مقاله:
کتابخانه خدا بخش در پاتنا؛ از گنجینههای نسخههای خطی تا پیوندهای فرهنگی جهان
تاریخ کتابخانه خدا بخش، میراث نسخههای خطی فارسی و اسلامی، فرهنگ کتابدوستی در هند و نقش کتابخانهها در حفظ حافظه تاریخی ملتها
نویسنده مقاله: آکاش بهاردواج (Akash Bharadwaj)
در شهر تاریخی پاتنا، مرکز ایالت بیهار در شرق هند، کتابخانهای وجود دارد که اهمیت آن از مرزهای جغرافیایی هند فراتر میرود. کتابخانه عمومی شرقی خدا بخش (Khuda Bakhsh Oriental Public Library) یکی از مراکز ارزشمند نگهداری نسخههای خطی و آثار تاریخی در شبهقاره هند است؛ نهادی که مجموعههای آن، تاریخ ادبیات فارسی، فرهنگ اسلامی، دانش پزشکی، تاریخنگاری و سنتهای علمی جهان را به یکدیگر پیوند میدهند. اهمیت این کتابخانه تنها به قدمت ساختمان یا شمار کتابهای آن محدود نمیشود. داستان شکلگیری آن، روایت خانوادهای اهل دانش و فرهنگ است که گردآوری کتاب و حفاظت از میراث مکتوب را وظیفهای فراتر از علاقه شخصی میدانستند. آنان مجموعهای خصوصی را به نهادی عمومی تبدیل کردند تا آثار ارزشمند گذشته در دسترس پژوهشگران و نسلهای آینده قرار گیرد.
از جمله گنجینههای شاخص این کتابخانه، نسخههای مصور تاریخی دوران گورکانیان هند، آثار علمی دانشمندان مسلمان، متون پزشکی و مجموعههایی از کتابها و نشریات است که در شهرهای مختلف شبهقاره منتشر شدهاند. در میان این آثار، میراث زبان و ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد؛ زبانی که برای قرنها در دربارها، دستگاههای اداری و محافل علمی و ادبی هند حضور گستردهای داشت.

۱. تاریخچه کتابخانه؛ از مجموعهای خانوادگی تا نهادی عمومی
تاریخ کتابخانه خدا بخش با خاندان «بخش» و بهویژه محمد بخش و پسرش خدا بخش پیوند خورده است. این خانواده از سنتی علمی و فرهنگی برخوردار بود و اعضای آن در زمینههایی همچون حقوق، ادبیات، فقه و دانشهای اسلامی فعالیت داشتند. محمد بخش (۱۸۱۵–۱۸۷۶)، که در دستگاه حقوقی آن روزگار فعالیت میکرد، مجموعهای ارزشمند شامل حدود ۱۴۰۰ نسخه خطی گردآوری کرد. این مجموعه حاصل علاقه او به کتاب و شناخت ارزش تاریخی و علمی نسخههای خطی بود. محمد بخش در واپسین سالهای زندگی خود از پسرش خواست که این میراث را حفظ کند و آن را به پایهای برای ایجاد کتابخانهای عمومی تبدیل سازد. خدا بخش، متولد ۱۸۴۲، این توصیه را سرلوحه فعالیتهای خود قرار داد.

خدا بخش پس از ورود به حرفه وکالت در پاتنا، به گردآوری کتابها و نسخههای خطی ادامه داد. او میدانست که حفظ چنین آثاری مستلزم صرف هزینه، ارتباط با کتابفروشان و نسخهشناسان و جستوجو در مراکز فرهنگی گوناگون است. ساختمان کتابخانه در سال ۱۸۸۸ تکمیل شد و در سال ۱۸۹۱، با حضور سر چارلز الیوت، مقام عالیرتبه وقت دولت استعماری بنگال، رسماً افتتاح شد. این نهاد با نام «کتابخانه عمومی شرقی» فعالیت خود را آغاز کرد و در زمان افتتاح، بنا بر روایت تاریخی مورد استناد مقاله، حدود ۴۰۰۰ نسخه خطی و ۲۵۰۰ جلد کتاب انگلیسی در اختیار داشت.
این تحول، نمونهای مهم از گذار مجموعههای خصوصی به نهادهای عمومی در هند اواخر قرن نوزدهم بود؛ حرکتی که امکان دسترسی گستردهتر به میراث مکتوب را فراهم کرد.
۲. خدا بخش؛ مردی که کتاب را میراث مردم میدانست
خدا بخش تنها یک مجموعهدار نبود؛ او در پی آن بود که کتابخانهای پایدار و قابل استفاده برای عموم مردم ایجاد کند. ارزش کار او را باید در شرایط تاریخی زمانهاش نیز در نظر گرفت؛ دورانی که بسیاری از نسخههای خطی ارزشمند در پی جنگها، دگرگونیهای سیاسی و فروپاشی دربارهای قدیمی پراکنده شده بودند. او برای دستیابی به آثار کمیاب، شبکهای از ارتباطات با فروشندگان و جستوجوگران نسخههای خطی ایجاد کرد. در روایتهای مربوط به فعالیتهای او، از همکاری طولانیمدت با فردی به نام محمد مکی یاد شده است که مأمور یافتن نسخههای کمیاب، بهویژه در مراکز مهم جهان عرب، از جمله قاهره و بیروت، بود.
این تلاشها نشان میدهد که گردآوری یک مجموعه معتبر تنها به داشتن منابع مالی وابسته نیست؛ شناخت ارزش آثار، ارتباطات علمی و تجاری، جستوجوی مستمر و تعهد به حفظ میراث فرهنگی نیز در شکلگیری آن نقشی اساسی دارند. از مهمترین جنبههای میراث خدا بخش، تصمیم او برای واگذاری مجموعه به مردم پاتنا بود. به این ترتیب، کتابخانه از یک دارایی خانوادگی فراتر رفت و به سرمایهای فرهنگی برای جامعه تبدیل شد؛ سرمایهای که ارزش آن با گذشت زمان افزایش یافته است.
۳. نسخههای خطی مصور؛ پنجرهای به تاریخ ایران و هند
یکی از شناختهشدهترین گنجینههای کتابخانه خدا بخش، نسخه مصور تاریخ خاندان تیموریه یا «تیمورنامه» است که در روایت مقاله به سالهای ۱۵۷۷–۱۵۷۸ میلادی، دوران سلطنت اکبرشاه گورکانی، نسبت داده شده است. این اثر به تاریخ تیمور و جانشینان او میپردازد و از منظر تاریخ سیاسی و فرهنگی، پیوندهای میان ایران، آسیای مرکزی و هند را بازتاب میدهد. تاریخ خاندان تیموری و میراث فرهنگی آن، در شکلگیری سنتهای سیاسی و هنری گورکانیان هند نقش مهمی داشت. نسخههای مصور دربار اکبرشاه از دستاوردهای برجسته هنر کتابآرایی در شبهقاره به شمار میروند. در این سنت، کتاب تنها وسیله انتقال متن نبود؛ هنرمندان با تصویرگری صحنههای تاریخی، شخصیتهای درباری و رویدادهای سیاسی، روایت مکتوب را به اثری هنری تبدیل میکردند.
نام هنرمندانی چون داسوانت، باساوان و منوهر در تاریخ نقاشی گورکانی اهمیت دارد. آثار این هنرمندان نشان میدهد که دربار گورکانی محیطی برای تعامل سنتهای تصویری ایرانی، آسیای مرکزی و هند بود. چنین نسخههایی برای پژوهشگران تاریخ هنر، تاریخنگاری، پوشاک، معماری، مناسبات اجتماعی و تشریفات درباری اهمیت فراوان دارند. ارزش آنها به محتوای نوشتاری محدود نمیشود، بلکه شیوه تولید، مواد بهکاررفته، آرایش صفحات و تصاویر نیز بخشی از اطلاعات تاریخی آنهاست. در این زمینه باید به جایگاه نسخههای خطی مصور در حافظه فرهنگی جهان توجه کرد. ثبت یک اثر در برنامه «حافظه جهانی» یونسکو، در صورت تأیید رسمی و دقیق عنوان مجموعه، نشاندهنده اهمیت آن برای میراث مستند بشریت است؛ ازاینرو، در ارجاع علمی به این موضوع، بهتر است عنوان رسمی ثبت یونسکو و مشخصات دقیق نسخه بررسی شود.

۴. کتابخانههای گورکانی و سنت کتابدوستی در هند
گردآوری کتاب در دربارهای گورکانی یکی از جنبههای مهم فرهنگ سیاسی و علمی این سلسله بود. کتابخانههای سلطنتی افزون بر آنکه محل نگهداری آثار بودند، در تولید دانش، نگارش تاریخ، ترجمه متون و توسعه هنر کتابآرایی نیز نقش داشتند. برخی کتابها از طریق خرید به مجموعههای سلطنتی راه مییافتند؛ برخی دیگر به سفارش دربار کتابت یا تصویرگری میشدند. گسترش قلمرو سیاسی، انتقال داراییهای کتابخانهای و جابهجایی مجموعههای متعلق به درباریان نیز در شکلگیری این گنجینهها مؤثر بود. در دوره اکبرشاه، حمایت از ترجمه و گردآوری متون گوناگون اهمیت ویژهای یافت. آثار فارسی، عربی، ترکی و متون هندی در محیط فرهنگی دربار مورد توجه قرار گرفتند. فارسی بهویژه در تاریخنگاری درباری، مکاتبات رسمی و ادبیات جایگاهی برجسته داشت.
بااینحال، رویدادهای سیاسی و نظامی گاه به پراکندگی مجموعههای کتابخانهای منجر میشدند. شورش سال ۱۸۵۷ و پیامدهای آن، از جمله سقوط مراکز مهمی چون دهلی و لکهنو، نقطه عطفی در تاریخ میراث مکتوب شمال هند بود. در آن دوره، شماری از کتابها و نسخههای خطی جابهجا شدند، به مجموعههای دیگر راه یافتند یا از میان رفتند. در چنین شرایطی، فعالیت مجموعهدارانی چون خدا بخش اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا گردآوری نسخههای پراکنده و حفاظت از آثار باقیمانده، بخشی از میراث فرهنگی را از خطر نابودی نجات داد.
۵. گنجینههای علمی؛ از جراحی تا گیاهشناسی
کتابخانه خدا بخش تنها به آثار تاریخی و ادبی محدود نیست. مجموعه آن از نظر تاریخ علوم نیز اهمیت دارد و آثاری را دربرمیگیرد که سیر انتقال دانش میان تمدنهای مختلف را نشان میدهند. یکی از نمونههای شاخص، آثار مرتبط با ابوالقاسم خلف بن عباس زهراوی، پزشک اندلسی سدههای دهم و یازدهم میلادی است که در تاریخ پزشکی با نام لاتینی Abulcasis نیز شناخته میشود. اثر مشهور او، التصریف لمن عجز عن التألیف، مجموعهای پزشکی است که بخش جراحی آن بهواسطه شرح ابزارها و روشهای درمانی شهرت یافته است. ترجمه لاتینی بخشهایی از این اثر در انتقال دانش پزشکی اندلس اسلامی به اروپا نقش مهمی داشت. مطالعه نسخههای مرتبط با این سنت علمی، برای شناخت تاریخ ابزارهای جراحی، شیوههای درمان و ارتباط میان دانش پزشکی اسلامی و اروپایی اهمیت دارد. از سوی دیگر، آثار مربوط به گیاهان دارویی و پزشکی یونانی نیز در تاریخ کتابخانههای جهان اسلام جایگاه ویژهای دارند. کتاب درباره مواد دارویی نوشته پدانیوس دیوسکوریدس، پزشک و گیاهشناس یونانی سده نخست میلادی، یکی از آثار تأثیرگذار این حوزه بود. این کتاب در سنت علمی جهان اسلام ترجمه و شرح شد و از طریق نسخهبرداری و انتقال میان زبانها، در گردش دانش پزشکی نقش ایفا کرد.
وجود چنین آثاری در مجموعههای تاریخی هند، یادآور این واقعیت است که علم در گذشته در محدوده مرزهای امروزی کشورها باقی نمیماند. متون از زبانی به زبان دیگر ترجمه میشدند، دانشمندان آنها را شرح میدادند و نسخهنویسان و کتابخانهها در انتقال این میراث میان نسلها سهم داشتند.
۶. مجموعه دِسنا؛ میراث یک جامعه دانشدوست
یکی دیگر از بخشهای مهم کتابخانه خدا بخش، مجموعهای است که با نام دِسنا (Desna) شناخته میشود. دِسنا در منطقه بیهار قرار دارد و سنتهای فرهنگی و آموزشی آن، در تاریخ محلی این ایالت جایگاه قابل توجهی دارد. بر اساس روایت مقاله، در سال ۱۸۹۹ انجمنی با نام «انجمن اصلاح» یا Anjuman al-Islah در این منطقه شکل گرفت. این انجمن بستری برای گردهمایی جوانان علاقهمند به آموزش و تحصیل بود و کتابخانه آن بهتدریج به مرکز فعالیتهای فکری و فرهنگی تبدیل شد. کتابخانه دِسنا در طول زمان به محلی برای ارتباط میان اهالی منطقه و شماری از چهرههای برجسته سیاسی و فرهنگی بدل شد. نامهایی چون راجندرا پراساد، شوکت علی، سید محمود و جی. بی. کریپلانی در روایت مربوط به این محافل ذکر شدهاند؛ هرچند جزئیات حضور و ارتباط هر یک از این شخصیتها را باید با اسناد تاریخی مستقل بررسی کرد.
مجموعه دِسنا شامل نسخههای خطی و هزاران جلد نشریه بود که در مناطق مختلف هند، از شهرهای بیهار تا مراکز دوردستتری چون لاهور و اورنگآباد، منتشر شده بودند. گردآوری این آثار تنها حاصل فعالیت یک فرد یا یک نهاد نبود؛ مشارکت جمعی اهالی دِسنا، که در نقاط مختلف کشور زندگی میکردند، در شکلگیری این مجموعه نقش داشت. در میان آنان، نجیب اشرف ندوی بهعنوان یکی از جستوجوگران کتابهای کمیاب معرفی شده است. او در دوران تحصیل در کلکته به یافتن آثار قدیمی و ارزشمند علاقه داشت و در جریان این فعالیتها، کتابهایی مرتبط با کالج فورت ویلیام و نسخهای از رباعیات عمر خیام را به دست آورد.
کالج فورت ویلیام که در سال ۱۸۰۰ در کلکته تأسیس شد، در تاریخ آموزش زبانهای هندی و ادبیات شبهقاره اهمیت دارد. فعالیتهای ترجمه و نشر آن در شکلگیری نثر جدید در برخی زبانهای منطقه مؤثر بود. از سوی دیگر، حضور نسخهای از رباعیات خیام در چنین مجموعهای، بار دیگر پیوندهای دیرینه میان ادبیات فارسی و فرهنگ کتابدوستی در هند را برجسته میکند. پس از تقسیم شبهقاره هند در سال ۱۹۴۷ و مهاجرت شماری از اهالی دِسنا به پاکستان، شرایط اجتماعی و نهادی نگهداری مجموعه تغییر کرد. طبق روایت مقاله، این آثار در سال ۱۹۶۰ به کتابخانه خدا بخش انتقال یافتند و در آنجا حفظ شدند.
اهمیت مجموعه دِسنا در این است که تاریخ کتابخانهداری را از محدوده دربارها و خانوادههای ثروتمند بیرون میآورد و نقش انجمنهای محلی، دانشپژوهان و شهروندان علاقهمند را در حفاظت از میراث مکتوب نشان میدهد.
۷. زبان فارسی؛ حلقه پیوند تاریخ ایران و هند
در میان موضوعات مختلف مرتبط با کتابخانه خدا بخش، جایگاه زبان فارسی شایسته توجهی ویژه است. فارسی برای قرنها یکی از زبانهای اصلی ادبیات، تاریخنگاری، مکاتبات دیوانی و فرهنگ نخبگان در بخشهای بزرگی از شبهقاره هند بود. در دوره گورکانیان، بسیاری از آثار تاریخی و ادبی به فارسی نوشته شدند و سنتهای کتابت و نگارگری نیز از تعامل هنرمندان و دانشوران ایرانی، آسیای مرکزی و هند تأثیر پذیرفتند. این میراث در کتابخانههای تاریخی هند، از جمله مجموعههای دارای نسخههای فارسی، همچنان قابل مطالعه است. نسخههای خطی فارسی میتوانند اطلاعاتی درباره تاریخ سیاسی، روابط اجتماعی، اندیشههای فلسفی، ادبیات عرفانی، مناسبات اقتصادی و پیوندهای فرهنگی میان مناطق مختلف ارائه کنند.
برای پژوهشگران ایرانی، مطالعه این مجموعهها از آن جهت اهمیت دارد که تاریخ زبان فارسی را نمیتوان تنها در محدوده جغرافیایی ایران امروز بررسی کرد. بخش مهمی از تاریخ این زبان در شهرهایی چون دهلی، لکهنو، حیدرآباد، پاتنا و کلکته شکل گرفته یا ثبت شده است. از این منظر، کتابخانه خدا بخش یکی از مراکز قابل توجه برای مطالعه حضور تاریخی فارسی در هند است. بررسی دقیق نسخههای فارسی این مجموعه، از جمله شناسایی کاتبان، تاریخ کتابت، محل تولید، ویژگیهای زبانی و مسیر انتقال نسخهها، میتواند به شناخت بهتر شبکههای فرهنگی ایران و هند کمک کند.
۸. کتابخانه، جامعه و مفهوم میراث مشترک
یکی از نکات مهم در تاریخ کتابخانه خدا بخش، تفاوت آن با مجموعههایی است که صرفاً بر پایه قدرت و ثروت دربارها شکل گرفته بودند. این کتابخانه، هرچند از سنت مجموعهداری خاندانهای اهل دانش بهره برد، در نهایت با هدف استفاده عمومی و حفظ میراث برای جامعه توسعه یافت. مجموعه دِسنا نیز نشان میدهد که گردآوری کتاب میتواند از دل فعالیتهای گروهی و انجمنهای محلی پدید آید. این تجربهها بخشی از تاریخ اجتماعی آموزش و مطالعه در هند هستند و اهمیت کتابخانهها را بهعنوان مراکز شکلگیری هویت فرهنگی و گفتوگوی فکری آشکار میکنند. در نیمه نخست قرن بیستم، دگرگونیهای سیاسی، اختلافات اجتماعی و مناقشات زبانی در شبهقاره بر فعالیت نهادهای فرهنگی نیز تأثیر گذاشتند. در چنین فضایی، کتابخانهها میتوانستند هم محل حفظ سنتهای زبانی و ادبی باشند و هم عرصهای برای پیوند میان نسلها و جوامع مختلف.
ارزش مجموعههای خدا بخش و دِسنا را باید در همین زمینه گستردهتر درک کرد: این آثار نهفقط به تاریخ یک خانواده یا یک شهر، بلکه به تاریخ جامعهای چندزبانه و چندفرهنگی تعلق دارند.
۹. میراثی که برای فروش نبود
در روایتهای مربوط به تاریخ کتابخانه خدا بخش، از پیشنهادی برای خرید این مجموعه از سوی موزه بریتانیا نیز یاد شده است. بنا بر نقل منسوب به سر علی امام (۱۸۶۹–۱۹۳۲)، این پیشنهاد با وجود ارزش مالی قابل توجه، پذیرفته نشد؛ زیرا مجموعه حاصل تلاش چندین ساله خدا بخش و پدرش بود و قرار بود در اختیار مردم پاتنا باقی بماند. این روایت، فارغ از ضرورت بررسی اسناد دقیق آن، بیانگر یک اصل مهم در اندیشه حفاظت از میراث فرهنگی است: ارزش یک مجموعه تاریخی را نمیتوان صرفاً با معیار قیمتگذاری سنجید.
کتابخانه خدا بخش بر پایه وقف و تعهد به استفاده عمومی شکل گرفت و مجموعه آن بهعنوان میراثی برای مردم حفظ شد. امروزه این کتابخانه نهادی عمومی و مستقل در چارچوب نظام اداری دولت هند است که زیر نظر وزارت فرهنگ فعالیت میکند و اداره آن بر عهده هیئتمدیرهای قرار دارد که فرماندار ایالت بیهار ریاست آن را بر عهده دارد. این ساختار نهادی، ادامه همان اندیشهای است که خدا بخش در پی تحقق آن بود: حفظ کتابها و نسخههای خطی بهعنوان سرمایهای عمومی، نه داراییای محدود به یک فرد یا خانواده.
کتابخانه عمومی شرقی خدا بخش در پاتنا نمونهای برجسته از نقش مجموعههای تاریخی در حفظ حافظه فرهنگی بشریت است. تاریخ این کتابخانه، از تلاشهای محمد بخش و خدا بخش تا انتقال مجموعه دِسنا و حفاظت از نسخههای خطی ارزشمند، نشان میدهد که میراث مکتوب چگونه میتواند از یک مجموعه خصوصی به سرمایهای عمومی و بینالمللی تبدیل شود. نسخههای مصور دوره گورکانی، آثار پزشکی و علمی، متون ادبی و مجموعههای نشریات، هر یک بخشی از تاریخ ارتباط میان تمدنها را بازگو میکنند. در این میان، میراث فارسی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا حضور این زبان در هند، بخشی جداییناپذیر از تاریخ فرهنگی شبهقاره و روابط تاریخی آن با ایران است.
داستان خدا بخش همچنین یادآور این نکته است که حفاظت از میراث فرهنگی تنها وظیفه دولتها و مؤسسات بزرگ نیست. خانوادهها، انجمنهای محلی، دانشپژوهان، کتابدوستان و مجموعهداران نیز میتوانند نقشی اساسی در نجات و انتقال آثار تاریخی ایفا کنند. در نهایت، ارزش واقعی چنین کتابخانهای تنها در تعداد نسخههای خطی یا قدمت آثار آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در دانشی است که برای نسلهای آینده حفظ میکند و در پیوندهایی که میان گذشته و حال، ایران و هند، و سنتهای علمی و ادبی جهان برقرار میسازد.
درباره نویسنده
آکاش بهاردواج (Akash Bharadwaj) پژوهشگر تاریخ و دانشجوی دوره دکتری در گروه تاریخ دانشگاه شیو نادار (Shiv Nadar University) در منطقه گریتر نویدا، در ایالت اوتار پرادش هند است. پژوهش دانشگاهی او بر تاریخ مجموعههای موزهای و فرهنگهای بصری ایالت بیهار تمرکز دارد. حوزه پژوهشی او به بررسی شیوه شکلگیری و تحول مجموعههای فرهنگی، تاریخ اشیای موزهای و نقش نهادهای نگهداری میراث در بازنمایی گذشته مربوط میشود. مقاله حاضر نیز از همین منظر، کتابخانه خدا بخش را نهفقط بهعنوان مخزن کتاب، بلکه بهمثابه نهادی تاریخی و اجتماعی بررسی میکند؛ نهادی که شکلگیری و گسترش آن با تاریخ خانوادهها، جامعه علمی، فرهنگ کتابدوستی و ارتباطات فرامنطقهای پیوند خورده است. این رویکرد به خواننده کمک میکند کتابخانه را فراتر از یک ساختمان یا مجموعهای از نسخههای خطی ببیند و آن را بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی هند در نظر بگیرد.
نظر شما