در سنتِ شعریِ خانقاهِ سیال شریف، اگر شخصیّتی حق شاعری را بهتمامی ادا کرده باشد، بیتردید آن شخص حضرت خواجه غلام فخرالدین سیالوی است. ذوقِ شعریِ خواجه غلام فخرالدین سیالوی بسیار عالی و ممتاز بود. وی تعداد زیادی از اشعار فارسی، اردو و پنجابی را از بر داشت. حسنِ شاعریِ او در این نکته نهفته است که هرگز بهطور رسمی از هیچ استادی اصلاح نگرفت، اما با این همه، در اشعار او سوز و گداز و پختگیِ فنیای دیده میشود که از شاعرانِ بزرگِ استاد نیز کمتر نیست. دیوانهای کاملِ بسیاری از شاعرانِ استاد را از حفظ داشت. شاعرانِ فراوانی از نواحی و اطرافِ سیال شریف به خدمت او میآمدند و اشعار خود را برای اصلاح عرضه میکردند.
در عرصهٔ شاعری، شاعران به دو دسته تقسیم میشوند: گروهی که با تلاش و ممارست به مقام میرسند و گروهی که شاعری در سرشت آنان بهصورت موهبتی الهی نهاده شده است. شاعرانِ موهبتی بدون ریاضتِ ظاهری نیز به رموز و اسرارِ شاعری آگاهی دارند. چنین شاعرانی هنگامی که شعر میسرایند، دردِ تمامِ زمانه در کلامشان جلوهگر میشود. خواجه غلام فخرالدین سیالوی نیز به همین قبیله تعلق دارد. خداوند متعال در سرشتِ او ذوقِ شاعری را به ودیعت نهاده بود. او امینِ ذوقِ شعر و سخنِ صوفیان بود و در شاعریِ خویش مفاهیم و موضوعاتِ سنتی را با تازگی و نوآوری آمیخت. اشعار او در خانقاههای چشتیه با شوق و علاقهٔ فراوان خوانده و شنیده میشود.
خواجه غلام فخرالدین سیالوی امین و پاسدارِ سنّتِ علمی و ادبیِ خاندانِ سیال شریف بود. وی فرزندِ خواجه ضیاءالدین سیالوی بود و ولادتش در سیال شریف واقع شد. به تصوف و دانش علاقهای عمیق داشت. فضای علمیِ خانقاهِ سیال شریف تأثیرات ژرفی بر طبع و شخصیت او برجای گذاشت. آموزشهای ابتدایی را در خانه فرا گرفت، سپس نزدِ استاد حافظ کریمبخش قرآنِ مجید را حفظ کرد. آنگاه نزدِ مولانا معینالدین اجمیری کتبِ درسِ نظامی را مطالعه نمود. تذکرهنویسان احوالِ آغازینِ او را چنین بیان کردهاند:
’’نام پدرش خواجه ضیاءالدین سیالوی بود. قرآن را نزدِ حافظ کریمبخش حفظ کرد. به دستِ حضرت خواجه حامد تونسوی در سلسلهٔ چشتیه بیعت نمود. تحصیلات ابتدایی را در سیال شریف انجام داد. نزدِ مولانا معینالدین اجمیری کتابِ قطبی، نزدِ میر قطبی مشکاة شریف، مقاماتِ حریری و سبعهٔ معلّقه را خواند.‘‘
وی نیز مطابقِ سنتِ مشایخِ خانقاهِ سیال شریف، نزدِ سجادهنشینِ تونسه شریف، خواجه محمد حامد تونسوی، شرفِ بیعت یافت. شخصیتی صوفیمشرب و صاحبِ حال داشت. رنگِ درویشی در طبع او آشکار بود. نهایت خوشخُلق و فروتن بود. هرکس به حضورش میرسید، از تواضع و انکسارِ او بهشدت متأثر میشد.
او در جنبشِ استقلال پاکستان نیز نقشی فعال و مؤثر ایفا کرد و در همهٔ عرصهها یاورِ برادرِ بزرگتر خود، خواجه قمرالدین سیالوی، بود. در نوشتنِ تعویذات مهارت داشت و حتی خواجه قمرالدین سیالوی نیز مردم را برای گرفتنِ تعویذ به نزدِ او ارجاع میداد.
در شاعری، تقریباً همهٔ انواعِ سخن را آزمود. در کلامش حمد، نعت، غزل، قصیده، منقبت، قطعات و رباعیات دیده میشود. بر کلامِ بیدل و میرزا غالب تسلط کامل داشت و اشعار آنان را از حفظ میدانست. به علامه اقبال نیز علاقهای ویژه داشت و کلام او را نیز از بر میخواند. نسبت به اشعار فارسی و اردو مطالعهای عمیق و گسترده داشت.
مجموعهٔ شعریِ او با نام «بابِ جبرئیل» منتشر شده است و تصنیفِ دیگرش با عنوان «الفقر فخری» نیز به طبع رسیده است.
خواجه غلام فخرالدین سیالوی در چهار زبانِ اردو، فارسی، پنجابی و عربی با روانی شعر میسرود و در اشعارش نمونههایی از هر چهار زبان یافت میشود. او از شاعرانِ برجستهٔ عصرِ خویش بهشمار میرفت و بیشتر به نعت، منقبت، غزل، قطعه و رباعی میپرداخت. اشعارش آمیزهای از ذوقِ عارفانه و عاشقانه است که در آن هم رنگِ حقیقت و هم مجاز دیده میشود. حالاتِ عشق، حکمت و تصوف را با بیانی فلسفی عرضه میکند.
کلامِ فارسیِ او رنگِ شاعرانِ بزرگِ استاد را دارد و تمامیِ مقتضیاتِ فنی را برآورده میسازد. شاعریِ غلام فخرالدین سیالوی آغشته به رنگِ عارفانه و درویشانه است. او از تلمیحاتِ اسلامی و ترکیباتِ زیبا بهره میگیرد و در فارسی و اردو شعرِ عالمانه و عارفانه سروده است. بخشِ بزرگی از کلامِ صوفیانِ فارسیزبان را از حفظ داشت و اشعار را چنان شرح میداد که شنونده در شگفتی فرو میرفت. گاه نیز زائرانِ خانقاه را با اشعارِ خویش موعظه و نصیحت میکرد.
در کلامِ او سوز و گداز، فراوانیِ عشق و محبت و جذبهای بیپایان از عشقِ رسول ﷺ موج میزند. حمد در زبان فارسیِ از او نیز نمونهای عالی از پختگیِ فنی است:
هر ذره تا بدار ز مهر وجود تست
هر گوهر آبدار ز بحر شهود تست
گل هاست سینه چاک و عنادل جگر کباب
روداد حسن و عشق زذات ورود تست
شاها عنایتی که نمودی به مشت خاک
سر گشته اندر آن شده چرخ کبود تست
محبتِ رسول ﷺ جانمایهٔ کلامِ اوست. مرکز و محورِ شاعریِ وی ذاتِ مقدسِ حضرت رسول اکرم ﷺ است. هرگاه نامِ مبارکِ آن حضرت بر زبان میآمد، اشک از چشمانش جاری میشد. نعتهای او دارای رنگ و لهجهای خاص و ممتاز است. اشعارِ نعتیهٔ او شیرینیای دارند که از ویژگیهای صوفیانِ چشتیه است. نعتِ فارسیِ او آراسته به تمامیِ لطافتهای شعری است.
هدیه سلام به حضور سرور کونین محمد مصطفیﷺ:
ای پناه جهان سلام علیک
تکیه بی کسان سلام علیک
مطلع کن فکان سلام علیک
مقطع مرسلان سلام علیک
لطف فرما که ما شکسته تر ایم
لطف شایان شان سلام علیک
پس از میلادِ شریف، تقدیمِ سلام در بارگاهِ رسولِ اکرم ﷺ از موضوعاتِ مهمِ شعرِ اردو و فارسی بهشمار میرود. شاعرانِ عربی، فارسی و اردو همواره سلامهای شعریِ خویش را به پیشگاهِ آن حضرت تقدیم کردهاند. در نزدِ صوفیان، سلام بر پیامبر ﷺ جزئی اساسی از محافل آنان است. خواجه غلام فخرالدین سیالوی نیز این سنت را ادامه داد و سلامهایی آکنده از سوز و محبت به بارگاهِ سرورِ کائنات ﷺ تقدیم نمود.
وی در زبانِ فارسی مناقبِ شخصیتهای مختلف، بهویژه حضرت علی شیرِ خداؓ، را نیز سروده است. در تصوفِ چشتی، حضرت علیؓ سرچشمهٔ ولایت بهشمار میرود و منقبتخوانیِ او در خانقاهها رایج است. منقبتِ فارسیِ خواجه غلام فخرالدین سیالوی در شأنِ مولا علیؓ رنگی خاص و ممتاز دارد.
منقبت شریف حضرت مولا علی مشکل کشا:
ای منبع جود و سخا مولا علی مشکل کشا
نظر کرم سوی گدا مولا علی مشکل کشا
ای کاشف رنج والم افتاده اندر مشکلم
مشکل کشا شیر خدا مولا علی مشکل کشا
غزل نیز میدانِ ویژهٔ اوست، اما در غزلهایش بهجای معشوقِ متعارف، رنگِ نعت غالب است. مضامینِ غزلهایش بازتابِ اندیشهٔ صوفیانهٔ سنتی است. غزلهای فارسیِ او دارای سادگی، پیوستگی و روانیاند.
امید وفا دارم زآنکس که نشد گاهی
نظرش به سوی بسمل افتاده سر راهی
حیف است که بکشایم این دیده حسرت بین
چون باز نمی بینم آن رشک خرو ماهی
من خسته آن چشمم فریاد برون نارم
کان خاطر نازک را کلفت ندهد آهی
دردیست دلم سوزان آن باد صبا کو شد
که آرد سر زلفش بوی به سحر گاهی
او قطعاتی در تاریخِ وفاتِ مشایخِ چشتی سرود و با مهارتی خاص مادّهٔ تاریخ استخراج کرد. همچنین برای پیر محمد کرمشاه الازهری و خواجه معینالدین خان قطعاتِ وفات نگاشت که نشاندهندهٔ قدرتِ سخنپردازیِ اوست.
پیر صاحب محمد کرم شاه شد و اصل حق
۱۱ ه (ظاهراً ۱۴۱۱ است)
محمد کرم شاه این مهرتابان
بگفتا سال رحلت فخر خوشتر
او همچنین قطعه وفات حضرت خواجه معینالدین خان صاحب را نوشت:
سال رحلت فخر باتف این گفت
یوسف مصری معین الدین خان
۱۴۱۲ه
خواجه غلام فخرالدین سیالوی در شاعریِ فارسی نسخههای مجرّبِ طبی نیز به نظم درآورده است. در سنتِ صوفیه، حکمت و تصوف پیوندی عمیق دارند و بسیاری از صوفیان علاوه بر درمانِ روحانی، به درمانِ جسمانی نیز میپرداختند. از همین رو، او نسخههای حکمی را در قالبِ شعر عرضه کرده است.
برای تقویت اعصاب :
توله زیبق دو توله جاوتری
بعد تسحیق ثلث ازان برگیر
ثلث را کن سه نوبت استعمال
صره بسته بجوش اندر شیر
پس همان شیر نوش باید کرد
نوجواں کند بمرد پیر
برای امراض معده:
گیر تیزاب خالص کبریت
فلفل گرد را سته شب ترکن
پس بخور فلفلی ز بعد بعام(طعام)
داروی معده از بر کن
برای ورم خناق :
گیر نوشادر و یمانی شب
هر دو هم جنپد کرده خوب بمال
قرص کرده با آب بند به ورم
ورم خناق به کند در حال
وی همچنین مناقبِ مشایخِ سیال شریف، از جمله خواجه شمسالدین سیالوی و خواجه قمرالدین سیالوی، را سروده است که در محافلِ خانقاهِ سیال شریف با کثرت خوانده میشود.
اے قدوۃ اهل زماں یا خواجه شمس العارفین
اے قبله صاحب دلان یا خواجه شمس العارفین
اسم است اعظم نام تو حرز است جانم نام تو
هر لحظه ام ورد زبان یا خواجه شمس العارفین
منابع مقاله
’’شعرگوئیِ خواجه غلام فخرالدین سیالوی‘‘
مؤلفان مقاله:
- دکتر محمد نعیم گهمن: استادیار زبان و ادبیات اردو، کالج دولتی شالیمار، باغبانپوره، لاهور
- محمد ریاض: مدرس زبان اردو، کالج دولتی اسوشییت، دیپالپور
- عامر حسن: مدرس زبان اردو، دانشگاه لاهور
- علی مرتضی: دانشجوی دکتری (Ph.D)،دانشگاه دولتی کالج فیصلآباد
منابع کتاب:
- غلام فخرالدین سیالوی، حضرت خواجه
بابِ جبرئیل، سرگودها: سیال شریف، ص. 11، 13، 20، 23، 38.
نظر شما