همپیوندیِ دیرپا در گستره تاریخ و جغرافیا
پاکستان امروزی وارث یکی از درخشانترین، غنیترین و عمیقترین حوزههای تمدنی مشترک با ایران است؛ حوزهای که ردپای حضور ایرانیان را در آن میتوان از ساختار واژگانی زبان ملیاش (اردو) و زبان محلی ایالت خیبرپختونخوا (پشتو) تا پیچیدهترین لایههای تفکر دینی، شعرهای حماسی و عرفانی، سبکهای معماری ابنیه، و حتی مناسبات روزمره زندگی اجتماعی به وضوح و در کمال برجستگی مشاهده کرد.
تلاشی برای بازشناسی همین میراث ؛ سفری است در پهنه تاریخ تا نشان دهد چگونه اندیشمندان، شاعران، صوفیان، هنرمندان، بازرگانان، قاضیان و مهاجران ایرانی، سنگبنای بخش بزرگی از هویت فرهنگی، معنوی و مدنی پاکستان، بهویژه در خطه استراتژیک ایالت خیبرپختونخوا و شهر تاریخی پیشاور را بنا نهادند. در این اثر، تأثیرات همهجانبه ایرانیان بر این خطه از زوایای گوناگون مورد کندوکاو قرار میگیرد؛ از تکوین زبان و دیوانسالاری گرفته تا نفوذ تصوف خراسانی، شاهکارهای معماری، مناسبات اقتصادی جاده ابریشم، و پیوندهای خویشاوندی که دو ملت را در پوستهای از همبستگی تاریخی در کنار یکدیگر نگاه داشته است.
حضور هخامنشیان در خاک خیبرپختونخوا و گندهارا: از فتوحات داریوش تا میراث باستانی
زمینه تاریخی و جغرافیایی منطقه کنونی خیبرپختونخوا در پاکستان و مناطق پیرامون دره رود سند، در دوران باستان هسته اصلی تمدنی به نام گندهارا (Gandhara) را تشکیل میدادند. این منطقه استراتژیک به دلیل اتصال فلات ایران به شبهقاره هند و کنترل راههای بازرگانی، همواره مورد توجه قدرتهای بزرگ فلات ایران بود. ورود این خطه به پهنه شاهنشاهی هخامنشی نقطه عطفی در تاریخ سیاسی و فرهنگی شرق باستان به شمار میرود
اهمیت اقتصادی و مالیاتی گندهارا یکی از پرجمعیتترین و ثروتمندترین ساتراپیهای شاهنشاهی هخامنشی بود. هرودوت در تواریخ خود ذکر میکند که بخش شرقی امپراتوری (شامل مناطق گنداره و هند) بیشترین میزان خراج را به خزانه داریوش بزرگ پرداخت میکردند و این خراج عمدتاً به صورت طلا تأمین میشد. کنترل مسیرهای کاروانی و عوارض بازرگانی بربرها و بازرگانان هندی سود سرشاری را عاید دربار مرکزی میکرد.
ساختار نظامی و حضور ارتش
- پادگانهای مرزی: هخامنشیان برای حفظ امنیت راههای تجاری و مهار قبایل محلی، دژها و پادگانهای نظامی در نواحی کلیدی گنداره (همچون محوطههای باستانی چارسده و پیشاور) ایجاد کردند.
- سربازان گنداری در ارتش شاهنشاهی: مردمان گنداره و پکتو به عنوان بخشی از نیروی زمینی ارتش بزرگ هخامنشی در لشکرکشیهای مهم (از جمله جنگهای ایران و یونان) حضور داشتند. تجهیزات نظامی و پوشش متمایز این سربازان در نقشبرجستههای تخت جمشید به تصویر کشیده شده است.
میراث فرهنگی، اداری و زبانی
- خط و دیوانسالاری: با استقرار هخامنشیان، سیستم اداری متمرکز و خط آرامی (که دبیره رسمی امپراتوری بود) به گنداره راه یافت. این خط بعدها پایهگذار توسعه خطوط محلی در منطقه شد.
- هنر و معماری: حضور هنر هخامنشی در معماری، ابزارآلات و سکهشناسی منطقه گنداره تأثیر گذاشت و بستر ساز تلفیقهای فرهنگی بعدی (مانند هنر یونانی-بودیستی گنداره) شد.
این تسلط و پیوستگی سیاسی با فلات ایران تا حمله اسکندر مقدونی در سال ۳۳۰ پیش از میلاد و فروپاشی سلسله هخامنشی تداوم یافت و ردپای عمیقی در هویت تاریخی شمالغرب پاکستان برجای گذاشت.
گذرگاه خیبر؛ رگ حیاتی و دروازه تمدنی فلات ایران و هند
ایالت خیبرپختونخوا (که در کتب تاریخی، اسناد دیوانی و سفرنامههای کهن با نام اصیل «صوبه سرحد» یا ایالت سرحد شناخته میشود)، به دلیل همجواری جغرافیایی مستقیم و پیوسته با فلات ایران و افغانستانِ امروز، دروازه، معبر و گذرگاه اصلی تمام تبادلات تمدنی، نظامی، تجاری و فرهنگی میان ایران و شبهقاره هند بوده است. این خطه کوهستانی، ناهموار و استراتژیک، بهویژه شهر تاریخی پیشاور، همواره یکی از کانونهای اصلی نفوذ زبان، ادب، فقه، مذهب و فرهنگ ایرانی به شمار میرفته است.
هندوکش و معبر خیبر؛ تلاقیگاه ژئوپلیتیک شرق و غرب
دره خیبر به عنوان مهمترین، امنترین و استراتژیکترین معبر کوهستانی در سلسلهکوههای عظیم هندوکش، نقطه ثقل تلاقی فلات ایران با دشتهای سرسبز و پهناور پنجاب و سند بوده است. در دوران باستان و قرون اسلامی، هر حکومتی که در ایرانِ بزرگِ فرهنگی قدرت را در دست میگرفت، برای اعمال نفوذ سیاسی، توسعه تجارت بینالمللی و گشودن راههای ارتباطی و امن به سمت شبهقاره، ناگزیر از تسلط نظامی و راهبردی بر این معبر حیاتی بود.
- عصر باستان و امپراتوریهای بزرگ: از دوران امپراتوری هخامنشیان (که بخشی از مناطق مرزی شمال غربی هند و نواحی پیرامونی سند در قلمرو اداری، مالیاتی و ساتراپیهای ایران قرار داشت و نام این مناطق در کتیبههای رسمی بیستون و تخت جمشید به عنوان بخشی از قلمرو شاهنشاهی ثبت شده است) گرفته تا دورههای امپراتوری اشکانی، ساسانی و سپس سلسلههای بزرگ ایرانی-اسلامی مانند غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، تیموریان، و افشاریان، این گذرگاه همواره شاهد حضور مداوم، سازمانیافته و تأثیرگذار عناصر سیاسی، نظامی و فرهنگی ایرانی بوده است.
- لشکرکشیها و امواج مهاجرت تمدنی: لشکرکشیهای منظم و گسترده سلطان محمود غزنوی و پس از آن کشورگشاییهای بزرگ نادرشاه افشار از همین مسیر حیاتی انجام گرفت. این لشکرکشیها صرفاً حرکات نظامی و جنگی نبودند، بلکه موجی عظیم، منظم و مستمر از مهاجرتهای گسترده نظامیان، دیوانسالاران، شاعران، ادیبان، منشیان، پزشکان و صنعتگران زبردست ایرانی را به درون شبهقاره و صوبه سرحد به همراه داشتند که زیرساختهای فکری، اداری، مدنی و دیوانی این منطقه را از اساس دگرگون و مهندسی ساختند.
پیشاور؛ چهارراه ارتباطی کلانشهرهای تمدن ایران و هند
شهر پیشاور در این میان نقشی بیبدیل، مرکزی و کانونی ایفا کرده است. این شهر به عنوان پیشانیِ ایالت خیبرپختونخوا، محل تلاقی کاروانهای بزرگ تجاری، فرهنگی و سیاسی بود. حضور این معبر باعث شد تا فرهنگ شهری پیشاور پیوندی ارگانیک، عمیق و ناگسستنی با شهرهای بزرگ و مراکز علمی ایران نظیر نیشابور، هرات، مرو، اصفهان، شیراز و تبریز پیدا کند و به عنوان پایگاه مقدم نشر فرهنگ ایرانی در شبهقاره تبدیل شود.
پیشاور مأمن امن نخبگان، ادبا و صوفیان مهاجر
پیشاور در طول تاریخ چند قرنه خود همواره مأمن، پناهگاه امن و کانون توجه نخبگان، دانشمندان، منشیان، شعرا و عارفانی بود که به دلیل ناآرامیهای سیاسی، جنگهای داخلی، زوال سلسلهها یا آشوبها در فلات ایران پناه میجستند یا به دعوت افتخارآمیز حاکمان محلیِ متأثر از فرهنگ ایرانی به این خطه سفر میکردند.
۱. چهرههای برجسته، پیران طریقت و جریانساز در ایالت سرحد
- پیر بابا (سید علی ترمذی): از بزرگان، عرفا و اولیای بلندمرتبه سادات بود که از مناطق مرکزی ایران و خراسان بزرگ به سوی شبهقاره حرکت کرد و پس از طی منازل، در نهایت در منطقه کوهستانی، سرسبز و استراتژیک «بونیر» در ایالت خیبرپختونخوا اقامت گزید. وی نقش بیبدیل، تاریخی و ماندگاری در ترویج تصوف ناب اسلامی، اخلاق انسانی، مدارا و ارزشهای تسامح در میان قبایل سرکش پشتون ایفا کرد. آرامگاه منور او همچنان پس از قرنها زیارتگاه و مأمن معنوی هزاران نفر از مردم محلی و رهگذران است و طریقت او فرهنگ صلح، برادری و معنویت را در بافت خشن قبایل منطقه نهادینه ساخت.
- خوشحال خان ختک: اگرچه خوشحال خان به عنوان بزرگترین، نامدارترین و حماسیترین شاعر ملی پشتونها شناخته میشود، اما مطالعه دقیق دیوان اشعار، افکار، اندیشهها و جهانبینی او نشان میدهد که وی سرشار از تأثیرپذیری عمیق، مستقیم و ساختاری از ادبیات، حکمت، اخلاق و سبک شعر فارسی است. خاندان او مراودات سیاسی، فرهنگی و نزدیکی با دربارها و صاحبان فرهنگ ایرانی داشتند و او با تلفیق هوشمندانه و هنرمندانه فرهنگ بومی پشتون و ارزشهای متعالیِ ریشهدار در ادب پارسی، هویت ادبی و فرهنگی ویژهای را خلق کرد که تا امروز الهامبخش اندیشمندان این خطه است.
در دوران امپراتوری گورکانی هند (بهویژه از زمان اکبرشاه تا اواخر عصر اورنگزیب)، زبان و ادبیات فارسی به اوج شکوفایی و شکوه خود در شبهقاره رسید. در این میان، شهر پیشاور و ایالت خیبرپختونخوا به دلیل موقعیت منحصربهفرد جغرافیایی بهعنوان «دروازه ورود به هند» و پل ارتباطی میان سه مرکز بزرگ سیاسی و فرهنگی یعنی کابل، لاهور و دهلی, نقشی حیاتی و بیبدیل در این پویایی ایفا کرد.
پیشاور؛ ایستگاه طلایی کاروان شاعران مهاجر از فلات ایران
با اوجگیری هنرپروری در دربار گورکانیان و از سوی دیگر، ناآرامیهای سیاسی یا تنگناهای اجتماعی در فلات ایران (دوران صفوی)، موجی منظم از مهاجرت نخبگان، شعرا، خطاطان و اندیشمندان ایرانی به سوی شبهقاره آغاز شد. پیشاور نخستین شهر بزرگی بود که این کاروانهای خسته از سفر، پس از عبور از گذرگاه صعبالعبور و تاریخی خیبر به آن میرسیدند. این شهر برای بسیاری از شاعران، نه صرفاً یک معبر گذر، بلکه اقامتگاهی دلپذیر برای استراحت، دیدار با صاحبان نفوذ و حتی گزینش به عنوان محل سکونت دائم بود. بسیاری از شاعرانی که نامشان در تذکرههای ادبی (مانند تذکره الشعرا) ثبت شده است، ماهها در پیشاور توقف داشتند و در حُجرهها، کاروانسراها و منزلگاههای حکام محلی به مشاعره، استدلالهای ادبی و خلق آثار تازه میپرداختند.
شکلگیری محافل ادبی، انجمنهای شعرخوانی و حمایت حکام محلی
حضور مداوم و پرشمار شاعران و منشیان برجسته ایرانی (از شهرهایی چون اصفهان، شیراز، تبریز، هرات، نیشابور، مشهد و کاشان) در پیشاور، محیطی مستعد و پویا برای تبادل اندیشههای هنری پدید آورد.
حاکمان، خوانین و سرداران محلیِ صوبه سرحد که شیفته فرهنگ و ادب پارسی بودند، دور هم جمع شدنِ ادبا را مایه اعتبار دربار خود میدانستند. در این محافل، سبکهای نوین شعری، بهویژه مضامین دقیق، باریکاندیشیها و خیالبافیهای ظریفی که بعدها شالوده «سبک هندی» را تشکیل داد، نقد و بررسی میشد. پیشاور در این میان به آزمایشگاهی ادبی بدل گشته بود که در آن شعر کلاسیک خراسان و عراق با ذوق و فضای نوظهور قاره هند درمیتایید.
تأثیر بر جوامع محلی و ظهور شاعران بومی فارسیسُرا
جریان ورود شعرا و منشیان ایرانی به پیشاور، تأثیر عمیقی بر جوامع محلی صوبه سرحد برج گذاشت. این تأثیر تنها به تحسین شعر شاعران مهاجر محدود نماند، بلکه جوشش درونی شگرفی را در میان بومیان منطقه ایجاد کرد:
گرایش پشتوزبانان به یادگیری و سرایش به فارسی: بسیاری از جوانان مستعد و فرزندان خاندانهای محلی پیشاور، مردان و خوانین پشتون، از کودکی تحت آموزش منشیان و استادان ایرانی زبان فارسی قرار گرفتند تا بتوانند به این زبان فاخر شعر بگویند و بنویسند.
تتبع در سبکهای شعر فارسی: شاعران بومی صوبه سرحد با الگوبرداری از استادان بزرگ سبک هندی (همچون عرفی شیرازی، نظیری نیشابوری، صائب تبریزی و بیدل دهلوی) دیوانها و اشعاری به زبان فارسی پدید آوردند که نشاندهنده تسلط کامل آنان بر عروض، قافیه و صنایع ادبی پارسی بود.
این دادوستد فرهنگی عمیق در عصر گورکانی، پیشاور را به یکی از کانونهای پرفروغ ادب پارسی تبدیل کرد؛ خطهای که در آن زبان فارسی نه به عنوان زبانی بیگانه، بلکه به عنوان زبان روح، هنر، تفکر مشترک و هویت عالی فرهنگی جاری و ساری گشت.
عالمان، قاضیان و خاندانهای دیوانی در تاروپود پیشاور
یکی از عمیقترین، ساختاریترین، اساسیترین و ماندگارترین ابعاد حضور ایرانیان در ایالت خیبرپختونخوا، مهاجرت و سکونت دائم عالمان دینی، قاضیان شرع، مفتیان، منشیان، دیوانسالاران و پزشکان برجستهای بود که از مراکز علمی و شهرسراهای مختلف ایران به این خطه گسیل شدند و در تاروسود بافت شهری و اجتماعی پیشاور رواندند.
۱. ابعاد تأثیرگذاری ساختاری نخبگان دیوانی، قضایی و علمی
- پایهگذاری نظام قضاوت، شرعیات و حقوق مدنی: بسیاری از این خاندانها به عنوان قاضیالقضات، مفتیان ارشد، شیخالاسلام و متولیان شرعی در پیشاور و مناطق سرحدی منصوب شدند. آنها با تکیه بر فقه اسلامی و سنتهای دیوانی، ادب رسائل و قواعد حقوقیِ ریشهدار در تمدن ایران، ساختار قضاوت منظم، مدون و قانونمندی را در این ایالت پایهگذاری کردند که نظم اجتماعی قبایل را تا حد زیادی قانونمند، ضابطهمند و نظامیافته ساخت.
- مدیریت دیوانسالاری، دبیری و دیپلماسی: زبان دیوانخانه، نامهنگاریهای رسمی دولتی، اسناد حکومتی، ثبت املاک و فرمانها در پیشاور تا مدتها به زبان فارسیِ معیار، روان و با خط منشیگریِ اصیل رایج در دربارهای ایران نوشته میشد. به همین دلیل به این خاندانها اصطلاحاً «خاندانهای منشی» یا دیوانی میگفتند که نسل اندر نسل عهدهدار امور سیاسی و اداری بودند.
- تأسیس مکاتب، مدرسهها و کتابخانههای شخصی و عمومی: این عالمان و فرزانگان با خود گنجینههایی گرانبها از کتابهای مرجع، اسناد و نسخ خطی نفیس را آوردند. آنها در مساجد، تکایا و حوزههای علمیه پیشاور به تدریس علوم گوناگون از جمله فقه، اصول، تفسیر قرآن، فلسفه اسلامی، نجوم، طب سنتی (پزشکی یونانی/ایرانی مبتنی بر آثار ابنسینا) و ادبیات فارسی پرداختند. کتابخانههای خانوادگی این خاندانها بعدها به مخازن اصلی، انحصاری و گرانبهای نسخ خطی در ایالت خیبرپختونخوا تبدیل شد.
- خاندانهای حکیم و پزشکان سنتی ایران: طب سنتی ایرانی و پزشکی کاربردی ابوعلی سینا از طریق طبیبان مهاجر و متخصص ایرانی به کالبد درمانی پیشاور تزریق شد. خاندانهایی که در پیشاور به لقب ریشهدار «حکیم» معروف شدند، سالها مرجع اصلی درمان دردهای مردم، ساخت داروهای گیاهی و سنتی و مروجان علم پزشکی بودند.
تاثیر ایرانیان بر مذهب ایالت خیبرپختونخوا ریشهای تاریخی، عمیق و چندبعدی دارد. برای درک بهتر این تاثیرات، میتوان آنها را در چهار محور اصلی زیر دستهبندی کرد:
۱. نقش صوفیان و مبلغان مذهبی (ترویج تسنن عرفانی و محبت اهلبیت)
در قرون گذشته، بسیاری از صوفیان، مبلغان و اندیشمندان ایرانیتبار یا متأثر از فرهنگ ایرانزمین از طریق گذرگاههای این منطقه (مانند دره خیبر) وارد شبهقاره شدند.
- تلفیق شریعت و طریقت: این مبلغان با تکیه بر تصوف ایرانی و تسامح مذهبی، اسلام را با رویکردی اخلاقی و مسالمتآمیز در میان قبایل پشتون ترویج کردند.
- ارادت به اهلبیت (ع): فرهنگ صوفیانه ایرانی نقش پررنگی در نهادینهکردن محبت اهلبیت (ع) در میان مسلمانان اهل سنت خیبرپختونخوا داشته است.
۲. گسترش و تحکیم آیینهای شیعی
بخش قابل توجهی از پیوندهای مذهبی میان ایران و خیبرپختونخوا (بهویژه در شهرهایی چون پیشاور، پاراچنار و مناطق هزارهنشین) به حضور و مراودات تاریخی و فرهنگی مربوط میشود.
- مراسک مذهبی: برگزاری آیینهای سوگواری محرم، اربعین و جشنهای مذهبی در امامبارگاهها و حسینیههای این ایالت، اشتراکات زیادی با سنتهای آیینی ایران دارد (مانند استفاده از مرثیههای شعرای فارسیگوی).
- شبکه علمای دینی: ارتباطات علمی دیرینه میان علمای خیبرپختونخوا و مراکز حوزوی ایران (مانند قم و مشهد) باعث شده است که بسیاری از طلاب این ایالت برای تحصیل به ایران رفته و پس از بازگشت، دیدگاههای فقهی و فرهنگی نزدیک به حوزههای علمیه ایران را ترویج کنند.
۳. زبان فارسی و متون دینی
پیش از استعمار بریتانیا و رسمیشدن اردو و انگلیسی، زبان فارسی زبان رسمی، علمی و دینی در پیشاور و سراسر منطقه بود.کتب مذهبی، تفاسیر قرآن، متون کلامی و فقهی و اشعار مناقب به زبان فارسی تدریس و نگارش میشدند. حتی امروزه نیز نسخ خطی دینی فراوانی در کتابخانهها و مساجد تاریخی خیبرپختونخوا به زبان فارسی وجود دارد که نشاندهنده عمق نفوذ اندیشه دینی مکتوب از حوزه ایرانزمین است.
۴. معماری مساجد و اماکن مذهبی
سبک معماری برخی از مساجد، مقابر صوفیان و اماکن مذهبی در خیبرپختونخوا تحت تأثیر هنر و معماری اسلامی-ایرانی شکل گرفته است؛ از جمله استفاده از کاشیکاریهای سنتی، طرحهای اسلیمی و گنبدهای متناسب با سبکهای رایج در معماری ایرانی که جلوهای از هنر مذهبی مشترک را به نمایش میگذارد.
تأثیر ایرانیان بر مذهب خیبرپختونخوا بیش از هر چیز برآیند اشتراکات تاریخی، تبادلات فرهنگی، نقش صوفیان و ارتباطات حوزوی و علمی است که به تقویت ابعاد عرفانی اسلام و تثبیت برخی آیینهای مذهبی در این منطقه کمک شایانی کرده است.
تبادلات اقتصادی، جاده ابریشم و پیوندهای تبارشناختی
گذرگاه خیبر بخش کلیدی و حیاتی از شبکه بزرگ و جهانی راههای تجاری خشکی (جاده ابریشم و شاهراههای فرعی آن) بود که فلات ایران را به قلب شبهقاره هند متصل میکرد. بازرگانان، تجار و اصناف ایرانی (بهویژه از شهرهای بزرگ تجاری خراسان، اصفهان، شیراز، یزد و تبریز) کاروانهای تجاری عظیم خود را از راه هرات، قندهار و کابل به پیشاور هدایت میکردند.
۱. مبادله کالا، فنون و اندیشههای اقتصادی
این مراودات تجاری و اقتصادی صرفاً مبادله کالاهایی چون فرشهای دستباف، پارچههای ابریشمی، زعفران، خشکبار و صنایع دستی نبود، بلکه مبادله عمیق اندیشه، سبک زندگی، ابزارآلات فنی، تکنیکهای پیشرفته کشاورزی، مهندسی آب و معماری را به دنبال داشت. حضور مستمر و دائمی تجار، اصناف، صرافان و بازرگانان ایرانی در بازارهای سرپوشیده پیشاور باعث شد که بسیاری از اصطلاحات اقتصادی، واحدهای سنجش وزن، پولداری، آداب تجارت و حتی تکنیکهای ساختوساز تجاری ایرانی در این ایالت نهادینه شود.
پیوندهای تبارشناختی، خونی و طایفهای
از نظر جمعیتی و تبارشناختی، مهاجراتهای قرن به قرن و موجوارِ ایرانیان به این ایالت، باعث شکلگیری پیوندهای خونی، ازدواجهای بینطایفهای، و خویشاوندیهای عمیق فرهنگی میان برخی تیرههای محلی پشتون و مهاجران ایرانی شد؛ به طوری که امروزه نیز بسیاری از خاندانهای علمی، فرهنگی، تجاری و دیوانی در پیشاور و مناطق سرحدی، ریشههای اصیل تبار خود را به مهاجران شهرهای تاریخی ایران بزرگ (همچون مرو، نیشابور، اصفهان، شیراز و تبریز) منسوب میکنند و اسناد شجرهنامه آنها گواه این پیوند ناگسستنی است.
معماری و بافت شهری؛ بازتاب هنر و مهندسی ایرانی در پیشاور
معماری، شهرسازی و بافت شهری ایالت خیبرپختونخوا، بهویژه در شهر تاریخی پیشاور، یکی از عینیترین، بارزترین، ملموسترین و ماندگارترین جلوههای تمدن و هنر ایران در شبهقاره هند است.
۱. الگوهای ساختاری، هندسی و عناصر ابنیه مذهبی
طراحی مساجد جامع، آرامگاههای اولیاء، مقابر سلاطین و مدارس دینی در پیشاور بهشدت و به صورت مستقیم تحتتأثیر سبک معماری خراسانی، اصفهانی و ایرانی است. استفاده ساختاری از ایوانهای بلند و مرتفع، قوسهای جناغی و تیزهدار، گنبدهای پیازیشکل و متوازن، و حیاطهای مرکزی چهارایوانی (دقیقاً مشابه مساجد جامع و تاریخی شهرهای ایران) از مشخصههای بارز و غیرقابل انکار ابنیه تاریخی این منطقه است.
۲. هنر تزئینات؛ کاشیکاری، معرق و گچبریهای ظریف
تزئینات داخلی و خارجی بناهای تاریخی، کاروانسراها و مساجد پیشاور با الهام مستقیم از هنر اصیل کاشیکاری ایرانی (با غلبه رنگهای چشمنواز آبی، فیروزهای، لاجوردی و سفید) و گچبریهای منبت و ظریف انجام شده است. استادکاران، معماران و هنرمندان مهاجر یا اعزامی ایرانی، این فنون پیچیده مهندسی و تزئینی را به معماران و سنگتراشان محلی آموزش دادند که ردپای آن در بناهای قرون گذشته کاملاً پیداست.
۳. بازارهای سرپوشیده سنتی و معماری مسکونی (چوب و آجر)
بافت قدیمی شهر پیشاور (نظیر منطقه معروف «قصه خوانی بازار» و راستان و بازارهای پیرامون آن) ساختار، پلان و هندسهای بسیار شبیه به بازارهای تاریخی اصفهان، تبریز، شیراز و یزد دارد. کاروانسراهای سنتی پیشاور که روزگاری پناهگاه امن تجار ایرانی و مسافران بینراهی بودند، با الگوی حیاط مرکزی و حجرههای دوطبقه پیرامون آن طراحی شده بودند. همچنین خانههای اشرافی و اعیانی پیشاور در محلات تاریخی، با تلفیقی از آجرکاری سنتی، پنجرههای مشبک چوبی (معروف به راشن)، اروسیهای چوبی با شیشههای رنگی، و ایوانهای منبتکاریشده، یادآور معماری خانههای اعیانی شیراز، اصفهان و یزد است که با اقلیم کوهستانی و شرایط فرهنگی پشتونها همساز شده است.
فصل ششم: فرهنگ دینی، تصوف و آیینهای مشترک
تحولات مذهبی، فکری و عقیدتی در ایالت خیبرپختونخوا پیوندی ساختاری، ناگسستنی و ریشهدار با اندیشههای دینی، عرفانی و فقهی برخاسته از تمدن ایران دارد.
۱. نقش بیبدیل تصوف و عرفان ایرانی در سازندگی معنوی جامعه
مهمترین کانال نفوذ مذهبی و اخلاقی ایرانیان در صوبه سرحد، طریقتهای تصوف و عرفان ناب اسلامی بود. بزرگان صوفیه و اولیای الهی که عمدتاً از خطه خیزاب خراسان، فارس، شیراز و نواحی مرکزی ایران برخاسته بودند، با سفر به این خطه کوهستانی، اسلام را با رویکردی مبتنی بر تسامح، محبت، تسکین دلها و اخلاق ترویج دادند.
- طریقتهای صوفیه (نقشبندیه، قادریه، سهروردیه و چشتیه(این طریقتها که ریشههای عمیق فکری، مکتوب و مکتبی در ایران داشتند، در سراسر خیبرپختونخوا ریشه دواندند. خانقاههای این طریقتها به مراکز اصلی آموزش اخلاق، ذکر، تقوا، پناهگاه بیپناهان و نشر افکار عرفانی بدل شد و ساختار خشک و قبیلهای جامعه را به سمت معنویت، آرامش و مدارا هدایت کرد.
- تأثیر عمیق تفکر مولانا، حافظ و سعدی: اشعار عرفانی، اخلاقی و تمثیلی شاعران بزرگ ایرانی، بهویژه «مثنوی معنوی» مولانا جلالالدین بلخی و دیوان حافظ شیرازی، در تکایا، خانقاهها و مجالس مذهبی این خطه همواره خوانده میشد و به تبیین مفاهیم عمیق توحیدی، انسانی و عشق الهی در میان مردم پشتون یاری رساند.
۲. ترویج تسنن متمایل به اهل بیت (ع) و تسامح مذهبی
فرهنگ مذهبی سنتی و ریشهدار در خیبرپختونخوا همواره با نوعی احترام عمیق، محبت قلبی و پیوند عاطفی به خاندان مکرم اهل بیت (ع) و سادات جلیلالقدر همراه بوده است. بسیاری از سادات مهاجر از ایران که در مناطق مختلف صوبه سرحد (پیشاور، بونیر، و درههای کوهستانی) ساکن شدند، به عنوان رهبران مذهبی، مراجع صلح و حلوفصلکنندگان اختلافات خونین قبیلهای مورد احترام مطلق قبایل پشتون قرار گرفتند. این حضور، فرهنگ مذهبی منطقه را به سمتی هدایت کرد که با وجود غلبه مذهب فقهی حنفی در میان پشتونها، سرشار از روحیه تسامح، احترام به اولیای دین و محبت خاندان رسالت باشد.
۳. آیینها، سنتها و مناسبتهای مشترک تقویمی
برخی از آیینها، رسوم و مناسبتهای تقویمی در صوبه سرحد، رنگ و بوی اصیل فرهنگ ایرانی دارد. سنتهای بزرگداشت ایام محرم و صفر در میان جوامع شهری قدیمی (مانند قزلباشها و جوامع قدیمی پیشاور)، و آداب و رسوم دیرپای مربوط به شب یلدا (چله) و جشن باستانی عید نوروز، ریشه در آیینهای کهن مشترک دارد که پس از ورود اسلام، با ارزشهای دینی و مذهبی در این خطه درهمآمیخته و زنده نگاه داشته شده است.
: کتاب «شبهای پیشاور»؛ سند گویای مراودات کلامی و دینی
یکی از مهمترین، مشهورترین و مستندترین آثار مکتوب که بهطور مستقیم به شهر پیشاور (در ایالت خیبرپختونخوا) و مناسبات عمیق فرهنگی، علمی و مذهبی میان ایران و این منطقه گره خورده است، کتاب مناظراتی و کلامی «شبهای پیشاور» است. این کتاب ارزشمند، سند گویایی از مراودات علمی، مباحثات دینی و تعاملات فکری میان نخبگان ایرانی و جوامع محلی صوبه سرحد به شمار میرود.
۱. ابعاد اهمیت کتاب در بازشناسی تاریخ پیشاور
- انعکاس جایگاه پیشاور به عنوان کانون حوزوی و تلاقی اندیشهها: انتخاب شهر پیشاور برای برگزاری این سلسله مناظرات مهم علمی، کلامی و مذهبی در اواخر دوران استعماری یا پهلوی، گواهی روشن بر این حقیقت است که پیشاور در آن دوران همچنان به عنوان یک کانون بزرگ حوزوی، فکری، دانشگاهی و محل تلاقی امن اندیشمندان ایرانی و شبهقاره شناخته میشد.
- بازتاب در مطبوعات و جراید محلی: این اثر تاریخی نشان میدهد که چگونه مباحثات علمی، استناد دقیق به کتب فریقین و روشهای منطقی استدلال نخبگان ایرانی در مجامع عمومی، مساجد و حسینیههای بزرگ پیشاور (از جمله امامباره عادلبیگ رسالدار) بازتاب وسیعی داشته و حتی اخبار و تفاصیل آن در روزنامهها، جراید و نشریات وقت پیشاور منتشر و ثبت میشده است که نشانگر پویایی فضای فرهنگی این شهر است.
واژهشناسی، زبان پشتو و ردپای عمیق فارسی دری
زبان، به عنوان روح جمعی و حافظه تاریخی یک ملت، گویاترین سند پیوندهای تمدنی است. ایالت خیبرپختونخوا اگرچه پایگاه اصلی تکلم به زبان باستانی و اصیل پشتو است، اما ساختار واژگانی، اصطلاحات دیوانی، علمی، حقوقی و حتی ادبی این زبان در طول قرنها تبادل، آکنده از وامواژهها و ساختارهای دستوری زبان فارسی دری بوده است.
۱. فارسی به عنوان زبان رسمی نخبگان ایالت سرحد
تا پیش از استعمار کامل بریتانیا بر شبهقاره هند و تغییر سیستم اداری و آموزشی به سمت زبانهای انگلیسی و اردو، زبان فارسی نه تنها زبان فاخر شعر، عرفان و ادب، بلکه زبان رسمیِ دیوانخانهها، احکام قضایی، نامهنگاریهای سیاسی، ثبت اسناد ملکی و زبان تحصیلی طبقه نخبه، قاضیان، منشیان و عالمان در پیشاور و مناطق سرحدی بود. این جایگاه رفیع سبب شد تا سینهها و گنجینههای مکتوب این خطه مالامال از واژگان و اصطلاحات اصیل پارسی گردد.
۲. وامواژههای فارسی در ساختار گویشهای پشتو
در گویشهای مختلف زبان پشتو (بهویژه در مناطق شهری پیشاور، مردان، چارسده و مناطق پیرامونی)، صدها واژه مربوط به نظام کشاورزی، ابزارآلات سنتی، اصطلاحات حقوقی، اصطلاحات اداری، نامگذاری ابنیه، پوشاک، طب سنتی و مفاهیم انتزاعی عرفانی وجود دارد که ریشه مستقیم در زبان فارسی دری دارند و این امر نشانگر تعامل روزمره، صمیمی و مسالمتآمیز زبانها در این بستر جغرافیایی است.
تأثیر همهجانبه ایرانیان بر ایالت خیبرپختونخوا (سرحد قدیمی) و بهویژه مرکز تاریخی و فرهنگی آن، شهر پیشاور، جریانی بسیار عمیق، ساختاری، ریشهدار، چندبُعدی و حیاتبخش است. بافت فرهنگی، مدنی، اجتماعی، معماری و معنوی این خطه در طول قرنها در همتنیدگی مستمری با عناصر اصیل تمدن ایرانی (از زبان و ادبیات فارسی و وامواژههای عمیق زبان پشتو گرفته تا شاهکارهای معماری گنبد و ایوان، آیینهای مشترک نوروز و یلدا، صنایع دستی، نظام قضاوت شرعی و طریقتهای ریشهدار تصوف) شکل گرفته و بلوغ یافته است.
این پیوند معنوی و تاریخی ناگسستنی، گواهی روشن، استوار و غیرقابل انکار بر ریشههای واحد، مشترک و ناگسستنی دو ملت بزرگ ایران و پاکستان است؛ پیوندی که مرزهای جغرافیایی هرگز نتوانستهاند آن را خدشهدار کنند و همچون میراثی گرانبها در دل تاریخ دو سرزمین تا ابد پابرجا و جاودانه خواهد ماند.
به کوشش: خانه فرهنگ ج.ا.ایران در پیشاور
منابع:
- تمدنهای باستانی منطقه پاکستان و حقایق مورخان بینالمللی، نویسنده: بابرجان خوازیخیل اوت ۲۰۲۱
-Historical, Cultural and Geographical Ties Between Pakistan and Iran,Abdul Qadir; Mir Wais Kasi; Jabeen Bhutto; Abdul Rahman Nizamani
-https://en.wikipedia.org/wiki/History_of_Khyber_Pakhtunkhwa
-https://wenews.pk/news/47184/
نظر شما