله» و شنو |
از توکل در سبب کامل مشو |
| تویی که ذره صفت را به آسمان بردی |
چگونه شکر تو گوید کمینه بنده نواز |
| مرا ز پیر مغان رازهای سربسته است |
فغان ز واعظ خود بین کجا است محرم راز |
| اگرچه حسن تو از مهر غیر مستغنی است |
من آن نیم که از ایمان خویش آیم باز |
| در کوی خدا بینان زان گہ کہ شد گذرم |
از مذهب خودبینی بیزارم و بیزارم |
| «والملک لمن غلب» ، نامی است ز من باقی |
از قرب مع اللهی برتر شده از آن کارم |
| من تو شدم تو من شدی من آن شدم توجان شدی |
تاکس نگوید بعد از این من دیگرم تو دیگری |
| تا یافته ام خبری از باب علوم دل |
دل داده به مهر آن شد حیدر کرارم |
| سینه مالا مال درد است و بجوید همدمی |
درد بر دردی دگر زخمی به جای مرهمی |
| روی تابان والضحی واللیل مویش اذا سجی |
وز فتحنایش لوی یس از و متبسمی |
| دوش در گوشم رسیده از سگان کوی دوست |
مهر مارا کی سزد هر خودپرستی پیغمی |
| ذکر کن ذکری که غیر از دل رود |
غیر منسی، ذات حق در دل بود |
| ذکر یاد دل بودنی از سخن |
کو بود صوت و هوایی از دهن |
| چون که روحت غرق یاد حق بود |
جامه هستی به کلی شق بود |
شایان ذکر است که اخیراً مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در راولپندی با حضور در گولره شریف، با پیر غلام قطبالحق شاه گیلانی دیدار و گفتوگو کرد. در این دیدار، درباره گسترش و ترویج زبان و ادبیات فارسی و همچنین زمینههای مختلف همکاری و تعامل فرهنگی میان دو طرف گفتوگو و تبادل نظر شد. وی در ادامه، از بخشهای مختلف آستانه عالیه گولره شریف نیز بازدید کرد.
نظر شما