شهر تاریخی کولهاپور، از کارویر باستان تا پایتخت تاریخی جنوب ماهاراشترا
تاریخ، سلسلهها، پانهالا و میراث کتیبهشناسی دکن
شهر تاریخی کولهاپور، واقع در جنوبغربی ایالت ماهاراشترا و در کنار رودخانه پانچگانگا، از مهمترین مراکز تاریخی و فرهنگی دکن به شمار میرود. این شهر که در منابع و سنتهای تاریخی با نام «کارویر» نیز شناخته شده است، در طول قرنها شاهد حضور و رقابت سلسلهها و قدرتهای سیاسی گوناگون بوده و از هر دوره بخشی از میراث معماری، مذهبی، سیاسی و کتیبهای خود را به یادگار گرفته است. اهمیت تاریخی کولهاپور را نمیتوان تنها در معابد و بناهای مذهبی آن خلاصه کرد. موقعیت جغرافیایی شهر در مسیرهای ارتباطی میان فلات دکن و مناطق غربی، وجود قلعههایی چون پانهالا، و قرار گرفتن آن در حوزه نفوذ حکومتهای مختلف، موجب شد که منطقه به یکی از نقاط مهم تحولات سیاسی و نظامی دکن تبدیل شود. شواهد باستانشناختی و کتیبهای نیز نشان میدهند که این منطقه از دوران باستان و قرون میانه دارای حیات شهری و مذهبی قابل توجهی بوده است.
در میان آثار تاریخی منطقه، قلعه پانهالا جایگاه ویژهای دارد. این قلعه که ساخت اولیه آن به دوره شیلاهارا نسبت داده میشود، در دورههای یاداوا، بهمنی، عادلشاهی و ماراتا توسعه یافت و به یکی از مهمترین مراکز نظامی دکن تبدیل شد. افزون بر معماری نظامی، پانهالا از نظر کتیبهشناسی نیز اهمیت استثنایی دارد؛ زیرا مجموعهای از کتیبههای فارسی دوره بهمنی و عادلشاهی در آن شناسایی شده است. این کتیبهها اطلاعاتی درباره ساختوساز، آبرسانی، مقامات اداری، تاریخ سیاسی و نقش زبان فارسی در دستگاه حکومتی دکن ارائه میکنند. پس کولهاپور را میتوان نمونهای روشن از لایهلایه بودن تاریخ دکن دانست؛ منطقهای که در آن سنتهای بومی، میراث هندو، فرهنگ درباری اسلامی، زبان فارسی و سنت سیاسی ماراتا در طول زمان بر یکدیگر تأثیر گذاشتهاند.
کولهاپور و کارویر؛ جغرافیای تاریخی یک شهر
شهر تاریخی کولهاپور در کنار رودخانه پانچگانگا و در مجاورت رشتهکوههای سَهیادری قرار گرفته است. موقعیت طبیعی شهر از یک سو زمینهساز کشاورزی و سکونت پایدار بوده و از سوی دیگر، قرار گرفتن منطقه در مسیر ارتباطی دکن داخلی با مناطق غربی، به آن اهمیت اقتصادی و نظامی بخشیده است. منابع رسمی منطقه نیز کولهاپور را شهری تاریخی با قلعهها، معابد و کاخهای متعدد معرفی میکنند. در سنتهای تاریخی و مذهبی، نام کولهاپور با «کارویر» پیوند خورده است. این نام در متون و روایتهای دینی و محلی جایگاه مهمی دارد و در شکلگیری هویت تاریخی شهر مؤثر بوده است. شواهد باستانشناختی نیز قدمت منطقه را بسیار فراتر از دورههای متأخر تاریخی نشان میدهد. پژوهشهای قدیمی باستانشناسی از وجود بقایای بودایی و همچنین یافتههای کتیبهای و معماری در منطقه کولهاپور سخن گفتهاند. یکی از گزارشهای منتشرشده از سوی مؤسسه ملی هنر و میراث فرهنگی هند نیز به کشف بقایای یک استوپا و شیء یادمانی دارای کتیبهای با ویژگیهای بسیار کهن در منطقه اشاره میکند. بنابراین، کولهاپور را باید نه یک شهر متعلق به یک دوره تاریخی خاص، بلکه یک فضای تاریخی چندلایه دانست که در آن آثار دورههای مختلف بر روی یکدیگر قرار گرفتهاند.
جنوب ماهاراشترا در دورههای مختلف تحت نفوذ قدرتهای سیاسی گوناگون قرار داشته است. ساتاواهاناها، چالوکیاها، راشترکوتاها، چالوکیاهای غربی، شیلاهاراها و سپس یاداواها، هر یک در شکلگیری تاریخ منطقه نقش داشتهاند. در میان این سلسلهها، شیلاهاراهای کولهاپور اهمیت ویژهای دارند. حکومت آنان در منطقه با توسعه مراکز مذهبی و ایجاد استحکامات و بناهای مختلف همراه بود. پانهالا نیز در همین فضای تاریخی به یکی از مراکز مهم منطقه تبدیل شد. اهمیت شیلاهاراها فقط سیاسی نبود؛ دوره آنان بخشی مهم از روند شکلگیری معماری مذهبی و سنتهای کتیبهای منطقه را نیز تشکیل میدهد. از این رو، برای مطالعه تاریخ کولهاپور، دوره شیلاهارا نقطهای اساسی میان میراث باستانی و تحولات قرون میانه محسوب میشود. پانهالا در حدود ۲۰ کیلومتری شمالغربی کولهاپور قرار دارد و از مهمترین قلعههای تاریخی ماهاراشترا است. منابع رسمی گردشگری ماهاراشترا ساخت اولیه قلعه را به قرن دوازدهم و دوره شیلاهارا نسبت میدهند و بر اهمیت راهبردی آن در کنترل مسیرهای ارتباطی میان فلات داخلی و مناطق ساحلی تأکید میکنند. این قلعه در طول تاریخ تحت کنترل قدرتهای مختلف قرار گرفت. پس از شیلاهاراها، یاداواها بر آن مسلط شدند و در دوره حکومتهای اسلامی دکن، اهمیت نظامی آن افزایش یافت. در دوره عادلشاهی نیز بخشهایی از ساختار دفاعی و تأسیسات آبی و انبارهای قلعه توسعه یافت. پانهالا از نظر ابعاد نیز مجموعهای بزرگ است. دیوارها و استحکامات آن در حدود ۱۴ کیلومتر امتداد دارند و طراحی قلعه نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک مرکز دفاعی نسبتاً خودکفا بوده است. بناهایی مانند آمبرخانا، آندهر باوادی، ساجا کوتی و تین دروازه بخشی از این مجموعه تاریخی هستند.
پانهالا در دوره بهمنی و عادلشاهی
با گسترش حکومتهای اسلامی در دکن، پانهالا وارد مرحله تازهای از تاریخ خود شد. در دوره بهمنی، قلعه بخشی از رقابتهای سیاسی و نظامی دکن بود و پس از شکلگیری سلطنت عادلشاهی بیجاپور، اهمیت آن افزایش یافت. این دوره از منظر تاریخ زبان فارسی نیز اهمیت ویژهای دارد. منابع باستانشناسی هند چندین کتیبه فارسی از پانهالا ثبت کردهاند که مربوط به دورههای مختلف حکومت بهمنی و عادلشاهی هستند. یکی از کتیبههای مربوط به دوره بهمنی، ساخت یک مخزن آب در پانهالا را در سال ۹۱۷ هـ. ق. / ۱۵۱۱–۱۵۱۲ م. ثبت کرده است. کتیبه دیگری مربوط به سال ۹۴۶ هـ. ق. / ۱۵۳۹–۱۵۴۰ م. ، ساخت یک برج و مخزن آب را در دوره ابراهیم عادلشاه اول ثبت میکند. این کتیبه نام یوسف، مسئول آبرسانی یا «آبدار» را نیز ذکر میکند. چنین کتیبههایی اهمیت زیادی دارند؛ زیرا تاریخ سیاسی را با تاریخ مهندسی، آبرسانی، مدیریت و زندگی روزمره پیوند میدهند.
کتیبههای فارسی پانهالا؛ سندی برای تاریخ دکن
یکی از ارزشمندترین جنبههای تاریخی پانهالا، مجموعه کتیبههای فارسی آن است. کتیبههای موجود در قلعه فقط متون تزئینی نیستند، بلکه اسناد تاریخی محسوب میشوند. آنها نام فرمانروایان، مقامات، تاریخ ساخت یا تعمیر بناها و گاه اطلاعات مربوط به تأسیسات عمومی را ثبت کردهاند. در مجموعه Epigraphia Indica: Arabic & Persian Supplement، چندین کتیبه عادلشاهی پانهالا بررسی شده است. از جمله کتیبهای مربوط به آندهر باوادی، کتیبهای در تین دروازه و کتیبههای دیگری درباره ساخت و تعمیر بناهای قلعه. کتیبه مربوط به تین دروازه، در دوره ابراهیم عادلشاه اول و در سال ۹۵۴ هـ. ق. / ۱۵۴۷–۱۵۴۸ م. ، از تعمیر یا ساخت بناهای پانهالا و فعالیت ملک داوود آقا، نایب حکومت، سخن میگوید. متن همچنین نام کاتب یا دبیر، «سالار بن احمد»، را ثبت کرده است. این نمونهها نشان میدهند که فارسی در دکن فقط زبان ادبی نبود، بلکه در اسناد رسمی و کتیبههای معماری نیز کاربرد داشت.
زبان فارسی و فرهنگ سیاسی دکن
مطالعه کتیبههای پانهالا برای پژوهش درباره تاریخ زبان فارسی در هند اهمیت خاصی دارد. این کتیبهها نشان میدهند که فارسی چگونه در محیط سیاسی و اداری حکومتهای دکن مورد استفاده قرار میگرفت. در کنار فارسی، زبانها و خطوط بومی منطقه نیز به حیات خود ادامه دادند. بنابراین تاریخ زبانی کولهاپور را نباید به صورت جایگزینی یک زبان با زبان دیگر تصور کرد؛ بلکه بهتر است آن را نوعی همزیستی و کارکرد متفاوت زبانها در حوزههای مذهبی، اداری، ادبی و اجتماعی دانست. این ویژگی، کولهاپور را به حوزهای ارزشمند برای مطالعه ارتباط میان فرهنگهای محلی دکن و سنت ایرانی ـ فارسی تبدیل میکند.
پانهالا در تاریخ ماراتا نیز جایگاه برجستهای دارد. قلعه در قرن هفدهم به یکی از مراکز مهم قدرت ماراتا تبدیل شد و ارتباط آن با چاتراپاتی شیواجی ماهاراج، محاصره پانهالا و حرکت نیروهای ماراتا به سوی ویشالگاد، جایگاه آن را در حافظه تاریخی ماهاراشترا تثبیت کرد. منابع گردشگری رسمی ماهاراشترا نیز پانهالا را یکی از مهمترین استحکامات مرتبط با تاریخ ماراتا معرفی میکنند و نقش آن را در رویدادهای نظامی مربوط به شیواجی و نبرد پاوانخیند برجسته میدانند. در نتیجه، پانهالا را میتوان مکانی دانست که در آن چند دوره تاریخی بر یکدیگر منطبق شدهاند: شیلاهارا، یاداوا، بهمنی، عادلشاهی، ماراتا، گورکانی و در نهایت دوره استعمار بریتانیا.
کتیبهها و معابد؛ حافظه سنگی کولهاپور
میراث کتیبهای کولهاپور تنها به فارسی محدود نیست. کتیبههای سانسکریت، کانارایی و مراتی نیز بخش مهمی از تاریخ منطقه را تشکیل میدهند. معبد ماهالاکشمی کولهاپور یکی از مهمترین مراکز مذهبی و تاریخی شهر است و مجموعه آثار آن برای مطالعه تاریخ مذهبی و اجتماعی منطقه اهمیت دارد. همچنین معابد و بناهای تاریخی اطراف کولهاپور شواهدی از حمایت پادشاهان، خاندانهای محلی، بازرگانان و نهادهای مذهبی در دورههای مختلف ارائه میکنند. از سوی دیگر، ویرگالها یا سنگهای یادمانی قهرمانان، یکی دیگر از منابع مهم تاریخ اجتماعی و نظامی دکن هستند. این سنگها معمولاً با صحنههای نبرد و یادبود جنگجویان همراهاند و میتوانند برای مطالعه ساختارهای اجتماعی، جنگ، آیینهای یادبود و فرهنگ محلی مورد استفاده قرار گیرند.
مجموعه شواهد تاریخی کولهاپور را میتوان همچون یک «آرشیو سنگی» مطالعه کرد؛ آرشیوی که در آن قلعهها، معابد، کتیبهها، سنگهای یادمانی، کاخها و تأسیسات آبی هر یک بخشی از تاریخ منطقه را حفظ کردهاند. در این چارچوب، پانهالا اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا در یک مکان واحد میتوان آثار معماری نظامی، کتیبههای فارسی، تأسیسات آبرسانی، ساختارهای اداری و خاطره تاریخی ماراتا را در کنار یکدیگر مشاهده کرد. 
کولهاپور یکی از نمونههای مهم شهرهای تاریخی دکن است که تاریخ آن را نمیتوان در چارچوب یک سلسله، یک زبان یا یک سنت فرهنگی خلاصه کرد. از میراث باستانی و سنتهای کارویر گرفته تا شیلاهاراها و یاداواها، و از حکومتهای بهمنی و عادلشاهی تا دوره ماراتا و ایالت شاهزادهنشین کولهاپور، هر دوره لایهای تازه بر سیمای تاریخی منطقه افزوده است. در این میان، پانهالا همچون نقطهای مرکزی در مطالعه این تحولات ظاهر میشود. کتیبههای فارسی آن، بهویژه اسناد مربوط به دوره بهمنی و عادلشاهی، اهمیت ویژهای برای تاریخ زبان فارسی و فرهنگ سیاسی دکن دارند. بررسی علمی این کتیبهها نشان میدهد که فارسی در دکن نه تنها زبان ادبی، بلکه بخشی از زبان رسمی و اداری و رسانه ثبت تاریخ معماری نیز بوده است. از این منظر، کولهاپور برای پژوهشگران تاریخ، باستانشناسی، کتیبهشناسی، مطالعات فارسی و تاریخ دکن، یک حوزه پژوهشی ارزشمند است؛ شهری که در سنگها، بناها و کتیبههای خود تاریخ چندلایه جنوب هند را حفظ کرده است.
منابع:
- Archaeological Survey of India (ASI), Indian Archaeology – A Review.
- Epigraphia Indica, Archaeological Survey of India.
- South Indian Inscriptions, Archaeological Survey of India.
- Maharashtra State Gazetteers: Kolhapur District Gazetteer.
- Henry Cousens, The Medieval Temples of the Deccan.
- George Michell & Mark Zebrowski, Architecture and Art of the Deccan Sultanates.
- Stewart Gordon, The Marathas 1600–1818.
- Jadunath Sarkar, History of Aurangzib.
- Maharashtra Tourism Development Corporation (MTDC).
- Ministry of Culture, Government of India.
نظر شما