رهبر شهید آیتالله خامنهای، به ابدیت پیوست، ولی خصوصیات و میراثش به مدت طولانی جهان را متحول ساخته و ماندگار خواهد بود. آن قائد اعظم، رشد طبیعی و متعالی داشته و مزین به صفات نیک فراوان بود: محقق مداوم، مبلغ و مبارز شجاع، سخنور کمنظیر و خستگیناپذیر، نویسنده و مترجم توانا، عمیقا اهل مطالعه، عالم مجاهد، آگاه به زمان و اندیشههای گوناگون اعم از چپ و راست، سنتی و متجدد، پدر چهار عالم دینی، انقلابی زنداندیده، شکنجهشده و تبعیدی، از متفکران و دست اندکاران یکی از مردمیترین انقلابهای تاریخ، خطیب فصیح و بلیغ نماز جمعه، نماینده امامی مثل خودش در شورای عالی دفاع؛ حاضر در جبهههای جنگ، از مؤسسین حزب جمهوری اسلامی، رجالی و فقیه فلسفی، عارف و در عین حال پیکارگر، رئیسجمهور ولی فروتن و سرانجام رهبر سادهزیست و پیشوای استکبارستیز و مرجع نه صرفا تقلید، بلکه مرجع بهروز، الگوآفرین و الهامبخش و مسلط بر اذهان و ضمایر دهها میلیون انسان اعم از شیعه وسنی و آزاده و استکبارستیز و عامل تجمع حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون سوگوار در بزرگترین مراسم تشییع تاریخ.
آیتالله خامنهای(ره) در شعر، ادبیات، هنر و موسیقی نیز صاحبنظر بود. این بُعد فرهنگی، شخصیت او را از بسیاری از زمامداران تاریخ متمایز میساخت؛ سیاستمداری که با شعر و رمان و هنر مأنوس باشد، جهان و انسان را تنها از دریچه قدرت نمینگرد؛ به قول یکی از برندگان جایزه نوبل ادبی: «اگر سیاستمداران اهل شعر و ادب میبودند، جهان مکان بهتری برای زیستن میبود.» رهبر ادیب با تخلص امین چنین حماسی سرود و سر داد:
دِلا! ز معرکه محنت و بلا مگریز
چو گِردباد به هم پیچ و چون صبا مگریز
تو را است معجزه در کف، ز ساحران مهراس
عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز
تو موج غیرت و عزمی، ز بحر بیم مدار
حذر ز غرش طوفان مکن ز جا مگریز
ز سستعهدی ایام دلشکسته مشو
نشانه باش چو پرچم، ز بادها مگریز
چو صخره باش و مکن تکیه جز به دامن کوه
به حق سپار دل خویش و از دعا مگریز
تو از تبار دلیران خیبر و بدری
چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا مگریز
به نوشخند منافق ز ره کناره مگیر
به زهرخند معاند به انزوا مگریز
چو ره به قبله امن است پایمردی کن
خطا مکن، ز توهم به ناکجا مگریز
چو تیر راه هدف گیر و بر هدف بنشین
ز کجروی به حذر باش و از خدا مگریز
«امین» خلق و امانتگزار یزدان باش
به صدق کوش و خطر کن ز مدعا مگریز
انسان قوی نیست مگر این که نیروهای متضاد را در خود جمع کند. سید علی همچون امام علی(ع) هم مرد شعر بود و هم مرد شمشیر.
خطای بزرگ در شناخت شخصیتهایی چون امام خامنهای(ره) این است که ایشان را در موضعگیری سیاسی غیرمنطبق با سلیقه و عقیده خود فروبکاهیم. این در حالی است که کلیت مبانی اعتقادی، صفات اخلاقی، آثار و گفتار و کارنامه هفتادساله ایشان را باید معیار قضاوت قرار داد. برای درک حقایق باید تا فاصلههای دور سفر کرد و از اسارت تبلیغات ناقص و فاسد رهایی یافت. اگر کسی بدون شناخت از آثار و افکار رهبر شهید و کلیت کارنامه ایشان به اظهار نظر میپردازد، تحمیق و یا اغفال شده است. سطحینگران دشمن موجود و عاشق مفقود بوده و با رفع حجاب معاصرت، آیندگان به عظمت و تمایز پیشوای شهید پی خواهند برد. چنان که زعیم شهیم باشهادت در متن مردم و نه در ویلا و پناهگاه و… محبوبیت داخلی و خارجی عمیقتر کسب کرد.
رهبری ایشان مرحله به مرحله و متعادل بود. گزینش رهبر شهید برخلاف زمامداری اکثریت رؤسای دیگر تاریخ، آلوده به کشتار و کودتا و دسیسه و تصفیه و تحمیل اراده بیگانه و رشد غیرطبیعی و استخباراتی نبود.
زن و مرد مسلمان و غیرمسلمان در رثای ایشان از ممالک و قارههای مختلف جهان شعر و آهنگ سرودند و از طرق مختلف اعلام حمایت کردند. به قول مولا علی (ع) : «فضیلت اهل فضیلت را صاحب فضیلت میشناسد.»
آیتالله خامنهای(ره) همچون سلطان صلاحالدین ایوبی هم فقیه بود و هم نظامی و کارشناس امور جنگ. خوشبختانه مثل صلاحالدین فقاهتش بر دانش جنگیاش غلبه داشت. رهبر شهید واجد امتیازات صلاحالدین و عاری از عنوان سلطنتی و تعصب مذهبی و بلکه مترجم، مدافع و منادی تقریب مذاهب اسلامی حتی مدتها قبل از پیروزی انقلاب بود. جانفشانی شهید خامنهای(ره) بار دیگر بیتالمقدس را به مکان امن برای پیروان همه ادیان و حتی غیردینداران تبدیل خواهد ساخت.
شهید خامنهای(ره) تقابل جمهوری اسلامی ایران با قدرتهای مسلط جهانی را صرفاً یک اختلاف سیاسی روزمره نمیدانست، بلکه آن را نزاعی عمیق درباره استقلال، فرهنگ، منافع، هویت و آینده ملتها تلقی میکرد. آیتالله خامنهای(ره) تنها در حجره درس یا دفتر سیاست پرورش نیافت؛ از همین رو، حوزه، سیاست، فرهنگ، اقتصاد و قدرت نظامی در منظومه فکری رهبر معظم، اجزای یک رویارویی بزرگتر بودند. سیره، سخنان، آثار و بهخصوص نحوه رهبری آیتالله خامنهای(ره) مستلزم کنفرانسها، سمینارها، مقالات و کتابهای مستقل، نه فقط از سوی دوستداران، بلکه حتی از سوی منتقدان جدی میباشد.
شخصیتهای شکوهمند با شهادت؛ عمری دوباره یافته و ابهت و عظمت شان باعث ترس و خشم مخالفان و تشجیع و تحریک ارادتمندان میگردد. گزارشگر تلویزیون ABC امریکا در اثر حضور چندین میلیونی تشییعکنندگان پیکر پاک امام خمینی(ره) چنان منفعل شده بود که گفت «دیدن چنین جمعیتی ترسناک است!»
بی حکمت نیست که مرقد و مزار این بندگان فرزانه و فداکار محل تجلی، تجمع و تمدن گردیده و پیکر در خاکخفته شان نیز پیام و مرام دارد.
به قول حافظ:
بر سر تربت ما چونگذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
رهبر شهید گفته بود که اگر به ما حمله شود «عاشورای دیگر برپا خواهیم کرد» الحمدلله که حماسه دیگری تحقق یافت و صد شکر که موفقیت این عاشورا زودتر تبارز و تجلی کرد. شکست اسرائیل و امریکا حسن ختام و حماسه تمام رهبریت آقای شهیدان ایران است. اگر ایرانیان و مسلمانان و آزادگان جهان هماهنگ گردند، آرمان این شهدا که رهایی از چنگال نظام سلطه که فرزند نامشروع آن ترامپها و نتانیاهوها است، برآورده خواهد شد و در جهان به مراتب بهتر خواهیم زیست. تحقق این مرام رادمردان و شیرزنان، قربانی و ایثارگری میخواهد. به قول بیدل:
بیدردی از خیانت اعمال زندگیست
از هر نفس که ناله ندارد حساب گیر
اقتضا و التزام رهبری در اسلام، علم، تقوا، شجاعت، مدیریت، سادهزیستی، استکبارستیزی، عدلپروری، ظلمستیزی و جانبازی میباشد. مگر غیر از این است که امام علی(ع) میفرمایند: «اگر خداوند از علما پیمان نگرفته بود که با پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نگیرند، زمام خلافت را به حال خود رها میکردم.» هر عالم و پیشوای مسلمان باید تا پای جان در راه خدا و خوبیها پیشآهنگ باشد. عالم و امامی که توسط دشمنان دین و دانش تضعیف، زندانی، تبعید و یا شهید نشود، باید دلایل قناعتبخش داشته باشد و الا تجرید و تقبیح خودش مشروع خواهد بود.
علامه بلخی که میتوانست خامنهای افغانستان شود، سروده بود:
ما عاشقیم و کشته شدن افتخار ماست
شمشیر تیز عشق ز سنگ مزار ماست
بی زخمِ تیغِ عشق ز عالم نمیرویم
بیرون شدن ز معرکه بیزخم، عار ماست
مردانه وار عازم بزم شهادتیم
ما با وجود سنگ مـلامت، سلامتیم
چه زیبا و پرمعنا است که امامان اهل بیت فرمودهاند: «ما یا مقتول میشویم و یا مسموم.» چرا چنین عاقبتی!؟ زیرا که بیشترین جدل و خصومت با سخن حق است. به قول حافظ:
شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیست
این کرامت همره شهباز و شاهین کردهاند
یکی از مفاهیم و مواریث دینداری، رهایی از تناقض است. بنا بر این نحوه نگرش، نمیتوان دیگران را به آخرتگرایی دعوت کرد و خود آلوده به دنیاگرایی بود.
رهبر شهید بدون تناقض زیست و سخن و سیره ساده و بیپیرایهاش بازتابی از سخن و سیره پیشوایان اصیل دینی و اخلاقی میباشد. او در کشوری مثل ایران و توسط نخبگان، بدون این که خود بخواهد به عنوان رهبر برگزیده شد. محبوبیت داخلی و خارجی و تشییع جنازه مردمی و بیمانند، عمق مطلوبیت و موفقیت ایشان را نشان میدهد.
در نگاه دینی، رهبری امتیاز شخصی نیست، بلکه مسئولیتی سنگین است. رهبر باید بیش از دیگران پاسخگو، فداکار و آماده پرداخت هزینه باشد. مسلمانان باید در راستای مطالبه و مساعدت همچون رهبران محبوب و مردمی و حکیم و حماسی کار و کوشش کنند. در غیر آن همه گنهکار و فلاکتباریم.
آیت الله خامنهای(ره) ما را بیشتر از پیش به فضیلت و حقانیت رهبری اصیل دینی و تداخل سیاست در دیانت متقاعد ساخت. روال متداول رهبری در جهان اسلام بایستی از نوع ایشان گردد و الا اسیر و فقیر خواهیم ماند.
پیشوای شهید با تأکید بر اتحاد مسلمانان و آزادگان جهان و استقلال و انکشاف جهان سوم، مخالفت و نفرت نظام سلطه را برانگیخت.
تمجید پیشوای متقی و مجاهد، بازتاب عینی و میدانی داشته و شعاری توأم با شعور و سند است و نه شور و شعف شتابزده! چنان که حتی دشمنان اسلام و ایران به استقلال، پیشرفت و پایداری ایران در پرتو رهبری ایشان معترف هستند.
هر چه بیشتر آیتالله خامنهای(ره) را مورد شناسایی و تأسی قرار دهیم، بهتر از چنگال سردمداران وامانده و وابسته رهایی خواهیم یافت. رهبر شهید با چنین مکارم و ارمغانها بخل و حسادت زمامداران منحرف را برانگیخت. اینان در برابر محاسن و دستاوردهای رهبر شهید، احساس حقارت میکنند. به قول بیدل:
از اهل دول حیا مجویید
اخلاق کجاست؟ منصب آمد
بنده از جوانی به افکار، آثار و اشعار ایشان و مرادمان امام خمینی(ره) آشنایی داشته و با گذشت زمان و به صورت فزاینده به حقانیت این دو شخصیت شکوهمند پی بردم. دو رهبری که در امور فردی و جمعی ممتاز بودند.
به قول فرهاد قنبری تحلیلگر سیاسی: «آیتالله خمینی و آیتالله خامنهای تنها زمامداران (حداقل چند صد سال اخیر ایران) هستند که فاقد حرمسرای زنان و برعکس تکهمسر بوده و هیچگاه طلاق یا همسر دیگری را تجربه نکردهاند». به این بیفزایید تکریم همسران و فرزندان توسط ایشان را. بیدل چه زیبا گفته است:
هر دو در گلشن آفاق ندارید نظیر
اگر او باغ گل است، تو چمن یاسمنی
اگر اقوام کشورهایی مثل افغانستان به یک رهبر لایقی از خاندان رسول الله(ص) کرنش و اقتدا میکردند، اکثر دشواریهای جامعه رفع میگردید. به قول مهدی پیشوایی: «ملاحظه اعتبارهای واقعی اجتماعی، بدون شکستن مبانی عمومی و احکام ثابت اسلام و بلکه در چارچوب و محدوده وسیع آن (مثل برابری انسانها و اقوام) امری است که قواعد شرعی، آن را تأیید میکند و این معنا شواهد زیادی دارد.»
واقعیت این است که «رهبری در اسلام یک مصیبت است.» چنین رهبری نه عرصه تجملپرستی و ثروتاندوزی و انحصارگری، بلکه همچون رسول مدنی و مولا علی و سید علی خامنهای، مستلزم ایثارگری و از خودگذشتگی میباشد. بنیهاشم در صدر اسلام به کرات کشته شده، به حاشیه رانده شده و تا حالا مورد تهاجم و تضعیف قرار دارند. در این شرایط جهان اسلام اسیر و در بندی خاندانهای امویان و عباسیان و صفویان و آل سعود و… شد. پیشوایان این مشرب نه قاتل، بلکه مقتولند. تنها در این مکتب است که امام معصوم آن فرموده است: «مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ أَوْ مَسْمُومٌ – از ما نیست مگر کشتهشده و یا زهر دادهشده.»
تمایز و فضیلت دیگر چنین رهبری در کلام پرپیام امام علی(ع) چنین آمده است: «خداوند مرا پیشوای خلق خود قرار داد. از این رو، بر من واجب کرد که درباره خودم و خورد و خوراک و پوشاکم همانند مردمان تنگدست باشم، تا نادار به ناداری من تأسی جوید و توانگر را توانگریاش به طغیان و سرکشی نکشاند.» در هر دو سخن فوق عطر سروش غیبی محسوس است.
بر اساس سیره رسولالله و قول علی مرتضی در بین اینهمه مذاهب و مکاتب فقط در مکتب اهل بیت شرط است که سطح زندگی رهبر باید مطابق زندگی طبقه فقیر جامعه باشد. امامخمینی و شهید خامنه ای این شرط را نیز دارا بودند.
هرچند میدانم که تعدادی از سخن درست، تفسیر نادرست میکنند در عین حال خاطرنشان میسازم که بزرگترین دشمن حقیقت، نه باطل، بلکه ذهنهای تنبل است.
حمایت فزاینده جهانی از رهبر شهید و نفرت سرتاسری از ترامپ و نتنیاهو این سخن امام صادق(ع) را در ذهن تداعی میکند: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَة وَ حَیْرَة الضَّلَالَة – حسین خون خود را برای تو نثار کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات دهد.»
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
رهبری بنیهاشم ضد قومپرستی و خودپرستی بوده و باعث اتحاد اقوام و طوایف میگردد. یکی از عوامل تحکیم و تداوم سه امام و امت و مملکت، همین پیوندشان با سلاله رسول الله(ص) میباشد.
به دنبال رحلت امام خمینی(ره) روزنامه آسترالین، کاریکاتوری از سلمان رشدی چاپ کرد که دست از پا درازتر به جزیرهای گریخته و چنین ناله میکرد: «فقط خمینی خامنهای شده است!» به کوری چشم مخالفان الان نیز خامنهای کهنسال تجدید به خامنهای میانسال شده و نظام سلطه مجبور است که در برابر واقعیت ماندگار کرنش نماید.
منبع: خبرگزاری دید
لینک:
https://didpress.com/201942/
نظر شما