نخستین شاعر هندوِ فارسی‌گو در هند مغولی؛ میرزا رای منوهر داس توسنی

رای منوهرداس توسنی شاعر و نویسنده پارسی‌گوی هندو در قرن یازدهم هجری بود. او به عنوان یکی از نخستین شاعران هندو که به زبان فارسی شعر سروده و از فنون ادبی بهره برده است، شناخته می‌شود.

یگانه بودن و یکتا شدن ز چشم آموز

که هر دو چشم جدا و جدا نمی نگرند

(منوهر توسنی)

میرزا رای منوهر داس توسنی از چهره‌های برجسته اهل قلم در دوره مغول بود که به سنت هندی زبان و ادب فارسی جهتی تازه بخشید. او شاعر فارسی‌گوی عصر امپراتور اکبر بود و عموماً به‌عنوان نخستین شاعر هندو که به‌صورت جدی و فنی به فارسی شعر سروده شناخته می‌شود. در دوره آغازین مغول، زبان فارسی نه‌تنها زبان رسمی و اداری بود، بلکه ابزار اصلی فرهنگ درباری و بیان علمی نیز به‌شمار می‌رفت. در چنین فضایی، تدوین دیوانی به زبان فارسی از سوی یک شاعر هندو و مقبولیت او در دربار شاهی، رخدادی مهم و نماد فضای هم‌زیستانه و تکثرگرای آن عصر بود.

پیشینه خانوادگی و زندگی اولیه

توسنی اهل شهر جی پور در راجستان بود و به خاندان راجپوت کَچواها (کَچواها/کچواها) تعلق داشت. پدرش رای لون کرن سیکہاوت، راجپوتِ راجای سانبهر بود. برخی مورخان نام «لون کرن» را به‌صورت لغوی «نمک‌ساز» معنا کرده‌اند که اشاره‌ای به معادن مشهور نمک سانبهر دارد. بدین ترتیب توسنی در خانواده‌ای محترم و بانفوذ زاده شد که هم از بصیرت سیاسی و هم از آگاهی فرهنگی برخوردار بود.

با آن‌که او به‌طور ذاتی هندو و وابسته به سنت برهمنی بود، در دربار با نام‌های «محمد منوهر» و «مرزا منوهر» نیز شناخته می‌شد. این نام‌ها صرفاً تشریفاتی نبود، بلکه بازتابی از تعاملات میان‌فرهنگی و آداب درباری آن دوره به‌شمار می‌رفت. امپراتور اکبر به تربیت او توجه ویژه‌ای داشت. روایت است که منوهر داس بخشی از کودکی خود را در کاخ شاهی فتح‌پور سیکری گذراند و اکبر با محبت او را «محمد منوهر» خطاب می‌کرد. او در آن‌جا افزون بر فراگیری زبان فارسی، با فرهنگ درباری، سنت‌های شعری و مجالس علمی نیز از نزدیک آشنا شد.

دربار اکبری و رشد ادبی

در عهد اکبر، ادب فارسی از حمایت گسترده برخوردار بود و شخصیت‌هایی چون ابوالفضل و فیضی در دربار حضور داشتند. توسنی در همین فضا به پرورش استعداد شعری خود پرداخت. ابوالفضل و عبدالقادر بدایونی از او به‌عنوان نخستین شاعر هندو یاد کرده‌اند که با مهارت فنی و به‌صورت منظم به فارسی شعر می‌سرود. تذکره‌نویسان بعدی نیز فصاحت، لطافت و پختگی هنری او را ستوده‌اند.

گفته می‌شود اکبر چنان تحت تأثیر او بود که شخصاً به آموزش فارسی وی علاقه نشان داد. هرچند جزئیات این روایت محل اختلاف است، اما نشان‌دهنده جایگاه مهم توسنی در دربار است. اکبر همچنین آبادی‌ای به نام «منوهرپورَه» به افتخار او بنیاد نهاد که نشانه التفات شاهانه بود.

در طبقات اکبری آمده است:

’’رائ منوهر بن لون کرن از صغر سن در حجره شفقت حضرت اللهی نشو و نما یافته، در خدمت شهزاده کامکار سلطان سلیم بزرگ شده خط سواد پیدا کرده، سلیقه شعر بهم رسانیده، میگوید و کوسی (کذا) تخلص دارد.‘‘

در تزک جهانگیری نوشته شده است: (همچنین رجوع کنید به ترجمه راجرز، جلد ۱، صفحه ۱۷):

’’منوهر که از قوم کچوائیاں سیکهاوت است و پدر من در خورد سالی باو عنایت بسیار می کردند - فارسی زبان بوده –با آنکه از و تا به آدم ادراک فهم به هیچ یکی از قبیله او نمی توان کرد خالی از فهمی نیست و شعر فارسی می گوید. این بیت از وست :

غرض از خلقت سایه همین بود که کسی

بنور حضرت خورشید پای خود ننهد

 صاحب مآثر الامرا این بیت را انتخاب نمود:

یگانه بودن و یکتا شدن از چشم آموز

که هر دو چشم جدا و جدا نمی نگرند‘‘

جایگاه در عهد جهانگیری

توسنی در دوره جهانگیر نیز از احترام و اعتبار برخوردار بود. جهانگیر در خاطرات خود، تزک جهانگیری، از او یاد کرده و به توانایی شعری‌اش اشاره نموده است. برخی از اشعار توسنی که بازتاب‌دهنده تسامح دینی و اندیشه‌های صوفیانه است، در این اثر نقل شده است.

این ابیات بازتابی ادبی از فضای فکری عهد اکبر و نظریه صلح کل به‌شمار می‌رود. در شعر توسنی، در کنار تصریح به هویت دینی، مفهوم وحدت انسانی و معنوی برجسته است.

شمع آمد و گفت جانِ من می برند

وز من همه دوستان من می برند

ناگفتنیٔ نگفته ام در همه عمر

پس از چه سبب زبان من می برند

(کتاب : شمع انجمن (ص۱۰۰)

تصوف و ابعاد فکری

در شعر توسنی، تصوف جایگاهی مهم دارد. مضامینی چون محبوب حقیقی، نور و سایه، و جست‌وجوی حقیقت باطنی در اشعار او دیده می‌شود.

اشعارش اشاراتی به تمثیل‌های صوفیانه دارند که در آن نور نماد حقیقت و سایه نماینده جهان مادی است. شعر توسنی از این حیث با سنت عرفانی فارسی پیوند دارد، اما در عین حال نشانه‌هایی از زمینه فکری هندی را نیز در خود جای داده است.

شیخ مستغنی بدین و برهمن مغرورِ کفر

مستِ حُسنِ دوست را با کفر و ایمان کار نیست

(منوهر توسنی)

دیوان و تأثیر ادبی

به‌گفته تذکره‌نویسان، توسنی نخستین شاعر هندو بود که دیوانی مستقل به فارسی ترتیب داد. این دیوان تا دوره‌های بعد محفوظ ماند و گفته می‌شود شاعر نامدار صفوی، صائب تبریزی، اشعاری از «دیوان توسنی» را در بیاض خود نقل کرده است. این امر نشان می‌دهد که آوازه و تأثیر او فراتر از محیط درباری هند، در گستره ادب فارسی نیز مطرح بوده است.

اهمیت تاریخی و فرهنگی

میرزا رای منوهر داس توسنی نماد فرهنگ مشترک و هم‌زیستانه هند مغولی است؛ فرهنگی که در آن مرزهای دینی و فرهنگی انعطاف‌پذیرتر بود. ظهور یک راجپوت هندو به‌عنوان شاعر برجسته فارسی در دربار مغول، نشان می‌دهد که در عهد اکبر، توانایی ادبی بر هویت مذهبی برتری داشت. توسنی نه‌تنها نخستین نماینده برجسته هندو در شعر فارسی بود، بلکه با درآمیختن عناصر هندی در سنت فارسی، افق تازه‌ای در این ادب گشود.

منابع

  1. نبی هادی، فرهنگ ادبیات فارسیِ هند. انتشارات ابهی نو، ۱۹۹۵، ص ۵۹۵.
  2. سی. ام. آگراوال، کارگزاران هندو در عهد اکبر. انتشارات Indian Publishers & Distributors، ۲۰۰۱، ص ۵۷.
  3. توماس ویلیام بیل؛ هنری جورج کین، فرهنگ زندگینامه‌ای خاورشناسی. انتشارات W.H. Allen، ۱۸۹۴، ص ۴۰۲.
  4. رفعت علی خان، کچواهاها در عهد اکبر و جهانگیر. انتشارات Kitab Publishing House، ۱۹۷۶، ص ۱۶۴–۱۶۵.

کد مطلب 27204

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =