مقاله دوم:
شهر تاریخی سانگلی و میراج؛ میراث دکن، کتیبههای فارسی و پیوند زبان و فرهنگ ایرانی
در کنار سانگلی، شهر تاریخی میراج یکی از مهمترین مراکز تاریخی جنوبغربی ماهاراشترا است. اگر سانگلی بیشتر با دوره جدید و خاندان پاتوردان شناخته میشود، میراج سابقهای بسیار کهنتر دارد و در دورههای مختلف تاریخ دکن، به دلیل موقعیت نظامی و ارتباطی خود، اهمیت ویژهای داشته است. قرار گرفتن میراج در مسیر ارتباطی میان فلات دکن و مناطق غربی، سبب شد که این شهر در دوره قرون وسطی به یکی از مراکز مهم سیاسی و نظامی تبدیل شود.
پس از گسترش حکومتهای اسلامی در دکن، میراج وارد حوزه فرهنگی و اداری جدیدی شد. در دوره سلطنت بهمنی و سپس حکومت عادلشاهی بیجاپور، این منطقه اهمیت بیشتری پیدا کرد. منابع تاریخی نشان میدهند که میراج در دوره عادلشاهیان بخشی از ساختار اداری و نظامی بیجاپور بود و قلعه آن نقش مهمی در کنترل منطقه داشت. در سال ۱۶۵۹، در جریان گسترش قلمرو شیواجی، سانگلی و میراج از عادلشاهیان گرفته شدند و در سالهای بعد، این منطقه بار دیگر شاهد کشمکش میان نیروهای ماراتا، عادلشاهی و مغول بود.
اهمیت میراج برای پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی از همین دوره تاریخی آغاز میشود. فارسی در بخش بزرگی از دوران سلطنتهای اسلامی دکن، زبان مهم دیوانی، مکاتبات سیاسی، اسناد اداری و بخشی از فرهنگ درباری بود. بنابراین طبیعی است که آثار مکتوب فارسی در بناهای تاریخی، مساجد، آرامگاهها، بازارها و تأسیسات عمومی منطقه باقی مانده باشد. اهمیت این موضوع تنها یک ادعای کلی نیست؛ بررسیهای باستانشناسی نیز وجود کتیبههای فارسی در میراج و نواحی اطراف آن را ثبت کردهاند. در گزارش رسمی Indian Archaeology – A Review، چندین کتیبه دوره عادلشاهی در میراج معرفی شده است. یکی از این کتیبهها به ساخت مجموعهای شامل تالار، بازار و مغازههایی مربوط میشود که درآمد آنها برای هزینههای مسجد «صفا» اختصاص یافته بود. در همین مجموعه، کتیبهای دیگر به ساخت یک چاه پلکانی عمومی در سال ۱۵۸۵ میلادی اشاره میکند و کتیبهای دیگر از ساخت نمازگاه در سال ۱۵۸۶–۱۵۸۷ میلادی خبر میدهد.

این اسناد برای مطالعه تاریخ زبان فارسی در هند اهمیت ویژهای دارند؛ زیرا نشان میدهند که فارسی صرفاً زبان ادبی دربارها نبوده، بلکه در امور شهری، مذهبی، اقتصادی و اداری نیز کاربرد داشته است. در یکی از گزارشهای باستانشناسی، حتی به کتیبهای در روستای ارگ در منطقه سانگلی اشاره شده که مربوط به سال ۱۵۸۷ میلادی، دوران ابراهیم عادلشاه دوم، است و در آن درباره تعیین حدود یک روستا و مأموران اداری منطقه اطلاعاتی ثبت شده است. این سند نمونهای روشن از کاربرد فارسی در امور اداری و حقوقی منطقه دکن است.
از این منظر، میراج برای پژوهش درباره تاریخ زبان فارسی در هند اهمیت فراوان دارد؛ زیرا کتیبههای آن تنها یادگارهای معماری نیستند، بلکه اسناد تاریخی دستاولی هستند که نام فرمانروایان، مأموران، تاریخ ساخت بناها، امور مالی و حتی سازمان اداری منطقه را در خود حفظ کردهاند. مطالعه دقیق این کتیبهها میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه کاربرد فارسی در دکن و تعامل آن با زبانهای محلی، بهویژه مراتی، فراهم کند. حتی شواهد معماری قلعه میراج نیز با این سنت کتیبهنگاری ارتباط دارد. در یک بررسی باستانشناسی، وجود کتیبهای فارسی در بخش شرقی استحکامات قلعه گزارش شده که نام علی عادلشاه و تاریخ ۹۸۴ هجری را در خود دارد. همچنین کتیبه دیگری مربوط به محمد عادلشاه در یکی از دروازههای قلعه شناسایی شده است. این مجموعه شواهد نشان میدهد که تاریخ قلعه میراج با سنت کتیبهنگاری فارسی دوره عادلشاهی پیوندی مستقیم داشته است.
فرهنگ صوفیانه نیز یکی دیگر از زمینههایی است که در مطالعه تاریخ فرهنگی میراج اهمیت دارد. آرامگاه خواجه شمسالدین میرا صاحب از شناختهشدهترین مراکز زیارتی شهر است و امروزه پیروان گروههای مختلف مذهبی از آن دیدن میکنند. منابع رسمی منطقه ساخت بنای این آرامگاه را به سال ۱۶۶۸ میلادی نسبت میدهند و آن را یکی از مراکز مهم میراث معنوی میراج معرفی میکنند.
در کنار این میراث صوفیانه، میراج به دلیل ارتباط عمیق خود با موسیقی کلاسیک هند نیز شهرت یافته است. آرامگاه استاد عبدالکریم خان، از چهرههای برجسته موسیقی کلاسیک هند و بنیانگذار مکتب موسیقی کیرانا، در مجموعه همین درگاه قرار دارد. برگزاری برنامههای موسیقی در ارتباط با یادبود او، پیوند میان میراث صوفیانه، موسیقی و فرهنگ شهری میراج را در دوره معاصر نیز زنده نگه داشته است.
بنابراین، هنگامی که از ارتباط سانگلی و میراج با زبان و ادبیات فارسی سخن میگوییم، منظور تنها حضور چند کتیبه پراکنده نیست. این منطقه بخشی از حوزه بزرگ فرهنگی دکن بوده است؛ حوزهای که در آن فارسی، زبانهای محلی، فرهنگ درباری، معماری اسلامی، تصوف، تجارت و نظام اداری در تعامل با یکدیگر قرار داشتند. کتیبههای فارسی میراج و اطراف سانگلی، در کنار بناهای تاریخی و اسناد اداری، بخشی از همین میراث چندزبانه و چندفرهنگی را تشکیل میدهند.
از این رو، سانگلیـ میراج را میتوان یکی از مناطق قابل توجه برای پژوهش در زمینه تاریخ فارسی در دکن و حضور زبان فارسی در ماهاراشترا دانست. بررسی نسخههای خطی، کتیبهها، سنگنوشتهها، اسناد اداری، نامهای جغرافیایی و واژگان واردشده از فارسی به زبانهای محلی میتواند ابعاد تازهای از ارتباط فرهنگی ایران، دکن و جوامع مختلف هند را آشکار کند. این منطقه، در حقیقت، نمونهای از آن است که چگونه زبان فارسی در خارج از مراکز مشهور ادبی هند نیز در عرصههای حکومت، جامعه، دین، معماری و زندگی روزمره حضور داشته و بخشی از میراث تاریخی هند را شکل داده است.
در مجموع، سانگلی و میراج را باید یک حوزه تاریخی و فرهنگی پیوسته دانست؛ حوزهای که از یک سو میراث ماراتا، پاتوردان، کشاورزی و فرهنگ مراتی را در خود جای داده و از سوی دیگر، لایههای مهمی از تاریخ دکن، حکومتهای اسلامی، تصوف و اسناد و کتیبههای فارسی را حفظ کرده است. همین همنشینی میراثهای گوناگون، این منطقه را برای پژوهش در تاریخ فرهنگی و زبانی ماهاراشترا و بهویژه مطالعه جایگاه زبان فارسی در هند، شایسته توجه بیشتری میکند.
منابع:
1. Eaton, Richard M. (1978). Sufis of Bijapur, 1300-1700: Social Roles of Sufis in Medieval India. Princeton University Press.
2. Archaeological Survey of India. Epigraphia Indica (Arabic and Persian Supplements): Records of Deccan Fortifications and Inscriptions.
3. Gazetteers of the Bombay Presidency. Volume XXIV: Kolhapur and Southern Maratha Country States (Sangli and Miraj Princely States historical archives).
4. Maharashtra State Agricultural Marketing Board (MSAMB). Annual Market Intelligence Reports on Asia's Largest Turmeric and Raisin Hubs at Sangli.
Top of Form
Bottom of Form
نظر شما